مهدى سعیدى
تلاش های سیدمحمدخاتمی با هدف فراهم سازی شرایط برای بازگشت چهره های مردود در انتخابات گذشته، در ماه های اخیر به اوج خود رسیده است. مدتی پیش وی با طرح شروطی اعلام کرد که در صورت تحقق آن، جریان دوم خرداد این بار نیز در انتخابات شرکت خواهد کرد شروطی غیرقانونی که از همان ابتدا، منتفی بودن آنها مشخص بود. این تلاش خاتمی نتوانست دستاوردی برای این جریان داشته باشد و افکارعمومی نیز بی توجه از کنار آن گذشت!
به تازگی جمعی از همراهان و حامیان جریان فتنه با تنظیم نامه ای به خاتمی تلاش کرده اند تا با بازارگرمی، بار دیگر شروط غیرقانونی خاتمی را مورد توجه افکار عمومی قرار دهند. این نامه پارادوکس گونه که به امضای تعدادی از اعضای گروه های غیرقانونی چون نهضت آزادی، سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت رسیده است، ضمن تشکر از خاتمی به وی یادآور شده که «در صورت ادامه وضع موجود، کمترین چشم انداز روشنی برای صیانت از آرای مردم و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت.»
از سویی دیگر نویسندگان نامه نخواسته اند همه پل ها را پشت سر خود خراب کنند و تنها از تحریم انتخابات سخن بگویند، لذا در بخشی از نامه می نویسند: «ضمن تأکید بر ضرورت ادامه تلاش برای تعامل و متقاعد کردن مسئولان امر به پذیرش حق حاکمیت مردم بر پایه اصول مصرح قانون اساسی و تن دادن آنان به تأمین حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه ...»
این نامه که در گام اول تلاش دارد تا نظام اسلامی را تهدید به «تحریم انتخابات» کند، دارای ملاحظاتی است که به برخی از آن اشاره می شود:
1- اردوگاه فتنه امروز در وضعیتی نیست که بخواهد برای نظام اسلامی شرط تعیین کند و آنقدر انحراف و اتهام در پرونده ایشان ثبت شده است که برای بازگشت، ابتدا باید از خطاهای گذشته در پیشگاه ملت و انقلاب توبه و اعلام برائت کنند. مشکل بخشی از اصحاب فتنه نیز حتی با این برائت جستن حل نخواهد شد و به دلیل جرائمی که دارند، دستگاه عدالت اسلامی باید تکلیف آنان را مشخص کند، لذا نامه نگاری های تکراری و طلبکارانه از نظام اسلامی مشکلی را از مشکلات آشفته بازار فتنه گران حل نخواهد کرد.
2- خدمت آقای خاتمی و همراهان شان باید یادآوری کرد که در نظام مردم سالاری دینی یکی از مهم ترین شاخصه ها، رعایت شایسته سالاری در انتخاب و انتصاب مسئولان است. این اصل اولیه آنقدر بدیهی است که کمتر آشنایی با آموزه های اسلامی را می توان یافت که نسبت به آن ناآگاه باشد. ضمن آنکه نظام اسلامی نیز طبق هیچ شرایطی نخواهد توانست از این شرط هویت بخش عدول کند!
حوادث به وقوع پیوسته بعد از انتخابات 22 خرداد88، در کارنامه بخشی از همراهان و دوستان آقای خاتمی ثبت شده و آنها را برای تصدی سمت های مهم در نظام اسلامی فاقد صلاحیت کرده است. تلاش برای بازگرداندن این افراد به قدرت، کوبیدن بر طبل توخالی است که چیزی عاید این جریان نخواهد کرد.
3- نویسندگان نامه فوق نیز چهره های سوخته ای هستند که اغلب آنها خود از متهمان و محکومان فتنه 88 به حساب می آیند و مدت هاست که مرجعیت سیاسی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی را از دست داده اند و حتی در اردوگاه فتنه نیز برخی از آنها نفوذی ندارند، لذا فهرست کردن ده ها نفره اسامی افرادی که از وزن اجتماعی - سیاسی قابل ملاحظه ای برخوردار نیستند، تغییری در فضای سیاسی کشور ایجاد نخواهد کرد. تنها اثر آن را می توان در تولید خوراک خبری برای برخی سایت ها و خبرگزاری های دشمنان نظام اسلامی جست وجو کرد.
4- نویسندگان پرمدعای این نامه که بخشی از آنها به آغوش بیگانگان گریخته اند، آنقدر در دنیای مجازی دچار توهمند که خود را نماینده ملت دانسته و با سیاه نمایی و تیره و تار نشان دادن وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی کشور مدعی می شوند که «مردم امید هر نوع تغییر و بهبود در زندگی خود را از دست داده اند!» این اظهارات در حالی صورت می گیرد که ملت ایران این روزها شاهد حماسه بزرگ مردم استان کرمانشاه در استقبال از رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده اند! به راستی اگر ملت ایران آنقدر مأیوس و سرخورده اند، کدام شوق و اشتیاق و امید صدها هزار نفر از ایشان را اینگونه به استقبال رهبری کشانده است؟ !
سخن آخر آنکه آیا این نامه به قصد تهدید نظام به تحریم انتخابات نوشته شده یا آنکه نویسندگان آن «ضمن تأکید بر پشتیبانی از مواضع و دیدگاه های خاتمی، مصرانه خواستار تداوم تلاش ها و اقدامات وی» برای زمینه سازی بازگشت جریان فتنه به قدرت هستند! و نگرانند که از معرکه انتخابات آتی جا مانده و برای همیشه از اذهان عمومی فراموش شوند!