صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۹۴۳۹

گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی واشنگتن‌پست 27 اکتبر 2011 (5 آبان) در مقاله‌ای به قلم فرید زکریا به راهبردهای آمریکا در مقابله با برنامه هسته‌ای ایران پرداخت و نوشت: در آغاز مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری در سال 2008 آمریکا، باراک اوباما اعلام کرد خواهان فاصله‌ گرفتن از سیاست خارجی دولت بوش است. تمرکز اصلی وی نیز ایران بود. او مکرراً تشریح کرد سیاست بوش در اعمال فشار بر ایران کارساز نبوده و در صورت انتخاب به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، تلاش خواهد کرد با رهبران ایران به‌منظور یافتن راه‌هایی برای کاهش تنش‌ها گفت‌وگو کند. با گذشت دو سال از انتخاب اوباما مشخص شده که سیاست‌های وی در قبال ایران نیز همانند سیاست‌های بوش است. البته دولت اوباما پس از انتخاب در سال 2009 پیشنهاد گفت‌وگو نیز به ایران داد که رهبر ایران آن را رد کرد. پس از آن، ظهور جنبش سبز برای حکومت ایران چالش‌ساز شد؛ اما نتیجه این بود که دولت آمریکا به‌تدریج به سوی اعمال فشار بیشتر بر دولت ایران کشیده شد. در عین حال، تاکتیک‌های تنبیهی نیز علیه ایران به کار گرفته شد. در حال حاضر، ایران با چالش‌های اقتصادی روبه‌روست. اما این تاکتیک‌ها بر اوضاع کشور تأثیری معکوس داشته است.
  در ادامه مقاله آمده است: تحریم‌ها جلوی رشد اقتصادی را گرفته؛ اما به دلیل درآمدهای نفتی و بازار بزرگ داخلی، نمود آن کاملاً مشهود نیست. تأثیر اساسی آن، تضعیف جامعه مدنی و تقویت دولت بوده است که این مسئله کاملاً با راهبردهای آمریکا در حمایت از مخالفان در تضاد است. عراق را به یاد آورید که دهه‌ها تحریم سبب ظهور گروه‌ها و مافیاهای تبهکاری شد و در نهایت، این شرایط به رژیم عراق اجازه داد کنترل جدی‌تری بر جامعه داشته باشد. این پرسش مطرح است که آیا هدف آمریکا تحقق چنین سیاستی بود؟ در واقع، هدف آمریکا چیست؟ آیا به دنبال سرنگونی رژیم ایران است؟ آیا هدف اعمال فشار برای مجبور کردن این رژیم به رها کردن برنامه هسته‌ای است؟
  در پایان مقاله آمده است: رژیم ایران همچنان از برخی حامیان داخلی بهره‌مند است. تحریم‌ها تا حدی مردم ایران را از غرب خشمگین کرده است، زیرا بیش از رژیم به مردم آسیب زده است. در عین حال، باید این واقعیت را از نظر دور نداشت که حتی در صورت تغییر رژیم، برنامه هسته‌ای که با حمایت مردمی به‌عنوان نماد ملی‌گرایی و قدرت شمرده می‌شود، ادامه خواهد یافت. رهبران جنبش سبز به‌شدت از این برنامه حمایت و بارها از احمدی‌نژاد به دلیل ارائه پیشنهادهای بسیار سخاوتمندانه به غرب انتقاد کرده‌اند. همچنین مصاحبه سیمور هرش با محمد البرادعی، رئیس پیشین آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای جالب توجه است که در آن، البرادعی تأکید کرد که مدارکی مربوط به تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای وجود ندارد. به طور کلی، راهبرد اوباما باید بازگشت به راهبرد اصلی خود در آغاز ریاست جمهوری باشد و آن، سنجش فضای گفت‌وگو و توافق با ایران است. تعامل با ایران و قرار دادن برنامه هسته‌ای آن تحت نوعی نظارت و یافتن منافع مشترک مانند افغانستان، همگی می‌توانند اهداف مهمی باشند. تعامل راهبردی با دشمنی مانند ایران می‌تواند گام به گام با سیاستی باشد که تغییر در آن کشور را ترغیب کند. تجربه رفتار آمریکا با شوروی و چین در دهه 1970 و 1980 مفید است. ایران کشوری 80 میلیون نفری و دارای افراد تحصیل‌کرده و پویاست و نمی‌توان برای همیشه این کشور را تحت تحریم و فشار قرار داد. آمریکا نیازمند راهبردی ترکیبی در قبال ایران متشکل از اعمال فشار و تلاش برای تعامل است.
 

نام:
ایمیل:
نظر: