گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی دیلیبیست 3 نوامبر 2011 (12 آبان) به اختلاف نظر سران رژیم صهیونیستی در مورد حمله به ایران پرداخت و نوشت: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل بر حمله به ایران پافشاری میکند؛ اما ارتش و دستگاه اطلاعاتی آن با وی مخالفت میکنند. حوادث ماههای اخیر در مورد حمله اسرائیل به ایران قابل توجه است. در ماه ژانویه میر داگان، رئیس سابق موساد، هشدار داد نتانیاهو و ایهود باراک سرگرم برنامهریزی برای حمله به ایران هستند که داگان آن را «احمقانهترین ایدهای که تاکنون شنیده است» توصیف کرد. روز جمعه ناهوم بارنئا، ستوننویس مشهور اسرائیلی نوشت برخی مقامات در ارتش و سرویسهای اطلاعاتی با جنگ علیه ایران مخالف هستند. آنچه این حوادث را مهم جلوه میدهد، شباهت دقیق این حوادث با دوره پیش از جنگ آمریکا علیه عراق است. در سالهای 2002 و 2003، بسیاری از مقامات ارتش و دستگاههای اطلاعاتی آمریکا مخالف جنگ عراق بودند؛ اما به مخالفت آنها توجهی نشد.
در ادامه مقاله آمده است: نکته جالب دیگر اینکه حتی بررسیهای صورت گرفته از سوی وزارت خارجه و ارتش آمریکا در مورد حوادث پس از جنگ، نادیده گرفته شد. با اقدام دیک چنی و دستیارانش در ایجاد سیستم موازی تحلیلهای اطلاعاتی، از دیدگاهها و هشدارهای کارشناسان اطلاعاتی مجرب چشمپوشی شد. نکته مهم این است که دولت اسرائیل برخلاف دولت بوش که در مورد برنامه هستهای عراق بزرگنمایی کرد، در مورد برنامه هستهای ایران بزرگنمایی نمیکند. در مورد ایران، شواهد و مدارک اطلاعاتی قوی و دقیقی وجود دارد. در حال حاضر، اسرائیل مانند آمریکا در زمان بوش تفسیرهای آخرالزمانی از تهدیدات خارجی دارد. در واقع، نتانیاهو، احمدینژاد را با هیتلر و وینستون چرچیل را با خود مقایسه میکند و در عین حال، در زمان روند صلح اسلو در دهه 1990 نیز از مقایسههای اینچنینی استفاده میشد. هنگامی که نتانیاهو دو دهه گذشته وارد عرصه سیاست شد، میتوان گفت همواره اشاراتی به سال 1938 داشته است. به علاوه، در حال حاضر اسرائیل همانند آمریکا در سال 2003 در غرور پیروزیهای نظامی به سر میبرد. در سال 2003، آمریکا از پیروزی در جنگ خلیجفارس، بوسنی، کوزوو و موفقیت مقطعی در افغانستان پس از طالبان احساس غرور میکرد و تصورش پیروزی در آغاز جنگ علیه عراق بود. در حال حاضر، اسرائیل از حمله پیشدستانه به تأسیسات هستهای اوسیراک عراق در سال 1981 و حملات اخیر علیه تأسیسات هستهای سوریه خاطره و تجربه خوبی دارد که تمام این موفقیتها به اسرائیل در حمله هوایی علیه برنامههای هستهای جرئت و جسارت داده است.
در پایان مقاله آمده است: رهبران اسرائیل به دلیل دیدگاههای ایدئولوژیک و پیروزیهای نظامی بدون توجه به بررسیهای مربوط به پیامدهای بالقوه، بر طبل جنگ میکوبند. این موضوع دقیقاً یادآور ماههای قبل از جنگ آمریکا و متحدانش علیه عراق است. روزنامه یدیعوت آحارونوت در تحقیقاتی هشدارآمیز آورده بود جنگ با ایران میتواند با حمله موشکی و راکتی علیه شهرهای اسرائیل، حملات تروریستی علیه اهداف اسرائیل و بازجویی از خلبانهای اسرائیلی در اتاقهای بازجویی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همراه باشد. الی ییشای، وزیر کشور از حزب اولترااورتدوکس شاس اظهار داشت: از حملات تلافیجویانه بالقوه ایران و متحدش حزبالله، خواب به چشمانش نمیآید. همچنین نظرسنجی اخیر روزنامه هاآرتص نشان میدهد که در حال حاضر تنها نیمی از اسرائیلیها از حمله به ایران حمایت میکنند.
بصیرت: نویسنده با گزینشهایی که نظرش را تأمین میکند، چینشی مقایسهای، شکل داد بدون اینکه به دیگر مسائل دخیل در بحثی که خودش در انداخته، توجه داشته باشد؛ شبیه دانستن وضعیت آمریکا پیش از حمله به عراق، با وضعیت امروز رژیم صهیونیستی، اشتباه محض است و استناد به اینکه چون آمریکا پیش از حمله به عراق در حملات به جاهای دیگر موفق بود و استفاده از آن برای القای اینکه رژیم صهیونیستی هم پیش از حمله به ایران، حملات موفق به مراکز هستهای و سوریه را دارد، هم اشتباه است، چراکه رژیم صهیونیستی در آخرین درگیریهای نظامیاش در هر دو جنگ 33 روزه و 22 روزه شکست خفتباری خورده است و قطعاً نتیجه حمله احتمالی این رژیم نامشروع به مراکز هستهای ایران، واکنشی از جنس جنگ 33 روزه و 22 روزه و بهمراتب بسیار شدیدتر و ویرانگرتر از آن دو خواهد بود و به هیچ وجه از جنس واکنش عراق و سوریه به بمباران مراکز هستهایشان نخواهد بود. قیاسهای دیگری هم که نویسنده به آن پرداخته، همینگونه است.