صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۳۰۱۸۸
خبر پیروزی حزب اسلام گرایان به رهبری راشدالغنوشی، نگرانی و اضطراب غرب و ایادی آن را در کشورهای منطقه به اوج خود رسانده است. در این بین برخی روشنفکران سکولار ما نیز که با تب سردمداران خود دچار لرز می شوند، به شدت مشوش شده و دستپاچه در تلاشند تا به فرایند قدرت یافتن احزاب اسلامگرا آن هم به تأسی از انقلاب اسلامی ملت ایران واکنش نشان دهند!

اختصاصی بصیرت/
خبر پیروزی حزب اسلام گرایان به رهبری راشدالغنوشی، نگرانی و اضطراب غرب و ایادی آن را در کشورهای منطقه به اوج خود رسانده است. در این بین برخی روشنفکران سکولار ما نیز که با تب سردمداران خود دچار لرز می شوند، به شدت مشوش شده و دستپاچه در تلاشند تا به فرایند قدرت یافتن احزاب اسلامگرا آن هم به تأسی از انقلاب اسلامی ملت ایران واکنش نشان دهند! «ابراهیم یزدی» یکی از این افراد است که عملکرد پیشین خود را فراموش کرده و با آشکار شدن نتایج انتخابات تونس سکوت را شکسته و تلاش کرده تا راشدالغنوشی و ملت تونس را از راهی که آغاز کرده اند، بازگرداند! دبیرکل گروهک غیرقانونی نهضت آزادی در نامه ای سرگشاده به الغنوشی نگرانی خود را از پیامدهای دراز مدت پیروزی «جنبش النهضه» و آینده تونس اعلام داشته و از الغنوشی می خواهد تا از تکرار اشتباهات ملت ایران! در مسیر نهضت انقلاب اسلامی پرهیز کند!یزدی در بخشی از اظهارات خود مدعی می شود: «ما مسلمانان مستبدین را سرنگون می کنیم و به زودی ناظر جایگزین های جدیدی می شویم. ما شاه را سر نگون کردیم، اما فراموش کردیم که به درمان منش و شخصیت «شاه درون» خویشتن خود بپردازیم.»در بررسی این اظهارات باید به دو نکته مهم توجه داشت:
اولاً: نامه دبیرکل گروهک غیرقانونی نهضت آزادی در فضایی توهم آلود نوشته شده است، چرا که وی در عرصه تحولات جهان اسلام فرد صاحب نامی نیست که الغنوشی وی را به خاطر آورده و به توصیه هایش توجه کند! البته این مسئله ای نیست که مورد توجه نویسنده نامه نباشد، لذا باید گفت که این نامه بیش از آنکه مخاطبی در جامعه تونس داشته باشد، مصرف داخلی داشته و برای ایجاد دلگرمی بخشی از هواداران اردوگاه فتنه و رسانه های ضدانقلاب و نیش زدن به انقلاب اسلامی تحریر شده است.
ثانیاً: نباید فراموش کرد انقلاب اسلامی در مسیر پر تلاطم خود، هم در مرحله تصمیم گیری و هم در مرحله اجرا، با موانع و مشکلات و اشتباهات و کارشکنی ها و توطئه هایی مواجه بوده که مانع از تحقق کامل آرمان ها و اهداف آن شده است. بی شک انقلابیون مسلمان در جهان اسلام در سرمشق گیری از انقلاب اسلامی باید به آن نکات نیز توجه داشته و از تکرار آن در انقلاب های خود بپرهیزند.اما نکته اساسی آن است که چه کسانی باید در مقام آسیب شناسی قرار گرفته و درس ها و عبرت های انقلاب اسلامی را برای ملت تونس و مصر و ... برشمارد! آیا یزدی و همپالگی های وی در جریان های لیبرال که مورد نفرت ملت ایران هستند، از چنین صلاحیتی برخوردارند؟!
ملت ایران هنوز خیانت ها و ناکارآمدی های دولت موقت و دوران حاکمیت نهضت آزادی در ابتدای پیروزی شکل گیری جمهوری اسلامی را فراموش نکرده است و از اینکه وزیرخارجه دولت بازرگان مدعی شده و از اشتباهات ملت ایران سخن می گوید در تعجب است!اشتباهات انقلاب اسلامی را باید از زبان رهبر با تقوا، عادل، فقیه و اسلام شناس و آگاه به زمان آن شنید، آنجا که در سپردن امور به دست نااهلان سخن می گوید و می فرماید: «من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمی رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول کردم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده اند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه ها و لیبرال ها می خوریم.» (20/9/62)
لذا ما نیز به راشدالغنوشی نویسنده کتاب «امام خمینی و تجدید حیات اسلامی» و همه مبارزان و ملت های مسلمان منطقه توصیه می کنیم که با الگو قرار دادن نهضت امام خمینی(ره) و توجه به رهنمودهای آن پیر سفر کرده، از تکرار اشتباهات گذشته در اعتماد و واگذاری امور به جریان های سکولار و عناصر غربگرا جلوگیری کنند! و نگذارند که انقلاب شان به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد!

نام:
ایمیل:
نظر: