«عادت می کنید!»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم مهدی محمدی است که در آن می‌خوانید؛تلاش برای حداکثری کردن فشار بر ایران درست در شرایطی صورت می گیرد که فشار بر غرب در منطقه حداکثر شده است. عینی ترین ارزیابی ها درباره شرایط منطقه حاکی از آن است که مجموعه تحولات در حال پیش روی به سمتی است که آمریکایی ها آن را روی کار آمدن عناصر نامطلوب می خوانند. مهم ترین سوال برای امنیت رژیم جعلی اسراییل این است که از این به بعد چه کسی این نفرت تاریخی را مهار خواهد کرد؟ و اگر نتوان سدی بر سر راه این خشم بی امان کشید، آن وقت چه بر سر موجودیت رژیم نیمه جان صهیونیستی خواهد آمد؟مدتی در اوایل کار، صهیونیست ها سعی می کردند بگویند ماجرای انقلاب های منطقه اساسا به آنها ربطی ندارد. زمان زیادی طول نکشید تا عمق اشتباه تحلیل یادلین آشکار شود. مئیر داگان رییس سابق موساد که مدت های طولانی در راس شنیع ترین جنایت های اسراییل علیه مردم منطقه بوده و بهتر از هر کسی از عمق نفرت این مردم نسبت به اسراییل آگاه است، نخستین کسی بود که زنگ خطر را به صدا در آورد. داگان-که او هم به دلیل اختلاف نظر با تیم باراک و نتانیاهو از کار برکنار شد- از زمان آغاز انقلاب های منطقه تا کنون در بیش از 4 سخنرانی به تفصیل استدلال کرد که در اثر این انقلاب ها خطری علیه اسراییل در حال شکل گیری است که با هیچ خطر دیگری در گذشته قابل مقایسه نیست. سخنان معروف داگان در مرکز مطالعات عبری دانشگاه بیت المقدس همچون پتکی بر سر کابینه نتانیاهو فرود آمد طوری که پس از آن سخنرانی تقریبا همه مقام های دولت جعلی اسراییل علیه داگان موضع گرفتند و او را متهم به اظهار نظر غیر مسئولانه درباره اسرار امنیت ملی کردند. پس از چند ماه مقاومت در مقابل این تحلیل ظاهرا دولت غاصب تل آویو خود به این نتیجه رسیده است که دوران بی بازگشتی از سقوط برای آن آغاز شده است. ارزیابی های موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل که اخیرا منتشر شده نشان می دهد که شیب سقوط استراتژیک اسراییل و آمریکا در منطقه بی سابقه است و برچیده شدن سپر امنیتی به نام دیکتاتورهای آمریکا در منطقه آغاز دور جدیدی از مشکلات امنیتی برای این رژیم را نوید می دهد. اسراییلی ها اکنون می بینند که ماشین جنگی آنها به وضوح ناکارآمد شده است. در همین ماجرای اخیر شلیک چند راکت از جنوب لبنان به سوی سرزمین های اشغالی واکنش اسراییل آنقدر سست و بی مایه بود که حتی صدای غربی ها را هم در آورد. خراسان:دموکراسی خواهی در مصر؛ وسیله یا هدف؟ البته این پرسش را به نحو دیگری نیز می توان مطرح کرد و آن این که، «خیزش های مردمی از دموکراسی چه برداشتی دارند ؟»، آیا دموکراسی را هدف نهایی خود قرار داده اند و به تنهایی آن را دارای ارزشی می دانند که باید برای رسیدن به آن فداکاری و جان فشانی کرد؟ و یا آن که دموکراسی را وسیله ای و راهی برای رهایی از دیکتاتوری و یا وسیله ای برای حاکم کردن یک ایدئولوژی خاص ( دراینجا قوانین اسلامی ) می دانند. پیداست که این طرز تلقی از دموکراسی، با آن برداشتی که دموکراسی را هدف عالیه خیزش های مردمی درمناطق یاد شده می داند، کاملا متفاوت است. چ از سوی دیگر با پذیرش نظریه دموکراسی خواهی در مصر و دیگر کشورهای نامبرده، این پرسش اساسی بی پاسخ می ماند که به چه علت، در دیگرکشورهای آفریقایی که نظام های دیکتاتوری، (در کامرون، بوتسوانا، اتیوپی، سوازیلند و.... ) حکم فرماست، خیزش هایی مشابه خیزش مردمی درشمال آفریقا صورت نمی گیرد و یا لااقل نشانه ای از آن مشاهده نمی شود؟ و سئوال بی پاسخ دیگر این که آیا تصادفی است کشورهای شمال آفریقا که درهمسایگی یکدیگر قرار دارند و مجموعا یک تمدن مشترک را تشکیل می دهند شاهد چنین خیزش هایی هستند ؟ البته مجموع این شبهات و استدلالات به معنای انکار دموکراسی خواهی در مصر یا دیگر کشورهای شمال آفریقا نیست بلکه به معنای آن است که علل اصلی خیزش های یک سال اخیر در شمال آفریقا و خاورمیانه و اهداف نهایی این خیزش ها را نباید درد موکراسی خواهی محدود و منحصر کرد و از درک و شناخت علل اصلی محروم ماند. «مسلمانان به گونه ای چشمگیر به سوی هویت اسلامی می روند و تاکید دارند، اسلام راه حل است . احیای اسلامی، تلاشی برای یافتن راه حل، نه در ایدئولوژی غربی ، بلکه در اسلام مدرن است که فرهنگ غربی را رد می کند و تعهد به اسلام را راهنمای زندگی در جهان مدرن می داند ........» ساموئل هانتینگتون - 1378 «بیانیه جدید آمریکا و اتحادیه اروپا سیاست تکراری هویج و چماق»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛دیروز اتحادیه اروپا و آمریکا مشترکاً بیانیه‌ای علیه ایران صادر کردند که حاوی مطالب ضد و نقیضی درخصوص نوع برخورد با کشورمان به ویژه درخصوص مسائل هسته‌ایست. آنچه از محتوای بیانیه - آن مقدار که منتشر شده - و در کنار آن از اظهارات رئیس شورای اروپا فهمیده می‌شود، آمریکا و اتحادیه اروپا برای وادار ساختن ایران به پذیرفتن خواسته‌های غیرقانونی و سلطه گرانه خود، به سیاست "هویج و چماق" متوسل شده‌اند. این، سیاستی است که نشان دهنده خالی بودن دست غرب است و مسئولان ایرانی و مردم ایران با چنین برخوردهائی آشنائی دارند و نه برای "هویج" این سیاست ارزشی قائل هستند و نه از "چماق" آن حساب می‌برند. ممکن است غربی‌ها مثل همیشه اینبار نیز به اطلاعات غلط و اغواگری اعتماد کرده باشند که منافقین و عناصر ضد انقلاب و بدخواهان نظام جمهوری اسلامی و فراریان که در اروپا و آمریکا پرسه می‌زنند به آنها می‌دهند و با تکیه بر این اطلاعات بی‌اساس تصور کنند مردم ایران درصورت حمله خارجی و با فشارهائی که قدرت‌های سلطه گر وارد کنند از انقلاب و نظام حمایت نخواهند کرد و پیش پای دشمنان فرش قرمز پهن خواهند کرد! اگر غربی‌ها با اعتماد به این قبیل اطلاعات بی‌پایه و پوچ به طمع افتاده باشند و فکر کنند در ایران کسانی هستند که انتظار آنها را می‌کشند، باید این واقعیت را بدانند که باز هم در گمراهی همیشگی خود هستند و هنوز ملت ایران را نشناخته‌اند. رسالت:118 هزار سند مظلومیت ایرانیان در شورای امنیتنکته دلگیرکننده و آزار دهنده جریان فوق این است که در دنیای به اصطلاح حقوق بشری امروز هیچ مجروح شیمیایی غیر ایرانی وجود ندارد. حتی قربانیان جنایت صدام در حلبچه عراق نیز در کنار مجروحان ایرانی در مراکز پزشکی و محافل حقوقی، سیاسی و حمایتی دنیا مطرح شدند. علت این موضوع به کثیف بودن بمب شیمیایی در میان همه جنگ افزارهای امروز دنیا باز می‌گردد. سه سال پیش جهت انجام یک بازدید تحقیقاتی و علمی به همراه هیئتی از کشورمان به "لاهه" رفتم. متوجه شدم که صهیونیست‌ها دولت هلند را در یکی از دادگاه‌های آن کشور به پرداخت هفت میلیارد دلار (بیش از هشت هزار میلیارد تومان) به اسرائیل محکوم کرده‌اند و بهانه آنها این بود که شماری از یهودیان قربانی سیاست آنتی سمیتسیم هیتلر در جنگ دوم جهانی، با سلاح‌های تولید شده در هلند کشته شده‌اند. در داخل آمریکا نیز برخی از شهروندان این کشور که در هر جای دنیا از اقدامات خشن مختلف آسیب دیده بودند، علیه ایران اقامه دعوا کرده و دادگاه‌های آمریکا برای آنها غرامت و خسارت تصویب می‌کرد. طبق قانون فوق 38 هزار شهید شیمیایی و 80 هزار جانباز مربوطه، اسناد زنده‌ای از جنایت بزرگ قرن بیستم صدام و چندین قدرت غربی و شرقی علیه ملت مظلوم ایران هستند. 112 شرکت آمریکایی، انگلیسی، هلندی، آلمانی، فرانسوی،‌چینی و روسی در تجهیز صدام به بمب شیمیایی نقش داشته‌اند. آنها، هم طبق قوانین داخلی آن کشورها و هم طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی مجرم به حساب می‌آیند. در همان قانون، مصوب گردید که علاوه بر تشکیل یک بانک اطلاعاتی، دستگاه‌های مربوطه هر شش ماه جهت ارائه گزارش درکمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی حضور یابند. در همان سال با تصویب پیشنهاد کمیسیون امنیت ملی در کمیسیون تلفیق بودجه، ده میلیارد ریال نیز ردیف بودجه برای اجرای این قانون، پیش‌بینی کردیم و باز هم در کمال تاسف در طول سه سال اخیر آن بودجه برگشت خورده و ریالی از آن صرف احقاق حقوق جانبازان و بازماندگان شهدا و اثبات مظلومیت تاریخی ایرانیان نشده است. گام دوم ارسال فوری اسناد جنایات شیمیایی مشترک صدام و همدستانش بویژه آمریکا و اعضای ناتو، به عنوان ضمیمه‌ای بر پرونده آن قدرت در لاهه و نیویورک است. و گام سوم باید با اقدام عملی جهت طرح دعاوی ایرانیان در محاکم داخلی و خارجی صورت گیرد. پیش از این برای اجرایی شدن این قانون بنده به عنوان نماینده کمیسیون در دو جلسه شورای امنیت ملی و سه جلسه وزارتخانه‌های خارجه و کشور و بنیاد شهید شرکت کرده‌ام ضمن آنکه دو جلسه نیز در کمیسیون تشکیل گردید ولی هنوز نتیجه عملی شکل نگرفته است. امیدوارم اینک که امکان بین‌المللی برای پیگیری این حق فراهم شده، نتیجه عملی شکل گیرد. قدس:تکمیل اقدام مجلس توسط دانشجویاناقدام دانشجویان در سالروز ترور دانشمند هسته ای ایران رخ داده تا به دشمنان این ملت پیام دهند اگر بیگانگان تلاش می کنند با رفتارهای خصمانه و تروریستی استقلال یک ملت را مخدوش و روند رو به رشد پیشرفت علمی آنها را با وجود تنگناهای ایجاده شده، کند و یا متوقف کنند، دچار خطایی فاحش شده و از واقعیت جامعه ایرانی بی اطلاعند. آنها تلاش می کنند با دو گانگی در رفتار، ضمن داشتن رابطه، اقدامهای خصمانه خود را در عرصه های گوناگون پیگیری کنند. رفتار شیطنت آمیز لندن، نه تنها حافظه ایرانی را از بدو رابطه مملو از خیانت نموده، بلکه این رفتار شیطانی آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار یافته است. بر کسی پوشیده نیست، همراهی این کشور اروپایی در تحقق خواسته های واشنگتن، لندن را یک دولت وابسته به کاخ سفید معرفی می نماید. اگر چه در این مجال فرصت پرداختن به دخالتهای لندن در ایران پس از انقلاب نیست، ولی صرفاً به عنوان مصداقی برای تبیین ادعاها، به برخی از موارد آن اشاره می گردد. این اقدام خودجوش و انقلابی جوانان دانشجو، همگام با رشد روزافزون تنفر از جبهه استکبار و در رأس آنها آمریکا، انگلیس و اسرائیل که در روزهای اخیر در کشورهای اسلامی به نمایش گذاشته می شود، مثلث مستکبران را بیش از پیش در اذهان عمومی منزوی و رسوا می نماید. تسخیر سفارت انگلیس و ورود به باغ قلهک، یادآور تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال 1358 است که دانشجویان به شیطان بزرگ اعلام کردند اجازه جاسوسی را به بیگانگان در پوشش دیپلماتیک نخواهند داد. این اقدام تا امروز زمینه رسوایی واشنگتن و حقانیت مواضع ایران را به نمایش گذاشته است. مداخله های آمریکا در عرصه سیاست داخلی ایران در حافظه تاریخی مردم و دانشجویان ثبت شده و از همین رو برای پیشگیری از چنین رویدادی، حرکت یاد شده توسط دانشجویان اجرا شد. دولت آمریکا با وجود پیروزی انقلاب، از مداخله گری در امور ایران دست برنداشت. دانشجویان نشان دادند در صحنه وفاداری به دفاع از ارزشهای نظام، همواره قشر پیشتاز بوده و با این رفتار خود نشان دادند ملت ایران در پاسداری از منافع خود کوتاهی نخواهد کرد و اگر متجاوزان بخواهند ضمن داشتن رابطه، دشمنی با مردم ایران را نیز در دستور کار قرار دهند، دست آنان را از کشور کوتاه خواهد کرد. «پیش‌بینی‌های نوسترآداموسی»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می‌خوانید؛نوسترآداموس را می‌شناسید. همو که پیش‌گویی‌ها و پیش‌بینی‌های فراوانی دارد. شاید، برخی از پیش‌بینی‌های او محقق شده باشد، شاید هم نه! آمریکا و غرب خواهان سرنگونی فرزند حافظ اسد هستند و در کنار آن روسیه و چین مخالف. فرض کنید، حمله به سوریه آغاز می‌شود. نیروهای ناتو با همراهی آمریکا و برخی کشورهای منطقه حملات هوایی خود را آغاز می‌کنند. در ابتدا، جنگ از طریق حملات هوایی وموشکی پی‌گیری می‌شود، ترکیه که عضو ناتو است، طبق قوانین عضویت در این پیمان نظامی، وارد معرکه شده، نیروهای خود را برای حمله آماده می‌کند. این اقدام باعث می‌شود که اولتیماتوم وزیر دفاع کشورمان عملیاتی شود که گفته بود، ... آنها باید پاسخ دهند که برای چه مدت نبرد، غرق شدن چند ناوشان و انواع حملات و ضربات کوبنده، بسیجیان دریادل با انواع موشک‌ها، اژدرهای سطحی و زیر سطحی آمادگی و تحمل دارند؟ هزار موشک آماده کرده است؟» مردم ترکیه علیه سیاست‌های دولت حاکم که از آمریکا تبعیت می‌کنند، اعتراضات گسترده‌ای را آغاز کرده و سرانجام به سرنگونی دولت منجر می‌شود در واقع، این خیزش اسلامی به طور واقعی در این کشور رخ می‌دهد. دنباله این جنگ فرضی را همان‌هایی که بر طبل جنگ می‌کوبند در ذهن خود پرورش دهند. جنگ طلب نیستیم اما اگر جنگی علیه ایران روی دهد، جنگ واقعی را به آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان خواهیم داد. «تفاوت از تعریف تا واقعیت»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم مهدی عباسی است که در آن می‌خوانید؛موضوع پیگیری اشتغال در کشور، آن میزان از اهمیت برخوردار است که در همه انتخابات ها، کاندیداها می کوشند با طرح شعارهایی در خصوص اشتغالزایی، شاید مرهمی بر زخم بیکاری در کشور و به خصوص در بین نسل جوان ایران بگذارند. چرا که وقتی در سال 89، به یکباره دولت از تحقق ایجاد بیش از یک میلیون و ششصد هزار شغل سخن به میان آورد، در مقابل تعجب برخی کارشناسان، دولت از ارائه اسامی شاغلا ن توسط وزارت کار برای راستی آزمایی خبرداد. موضوعی که تاکنون حتی برای یک شهر نیز اجرایی نشده، تا مشخص شود بین آمار دولت و واقعیت موجود چه میزان اختلا ف وجود دارد. اما نکته جالب تر که علت نوشتن این نوشتار است، آمارهای جدیدی است که در خصوص نرخ بیکاری در کشور مخابره شده است. تک نرخی شدن بیکاری در بسیاری از استان ها، قطعا با واکنش های متعددی روبرو خواهد شد. بدین ترتیب مشخص است که نرخ بیکاری در کشور قطعا با آنچه در عرف مورد قبول مردم است، در تضاد بسیار است. «قصه‌ای پر غصه»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم نرسی قربان است که در آن می‌خوانید؛امیر قطر هفته گذشته طرح 19میلیارددلاری‌ای را افتتاح کرد که قرار بود 11 سال پیش در ایران اجرا شود. 11 سال پیش، شرکت نفتی شل به مقامات ایرانی پیشنهاد داد که مجتمع تبدیل گاز به فرآورده‌های نفتی موسوم به (مذاکرات با بخش خصوصی، شرکت ملی پتروشیمی، شرکت ملی نفت و شرکت ملی گاز ایران پیگیری شد. در مرحله نخست بخش خصوصی ایران کنار گذاشته شد و شرکت شل قراردادی را با شرکت ملی پتروشیمی برای احداث یک واحد 70هزار بشکه در روز مروارید با قطر را به امضا‌ رساند و پنج‌سال بعد یعنی هفته گذشته با 19میلیارددلار سرمایه‌گذاری در این امیرنشین، بزرگ‌ترین مجتمع صنعتی منطقه شکل گرفت. علاوه بر آنکه این سرمایه‌گذاری قرار بود و می‌توانست در ایران انجام پذیرد و آنکه ایران قرار بود به بزرگ‌ترین مجتمع مجتمع تبدیل گاز به فرآورده‌های نفتی شل در قطر را به نام طرح Pearl GTL Project در دنیا ارتقا می‌دهد. این طرح به صورت مشارکت بین شرکت بین‌‌المللی شل و شرکت نفت قطر با به‌کارگیری جدیدترین و بهترین تکنولوژی و مهندسی روز در جهان ساخته شده است و راهی برای قطر است که ارزش افزوده قابل ملاحظه‌ای را از تولید گاز خود به دست آورد. بالاترین مدیر شرکت شل در این مراسم اعلام کرد، افتتاح این مجموعه، یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های شرکتش بوده است و مدیون همکاری‌های شرکت نفت قطر و شل است که پس از پنج‌سال به نتیجه رسیده است. توسعه تکنولوژی تبدیل گاز به فرآورده‌های نفتی 35 سال است که در شرکت شل دنبال می‌شود و موفقیت این طرح نتیجه این زحمات است. مروارید به صورت بالادستی و پایین‌دستی اجرا شده است. به این معنی که 66/1 میلیارد فوت مکعب (حدود 47میلیون مترمکعب) گاز توسط شل از حوزه گازی گنبد شمالی که با پارس جنوبی حوزه مشترکی را تشکیل می‌دهد، تولید و پس از پالایش کامل گاز متان برای مصرف در این مجتمع به‌کار گرفته و 140هزار بشکه در روز گازوییل، نفتا، نفت سفید، پارافین و روغن پایه تولید می‌شود. 120هزار بشکه در روز هم میعانات گازی (اولین محموله‌های گازوییل این مجتمع در ماه ژوئن 2011 به بازارهای جهانی فرستاده شد. 52هزار کارگر و کارمند از 60 کشور جهان در این طرح که پنج‌سال طول کشید به‌کار گرفته شد و 500میلیون ساعت کار برای طراحی و ساخت این مجموعه که بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان است صرف شده است. تهران امروز:آیا روسیه سوریه را تنها می‌گذارد؟با این وجود تلاش‌های روسیه برای نقش آفرینی بیشتر در تحولات خاورمیانه به ویژه پس از بروز انقلاب عربی ادامه دارد، به طوری که با تقویت اوراسیاگرایی و بازگشت به شرق در دوره پوتین این فرصت برای روس‌ها فراهم شده تا در برخی از حوزه‌های نفوذ سابق مانند عراق، سوریه و بحث فلسطین و حتی گسترش روابط با ایران را در دستور کار خود قرار دهند. در بحث انقلاب‌های عربی نیز روسیه نظیر آمریکایی‌ها در پیش‌بینی دقیق تحولات غافلگیر شدند. بروز تحولات برق آسا در تونس، مصر و لیبی و سرایت آن به خاورمیانه عربی باعث شد که تصمیم سازان کرملین با دید منفی نسبت به آینده تحولات بنگرند و نقش دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی غرب را در این تحولات برجسته سازند. بنابراین با هم خوردن بلوک‌بندی‌های سیاسی، سوریه بیشترین صدمه را از فروپاشی شوروی دید، روس‌ها پس از ارتقای موقعیت نظامی و سیاسی خود تلاشهایی برای بازیافت قدرت خویش به عمل آوردند که اوج این تلاش‌ها را می‌توان در دوره پوتین و جانشین وی مدودف مشاهده نمود که حاصل اقدامات روس‌ها فروش ادوات نظامی پیشرفته روسی به سوریه و همکاری‌های راهبردی دو کشور در منطقه دانست، البته این روابط راهبردی با شروع اعتراضات داخلی در سوریه با دگردیسی عمیقی مواجه گشت، چراکه روس‌ها گرچه بر خلاف مواضع نسبتا منعطف به بحران لیبی و برخی همگامی‌ها با غرب برای ایجاد فشارهای سیاسی و نظامی برای خلع ید قذافی از قدرت در قضیه سوریه ابتداً مواضع تند و سرسختانه‌ای در قبال بحث تغییر رژیم اتخاذ نمود و همچنان بر اصلاحات داخلی و عدم دخالت نیروهای غرب در بحران سوریه تاکید داشتند، پافشاری روسیه مبنی بر عدم تکرار تجربه لیبی در سوریه مقامات کرملین را بر آن داشت که این بار پیش نویس قطعنامه ضد سوری را در شورای امنیت سازمان ملل متحد وتو کنند. دلیل این اقدام شاید در پیوندهای اقتصادی دمشق - کرملین جست‌وجو کرد که دو کشور 20 میلیارد دلار روابط تجاری دارند، اعمال تحریم و فشار منافع روسیه را با خطرات جدی مواجه می‌سازد ولی آنچه مسلم است اینکه روس‌ها همواره با غرب بر سر دیگر کشورها به معامله و توافق رسیدند و بدبینی تاریخی مردم منطقه نسبت به روس‌ها سابقه تاریخی دارد و نمود آن را می‌توان در مورد ایران هم مشاهده کرد که در دوره مصدق خیانت به آرمان ملی و بحث همگامی و همراهی با غرب در جنگ هشت ساله نیز دید، بنابراین روس‌ها بازیگران توانمند در عرصه دیپلماتیک و اهل بده و بستان سیاسی‌اند و در بزنگاه خاص تاریخی همواره متحدان نزدیک خود را تنها می‌گذارند در قضیه سوریه به نظر می‌رسد با تشدید فشارهای بین‌المللی و امکان بروز جنگ داخلی در این کشور روس‌ها کم‌کم فاصله خویش را با حکومت بشار اسد بیشتر می‌کنند، گرچه روسیه تلاش دارد با ژست سیاسی در قبال تحولات منطقه خود را به عنوان صلح‌طلب نشان دهد و از طرف دیگر از تهدید منافع خویش در منطقه از سوی غرب احساس نگرانی می‌کند. با این وجود به نظر می‌رسد که توافقاتی میان روسیه و آمریکا و دیگر متحدان آن بر سر سرانجام تحولات سوریه انجام پذیرفته است. آیا این گرد و خاک‌هایی بوده که از بادهای سیاسی و سیاسیون باد به‌دست برخاسته است یا نه در پشت این غبارها سواران باهمت و خردمندی همچون میرزای شیرازی‌ها و مدرس‌ها و مصدق‌ها و... با این گذشته تلخ و ردپای خیانتکارانه چگونه می‌توان ذهن آزرده مردم ایران را از استعمار منصرف کرد و ترک عمیق بی‌اعتمادی را ترمیم نمود؟ عجیب اینکه تهدید نموده درصورت بازپس گرفتن باغ قلهک آنان هم باغ منچستر را پس خواهند گرفت. یک طرفه هر نوع تحریم و محدودیتی که می‌خواهند علیه کشورمان ایجاد می‌کنند و اگر مسئولان ما بخواهند مقابله به مثل کنند، باز برمی‌آشوبند که چنین و چنان خواهند کرد و حال به تهدید روی آورده‌اند. زناپاک زاده مدارید امید/ که زنگی به شستن نگردد سپید «بحران اروپا و درس های اقتصادی برای ایران»عنون سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید؛در ماه های گذشته بحران اقتصادی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا و حوزه یورور بویژه در ایتالیا، یونان، ایرلند و اسپانیا در شرایط ناگواری قرار داشته است. بحران هایی گه گذشته از حوزه اقتصاد موجب شد تا دولتهایی همچون یونان و ایتالیا سقوط کنند و این اتحادیه نیز در شرایط نوینی قرار گیرد . در این بین اگر به علل بحران پیش آمده در این کشورها توجهی داشته باشیم دو نوع نگاه می توان به این بحران داشت .در دسته نخست بسیاری معتقدند که در واقع بحران پیش آمده در اتحادیه اروپا ناشی از نقص ها و ناکارامدی نظام سرمایه داری است و اصولا این نظام با توجه به نقص های خود باعث شده است تا بحرانی همچون بحران اخیر را بیافریند و کشورهای اروپایی را دستخوش اتفاقات ناگواری در ابعاد گوناگون کند. در این راستا درسی که این بحران برای ایران دارد این است که دولت‌ها نباید به خود اجازه دهند که میزان کسری و بدهی آنها از میزان درآمد و قدرت بازپرداخت آنها ازحد معینی بالاتر رود و به عبارتی دیگر مداخله بیش از حد دولت در امور اقتصادی بدون فکر به منابع جایگزین و درآمدی می تواند در میان مدت و بلند مدت زمینه ساز بروز بحران هایی گردد. امری که باید مورد توجه دقیق مسئولان و مقامات و کارشناسان کشور قرار گیرد . «مصادره قیام با حربه‌های جدید»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن می‌خوانید؛همزمان با قیام سایر ملت‌های کشورهای عربی در شمال آفریقا و حوزه خلیج فارس علیه حاکمان دیکتاتور و دست نشانده، مردم یمن و بحرین نیز برای پایان دادن به حاکمیت عبدالله صالح و آل خلیفه قیامی سراسری را آغاز کردند. پس از گذشت 9 ماه از این قیام‌ها روند تحولات این کشورها در دو حوزه ادامه قیام مردمی و سرکوب‌های گسترده از سوی دولتمردان ادامه دارد. نکته قابل توجه در تحولات روزهای اخیر این کشورها رویکرد صالح و آل خلیفه به برخی عقب‌گردها در برابر خواسته‌های مردمی است. اولا در بحرین آل خلیفه با ادعای تحقیقات درون سازمانی تلاش می کند که از ورود گروه‌های مستقل حقوق بشر به کشور جلوگیری نماید که عملا به پنهان شدن جنایات صورت گرفته علیه مردم منجر می‌شود. این روند همچنین موجب می‌شود تا آل خلیفه به بهانه تحقیق و محاکمه عاملان نابسامانی‌ به سرکوب‌های سیستماتیک ادامه دهد در حالی که افکار عمومی به مسائل حاشیه‌ای و گزارش‌های ادعایی آل خلیفه معطوف شده‌اند. دنیای اقتصاد:بازار غیر رسمی ارز و تاثیر آن بر سایر بخش‌های اقتصادیدر گذشته شاهد بودیم که بانک مرکزی همواره یکی از موفقیت‌های خود در سیاست‌های ارزی را تک نرخی بودن نرخ ارز دانسته و این موضوع را یکی از نشانه‌های کنترل بازار ارز توسط بانک مرکزی بیان کرده است. به طوری که از سال 1381 تاکنون که سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز به اجرا گذاشته شده است، هرگاه نرخ‌ها در بازار آزاد از نرخ بانکی فاصله گرفته، بانک مرکزی بلافاصله مداخله کرده و نرخ ارز را در مقادیر دلخواه نگه داشته است. این رویه حتی تا ماه‌های ابتدای سال جاری نیز وجود داشته است. اما وضعیت بازار ارز در ماه‌های اخیر متفاوت با شرایطی است که در دهه 80 وجود داشته است. نرخ ارز یکی از متغیرهای بسیار تاثیرگذار در اقتصاد است و در واقع رابطه بین اقتصاد داخل و خارج را شکل می‌دهد، کوچک‌ترین تغییری در نرخ ارز، باعث جابه‌جایی ارقام کلانی شده و در حقیقت بسیاری از رفتارهای اقتصادی را شکل می‌دهد. این اهمیت به قدری است که بانک مرکزی به هیچ عنوان نمی‌تواند بازار غیر رسمی را نادیده بگیرد. این در حالی است که هم اکنون افزایش نرخ ارز در بازار غیر رسمی کشور باعث شده است که قیمت انواع سوخت در داخل نسبت به منطقه مجددا کاهش قابل ملاحظه‌ای یافته و در نتیجه مجددا صادرات سوخت به کشورهای منطقه از طریق قاچاق را جذاب می‌سازد در همین زمینه کشف مقادیر بالایی سوخت قاچاق به کشور افغانستان در روزهای اخیر موید این ادعا است. جهان صنعت:دستور اورژانسی به اقتصادبازار ارز و سکه که اکنون شش ماه وبیش از 200 روز ملتهب را سپری می‌کند از این دستورات بسیار به خود دیده است. بررسی روند شش ماه گذشته خود گویاست که اولتیماتوم و خط‌نشان کشیدن از سوی بانک مرکزی برای بازار سکه وارز نتوانسته این بازار را به حالت عادی خود برگرداند چراکه اقتصاد به دستور تمکین نمی‌کند.