«فرصت» ها و «مسئولیت» های مهم و بی سابقه ای از دل این جنبش ها برای انقلاب اسلامی ایران پدیدار شد و از آن سو فرعون ها که تردید ندارند این اتفاق دامنه دار، متاثر از ایستادگی و الهام بخشی ایران است، نوک پیکان دشمنی و عناد خود را متمرکز تر از گذشته متوجه انقلاب اسلامی کرده اند. بدین ترتیب، خرد به هماهنگی فزون تر حاملان انقلاب و کاستن از حاشیه ها و هزینه ها و فرسایش ها در جهت تمرکز بیشتر روی فرصت ها، مسئولیت ها و تهدیدها حکم می کند. پرسش این است که «همت» ها و «اراده»ها را چگونه باید تراشید تا متوازن شوند و با چه ملاطی باید آنها را به هم پیوند داد تا خروجی این مهندسی، ثبات و امنیت و پیشرفت کشور و مواجهه قدرتمندانه با مستکبران باشد؟ امیر مومنان در این باره نیز ملاک و میزان مشخصی را در میان نهاده، آنجا که خطاب به «حارث همدانی» می نویسد «بپرهیز از هر عملی که صاحب خود را خشنود سازد اما برای عامه مسلمین ناخوش و زشت آید. و بپرهیز از هر عملی که در پنهان انجام شود و در آشکار، باعث شرمندگی شود. امام در خطبه 412- در برخی نسخه ها خطبه 502- نکته ظریفی می فرماید که شاید گمشده و مغفول خیلی از ماهاست. «بدانید خداوند سبحان همانا کسانی را به عنوان اهل خیر و ستون هایی برای حق و نگاهبانانی برای طاعت قرار داده است. و برای شما در هر طاعتی، یاریگری از جانب خداوند سبحان است که آن یاریگر بر زبان ها می گوید و دل ها را استوار می سازد. در آن (مدد الهی) کفایتی است برای کسی که کفایت خواهد و درمانی است برای هر کس که شفا طلبد. و بدانید که بندگان خدا، علم او را پاس می دارند و آنچه را باید مصون بدارند، حفظ می کنند و چشمه های او را می شکافند و با ولایت و دوستی به هم می پیوندند و با محبت یکدیگر را ملاقات می کنند و از جام سیراب کننده حکمت، همدیگر را می نوشانند و از چشمه محبت و معرفت یکدیگر، سیراب بازمی گردند. اخلاق، جوهر سیاست اسلامی است هر چند که زینت و زیور آن هم هست. اخلاق، قوام سیاست دینی و ریشه و برگ و بار و برکت آن است. اگر متدینین پیش از انقلاب اسلامی، مکارم اخلاق را در حوزه رفتار شخصی جست وجو می کردند، امروز در کنار خودسازی ضرورت دارد که این مکارم و فضایل در حوزه رفتار و تعاملات سیاسی جمعی بسط پیدا کند. بسیج، عمیقا متدین و متعبد است اما متحجر نیست، خرافی نیست. بسیج، با بصیرت است اما از خودراضی نیست. بسیج، اهل جذب است - گفتیم جذب حداکثری- اما اهل تسامح در اصول نیست، غیور است، پاسدار خطوط فاصل است. بسیج، طرفدار علم است اما علم زده نیست. بسیج، متخلق به اخلاق اسلامی است اما ریاکار نیست. بسیج، در کار آباد کردن دنیاست اما خود اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ».خراسان:القاعده مرد، زنده باد القاعده!۱۹۸۰ کشور در نقاط مختلف دنیا کردند. آموزش نیروهای مجاهدین در خاک افغانستان انجام میگرفت و افراد مختلفی برای آموزش راهی کابل میشدند. در میان مسلمانان که به افغانستان میرفتند، افرادی از مصر، عربستان، یمن، الجزایر، فلسطین، سودان، عراق، کویت، اردن، ترکیه، سوریه، لیبی، تونس، مراکش، لبنان، پاکستان، هند، اندونزی و مالزی دیده میشدند. در آن دوره عربستان سعودی هم که پشتیبان سرسخت اسلامگرایی بود از جنگ در افغانستان بهره سیاسی مناسبی میبرد زیرا بسیاری از جوانان ماجراجو و تندرو را به بهانه کمک به مجاهدین، از کشورش دور میکرد. دولتهای پاکستان و مصر نیز با راهی کردن داوطلبان مبارز افراطی عرب خود به افغانستان، به گونهای مستقیم از مجاهدین افغان پشتیبانی میکردند. پس از کشته شدن "عبدالله عزام" مربی و مراد خود به عربستان رفت. از آنجایی که وی قبلا بر ضد فساد کاخ سلطنتی عربستان و همچنین استقرار نیروهای آمریکایی به عنوان اشغالگران خارجی صحبت کرده بود، حکومت عربستان وی را در بازداشتگاه خانگی قرار داد. برخی نیز چون شیخ عمر عبدالرحمن، مبارز نابینای مصری که به خاطر عضویت در سازمان جماعت اسلامی مصر( که نقش اصلی در ترور انور سادات را داشت) حق ورود به کشورش را نداشت با وساطت مقامات سازمان سیا به آمریکا پناهنده شد.۱۹۹۱ القاعده فعالیت خود در مرزهای پاکستان را افزایش داد و در اکثر شهرهای پاکستان رخنه کرد. مجاهدین به پاکستان میرفتند و پس از پیمودن مراحل آزمایشی به مجاهدان افغان میپیوستند. ۱۹۹۷ به نمایش گذاشت، در حالی که حدود یک دهه از حضور نیمه مخفی بن لادن در پیشاور پاکستان و تشکیل القاعده میگذشت، اولین اقدام تروریستی بهرهبری وی در سفارت آمریکا در نایروبی و دارالسلام صورت گرفت و در پی این حادثه بیل کلینتون رئیس جمهوری وقت ایالات متحده دستور داد به تاسیسات القاعده در افغانستان و سودان حمله نظامی انجام شود. ۲۰۰حمله به برجهای دوقلوی آمریکا) به عنوان بزرگترین فعالیت تروریستی این گروه رقم خورد. در این حمله بیش از با آغاز انقلاب مردمی لیبی نام بلحاج به عنوان یکی از دو نماینده جریان های اسلام گرا در شورای انتقالی لیبی مطرح شد و به زودی پس از قتل مشکوک ژنرال یونس وزیر کشور سابق قذافی که به انقلابیون پیوسته بود به سمت فرماندهی نیروهای میدانی انقلابیون لیبی منصوب شد. "نعمان بن عثمان" از اعضای سابق سازمان "جهاد اسلامی لیبی"که هم اکنون به عنوان پژوهشگر ارشد اندیشکده "کویلیام" انگلستان مشغول فعالیت می باشد و زمانی را با بلحاج همرزم بوده در یادداشتی پیرامون سوابق بلحاج می نویسد: "بلحاج از اعضای فعال شبکه القاعده بود. وی در سال 2004 در عملیاتی مشترک توسط 3- اخبار و شواهد نشان می دهد که به دنبال خیزش ملت های عربی یکی از راهبردهایی که آمریکا دنبال می کند ارتباط با گروه های سلفی است که به لحاظ ایدئولوژیک تحت نفوذ عربستان سعودی و قطر می باشند. به عنوان نمونه می توان به تلاش برای ارتباط با "شیخ قرضاوی" که در قطر تبعید است و رابطه خوبی هم با امیر قطر داردو یا ارتباط گیری با اسلام گرایان لیبی و تونس از طریق حزب عد الت و توسعه ترکیه اشاره کرد. 4-آمریکایی ها یک بار تجربه همکاری با جریان های رادیکال اسلامی و مسلح ساختن آنها را در کوله بار تجربیات سیاست خارجی خود دارند. شکل گیری شبکه جهانی تروریستی القاعده ، انفجار بر جهای دوقلو در نیویورک و "جنگ علیه تروریسم "که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از عوامل اصلی بحران مالی اخیر در غرب می باشد، تنها بخشی از نتایج اسفبار چنین سیاستی است. ترور بن لادن در ابیت آباد پاکستان را برخی مرگ القاعده نامیدند. ولی ظاهرا سازمان های امنیتی و دستگاه دیپلماسی غرب به دنبال احیا ی این میت می باشند.«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛سرتاسر روزهای هفته جاری را ضدیت با دولت انگلیس فراگرفت و گزاف نیست اگر نام این هفته "هفته ضدانگلیس در ایران" گذاشته شود. شاید یکی از عکسالعملهای اقدامات ضدانگلیسی ایران در هفته جاری، بیانیهای باشد که آمریکا و اتحادیه اروپا مشترکاً علیه ایران صادر کردند و اعلام نمودند فشارهای بیشتری علیه ایران در راه است. این بیانیه با نوعی لحن ملایم نیز همراه است تا تهیهکنندگان آن بتوانند از سیاست هویج و چماق برای برخورد با ایران استفاده کنند. این موضعگیری و اقدامات مشابه کشورهای غربی، نه تنها جمهوری اسلامی ایران را از مواضع خود در مسائل هستهای - که بهانه اصلی غربیهاست - منصرف نخواهد کرد، بلکه عزم دولتمردان ایران را بر ادامه آن قویتر خواهد نمود. انتخابات مصر طی سه دوره برگزار میشود که دوشنبه و سهشنبه نخستین دور آن انجام شد. در این مرحله، تکلیف 168 کرسی از کل کرسیهای مجلس مشخص میشود. این هفته، مردم مراکش نیز پای صندوقهای رای رفتند تا در اولین انتخابات آزاد این کشور شرکت کنند. در این انتخابات 13 میلیون از جمعیت 32 میلیونی مراکش برای انتخاب 395 نماینده فراخوانده شده بودند. در این انتخابات نیز حزب اسلامی "عدالت و توسعه" به رهبری "عبدالله بن کی ران" توانست 107 کرسی یعنی حدود یک چهارم آرا را از آن خود کند. روز گذشته، محمد ششم پادشاه مراکش، عبدالله بن کی ران را مامور تشکیل کابینه جدید این کشور کرد. مراکش، از اسفندماه گذشته شاهد اعتراضات گسترده ضددولتی معترضانی بود که خواستار اصلاح قانون اساسی و لغو حکومت فردی شدند. محمد ششم پادشاه مراکش برای اینکه به سرنوشت دیگر همتایانش، ازجمله در تونس، مصر و لیبی دچار نشود به سرعت وارد عمل شد و با مخالفان در جهت انجام اصلاحات به توافق رسید. در متن توافقنامه دوجانبه، هرچند آزادیهای زیادی برای احزاب مخالف در نظر گرفته شد ولی مقرر شده شاه همچنان در قدرت بماند و قدرت قابل ملاحظهای نیز دردست وی باشد. از اینرو، بسیاری از ناظران انتخابات اخیر مراکش را در واقع سنجشی برای میزان رضایتمندی شهروندان از اصلاحات انجام شده دانستند. میزان مشارکت مردمی در این انتخابات 45 درصد گزارش شده است که بیانگر وجود نارضایتی در قشر قابل ملاحظهای از مردم مراکش از شرایط موجود و اصلاحات مذکور است.کنفرانس بن که قرار است طی چند روز آینده در بن آلمان برگزار شود نشستی بینالمللی درخصوص افغانستان است و غیبت پاکستان به عنوان یکی از دولتهای تاثیرگذار در روند تحولات افغانستان میتواند اعتبار این نشست را به مقیاس زیادی بکاهد. علاوه بر این، طی هفته جاری شهرهای مختلف پاکستان صحنه تظاهرات مردم خشمگین این کشور بر ضدآمریکا و ناتو بود. تظاهرکنندگان ضمن ابراز انزجار از جنایت روز شنبه ناتو در حمله به دو پادگان پاکستانی که منجر به کشتهشدن 26 سرباز پاکستانی گردید، دولت اسلامآباد را نیز به دلیل کوتاهی برخوردهای انفعالی در برابر این جنایت به باد انتقاد گرفتند. مردم پاکستان خواستار لغو پیمانهای همکاری اسلامآباد با غرب و همچنین خروج کامل نیروهای بیگانه از این کشور هستند که به بهانههای واهی ازجمله مبارزه با تروریسم در این کشور حضور دارند. پاکستانیها حضور این مهمانان ناخوانده را عامل اصلی بروز بحرانهای امنیتی و سیاسی میدانند و این کشورها را به نقض استقلال و تجاوز به حریم حاکمیت ملی خود متهم میکنند. اتحادیه عرب درحالی سوریه را به نقض حقوق بشر و سرکوب مردم متهم میکند که در برابر جنایات جاری در کشورهای بحرین، یمن و عربستان، نهتنها سکوت کرده، بلکه از حاکمان جبار و خودکامه این کشورها حمایت میکند. این برخورد یک بام و دو هوا و جانبدارانه که البته از سوی غرب دیکته میشود، تتمه اعتبار این تشکیلات را نیز بر باد داده است. در عین حال، اکنون دمشق در انتظار کنفرانس ریاض است که دیروز با حضور وزیر خارجه سوریه برگزار شده و امکان رسیدن به توافق برای تشکیل دولت وحدت ملی در سوریه را بررسی میکند.«خون مدرس در رگ های نمایندگان مجلس»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛امروز دهم آذر مصادف با سالروز شهادت ابرمردی است که تاریخ از وی به عنوان یک نماینده واقعی مردم در مجلس، یک اصولگرای حقیقی و نماد پیوند دیانت و سیاست یاد می کند. آیت الله شهید فقیه مجاهد و عالم پرهیزگار آیت الله سیدحسن مدرس نماینده ای بود که به کالبد وارداتی مجلس در ایران روح اصیلی بخشید که جوشش و فوران آن برای همیشه باقی مانده است.امروز دهم آذر مصادف با سالروز شهادت ابرمردی است که تاریخ از وی به عنوان یک نماینده واقعی مردم در مجلس، یک اصولگرای حقیقی و نماد پیوند دیانت و سیاست یاد می کند. آیت الله شهید فقیه مجاهد و عالم پرهیزگار آیت الله سیدحسن مدرس نماینده ای بود که به کالبد وارداتی مجلس در ایران روح اصیلی بخشید که جوشش و فوران آن برای همیشه باقی مانده است. در دوران اختناق و دیکتاتوری پهلوی اول نمایندگان به شدت تحت فشار بودند و در همین دوران بود که رضاخان قلدر نقش و حضور پر رنگ مرحوم مدرس را تاب نیاورد و تحت حمایت و هدایت مستقیم انگلیسی ها دستور شهادت این روحانی بزرگوار را صادر کرد. در دوره پهلوی دوم به جز در فاصله سالهای 1320 تا 1332 مجلس نقش چندان پررنگی نداشت. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار با نمایندگان هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در همین باره فرمودند: "قانون نرم افزار حرکت عظیم هر کشور است و قانونگذاری برای هر کشور و ملتی فی نفسه مهم است ، اما برای کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران و ملت بزرگی نظیر ملت ایران که راه نوینی را درمقابل بشر گشوده است ، از اهمیتی بسیار فراوان تر برخوردار می شود." ایشان با تبیین تفاوت نگاه های موجود در نظام ها و دموکراسی های رایج در جهان با بینش اسلامی افزودند: "در نگاه اسلامی، ولایت مختص پروردگار است و این ولایت تنها از مجاری الهی که در اسلام تعیین و براساس کتاب و سنت در قانون اساسی بر آن تأکید شده ، قابل اعمال و مورد قبول است که با این نگاه و بینش، نمایندگی ملت به ولایتی که برخاسته از ولایت الهی است تبدیل می شود و به همین علت، قوانینی که تصویب می شود برای همه لازم الاجرا است."در حقیقت قواعد تصمیم گیری در مردمسالاری دینی که همان روح الهی و مردم گرای حاکمیت است و در قانون اساسی کشور متجلی است به کلیه فعالیتهای سیاسی شکل می دهد و جلوه ای بدیع از سرسپردگی در آستان ملکوتی و ذات ربوبی پروردگار را در جهان مادی امروز به نمایش می گذارد. «لزوم رعایت قوانین بین المللی»عنوان سرمقاله روزنامه آرینش به قلم حمیدرضا عسگری است که در آن میخوانید؛اوج گیری رویکردهای خصمانه غرب علیه کشورمان به یکی از بی سابقه ترین دوران های خود رسیده است. به نحوی که از آمریکا گرفته تا اروپا و خاورمیانه همگی شمشیر عداوت را بر علیه جمهوری اسلامی ایران از رو بسته اند. اما شکیبایی و ایستادگی مردم کشورمان این توان را به مسولین داده است تا در برابر این فشارها از موضع ضعف وارد نشوند و همواره مدعی حقوق کشورمان باشند. در ابتدا باید توجه داشت که کشورمان در چه اوضاع و جایگاهی در عرصه جهانی قرار گرفته است. به سبب کارشکنی های آمریکا و پیروی نهادهای بین المللی از سیاست های جهت دار این کشور و همراهانش، نوع نگاه کشورهای جهان به وضعیت ایران مثبت نیست. اجماع جهانی در تصویب قطعنامه در سازمان ملل و آژانس انرژی اتمی در اثبات این ادعا کافی است.هرچند که حقانیت و عزم جدی ما برای رسیدن به اهدافمان در مقابل این هجمه ها همواره راسخ بوده اما نباید بادست خود زمینه افزایش فشارها را فراهم کنیم. حمایت:میهمان ناخوانده سفر بایدن به عراق با تاکید بر خروج نظامیان از عراق از یک سو میتواند اقدامی باشد برای انحراف افکار عمومی از تحولات داخلی آمریکا و نیز نمایش تحقق بخشی از وعدههای اوباما تا شاید مقداری از اعتراضهای مردمی از دولت آمریکا کاسته شود. این امر برای مبارزات انتخاباتی اوباما مهم است. ثانیا، آمریکا به رغم وعدههای خروج همچنان بر ادامه حضور در عراق تاکید دارد. به چالش کشاندن روابط عراق با همسایگان بویژه در قبال ایران و سوریه و نیز سوق دادن بغداد به پذیرش ادامه عملیات ترکیه در خاک این کشور از جمله اهداف سفر بایدن است. وی به دنبال ایجاد بحران در منطقه بویژه در قبال سوریه است چنانکه وی پس از عراق راهی ترکیه میشود. «در باب دیدار چهره به چهره با مردم تهران»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم حمیدرضا شکوهی است که در آن میخوانید؛آقای احمدی نژاد همچنان اصرار به تداوم سفرهای استانی و دیدار چهره به چهره با مردم دارد و علی رغم انتقاداتی که نسبت به این موضوع انجام می شود، هنوز این گونه سفرها و دیدارها ادامه دارد; بدون آن که درباره ثمربخشی آن، اتفاق نظری وجود داشته باشد. طی هفته های گذشته، رئیس جمهور به شهرهای اطراف تهران هم سفر کرده و چند جلسه دیدار چهره به چهره با مردم تهران هم انجام داده است. اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم. نخستین بار که سخن از سهمیه بندی بنزین به عنوان نخستین گام در مسیر واقعی کردن قیمت ها و حذف یارانه ها به میان آمد و اولین گام برای محدود ساختن مصرف بنزین برداشته شد، همه مسوولا ن بر ضرورت هزینه کردن بخش اعظم مبالغ حاصل از صرفه جویی در مصرف سوخت پس از سهمیه بندی بنزین، برای تقویت ناوگان حمل ونقل عمومی در شهرهای بزرگ به ویژه تهران تاکید می کردند تا با ایجاد امکانات مناسب برای نقل و انتقال شهروندان با خودروهای عمومی، تمایل آنان برای استفاده از خودروی شخصی کاهش یابد که به تبع آن، شاهد کاهش میزان مصرف سوخت خواهیم بود. اما بیش از چهار سال از آغاز سهمیه بندی بنزین و یک سال از آغاز طرح هدفمندی یارانه ها سپری می شود و هیچ گام بلندی برای تقویت ناوگان حمل ونقل عمومی شهرهای بزرگ و به ویژه تهران برداشته نشده است. بنابراین علا وه بر مشکلا تی همچون مسکن و تورم و بیکاری که تنها مختص مردم تهران نیست، مردم پایتخت با مشکل ضعف جدی ناوگان حمل ونقل عمومی هم مواجه هستند. رسانه ها مردم را تشویق می کنند که به جای خودروی شخصی، از ناوگان حمل ونقل عمومی استفاده کنند اما ناوگان موجود، پاسخگوی نیازها نیست و به همین دلیل مردم علی رغم میل باطنی از خودروی شخصی استفاده می کنند، ساعت ها در ترافیک خیابان ها و بزرگراه های شهر معطل می شوند و هزینه بالا یی بابت سوخت خودرو پرداخت می کنند. «آتشفشان ایدز را جدی بگیریم»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم محمدجواد حقشناس است که در آن میخوانید؛شیوع بیماری ایدز در طول دو دههای که از آن میگذرد، به نحو بیرحمانهای در جهان ادامه داشته و گرچه شدت آن در بعضی مناطق بیشتر بوده، اما هیچ کشوری از گزند آن در امان نمانده و رفتهرفته به یک مشکل جهانی تبدیل شده است. چند سالی است که در کشورمان نیمه اول آذرماه که اتفاقا مصادف است با اواخر نوامبر، هر سال جستهوگریخته صحبتهایی از یک بیماری کمتر شناخته شده به نام ایدز میشود.گاهی رسانهها و مسوولان بهداشت و درمان و گاهی ادارات و دفاتر ذیربط سازمانملل متحد مثل UNFPAاما امسال وزیر بهداشت و درمان به پیشواز رفت و در دیدار با مدیر اجرایی برنامه مشترک سازمان ملل متحد در زمینه ایدز، هشداری اگرچه دیرهنگام را اعلام داشت که هم درخور تحسین بود و هم دیوار سکوت دولت را شکافت و اعلام داشت که: با ادامه وضع موجود احتمال اینکه با آتشفشانی از ایدز مواجه شویم بالاست. اگرچه محافل علمی و تحقیقاتی کشورمان آنگونه که باید تاکنون فرصت و امکان عبور از خطوط قرمزی چون پرداختن به کم و کیف پدیده تنفروشی را نداشتند تا واقعیت تلخی را در بوته تبیین و تحلیل قرار دهند!نکته مهم این است که برای اولینبار فعالیت «تنفروشان» در کشور توسط یک مقام عالیرتبه دولتی مورد توجه جدی قرار گرفته و کتمان نشده است و نقش این گروه را در انتقال ایدز موثر دانسته و تاکید میکند: «هر روسپی سالانه پنج تا 10 نفر را مبتلا به ایدز میکند» ایشان در این سخنان هشدارآمیز، صریح و در عین حال شجاعانه خود به درستی تاکید میکند که «بررسیها نشان میدهد باید 83 هزار تا 120 هزار فرد مبتلا به خیلی پایینتر از 25 تا 34 سال بوده است که بسیار جای نگرانی دارد. HIVپس امروز که مقامات کشورمان سرانجام منع این بحران را دانسته و به آن پرداختهاند، فرصتی طلایی پیشرویمان قرار گرفته تا بپذیریم که باید جهانی بیندیشیم و ملی عمل کنیم همچنان که در قطعنامه 2/55 مجمع عمومی، مصوب اجلاس هزاره سازمان ملل که در دسامبر 2000 تشکیل شد، آمده که «رهبران جهان با تامین کمک ویژه برای کودکان یتیم شده بر اثر ایدز تعهد خود را نسبت به توقف و جلوگیری از شیوع ایدز تا سال 2015 اعلام کردند.» در بیشتر کشورهای آلودهشده به ویروس ایدز 15 تا 20درصد کودکان یک یا هر دو والد خود را بر اثر ابتلا به ایدز از دست دادهاند و کمتر از 10درصد کودکان یتیم حاصل از بیماری ایدز از حمایت اجتماعی برخوردارند. لازم به یادآوری است که یتیمان ایدز مورد تبعیض قرار گرفتهاند و باید خود زندگیشان را اداره کنند. HIV/AIDS) میتواند تاثیر واقعی بر توانایی افراد برای کاهش آسیبپذیری آنها در مقابل بیماریها بگذارد.سنخ واکنش انگلیس با هیچ منطق دیپلماتیکی سازگار نیست. مجلس طرح «کاهش» روابط با انگلیس را تصویب کرد نه «قطع» آن. در ثانی اقدام دانشجویان در تسخیر کوتاهمدت سفارت انگلیس نیز اقدامی کاملا «خودجوش» بود. با این وصف، آیا واکنش انگلیس «متناسب» است؟ انگلیس نباید از یاد ببرد که جایگاه راهبردی ایران در تحولات منطقه و شکلدهی به تحولات بنیادین، اکنون به نحوی تثبیت شده است که این سنخ اقدامات عجولانه نمیتواند بر این جایگاه، اندک تزلزلی را وارد کند. اول اینکه خباثت و توطئهگری دولت انگلیس در قبال جوامع مسلمان بویژه کشور ایران طی یک قرن گذشته آشکارتر از آن است که نیاز به شاهد داشته باشد بلکه در میان مردم ما به مثل تبدیل شده است. شدت یافتن این کارشکنی و دسیسهگری از ابتدای انقلاب اسلامی تا فتنه پس از انتخابات نیز بینیاز از اثبات است. سوم اینکه نقد این نوشتار به اشغال سفارت انگلیس در آذر از جنس برخی توصیههای مصلحتآمیز نیست چه آنانکه با بزرگ کردن خطر قطع روابط اقتصادی، تنها دغدغه هزینههای تجاری و مالی کشور را دارند و چه آنانکه اصولا تنها از عینک دیپلماسی مرعوب در مقابل غرب، این حرکتهای افراطی را موجب آسیب دیدن وجهه خارجی کشور میشمارند. البته هم حفظ شان ملت ایران و هم هزینه - منفعت اقتصادی باید جایگاه خود را نزد سیاستگذاران خارجی داشته باشند اما نه در جایی که اصول نظام، در معرض آسیب است. اما هنوز به پرسش اصلی مقاله پاسخ نداده ایم: با فرض وجود خصومت، چه کسی مکلف به مقابله دیپلماتیک است؟ چه زمانی «دانشجو» مجوز ورود پیدا میکند؟ منطق حکم میکند اگر مسئولان سیاسی کشور خود هوشمندی و شجاعت مقابله با مداخلات خارجی را داشته باشند، نیازی به ورود نهادهای مدنی و انقلابی نیست. به بیان دیگر حاکمیت قانون اقتضا میکند تنها اگر دولت و مجلس در این خصوص دچار غفلت مستمر بودند و جنبش دانشجویی سلسله مراتب امر به معروف دولتمردان را طی نمود و نتیجه نگرفت، آنگاه مجاز خواهد بود با درایت و بصیرت خود بهترین روش را برای حفاظت از اصول نظام اسلامی در پیش گیرد. اگر چنین شرایطی لحاظ نشود و چنان مراتبی طی نشود، یعنی مجوز هرج و مرج به نام اسلام و انقلاب. از سوی دیگر اگر حماسه آبان خط شکن مواجهه با مداخله استکبار در سالهای پس از انقلاب بود، آیا حادثه آذر عقبتر از نهادهای حکومتی و رسمی نبود که پس از مصوبه مجلس برای اخراج سفیر انگلیس دست به کار شد؟ آیا ما به عنوان دانشجویان ایران اسلامی متکی بر سه دهه تجربیات نظامسازی اقتصادی، سیاسی، علمی و فرهنگی، شیوههای کاراتری برای ضربه زدن به دولت آمریکا و انگلیس و «مبارزه علمی و عملی» مد نظر امام خمینی نداریم؟سیاست نرخ ارز بر ساختار قیمتهای نسبی بر حسب پول ملی که در سطح جهانی مبادله میشود (کالاهای قابل مبادله) وکالاهایی که برای بازار داخلی تولید میشوند (کالاهای غیرقابل مبادله) اثرگذار است. در اهمیت سیاست نرخ ارز همین بس که بر سطح عمومی قیمتها؛ یعنی بر تورم جامعه تاثیر معنی دار دارد. در یک کلمه سیاست نرخ ارز بر انگیزههای قیمتی که نقش حساسی در اقتصادها دارند، موثر است.تدوین سیاست نرخ ارز کشورهای در حال توسعه باید بر پایه ویژگیهای نهادی و ساختاری آن اقتصادها و بر مبنای معیارهای محوری زیر صورت پذیرد:2- محدودیت کالاهای داخلی برای جایگزینی واردات5- درجه توسعهیافتگی بازارهای مالی و محدودیت تعداد معاملهگران بازار ارز. چرا حساب جاری تراز پرداختها در یک کشور در حال توسعه اوضاع وخیمی پیدا میکند؟ عوامل متعددی دخیل هستند که میتوان به مهمترین آنها اشاره کرد:هدف این نوشته فقط اشاره به آثار کاهش ارزش پول داخلی برای بهبود حساب جاری یا افزایش صادرات و کاهش واردات است نه پرداختن به تک تک موارد فوق. به هر حال داستان از بدتر شدن رابطه مبادله کشور شروع میشود. فرض کنید رکود حاکم بر اقتصاد کشورهای عمده طرف تجاری ما باعث شوند قیمت کالاهای صادراتی کشور افت نمایند؛ فرضی که با شرایط کنونی اروپا غیرواقعی به نظر نمیرسد و رابطه مبادله را به ضرر ما کاهش میدهد. چه میتوان کرد؟ چه باید کرد؟ افزایش قیمت داخلی پولهای خارجی که پس از کاهش ارزش پول ملی رخ میدهد برای بسط و توسعه صادرات غیرسنتی انگیزه ایجاد میکند و این خود به متنوع سازی پایههای صادرات کشور کمک میکند. سیاستهای انبساطی کلان بیش از حد، به طور غیرواقعی غالبا ریشه در مخارج بالای دولتها در مقایسه با منابع مالی قابل دسترس دولت از محل مالیاتها و درآمدهای غیرمالیاتی و قرضدهی داوطلبانه بخش خصوصی غیربانکی دارد. تامین کسری بودجه وقتی از طریق قرضگیری و استقراض از سیستم بانکی مواجه میشود و این امر به کمک قرضدهی خصوصی توسط بانکها همراه میشود موجب عرضه مازاد نقدینگی در جامعه میشود. وقتی در اقتصاد ملی مخارج داخلی از بخش محصولات غیرقابل تجارت به سوی تولیدات قابل تجارت (کالاهای وارداتی و صادراتی) منتقل میشوند، تولید کالاهای قابل تجارت با بیرغبتی مواجه میشود؛ چراکه عوامل قیمت تمام شده محصولات داخلی بالا رفته و سود در حوزه کالاهای قابل تجارت تحت فشار قرار میگیرد، بنابراین پیامد سیاستهای پولی و مالی انبساطی در یک کشور در حال توسعه وخیمتر شدن حساب جاری خارجی کشور است؛ چرا که بخش عظیم کالاهای قابل مبادله که مصرف داخلی دارد و عرضه کالاهای قابل مبادله کاهش یافتهاند. بنابراین، باید در نظر گرفت که در تصمیمسازی برای نرخ ارز باید همه جوانب آن اعم از منافع و هزینهها در نظر گرفته شود. «همه چیز به نفع مخابرات»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مرجان محمدی است که در آن میخوانید؛ 17 آذرماه کد تمامی شهرستانهای استان تهران به 021 تغییر میکند و نرخ هر پالس از 7/44 به 43/51 ریال افزایش مییابد، این طرح در حالی به اجرا درخواهد آمد که وزیر ارتباطات و مسوولان مخابراتی کشور به دفعات با اجرای آن مخالفت کرده و معتقدند در صورت اجرایی شدن این طرح مخابرات متضرر میشود، موضعگیریهای مسوولان و اظهارنظرهای مختلف کار را به جایی رساند که سهامداران مخابرات نیز شروع به اعتراض کردند و خواستار لغو این طرح مخابراتی شدند. از سویی دیگر با اجرایی شدن طرح «همکدی» به طور خود به خود نرخ مکالمه تا 15 درصد افزایش پیدا میکند که این مساله متمایز با موضعگیری سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان است که صراحتا اعلام کرده بود «مخابرات حق افزایش نرخ هر پالس مکالمه را در تلفن ثابت ندارد» ولی این افزایش با اجرایی شدن «همکدی» صورت میگیرد.