صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۳۲۰۶۴
واکاوى تلاش بین‌المللى اشغالگران براى رهایى از باتلاق افغانستان
قاسم غفورى مقدمه: افغانستان سرزمینی است که در چهار دهه گذشته رنگ آرامش به خود ندیده است. جنگ های داخلی، مقابله با اشغالگری ارتش سرخ شوروی سابق، قدرت طلبی طالبان و در نهایت حضور اشغالگران غربی شرایطی بس دشوار و آینده ای نامعلوم را پیش روی دولت و مردم این کشور قرار داده است. در کنار تحولات جاری در افغانستان، نکته مهم و اساسی رویکرد کشورهای غربی به برگزاری تکراری اجلاس های منطقه ای و بین المللی برای به اصطلاح بررسی پرونده افغانستان است. در جدیدترین این اقدامات در 14 آذرماه اجلاس آلمان معروف به اجلاس «بن 2» با حضور 100 کشور و نهاد بین المللی شامل، کشورهای اشغالگر حاضر در افغانستان، همسایگان افغانستان و سایر کشورها و نهادهای بین المللی برگزار شد. گفتنی است آلمان 10 سال پیش یعنی همزمان با ورود اشغالگران به افغانستان اجلاس «بن 1» را برگزار کرد که بر اساس آن نیز کرزای به عنوان رئیس دولت انتقالی معرفی و جهان برای کمک به افغانستان متعهد شد. با توجه به تحولات جاری افغانستان و عدم تحقق وعده های غرب و نهادهای بین المللی در اجلاس های متعدد برگزار شده (از اجلاس بن 1 در سال 2001 تا بن 2 در سال 2011 ) این سوال اساسی مطرح است که چرا بازیگران صحنه افغانستان به برگزاری چنین اجلاس هایی اصرار دارند؟ و آیا این اجلاس ها می تواند دستاوردی برای مردم افغانستان به همراه داشته باشد؟

شرایط حاکم بر افغانستان
بررسی کارنامه 10 ساله افغانستان پس از اشغال نکاتی قابل تأمل را آشکار می سازد. افزایش فقر و آوارگی، فراگیر شدن تولید مواد مخدر چنانکه آمارها نشان می دهد این روند از چهار هزار تن در سال به هشت هزار تن افزایش یافته، تشدید فضای ناامنی که بخش عمده ای از آن برگرفته از حملات شبانه و عملیات های اشغالگران بوده که هزاران کشته و زخمی برجای گذاشته است، عدم تحقق وعده های جهانی برای بازسازی ویرانه ها ، حاکم شدن فساد بر ساختار مدیریتی و اقتصادی که بسیاری آن را نتیجه حضور اشغالگران می دانند، تبدیل شدن افغانستان به مرکزی برای تهدید کشورهای منطقه توسط غرب که نمود آن را در حملات ناتو و آمریکا به پاکستان و آموزش گروه های تروریستی در پایگاه های آمریکا علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می توان مشاهده کرد و... بخش های کوچکی از نابسامانی های حاکم بر افغانستان است که این کشور را هر روز با بحران های بیشتری مواجه می سازد. البته به این امور باید تلفات سنگین اشغالگران و ناتوانی آنها برای ادامه حضور و جنگ در افغانستان را افزود؛ امری که موجب شده غرب با نقاب بن و میزبانی نشست افغانستان، دست التماس به سوی سایر کشورها برای فرار از باتلاق افغانستان دراز کند.
دیدگاه حاضران در نشست بن
الف- نگاه افغانستان
مردم و دولت افغانستان که از چند دهه جنگ داخلی و جنایات اشغالگران به سطوح آمده اند، برگزاری اجلاس های بین المللی را راهکاری می دانند برای رویکرد جهانی، جهت بازسازی ویرانه های کشورشان، به ویژه خروج اشغالگران که آرامش و امنیت را برای آنها به همراه دارد. افغان ها می دانند که غرب در شرایط عادی حاضر به خروج نمی باشد، چنانکه هر کدام از کشورهای غربی با ادعای توافقنامه استراتژیک یک جانبه با افغان ها به دنبال حضور بلند مدت در این کشورند. مهم ترین آنها توافقنامه استراتژیک واشنگتن- کابل است که در نشست 25 آبان « لویه جرگه» مورد بررسی قرار گرفت و با حضور آمریکا به شرط عدم تأسیس پایگاه دائم، موافقت شد. با توجه به این شرایط افغان ها برگزاری اجلاس های بین المللی را ابزار فشاری می دانند که در سایه آن بتوانند حداقل طرح خروج ناتو تا سال 2014 را اجرایی سازند.
ب- نگاه همسایگان
در کنار افغان ها، کشورهای منطقه به ویژه جمهوری اسلامی ایران و پاکستان که بیشترین آسیب را از شرایط ناامن افغانستان و حضور اشغالگران دیده اند، تأکید دارند که این اجلاس ها، در صورت مدیریت افغان ها و دوری از ابزار شدن در دست اشغالگران، می تواند راهکاری برای تحقق اهداف مردم و دولت افغانستان و نیز برقراری ثبات و امنیت در منطقه باشد؛ امری که با سه مولفه واگذاری امور به افغان ها، همگرایی منطقه ای و خروج اشغالگران از افغانستان محقق خواهد شد.
ج- نگاه غرب
در کنار آلمان ها که تلاش کرده اند با میزبانی این نشست به نوعی ادعای بازیگر جهانی بودن را برای افکار عمومی به نمایش گذارند تا شاید بتوانند از میزان اعتراض های مردم و جریان های سیاسی به ادامه حضور در افغانستان و تابعیت از آمریکا بکاهند ، ناتو و سایر کشورهای حاضر در افغانستان نیز با اهداف ویژه چشم به «بن» دوخته بودند.
1) دلجویی از افغان ها: عملکردهای 10 ساله اشغالگران از جمله افشای جنایات گسترده و خیانت هایی که اشغالگران به دولت و مردم افغانستان داشته اند، خشم و انزجار شدید افغان ها را به همراه داشته است. برپایی تظاهرات ضد اشغالگری، رویکرد مردم به مقابله با اشغالگران ، رویکرد گسترده مردم به طالبان به عنوان عاملی برای جنگ با اشغالگران، هشدارهای شدید کرزای رئیس جمهور افغانستان به پیامدهای خودسری های غرب، نمودهایی از این نارضایتی است. بر این اساس نشست «بن» را می توان نوعی اقدام غرب برای دلجویی از افغان ها با وعده تکراری جمع آوری کمک جهانی برای حل مشکلات افغانستان دانست؛ کمک هایی که غرب در 10 سال گذشته بارها وعده آن را تکرار کرده اما هرگز اجرایی نشده است. این تحرکات در حالی صورت گرفت که مردم افغانستان همزمان با نشست «بن» تظاهرات گسترده ضد آمریکایی برگزار کردند تا تأکید کنند در کنار حفظ وحدت داخلی ، خروج اشغالگران را تنها راه برای حل چالش های کشورشان می دانند و فریب وعده های غرب را نخواهند خورد.
2) یافتن راه فرار: نکته قابل توجه در اجلاس «بن2» اعتراف کشورهای غربی به ناکامی در تحقق ادعاهای 10 ساله خود در افغانستان است. در این چارچوب «هیگ» وزیر امور خارجه انگلیس اذعان کرد که تحرکات نظامی در افغانستان ناکام بوده است و باید به دنبال راه حل سیاسی بود، مرکل، صدر اعظم آلمان نیز رویکرد به طالبان و مذاکره را راه حل آینده افغانستان عنوان داشت. هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا ضمن اذعان به بحرانی بودن شرایط افغانستان در اقدامی فرافکنانه خواستار توجه دولت افغانستان به مقابله با فساد و ناامنی ها شد. بسیاری از ناظران سیاسی این گونه مواضع و اصرار غرب بر مسائلی همچون واگذاری امور امنیتی به افغان ها، کمک جهانی برای برقراری امنیت در افغانستان و رویکرد به مذاکره با طالبان را نوعی تلاش غرب برای نادیده گرفتن مسئولیت های خود در قبال افغانستان و یافتن راه حلی برای فرار از باتلاق افغانستان دانسته اند، در حالی که غرب تلاش کرده با برگزاری اجلاس «بن2» بر ضعف و شکست های خود در افغانستان نیز سرپوش گذارد.
3) بهره‌گیری از مولفه‌های منطقه‌ای: از نکات قابل توجه در اجلاس «بن2»، تأکید کشورها حتی غربی ها بر لزوم حضور همسایگان افغانستان به ویژه ایران و پاکستان در این نشست بود.
جهانیان اذعان دارند که بدون حضور کشورهای منطقه که دارای جایگاه خاصی در افغانستان بوده و همواره نیز مشکلات این کشور را مشکل کل منطقه دانسته و برای کمک به آن از هیچ کمکی دریغ نکرده اند ، نمی توان گامی برای حل واقعی مشکلات افغانستان برداشت. این اعتراف را در مواضع غربی نیز می توان مشاهده کرد، چنانکه حاضران در نشست «بن2» از یک سو بر نقش مثبت ایران در امور افغانستان و منطقه اذعان کردند و از سوی دیگر عدم حضور پاکستان در نشست را - به دلیل اعتراض عملی اسلام آباد به حملات آمریکا و ناتو به خاک پاکستان - نشانه ای بر تضعیف رویکرد جهانی به حل مسائل افغانستان دانسته اند. البته در کنار پاکستان که از حضور در نشست بن خودداری کرد سایر همسایگان تأثیرگذار در افغانستان شامل ایران، چین و روسیه و حتی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز تأکید کردند که حضورشان در این نشست نه برای تأیید مواضع و خواسته های اشغالگران، بلکه صرفاً به دلیل نگرانی از روند تحولات افغانستان و منطقه و تلاش برای یافتن راه حلی برای پایان دادن به شرایط بوده است. در این چارچوب نیز نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورهای منطقه، ضمن اعلام حمایت از دولت و ملت افغانستان خواستار پاسخگویی غرب در قبال جنایات و بحران های ایجاد شده در افغانستان و منطقه شدند.
4) بازی با افکار عمومی: هرچند که کشورهای غربی در افغانستان با شکست مواجه شده اند؛ اما خوی استعمارگری و خودستایی آنها موجب شده تا آنها از یک سو با ابزارهای مختلف به دنبال سرپوش نهادن بر شکست های خود باشند و از سوی دیگر با بهانه تراشی، اشغال بلند مدت افغانستان را در ذهن داشته باشند.
در این شرایط غرب با رویکرد به اجلاس هایی مانند اجلاس «استانبول» و «بن 2» تلاش کرده، طرح های توسعه طلبانه خود در افغانستان و منطقه را اجرایی سازد. مواضع غرب نشان می دهد که هدف آنها در اجلاس های مذکور نه کمک به افغان ها، بلکه تحقق اهدافی چون؛ کسب مشروعیت بین المللی برای ادامه اشغالگری و کشتار مردم افغانستان، رویکرد به مذاکره با طالبان به عنوان مولفه ای برای کاهش هزینه های اشغالگری، تغییر چهره خود از اشغالگر به حامی مردم و دولت افغانستان، توجیه اقدامات خصمانه علیه منطقه از جمله علیه پاکستان به بهانه امنیت افغانستان، توجیه نظامی گری در آسیای مرکزی و قفقاز به نام امنیت و کمک به پایان جنگ افغانستان، توجیه هدردادن میلیاردها دلار هزینه اشغالگری برای افکار عمومی اروپا و آمریکا در حالی که مردم این کشورها خواستار پایان جنگ طلبی و هزینه شدن بودجه جنگ در اقتصاد کشورشان هستند، انحراف افکار عمومی از خاورمیانه و بیداری اسلامی و اوج گیری اعتراض های ضد نظام سرمایه داری در اروپا و آمریکا به افغانستان و... است.
علل شکست اجلاس بن
هر چند که غرب با فضای تبلیغاتی تلاش کرد تا اجلاس «بن» را پیروزی بزرگ برای خود نشان دهد؛ اما بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند این نشست به خودی خود نمی تواند دستاوردی برای افغان ها و غرب به همراه داشته باشد، چراکه دلیل حضور اکثر حاضران در نشست، نه برای تأیید مواضع غرب، بلکه برگرفته از نگرانی آنها از آینده افغانستان و تأثیرات حضور غرب در افغانستان برای امنیت بین الملل بوده است.
بسیاری تأکید دارند که مواضع غرب دلیل اصلی شکست اجلاس «بن» خواهد شد، چنانکه اجلاس های گذشته نیز به این سرنوشت دچار شدند؛ چرا که:
اولاً، غرب نشان داده که حاضر به واگذاری امور به افغان ها نبوده و همچنان به دنبال سلطه بر این کشور است، چنانکه در بیانیه پایانی نیز با ادعای مبارزه با تروریسم و امنیت بر حضور تا سال 2024 در افغانستان تأکید کرده است. این در حالی است که جهانیان تأکید دارند که غرب در 10 سال اشغال افغانستان کارکرد مثبتی برای این کشور نداشته و در آینده نیز نخواهد داشت، لذا خروج آنها تأثیری بر آینده این کشور ندارد و حتی به بهتر شدن شرایط منجر می شود.
ثانیاً، کارنامه افغانستان و منطقه نشان می دهد، هر زمان که امور به منطقه واگذار شده، نتایج مثبتی به همراه داشته که نمود آن را در توافقات سه جانبه ایران، افغانستان و پاکستان و نیز میان ایران ، افغانستان و تاجیکستان می توان مشاهده کرد. جهان اذعان دارد که کشورهای منطقه به دلیل نزدیکی های مرزی و قرابت های قومی و نژادی و نگاه امنیتی دلسوز یکدیگر و منطقه بوده، لذا بیشترین گام را برای تحقق ثبات و پیشرفت در منطقه بر می دارند. متأسفانه غرب همواره در این روند کارشکنی کرده و تلاش داشته در حالی که این نقش را پنهان می سازد، با اجلاس های بین المللی از این ظرفیت نیز برخوردار شود. این در حالی است که همسایگان افغانستان همواره تأکید کرده اند، حضور این کشورها در اجلاس های مذکور صرفاً برای بیان دیدگاه های خود در قبال نابسامانی های ایجاد شده توسط اشغالگران و یافتن راه حل جهانی برای پایان این وضعیت است. کشورهای منطقه تأکید دارند که تحولات افغانستان و منطقه باید در قالب منطقه بررسی شود، نه آنکه در کشورهای فرامنطقه ای که جز منافع خود چارچوب دیگری ندارند. جهانیان نیز اذعان دارند که رویکرد غرب به پنهان سازی نقش کشورهای منطقه با رویکرد به کشورهای پیرامونی نظیر ترکیه و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز در نهایت محکوم به شکست است.
ثالثاً، غرب به رغم آنکه در افغانستان با شکست مواجه شده همچنان در توهم ادامه اشغالگری و سلطه گری در منطقه است. بندهای پایانی بیانیه نظیر؛ مذاکره با طالبان، اعلام حمایت امنیتی و نظامی از افغانستان از سال 2014 تا سال 2024، رویکرد به امضای توافقنامه های استراتژیک برای حضور بلندمدت در افغانستان، استمرار تهدیدات نظامی علیه کشورهای منطقه و... نشان می دهد که این کشورها همچنان توهمات گذشته را پیگیری می کنند. جالب توجه آنکه آنها با برگزاری اجلاس هایی مانند «بن» بر آن بوده اند تا هزینه های اشغالگری را از سایر کشورها تأمین کنند و حضور کشورها در اجلاس بن را نشانه تأیید مواضع خود برای ادامه اشغال و کشتار در افغانستان عنوان می کنند. در بیانیه پایانی اجلاس «بن» در حالی بهانه اشغالگری برای ادامه حضور در افغانستان مقابله با طالبان و مبارزه با مواد مخدر و تروریسم عنوان شده که همانا ادعاهایی است که بوش برای آغاز اشغالگری مطرح کرده بود. این ادعا در حالی دوباره تکرار شده که جهانیان اذعان دارند که حضور اشغالگران عامل استمرار و تشدید این سه چالش بوده، لذا خروج اشغالگران نیز به تشدید آن منجر نمی شود، بلکه با واگذاری امور به افغان ها و پذیرش طرح ها و تدابیر منطقه ای ، حتی کاهش آن را به همراه دارد.
نتیجه‌گیری
به هر تقدیر در جمع بندی اجلاس های برگزار شده در 10 سال گذشته از جمله اجلاس بن 2 می توان گفت ، این اجلاس ها صحنه تقابل دو دیدگاه است. دیدگاه واحد مردم و دولت افغانستان و کشورهای منطقه که وحدت داخلی افغان ها، خروج اشغالگران و همگرایی منطقه ای را تنها راهکار خروج این کشور از بحران می دانند. دیدگاه دیگر دیدگاه غرب است که با نام این اجلاس ها به دنبال اجرای اهداف سلطه طلبانه در افغانستان و منطقه است. با این وجود همچنان سوالات بسیاری درباره افغانستان و عملکرد اشغالگران اذهان عمومی را به خود مشغول داشته است. دستاورد افغانستان در طول ?? سال حضور نیروهای خارجی چه بوده است؟ چرا در طول این سال ها ناامنی و بی ثباتی در افغانستان ریشه کن نشده و به اذعان سازمان ملل و نیروهای خارجی همچنان در مسیر زوال در حرکت است؟ چرا هنوز به پرونده جنایات ناتو و آمریکا که دست شان به خون صدها هزار افغانی آغشته است در دادگاه های بین المللی رسیدگی نشده است؟ چگونه است که آمریکایی که با ادعای مبارزه با تروریسم و طالبان به اشغال افغانستان پرداخت با گروه های تروریستی همکاری می کند و اکنون نیز به مذاکره با طالبان روی آورده است؟ چرا تولید مواد مخدر که غرب شعار مبارزه با آن را سر می داد هر روز ابعاد گسترده تری به خود گرفته است؟ و... ازجمله ده ها سوالی است که اذهان عمومی را به خود مشغول داشته و ماهیت ادعاهای به ظاهر بشر دوستانه غرب برای برگزاری اجلاس «بن» را با ابهام مواجه می ساز؛. سوالاتی که صرفاً یک پاسخ دارد و آن، اینکه تنها دستاورد اشغالگران شکست بوده است و تنها راه پایان بحران افغانستان نیز افغانیزه و منطقه ای کردن آینده این کشور و خروج اشغالگران است.

نام:
ایمیل:
نظر: