«پایان بسته فشار آغاز بسته پاسخ»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم مهدی محمدی است که در آن میخوانید؛حدود 3 ماه پیش وقتی آمریکایی ها بسته جدید فشار به ایران را تدارک می کردند، دو پیش فرض مهم در ذهن داشتند: نخست اینکه ایران به سرعت از این فشارها تاثیر خواهد پذیرفت و محیط سیاسی و اجتماعی داخلی آن به هم خواهد ریخت و دوم، ایران فعلا قادر به پاسخگویی موثر به این فشارها نخواهد بود.حدود 3 ماه پیش برخی کدهای منتقل شده از داخل به همراه ارزیابی ساده لوحانه و حتی شاید بتوان گفت خیال پردازانه سفارتخانه های اروپایی در تهران - بویژه سفارتخانه انگلیس- دولت اوباما را به این نتیجه رساند که اختلاف های داخلی در ایران به بیشترین مقدار خود پس از حوادث سال 88 رسیده و بنابراین وقت آن است که فشارهای بیرونی بر ایران مجددا از سر گرفته شود به این امید که این اختلاف ها مجددا تا جایی بالا بگیرد که بتوان با استفاده از آن تحریکات اجتماعی ایجاد کرد. نتیجه این است که آمریکایی ها به شدت به محیط داخلی ایران چشم دوخته اند و «سنجش میزات تاثیر بر محیط داخلی ایران» مهم ترین فاکتوری است که تعیین می کند آمریکا هم اکنون از چه گزینه ای علیه ایران استفاده خواهد کرد.اول، اینکه آمریکایی ها تصور می کردند تشدید فشارها از بیرون اجماع داخل برای مقاومت در مقابل غرب را در نخبگان ایران بویژه تصمیم گیرندگان از بین خواهد برد و بنابراین اتفاق نظری درون ایران برای پاسخ دهی به فشارهای غرب شکل نخواهد گرفت. به عبارت دیگر، اگر بخواهیم از تعابیری که خود آمریکایی ها به کار برده اند استفاده کنیم اینطور می شود گفت که آمریکا تصور می کرد ایران دچار نوعی «بحران پاسخ دهی» خواهد بود.مسلما آخرین چیزی که آمریکایی ها تصور می کردند رخ بدهد این بود ایران تصمیم به تدارک یک بسته فشار و آغاز سریع اجرای آن بگیرد. در گام نخست ایران سعی کرد با یک سیلی محکم شروع کند. به زمین نشاندن هواپیمای بدون سرنشین کمترین نتیجه این عملیات اطلاعاتی بزرگ این است که سیا مجبور خواهد بود در تمام روش های جمع آوری فنی خود در ایران به طور کامل بازنگری کند و این در یک تخمین کاملا حداقلی یعنی دود شدن و به هوا رفتن میلیاردها دلار سرمایه. اما نتایج اصلی فقط زمانی آشکار می شود که ایران فرایند دمونتاژ (باز کردن قطعات سر هم شده)، کشف رمز اطلاعات و استخراج آنها، تفکیک فناوری ها، و طراحی پدافند این فناوری ها را آغاز کند. این فاجعه ای است که به زودی بر سر آمریکایی ها خواهد آمد بدون آنکه بتوانند حتی یک محاسبه صحیح از میزان آن داشته باشند.یک بار دیگر زمان اثبات یک اصل راهبردی به آمریکا فرا رسیده است: رفتار ایران تحت فشار نه فقط تغییر نمی کند بلکه سرسختانه تر می شود.«انحراف بودجه و خطاهای هدفمندی یارانه ها»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم آرین رضایی است که در آن میخوانید؛خوانده شدن 3 گزارش در صحن علنی روز گذشته مجلس شورای اسلامی درباره تفریغ بودجه 88، مغایرتهای اساسنامه سازمان هدفمندی یارانه ها و البته خطاهای اجرای سال نخست قانون هدفمندی یارانه ها نشان داد که هنوز برای آسیب شناسی و رفع چالشها و انحرافهای بودجه ای و عملکردی دولت چاره اندیشی مبتنی بر نتیجه روشن صورت نگرفته است. به واقع خوانده شدن گزارش ها از انحراف عملکرد دولت و حتی ارجاع برخی موارد تخلف به دستگاه قضا کم کم به یک رویه تبدیل می شود بی آنکه مشخص باشد نتیجه نهایی گزارش این انحرافها و تخلفها چه خواهد شد.نخست اینکه تداوم اجرای قانون هدفمندی یارانه ها به شیوه فعلی نگران کننده است و می تواند یکی از شاهکارهای اقتصادی دولت را زیر سوال ببرد، چرا که بر اساس گزارش مجلس کسری بودجه دستکم 15 هزار میلیارد تومانی و در پیش گرفتن سیاست استقراض از نظام بانکی و یا دست بردن به سایر منابع مالی برای پرداخت یارانه نقدی می تواند ماهیت و فلسفه وجودی هدفمندی یارانه ها را زیر سوال ببرد. دوم اینکه هرچند دولت در اجرای فاز نخست هدفمندی یارانه ها و مهار انتظارات تورمی موفق شد اما نمره منفی را می توان در کارنامه دولت در بخش حمایت از تولید را ثبت کرد به ویژه اینکه نگرانی از افتادن چرخ تولید در چاه رکود توام با تورم باعث شده تا به صراحت وزیر صنعت ، معدن و تجارت از اجرایی نشدن وعده های حمایتی دولت گلایه کند و از آماده نبودن بخش واقعی اقتصادی برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها پرده بردارد. البته به نظر می رسد دولت خواهد کوشید در دفاع از عملکرد خود با برگزاری همایش ها و انجام سخنرانی ها، به انتقادها پاسخ دهد ولی چه چاره که رویکرد انتقاد محض و دفاع یک جانبه دردی از بخش تولید کم نخواهد کرد و گرهی از گره های موجود باز نمی کند.آیا وقت آن نرسیده است یک بار هم که شده سیاست کدخدامنشی در بررسی بودجه سنواتی و گلایه کردن های بی حاصل از اجرایی نشدن احکام قانون بودجه کنار گذاشته شود؟ بودجه ریختن بر مبنای پول نفت و بالا و پایین کردن ارقام را، بودجه ریزی نمی گویند، مهم این است که بودجه را بر اساس برنامه نوشتن و نه بر مبنای آرزوهای دولتی ها و تمنای مجلسی ها دستکاری کردن.این روزها هم می گذرد و مهم این که اعتماد اقتصادی و اجتماعی مردم را پاس بداریم. اقدام جمهوری اسلامی ایران در به زمین نشاندن هواپیمای «آر. کیو . 170» آمریکا، اقدامی حرفهای بود که به طور معمول در شرایط جنگ سردی میان کشورها میتواند منجر به دست برتر نظامی، اطلاعاتی و حقوقی شود. از لحاظ نظامی و اطلاعاتی این اقدام، هشداری جدی به آن دسته از سیاستمداران و نظامیان آمریکایی بود که گمان میکنند، ایران نیز هدفی همچون دیگر اهداف و قربانیان آن قدرت در سیاست «جنگ دائم» است.بنابراین شکایاتی چون موضوع تجاوز «پهپاد» آمریکایی، بیشتر به معنای به معارضه طلبیدن یک نظم ناعادلانه است. و وزارت امور خارجه و دفتر حقوقی ریاست جمهوری نباید به این امر بسنده نماید. این تجاوز به اندازه کافی دارای استنادات حقوقی است که میتواند زمینه یک شکایت رسمی در «لاهه» را فراهم آورد. اکنون «لاهه» به شهری تبدیل شده که در آن چند دادگاه جنایات جنگی فعال است. دیوان بین المللی کیفری (آی.سی.سی) ادعای پیگیری جنایات جنگی و جنگ علیه حقوق بشر را دارد هرچند که این وظیفه را نیز به گونهای گزینشی و باز هم به عنوان تبعی از تقسیم قدرت دنبال میکند. ولی واقعیت این است که صدور حکم حقوقی و کیفری در خصوص اقداماتی که مقدمه جنگ است، میتواند پیش و بیش از تشکیل دادگاههای جنایات جنگی، نقش پیشگیرانه داشته باشد.اسارت پیشقراول جنگ آمریکایی و وظایف حقوقی دولت اگر به ماجرای تسخیر چند ساعته سفارت انگلیس در تهران توجه کنیم،علی رغم عذرخواهی وزارت امور خارجه ایران و مصاحبه های مختلف وزیر امور خارجه مبنی بر جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی و همچنین حضور فرمانده نیروی انتظامی در سفارت انگلیس و تامین امنیت سفارتخانه، اما دولت انگلیس به صورت جدی در عرصه بین المللی و به خصوص در اتحادیه اروپا وارد عمل شد و در جهت محکومیت ایران هرگونه تلا شی را صورت داد. اینکه واکنش های بین المللی مان در حد یک نامه اعتراضی به سازمان ملل یا احضار سفارتخانه سوئیس و افغانستان بسنده شود، نمی تواند جوابگوی اقدامات دیپلماتیک در عرصه بین المللی باشد. عرصه دیپلماسی بهره گیری از فرصت ها برای حفظ منافع ملی است، اما در روزهایی که آمریکا و اتحادیه اروپا می کوشند موج های جدیدی علیه ایران در عرصه بین المللی به راه بیندازند، تصور نمی شود بتوان نمره قابل قبولی به دستگاه دیپلماسی کشورمان داد.«دولت در آینه دیوان»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم سیدفاضل موسوی است که در آن میخوانید،دیوان محاسبات کشور در گزارش تفریغ بودجه سال بدنه کارشناسی که باید تورم را پیشبینی کرده و برای آن راهحل پیدا کند و از بدبینیها بکاهد، بدنهای که بتواند مشکلات را ببیند و از آن مهمتر جرات اعلام آنها را داشته باشد. جرات داشته باشد تا بگوید مثلا فلان تصمیم خلقالساعه دولت نباید انجام شود چون تبعات ناخوشایندی برای کشور دارد. بودجهای که با چنین تاخیرهایی که شاهدیم بسته میشود نمیتواند نظم و انضباط زیادی در اجرای آن وجود داشته باشد. نتیجه هم این میشود که خود دولت هم به آن پایبند نیست. مجلس هم نشان داده که توان ایستادگی در برابر این مشکلات را ندارد. اگر داشت مطمئنا در چهار گزارش ارایه شده از سوی دیوان شاهد تکرار تخلفات نبودیم. RQ-170RQ-170 پرسشهای بسیاری را در اذهان عمومی برانگیخته است. در عمق خاک ایران فرود آمده و براساس برخی منابع خبری در 250 کیلومتری مرزهای شرقی کشور این فرود رخ داده است.موضوع دیگر این است که چرا رهبران کاخ سفید تصمیم گرفتهاند تقاضای بازپسگیری پهپاد RQ-170RQ-170 توسط دانشمندان و مهندسان ایرانی است. ایران نشان داده است که در زمینه تولید پهپادهای گوناگون سالها تجربهاندوزی کرده و برخی از انواع پهپادها را به تولید انبوه رسانده است. دست یابد، اولا تولید پهپادهای شبیه RQ را مطرح سازد. گرچه این درخواست نمایانگر عجز و بیآبرویی کاخ سفید باشد. «باید باور کنیم که عقاب هستیم!»عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم غلامرضا کمالیپناه است که در آن میخوانید؛کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. روزی بر اثر زلزله یکی از تخمها به پایین لغزید. برحسب اتفاق آن تخم به مزرعهای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ پیری روی آن تخم نشست و آنرا به جوجه تبدیل کرد. پس از مدتی جوجه عقاب از تخم بیرون آمد. او در کنار سایر جوجهها پرورش یافت. باور کرده بود که چیزی جز یک جوجهخروس نیست؛ بااینحال چیزی از درونش فریاد میزد که تو بیش از این هستی. روزی چند عقاب را دید که از بالای مزرعه پرواز میکردند. آهی کشید و با خود گفت ای کاش من هم میتوانستم مانند آنها پرواز کنم. گروهی که همیشه همهچیز را منکر میشوند، این موضوع را از اساس لاف و گزاف بهشمار آوردند و حتی تصویر هواپیما را دکوری دروغین از آهنپارههای ساختگی توصیف کردند تا هم دل خویش را خنک کرده باشند، هم به خیال خویش خورشید را گلاندود کنند و ندانستند که بهزودی ابرهای تیره دروغ و بدبینی کنار میرود و خورشید حقیقت رخ مینماید. تفسیرها و تحلیلهای برخی از ایرانیان خارجنشین و همیشهمخالف در این زمینه شنیدنی بود. اگرچه ممکن است نشانههایی برای واقعیبودن پارهای از این اتهامها وجود داشته باشد، اما همواره اینگونه نیست. باز امکان دارد برخی از این تهمتزنیها آگاهانه و بهعمد برای تخریب رقیب باشد؛ اما بیگمان بخش وسیعی از آن از ذهنیت بیمارگونه ما و نبود خودباوری ناشی میشود. آنچنان اندیشه ما را آلوده کردهاند که در میان یاوهگوییهای مرغ و خروسها، گاهی فراموش میکنیم که از اساس عقاب بودهایم و قدرت پرواز داریم.«افزایش اشتغال پشت درب بانک ها !»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است که در آن میخوانید؛از نخستین روزهای آغاز امسال بازار ارز و سکه فضایی را ایجاد کرد تا مردم زیادی با هدف کسب سود در صف بایستند و خرید ارز و یا سکه با نرخ رسمی و فروش آن را با قیمت بالاتر در بازار آزاد به عنوان یک شغل کاذب انتخاب کنند.با نگاه به صف های طویل بانک ها مسائل فراوانی جدای ازمباحث اقتصادی به ذهن خطور می کند که اکثرا غم انگیز و تاسف بار می باشند. اکثریت این متقاضیان را جوانان و خانم ها تشکیل می دهند که نیمی از ساعات روز خود را در صف سپری می کنند، لذا این نکته متصور است که اکثراً شاغل نیستند و دغدغه اتلاف وقت ندارند. حضور اکثریت جوانان در این صف ها بیانگر بیکاری وسیعی است که در جامعه گسترده شده و جوان بیکار چاره ای ندارد تا قبل از طلوع آفتاب در صف بانک قرار بگیرد و در قالب شغل های کاذب این چنینی خود را از ورطه بیکاری نجات دهد.دنیای اقتصاد:یورو در لبه پرتگاهریشه بحران دیگر نظام بانکی و موسسات مالی و اعتباری نیستند، نگرانی اصلی دیگر نگرانی از ورشکستگی بانکها نیست. ریشه بحران اکنون نگرانی از ورشکستگی کشورهاست، کشورهایی که خود ضامن سپردههای مردم عادی در حسابهای جاری بانکها هستند.نمودار 1 بهرهای را که کشورهای ایتالیا، پرتغال، اسپانیا، یونان و آلمان در برابر وامهای پنج ساله پرداخت میکنند، نشان میدهد. مقایسه بهره پرداختی کشورهای عضو یورو با آلمان از آن جهت حائز اهمیت است که آلمان کمترین احتمال ورشکستگی را دارد. تفاوت بهره پرداختی آلمان و دیگر کشورهای یورو بیانگر میزان بهره اضافهای است که سرمایهگذاران به خاطر احتمال ورشکستگی کشورهای یورو طلب میکنند. جوابی که کارشناسان بیش از پیش به آن میرسند، این است که خوشبینی در برابر شرایط اقتصادی کشورهایی چون ایتالیا سادهانگاری و خودفریبی است. در حالی که اجماع فعالان بازار سرمایه ورشکستگی تقریبا حتمی یونان است، سرمایهگذاران بیش از پیش نگران ورشکستگی ایتالیا نیز هستند. در حالی که اقتصاد یونان کوچک به حساب میآید و اقتصاد جهانی به احتمال زیاد تحمل شکست آن را خواهد داشت، ایتالیا هشتمین و بزرگترین اقتصاد دنیا است و ورشکستگی آن ضربه مهلکی بر پیکر نیمه جان اقتصاد جهانی خواهد زد.) پنج ساله اسپانیا است. خرید CDS اسپانیا 3 واحد بود. روز جمعه، قیمت با توجه به این شرایط، میتوان بدون شک گفت که یورو و به تبع آن اقتصاد جهانی در لبه پرتگاه است. با این حال، به نظر میرسد، اگرچه خروج یونان بسیار محتمل است، اما احتمالا سیاستمداران اروپا اجازه فروپاشی اتحادیه یورو را نخواهند داد و در حساسترین لحظات به نجات آن خواهند شتافت. سه دلیل اصلی برای اعتقاد به عدم فروپاشی یورو از این قبیلاند. نخست، عزم سیاسی سران کشورهای یورو. دوم، هزینه هنگفت اقتصادی برای همه کشورها و سوم، منافع چین است. «دایره محدود تصمیمگیری در وین» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم حمید تهرانی است که در آن میخوانید؛ در آستانه فصل سرد نیم کرهشمالی، اجلاس امروز وزرای نفت اوپک در وین میتواند بازار نفت را سامان دهد و چشم انداز عرضه و تقاضای نفت در جهان و سهمی که اوپک میتواند تامین کند را تعیین نماید. به این ترتیب وزرای نفت کشورهای عضو اوپک در مورد افزایش، کاهش یا ثبات سقف تولید اوپک تصمیمگیری میکنند. البته تا پایان نشست امروز هیچ اطلاعاتی درخصوص اعداد و ارقام و نیز موضعگیریهای رسمی ابراز شده در نشست اقتصادی منتشر نشده است.علت این کاهش البته ممکن است به اضافه تولید عربستان نسبت داده شود اما بیتردید اضافه تولید عربستان در آن حد نیست که بتواند قیمتهای جهانی را دچار تزلزل کند.