صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۳۲۶۸۳
حضرت آیت‌الله جوادی آملی

تکلم و کلام مسیح در گهواره
وقتی حضرت مسیح(ع) به دنیا آمد، اهل تفریط به مریم(س) گفتند: تو خواهر برادری وارسته و فرزند پدری شایسته ای. مادرت نیز خوشنام و دارای سابقه طهارت بود، پس این فرزند را چگونه به بار آوردی؟ حضرت مریم(س) به اذن خدای سبحان ملهم شد تا به کودک اشاره کند و کودک پاسخ بدهد... در این حال حضرت مسیح(ع) چند جمله سخن گفت که هم جلوی تفریط مفتریان را گرفت و هم راه را بر غلو افراطی ها بست. گروهی از بنی اسرائیل بر اثر جهل، تفریطی بودند و مریم عذرا را به ناپاکی متهم کردند و عده ای دیگر بر اثر جهل، افراطی شده، عیسی(ع) را فرزند خدا دانستند. اما عیسی تکلمش در گهواره معجزه بود و انسان ناپاک هرگز معجزه و آیت خدا را قبول ندارد. پس آن حضرت با اصل تکلم ثابت کرد که من طاهرم و از مادری پاک به دنیا آمده ام و در محتوای کلام جلوی هرگونه غلو اهل افراط را بست و برای اینکه کسی نگوید عیسی فرزند خداست، گفت: من بنده خدایم و به عبودیت که ریشه هر کمالی است، افتخار کرد: «قال انی عبدالله اتانی الکتاب و جعلنی نبیاً¤ وجعلنی مبارکاً این ما کنت» (مریم: 31-30)
عبودیت پیوندی است بین انسان و خدای او و انسان به هر کمالی برسد بر اثر این پیوند است، زیرا بر اثر پیوند با کمال نامحدود، انسان، کامل می شود. قرآن کریم که علوم و معارفی را نصیب حضرت مسیح می داند، طلیعه این تکامل را عبودیت او می شمارد. ... آنگاه فرمود: من موجودی پر برکتم؛ من در هم شرایطی که باشم، هر برکت های ظاهری دارم هم برکت های باطنی، هم شما را به حیات ظاهری احیا می کنم، چون مرده را به اذن خدا زنده می کنم، هم به حیات معنوی احیا می کنم. چون با تعلیم حکمت و کتاب، مردگان بر اثر جهل را عالم می کنم. هم بیمارانی که جسم شان رنجور است و هم آنها که دل های شان بیمار است را درمان می کنم. هم آنها که چشم ظاهرشان نابیناست بینا می کنم، هم آنها را که چشم دل شان بر اثر جهل و تعصب بسته است با تعلیم حکمت، باز و بصیر می کنم. همچنین بعضی از چیزها که بر شما حرام بود حلال می کنم، نیز اختلافات علمی شما را حل می کنم و اینها همه از برکات الهی است.
مسیح مظهر خدای خالق و محیی
صفات فعلیه خدای سبحان مظاهر فعلی می طلبد و عیسای مسیح نیز جزو مظاهر فعلی خدای سبحان است. عالم الغیب، خالق، محیی و شافی، از اسمای حسنای خدای سبحان است و عیسای مسیح در محدوده خاصی مظهر این اسماء است.
اما وقتی می گوید: «أخلق لکم من الطین کهیئه الطیر فانفخ فیه فیکون طیراً بذن الله» (آل*عمران: 49)، چنین نیست که خدای سبحان برخی از امور را خلق کند و عیسای مسیح برخی دیگر را، بدین معنا که خدای سبحان این بخش از کار را به مسیح تفویض کرده باشد، زیرا تفویض در نظام آفرینش محال است، بلکه حضرت مسیح در خالقیت مظهر اسمی از اسمای حق بود. در عین حال که مسیح مجاز بود به اذن الله پرنده ای را بیافریند، تنها خدا بود که خالق هر چیز بود. همان طور که درباره رسول خدا آمده است: «و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی»(انفال: 17)، درباره دیگر انبیا و مظاهر اسمای حسنای حق نیز چنین است و به عیسای مسیح نیز می توان گفت: «وما خلقـتَ اِذ خلـقـتَ و لکن اللـه خَلَق، و ما أحییتَ الموتى اِذا اَحْیَیتَ ولکن الله اَحیـى الموتى، و ما أبرئتَ الاکمه و الاَبرص اذ أبرئْتَ ولکن الله اَبْرء، و مـا اَنبَأتـهـم بما یدخـرونَ فـى بیوتِهِم ولکن الهن اَنْبأهم» چنین نیست که آن حضرت در بخشی از این امور، مستقل باشد و بقیه کارها را خدا انجام دهد، زیرا همه امور به دست خداست. حال اگر کسی بخواهد کاری مسیحایی کرده، لااقل امراض روحی خود را تشخیص داده، درمان کند و خود را ا حیا کرده، با سلامت به مقصد برساند باید راهی را که او رفت بپیماید و آن راه را خدای سبحان در پیدایش و پرورش حضرت مسیح برای ما بازگو کرده است.
به یقین، رابطه عبادی مریم(س) با خدای سبحان سهم اساسی در پیدایش و پرورش عیسای مسیح داشته است. خداوند در این باره می فرماید: ما به مریم در حال عبادت بشارت دادیم که مادر خواهی شد، چنانکه به زکریا در محراب بشارت دادیم که فرزند صالحی به نام یحیی نصیب تو خواهد شد. بر این اساس آنچه انسان را به خدا نزدیک می کند تا بر اثر قرب، تحت ولایت خدا قرار گرفته، علوم و معارف و مواهب الهی نصیب او شود، عبادت است.
قرآن کریم بشارت فرشتگان را چنین نقل می کند: «واذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفیک و طهرک و اصطفیک علی نساء العالمین» (آل*عمران: 42) و چون مصطفا و مطهره و صفوه الله شدن این بانو را در پرتو نماز و اطاعت و عبادت خدا می داند، می فرماید: ای مریم! اهل قنوت، تواضع، عبادت و خشوع در پیشگاه حق باش: «یا مریم اقنتی لربک واسجدی و ارکعی مع الراکعین» (آل عمران: 43) راه طهارت، عبادت است و تو از این راه صفوه الله خواهی شد. بنابراین اگر کسی خواست مطهر و مصطفی شود، راهش رکوع و سجود و قنوت و خضوع در پیشگاه خدای سبحان است.
مبارزه حضرت مسیح با طاغیان
مبارزه عیسای مسیح با طغیانگران بنی اسرائیل، بخشی از رسالت الهی آن حضرت بوده است و چنین نبوده که مسیح فقط به موعظه بسنده کند. قرآن کریم در بیان این قسمت از سیره نورانی حضرت عیسی می فرماید: برخی از افراد عصر مسیح(ع) کفر ورزیدند و کفر آنان آشکار و محسوس شد(آل عمران: 52)؛ یعنی کفر آنها چنان روشن شد که به مرحله حس رسیده، علنی شد. تنها در ضمیر و نهان شان نبود که عیسای مسیح از درون شان باخبر شود، از این رو آن حضرت به مبارزه با آنان برخاست و برای دعوت دیگران به همراهی، فرمود: کیست که ما را در این سیر به سوی خدا نصرت کند: «من انصاری الی الله» سخن حواریان این بود: «ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین» (آل-عمران:53)؛ پروردگارا ما ایمان آوردیم به آنچه که بر پیامبرت نازل کردی و از رسولت هم پیروی کردیم، نام ما را با شاهدان ثبت کن. هنوز به آن مقام نرسیده اند که بگویند: «م ن الشاهدین»
قرآن کریم، پاسخ مثبت حواریان به دعوت حضرت مسیح برای نبرد با کافران و نیز برخورداری آنان از امداد و تأیید الهی در مبارزه پیروزمندانه شان را چنین بازگو می کند: «یا ایها الذین آمنوا کونوا انصار الله کما قال عیسی ابن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله فامنت طائفه من بنی اسرائیل و کفرت طائفه فأیدنا الذین امنوا علی عدوهم فاصبحوا ظاهرین» (صف:14) ، این آیه بیانگر آن است که اصل نبرد در دین مسیحیت یک اصل مسلم بود، زیرا خدای سبحان به مسلمانان می گوید: ای مومنان! در یاری دین خدا و مبارزه با کفر، مانند حواریان عیسی باشید. بنابراین مسیحیت در رهبانیت خلاصه نمی شد و آنان اگر به شرایط رهبانیت عمل می کردند مرضی خدا بود، اما به شرایطش عمل نکردند. اساس دین مسیح، همانند دین کلیم و خلیل (علیهم السلام)، اسلام است که در متن قوانین خود جهاد با طاغیان و ایثار و نثار در راه دین را دارد.

نام:
ایمیل:
نظر: