صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۹۲۰
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های مجمع روحانیون مبارز (9)
تألیف: ولى‌الله بهرامى تنظیم: عبدالله شمسى مقدمه: در ادامه آشنایی با مجمع روحانیون مبارز، طی چند شماره به مهم ترین مبانی فکری این تشکل اشاره خواهیم کرد. این مبانی از اساسنامه و بیانیه های رسمی مجمع و سخنان موسسین مجمع روحانیون مبارز استخراج شده است. اینکه این تشکل تا چه اندازه به مبانی خود وفادار بوده است را باید در عملکرد آن جست وجو کرد که طی سلسله مباحث آینده گذری بر آن نیز خواهیم داشت.

1- وحدت دین و سیاست
اعضای مجمع روحانیون مبارز به پیروی از امام خمینی(ره)، جدایی دین از سیاست یا سکولاریزم را برنمی تافتند؛ چه آن دسته از اعضای مجمع که قبلاً در جامعه روحانیت مبارز عضویت داشتند و یا گروهی که در دفتر امام خمینی(ره) بودند و همین طور سایر روحانیان عضو، بر وحدت دین و سیاست تأکید داشته اند. بر این مبنا آنان در مقابل روحانیون غیر سیاسی و تفکر انجمن حجتیه قرار داشتند. با نگاهی به اساسنامه مجمع و مصاحبه موسسین آن، وحدت دین و سیاست به عنوان مبنای تفکر آنان اثبات می شود.
2- اسلام نوگرا، روشنفکری دینی و مبارزه با تحجر
این تشکل، مرکب از روحانیون شیعه مذهب است، بنابراین دین اسلام، بنیاد اندیشه آنان را تشکیل می دهد. در اساسنامه مجمع روحانیون مبارز آمده است: «نگاهبانی از مبانی و اهداف حقیقی اسلام که توسط وحی بیان شده و بر پایه اجتهاد و جهاد الهی قوام یافته و امروز در چهره انقلاب اسلامی ایران تجلی کرده است.»(1)
اعضای مجمع همچون سایر روحانیان اصولی شیعه، به مفتوح بودن باب اجتهاد معتقدند و توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد از مبانی اعتقادات آنان است. همچنین علاوه بر اصول دین، فروع دین را طبق مذهب شیعه باور دارند. با توجه به این عقیده، «نشر و تبیین معارف اصیل اسلامی» از اهداف مجمع شمرده شده است.
بنابراین تبیین شأن تاریخی نهاد روحانیت به عنوان پایگاه مطمئن اعتقاد و اندیشه اسلامی هدف دیگر مجمع قرار گرفته است.(2)
روشنفکری و نوگرایی دینی، اسلام ناب محمدی(ص) مبتنی بر اندیشه امام خمینی(ره) و تقابل با اسلام آمریکایی و تحجر دینی از ویژگی های اسلام مجمع روحانیون مبارز شمرده شده است.
آنچه از برخی مصاحبه های سران و بیانیه های مجمع برمی آید، این تشکل روحانی بر اسلام نوگرا تأکید دارد و از اسلام عوامانه و سنت گرا می پرهیزد. «روحانیون مبارز» بر روشنفکری دینی تأکید می کنند و به مقابله با تحجر دینی معتقدند.
مجمع روحانیون مبارز، اسلام خود را برگرفته از اسلام امام خمینی(ره) می داند و معتقد است: «آنچه امام در زمان حیات پربرکت خود در خلال پیام ها و سخنرانی ها بر آن تأکید و تصریح داشتند، چیزی جز پیاده شدن احکام اسلام در تمامی شئون جامعه نبود. امام راحل عظیم الشأن ما بر مرزهای روشن میان اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی انگشت می گذاشت... و چنانکه [خود] فرمود، خون دلی که از ناحیه متحجران خورد هرگز از فشار و سختی های دیگران نخورد و به خصوص در دو سال آخر حیات پربرکت خود به طرح مبانی و اصول تفکر نوین اسلامی بر اساس موازین قوام یافته در حوزه های علمیه اسلامی پرداخت.»(3)
مجمع روحانیون مبارز همچنین در بیانیه ای که به مناسبت درگذشت سید روح الله خاتمی نماینده امام و امام جمعه یزد ـ پدر سیدمحمد خاتمی ـ منتشر کرد، بر روشنفکری دینی تأکید کرد. در اطلاعیه مجمع، سیدروح الله خاتمی صاحب «تفکر مترقی» معرفی می شود که با توجه به پشتوانه فقهی و اعتقادی و روشنفکری و تیزبینی در مسائل سیاسی، بر حفظ اصول و ارزش های انقلاب و اسلام اصرار می ورزید و بر بسیج مردم علیه مبانی اسلام آمریکایی و خرافه و تحجر تأکید داشت.(4)
همان گونه که پیداست، روی دیگر سکه روشنفکری دینی، مبارزه با تحجر دینی است.
مجمع روحانیون مبارز، خود را مکلف به مبارزه با تحجر و واپس گرایی به نام دین می داند و به مقابله با ظاهرگرایی و مقدس مآبی و حمایت از اسلام نوگرای امام خمینی(ره) که بر نقش مردم در سیاست تأکید داشت، معتقدند.(5)
از نظر مجمع، متحجران خواهان حذف آزادی هستند. اعضای برجسته مجمع روحانیون مانند سیدمحمد خاتمی و مرحوم محمدرضا توسلی، نسبت به خطر رو به رشد تحجرگرایی و طالبانیسم هشدار داده اند. از جمله این امور به محتوای برخی مراسم مذهبی و مداحی ها اشاره می کنند و به مردم هشدار می دهند که هر مطلبی را به نام اسلام و دین نپذیرند.(6)
مجمع با بیان این که مهم ترین خطر، تحجر و پایه گذاری مذهب بر اساس خرافات و موهومات است، به طرح برخی مطالب سخیف با نقل خواب ها و عقاید بی اساس در بعضی محافل مذهبی اشاره می کند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی را به دلیل به تصویر کشیدن این گونه مراسم مورد انتقاد قرار می دهد.(7)
با وجود این مطالب، علی سعیدی از اعضای پیشین جامعه روحانیت مبارز معتقد است که امروز در زمینه تحجر که نمونه بارز آن انجمن حجتیه بود، بزرگ نمایی می شود تا در خلال آن، غرب گرایی موجود در اندیشه جبهه اصلاح طلبان (دوم خردادی ها) پنهان بماند. او معتقد است که در جریان اصلاحات و حاکمیت دولت و مجلس دوم خردادی، عناصر غرب زده ای حضور داشتند که به دنبال تبلور اندیشه لیبرالیستی بودند. به بیان او امروز اصلاح طلبان با از دست دادن دولت، خود را داعیه دار اندیشه دینی معرفی می کنند و از هشدار دادن نسبت به رشد جریان تحجر، برای پوشاندن عمل خود در حوزه گسترش لیبرالیسم استفاده می کنند.(8)
در پایان این بحث ذکر چند نکته خالی از فایده نیست. اول اینکه، نوگرایی دینی به معنای عرضه دین با بهره گیری از منابع اصیل و ناب بر اساس اجتهاد از ادله اربعه (قرآن، سنت، عقل و اجماع)، طبق مقتضیات زمان و مکان و دور از التقاط با مکاتب دیگر، وظیفه همه دین شناسان حقیقی است. در غیر این صورت چهره درخشان دین آشکار نخواهد شد.
اگر مقصود از نوگرایی، طرح اندیشه های مکاتب غیراسلامی مانند افکار سوسیالیستی و یا لیبرال با رنگ و لعاب دین باشد، انحرافی بزرگ محسوب می شود که در واقع همان التقاط فکری است.
در تاریخ معاصر، جامعه ما از این التقاط، چه با مارکسیسم در تفکر سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و گروه فرقان و چه در تفکر لیبرال مانند آنچه در نهضت آزادی ایران دیده می شود، ضربه سنگینی خورده است.(9) بنابراین از نوگرایی به معنای دوم به شدت باید پرهیز کرد. نکته دوم درباره روشنفکری دینی است. روشنفکر کسی است که دارای ذهن باز و اندیشه ای روشن باشد. انسان بصیر در مقابل متحجر قرار دارد که همچون سنگ، انعطافی در اندیشه ندارد، از پویایی برخوردار نیست. با توجه به ادبیات دینی ما روشنفکری در مقابل بی بصری، کوری، جهالت، تاریکی، حیرت و ضلالت قرار دارد.(10) بنابراین مسلمان ناب، بصیر و روشنفکر و روشن ضمیر است.
معنای دیگری از روشنفکر که معادل (Intellectual) است و در عصر مشروطه وارد ادبیات سیاسی کشور ما شد، به کسانی اطلاق می شده که به وحی و دخالت خداوند در امور سیاسی ـ اجتماعی اعتقادی نداشتند. آنان به مکاتب اومانیستی غرب آشنا بوده، گذشته و عوام را نکوهش می کردند و به آینده و نوگرایی فارغ از دین و مذهب توجه داشتند. روشنفکری به معنای دوم، در درون خود، شامل انواع لائیک یا سکولار و یا ملحد و التقاط می شود.
بی گمان روشنفکری به معنای اول صحیح و به معنای دوم به لحاظ دینی مردود است.
بنابراین اگر منظور از اسلام نوگرا و روشنفکری دینی ارائه اسلام براساس خلوص دینی در مقابله با رکود فکری، سطحی نگری، ظاهرگرایی، تنگ نظری و مقدس مآبی از یک سو و مقابله با اندیشه های وارداتی و غیر منطقی از سوی دیگر، طبق مقتضیات زمان و مکان است، بسیار پسندیده است، اما اگر در باطن همان التقاط باشد و بخواهد با نامی امروزی و ظاهری زیبا عرضه شود، انحراف و فریبی بزرگ است. با توجه به این مطالب به نظر می رسد که مجمع روحانیون مبارز به اندازه ای که درباره خطر تحجر حساسیت نشان می دهد، به خطر التقاط به ویژه التقاط با لیبرالیسم حساس نیست. آن اندازه که از تقابل دین و آزادی و لزوم آزادی های بیشتر در جامعه می گوید از تهاجم فرهنگی غرب و گسترش آزادی های نامشروع در جامعه سخن نمی راند. عجیب تر اینکه، حتی مرز خود را با عده ای از جبهه اصلاح طلبان که به وضوح از لیبرالیسم متأثر شده اند، روشن نمی کند و به جای طرح جامعه اسلامی، از جامعه مدنی سخن می گوید. علاوه بر این گاه در گذشته، نشانه هایی از تفکر سوسیالیستی هم در تفکرات و عملکرد این تشکل دیده می شد که تأکید همفکران مجمع بر اقتصاد دولتی مصداق آن است.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: