گیرد و صدها نفر شهید و زخمی میشوند اما از شور مجالس حسینی کاسته که نمیشود هیچ، همواره رو به فزونی است. در ایران خودمان نیز امسال و در همین ایام علاوه بر زائرانی که عاشقانه و بیاعتنا به اقدامات تروریستی، رهسپار عتبات شدند شاهد چهارمین اقدام تروریستی علیه شهید مصطفی احمدیروشن یکی دیگر از دانشمندان جوان هستهای کشور بودیم. اما بلافاصله همرزمان علمی او، دانشجویان و هم خانواده این شهید بر ادامه راه او تاکید کردند و این اقدام را موجب انگیزه بیشتر برای تلاش علمی و فتح قلههای دیگر دانستند. مادر این شهید همچون مادران شهدای دیگر در مراسم تشییع جنازه فرزندش پس از تشکر از پیام رهبر معظم انقلاب گفت: از خدا میخواهم این هدیه را از ما قبول کند.انسان دست پرورده مکتب اسلام دردش خدایی است و امر مقدسی چون خدا بر زندگی او سایه افکنده است لذا «لاخَوفٌ عَلَیهِم وَ لاهُم یحزَنُون». چنین پرورشیافتهای را نمیشود به مرگ تهدید کرد و از تحریم ترساند. ترور و تهدیدات سخت علیه جامعهای با چنین تربیتی نتیجه معکوس میدهد و آنها را باانگیزهتر و مصممتر میسازد.اگر قرار است گوشه ای از عظمت کار کارستان نسل جوان انقلاب بازگو شود، بد نیست اظهارات 6 سال پیش دکتر اکبر اعتماد اولین رئیس سازمان انرژی اتمی در زمان رژیم پهلوی را مرور کنیم. او 17 مهر 1384 ضمن یک سخنرانی در «جامعه تخصصی بریتانیا و ایران» زبان به تحسین دانشمندان هسته ای جوان ایران گشود و گفت: «نسل بعد از انقلاب به کارهایی دست زدند که نمی توانم بفهمم چگونه جسارت کردند به آنها بپردازند. این نسل متخصصان هسته ای، جوانانی علاقمند با انگیزه های قوی بودند و در دامنه وسیعی از بخش های مختلف فناوری هسته ای کار کردند که من حتی در خواب هم نمی دیدم زمانی چنین کارهایی در ایران صورت بگیرد. دوره ای که نتانیاهو این سخنان را بر زبان می آورد، هنوز زلزله انقلاب ها و بیداری اسلامی، منطقه را به ارتعاش در نیاورده بود. 14 ماه بعد نتانیاهو در کنگره آمریکا اعلام کرد: «از گذرگاه خیبر (در عربستان) تا تنگه جبل الطارق، دگرگونی عظیم و پرارتعاشی در خاورمیانه در جریان است. کاش خاطرات پراگ و برلن 1989 تکرار شود اما شعله آرزوهای ما می تواند همانند سال 1979 در تهران سرد و خاموش شود. باید قبول کنیم نیروهای قدرتمندی در کشورهای دستخوش انقلاب وجود دارند که با ما مخالفند. گروه امل اقدام های کوچک مسلحانه را آغاز کرد و بعد این عملیات ها تکثیر شد. اگر اسرائیل همان موقع از لبنان خارج شده بود، می توانست آسیب کمتری ببیند اما 18 سال در آنجا ماندیم و این زمان برای حزب الله بیش از اندازه زیاد بود تا به یک دستگاه کارآمد رزمنده تغییر شکل دهد، تحسین توده های عرب را به دست آورد، رهبر جامعه شیعه شود و به قوی ترین نیرو در صحنه سیاست لبنان تبدیل گردد. آنها تشکر بزرگی به اسرائیل بدهکارند(!)... شاه به تأمین هزینه و ساخت خط لوله نفتی ایران از ایلات به اشکلون کمک کرد... همان زمان اسرائیل به رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی برای ساخت سلاح هسته ای و فرآوری اورانیوم کمک می کرد. پس از آن، هر دو کشور به ایران پیشنهاد همکاری دادند اما پیش از اینکه این مشارکت هسته ای عملی شود، حاکم منفور ایران توسط انقلاب اسلامی در فوریه 1979 سرنگون شد. پس از آن، شیطان بزرگ (آمریکا) و شیطان کوچک (اسرائیل) که مورد تنفر بودند، نقش عمده ای در گفتمان سازی انقلاب اسلامی و انسجام وفاداری توده ها ایفا کردند. بنابراین ایرانی ها هم یک تشکر بزرگ به ما بدهکارند(!) اسرائیل تا حد زیادی در بیداری اسلامی نقش داشته است.»قطعاً می توان از عهده شیطنت های دشمن برآمد مشروط بر آن که روحیه جهادی در میان سیاستمداران و نخبگان و مردم حرف اول را بزند. رهبر فرزانه انقلاب 26 مرداد 1390 در دیدار فعالان بخش های اقتصادی کشور ضمن دعوت به جهاد اقتصادی فرمودند: «ما در مقابل تحریم ها تدریجاً یک حالت ضد ضربه پیدا کردیم و می توانیم به شکل های مختلف با تحریم ها مقابله کنیم... این جهاد اقتصادی می خواهد. بی گمان یکی از مهم ترین تحرکاتی که می تواند دشمن را مطلقاً ناامید کند، مانور وحدت میان سیاستمداران و صاحب منصبان و فعالان سیاسی دلبسته به انقلاب اسلامی است. این مانور، حتی از رزمایش های نظامی برنده تر و به مراتب کم هزینه تر است. همچنین باید عنایت داشت دشمن تروریسم اقتصادی و روانی را چاشنی جنگ اطلاعاتی خود کرده است. برای این حوزه تروریسم نیز باید برخوردهای قاطع اطلاعاتی و قضایی را ترتیب داد.«بحران یورو، علت ها و پیامدها»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم سید جعفر حسینی است که در آن میخوانید؛از سالیان پیش به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم همواره بحث یکسان سازی واحدهای پولی میان کشورهای مختلف مطرح بوده است. این موضوع که از جذابیت خاص خود در میان اقتصاددانان پولی و مالی برخوردار است، تا همین اواخر طرفداران فراوانی داشت. به طوری که پس از بحران مالی سال 2008 برای اصلاح ساختار سیستم پولی در عرصه بین الملل یا ایجاد مرکزی به نام بانک مرکزی جهانی بحث های فراوانی صورت پذیرفت. در حقیقت سرمایه گذاران به تصور آنکه عایدی اوراق با یک ارز واحد پرداخت می شود خطر زیان دهی تمام این اوراق را یکسان در نظر گرفته بودند و هیچ فرقی میان اوراق بخش خصوصی یونان و بخش خصوصی آلمان در نظر نمی گرفتند و عایدی بیشتر اوراق می توانست موجب جذب بیشتر سرمایه ها شود. در این میان در حالی که در سایر کشورهای حوزه یورو این اوراق قرضه عموما با مشارکت بخش خصوصی و در حوزه مسکن منتشر می شد دولت یونان تنها دولتی بود که اقدام به انتشار اوراق قرضه به صورت گسترده کرد و با تکیه بر این اوراق بدهی به استقراض گسترده برای سرمایه گذاری های گسترده دست زد که این امر به افزایش قیمت ها در تمامی حوزه ها در این کشور به ویژه در حوزه بازارهای مالی منجر شد. به واقع بازگشت اعتماد به بازارهای مالی یکپارچه پیش از هر چیز مستلزم وجود هماهنگی و سازگاری یا همخوانی در سیاست های اقتصادی اعضا است. در غیر این صورت آسیب دیدن یک عضو به صورت زنجیره وار به سایر اعضا نیز آسیب های جدی وارد می سازد. پس مشخص است که پیش شرط اصلی موفقیت یک سیستم پولی واحد اعم از منطقه ای و جهانی هماهنگی و همخوانی سیاست های اقتصادی کشورهای عضو است وگرنه ناهماهنگی باعث خواهد شد مشکلات به صورت زنجیره وار به سایر کشورها نیز سرایت کند. سؤال و مسئله اساسی در حوزه پول واحد جهانی نیز مکانیسم های ایجاد این هماهنگی سیاستی است. امری که هنوز اقتصاددانان نتوانسته اند جواب روشن و دقیقی برای آن بیابند و مسلما تا قبل از شناخت این مکانیسم ها نمی توان به ایجاد این ترفندهای جهانی در حوزه پول و اعتبار خوش بین بود. وی نشان داد که به پیروی از سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، مقاومت لبنان را نشانه گرفته و به هیچ وجه با منطق انسانی مقاومت مبتنی بر دفاع از لبنان در قبال تجاوزات رژیم صهیونیستی موافق نیست و از این رو اعلام کرد "منطق مقاومت را نمیپسندم... حزبالله باید خلع سلاح شود زیرا سلاح مقاومت، محور اختلافات سیاسی لبنان است." این، دبیرکل همان سازمانی است که با هماهنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی در چهاردهمین گزارش شش ماهه خود درباره اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت نیز بدون اشاره به جنایات صهیونیستها و منشأ ناامنی در منطقه که همان غده چرکین و سرطانی صهیونیسم است، ادعا کرده بود که سلاح حزب الله، مشکل لبنان است.با توجه به چنین سوابقی از آقای بان کی مون بود که حزبالله لبنان همزمان با انجام این سفر اعلام کرد کسی از مردم لبنان به دلیل مواضع دبیرکل سازمان ملل در قبال دادگاه ترور رفیق حریری و انفعال او در قبال تجاوزهای پیاپی اسرائیل به حاکمیت لبنان به او خوش آمد نمیگوید. بر همین اساس همزمان با ورود بان کی مون به بیروت، احزاب، گروهها و شخصیتهای ملی، اسلامی و مستقل لبنان با صدور بیانیههایی با انتقاد از سفر دبیرکل سازمان ملل، اظهارات و مواضع سالهای اخیر وی را که اکثراً علیه منافع و حاکمیت لبنان و مقاومت بوده، محکوم کرده و از وی خواستند دست از سیاستهای جانبدارانه در قبال اسرائیل بردارد. در این میان، محکمترین پاسخ را سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان به بان کی مون داد که تاکید کرد سلاح حزبالله در خدمت مقاومت ملت لبنان و عزت و سربلندی این کشور باقی خواهد ماند و بهتر است آقای دبیرکل به مسئولیت اصلی خود برای متوقف کردن تجاوزات رژیم صهیونیستی و دفاع از حقوق ملتها عمل کند.عملکرد پنج ساله آقای بان کی مون در مقام دبیرکلی سازمان ملل نشان میدهد که وی بیش از اینکه نگران حقوق ملتهای مظلوم و تحت ستم بوده و دغدغه صلح جهانی را داشته باشد، نگران امنیت رژیم صهیونیستی است و در موضوع داخلی یک ملت و ساختار سیاسی و امنیتی یک کشور مداخله میکند که هرگز به او مربوط نیست و در شرح وظایف دبیرکل سازمان ملل قرار ندارد در حالی که در مسائل منطقه، موضوعات مهمی مانند اشغال عراق و افغانستان، اشغال سرزمینهای فلسطینی، تجاوزگری رژیم صهیونیستی، یهودی سازی بیت المقدس، رسیدگی به آوارگان فلسطینی، اصلاح ساختار سازمان ملل و... وجود دارند که باید در دستور کار دبیرکل سازمان ملل قرار بگیرند. متأسفانه عملکرد آقای بان کی مون نه تنها دنباله روی محض او را از سیاستهای واشنگتن و تل آویو به اثبات رسانده بلکه باعث بیاعتباری بیشتر سازمان ملل نزد ملتهای جهان شده و او را به جای آنکه دبیرکل سازمان ملل باشد به یک دبیرکل ضد ملل تبدیل کرده است. علیالنعیمی وزیر نفت عربستان در گفتگو با سی ان ان گفته است: عربستان میتواند ظرفیت تولید نفت خود را تا 13 میلیون بشکه در روز افزایش دهد.به نظر میرسد آمریکاییها پیام بستن "تنگه هرمز" از سوی ایران را جدی گرفتهاند و لذا ارسال نامه اوباما و به دریوزگی افتادن استراتژیستهای آتشافروز آمریکایی را از این طریق خوب میشود فهمید.آنها در وسط معرکه اوضاع آرام صلح نسبی در منطقه و جهان قادر به اداره خود نیستند، چگونه است که اگرگلوی آنها را در تنگه هرمز سخت بفشاریم جان سالم به در خواهند برد؟ اگر یک جو عقلانیت در اتاق جنگ نظامی، اقتصادی و سیاسی غرب علیه ایران حاکم باشد به سمت این آتش افروزی نخواهند رفت. ارسال نامه اوباما به ایران نوعی علامت برای نشان دادن رویکرد عقلانی است اما ایرانیها میدانند که این خود یک فریب است. غرب باید بداند اگر صبر ملت ایران به سر آید ناچار رجوع خواهد کرد به سمت همه ظرفیتهایی که هر نوع دفاع را مشروع جلوه میدهد و قاعدتا در این رجوع هیچ مرزی را نیز بر نمیتابد. باز کردن شیر فلکههای نفت برای جبران تحریم نفت ایران وسط دعوای ایران، آمریکا و انگلیس نوعی رجزخوانی به زبان عربی است. مردم سالاری:چرا سکوت؟ پرسش من این است که دیگر چه اتفاقی در اقتصاد کشور باید بیفتد که آقایان بپذیرند که اقتصاد کشور دچار چالش شده است؟ آثار منفی درازمدت افزایش قیمت ارز و نابسامانی در بازار طلا موضوعی نیست که بتوان آن را کتمان کرد. کم ارزش شدن واحد پول رسمی کشور و نابسامانی های بازار سکه و طلا در شرایطی رخ می دهد که دولتمردان سکوت کرده اند و حتی در نفی نظرات منتقدان هم سخنی نمی گویند. از سوی دیگر شاهد تناقض گویی در مورد موضوعی مهم همچون تعیین سود سپرده بانکی توسط مسوولا ن مربوطه هستیم که مردم را دچار سرگردانی کرده است.حمایت:رمز برپایی انتخابات سالم و آگاهانهبه نظر میرسد که با نزدیک تر شدن زمان برگزاری انتخابات نهم مجلس، دغدغه های بزرگان انقلاب و نظام در این باره، رنگ و بوی جدیتری به خود میگیرد، چه آن که در قاموس نظام مقدس جمهوری اسلامی، مقوله انتخابات همواره از حساسیت و اهمیت فوقالعاده ای برخوردار بوده است به ویژه با عنایت به این حقیقت غیرقابل انکار که دشمنان مترصد سوءاستفاده سیاسی از کوچکترین خلل حاصل از مشارکت کم مردم در پای صندوقهای رای گیری هستند و لذا از همین روست که رهبری قبل ازهر چیز در سخنرانیهای متعدد خویش در طول سالهای اخیر بر اصل حضور حداکثری و البته آگاهانه ملت تاکید کرده و در ادامه لوازم دستیابی به آن را برشمردهاند. در هر صورت آن چه مهم است این که زیباترین حضور یک ملت پای صندوقهای رأی هنگامی تحقق مییابد که نامزدهای اصلح، یعنی بهترین و برترین افراد، در فضایی سالم و اخلاق مدارانه به وکالت ملت در خانه ملت دست یابند.امید آن که در سایه حضوری آگاهانه و پرشور، مجلسی در خردادماه سال آینده کارش را آغاز کند که در درون خود نمایندگانی را دارد که حقیقتا هیچ گونه وابستگی به کانونهای قدرت و ثروت ندارند و با دوری از مثلث شوم زر و زور و تزویر، به مشکلات و دردهای مردم برسند.به نظر می رسد یکی از مهمترین دلایلی که این موضوع با وفاق عمومی رو به رو نشده، نحوه عملکرد آمران آن بوده است. در مورد انجام امر به معروف شرایط تعریف شده و نحوه چگونگی برخورد با طرف مقابل بیان شده و تاکید شده که این امر باید در نهایت ظرافت و ملایمت انجام شود که مورد پذیرش طرف مقابل قرار گیرد. اما برخورد غلط و دستوری برخی افراد که هیچ آموزشی در این خصوص ندیده اند و یا هیچ مطالعه ای در این زمینه نداشته اند و فقط برای ارضای شخصی و حس برتری جویی خود این کار را انجام داده اند باعث شده تا لفظ «امربه معروف و نهی از منکر» با وفاق عمومی همراه نگردد و افراد نسبت به نام آن جبهه گیری کنند. اما در واقع این لفظ به لحاظ معنایی همان «احساس مسولیت» است که هر انسانی باید نسبت به همنوعان خود داشته باشد.متاسفانه در حال حاضر ما در بخش های سیاسی و اقتصادی بیش از هرجای دیگری نیاز به امر به معروف و نهی از منکر داریم اما به سبب همان فرهنگ سازی غلط این فرضیه دینی و مدنی به برخورد با بد حجابی و راوبط زن و مرد با یکدیگر اختصاص یافته است و الا می توانستیم با فرهنگ سازی صحیح و جا انداختن آن به عنوان «احساس مسولیت» هم جبهه گیری های تعصبی از آن را بزداییم و هم نظارت عمومی در جامعه را گسترش دهیم.نحوه برخورد دولت در دستکاری نرخ سود بانکی از سال 1384 به بعد نیز به خوبی این واقعیت را نشان میدهد. در آن زمان دقیقا بر عکس شرایط کنونی دولت اصرار داشت که بیتوجه به وضعیت ساختار نهادی و شرایط موجود اقتصاد ایران نرخ مزبور را به صورت دستوری کاهش دهد. در سال 1384 مسوولان اقتصادی کشور ادعا میکردند که کاهش نرخ سود بانکی هدفی جز افزایش انگیزههای سرمایهگذاری را دنبال نمیکند، اما اگر به واقعیتها نگاه کنیم، مشاهده میشود که نرخ تشکیل سرمایه ثابت پس از کاهش ناگهانی و دستوری نرخ سود بانکی در سالهای 84و 85 با افت بسیار شدیدی روبهرو شد، یعنی حتی نسبت به سالهای 82 و 83 که چنین تغییری اتفاق نیفتاده بود، میزان سرمایهگذاریهای انجامشده بسیار کاهش یافته بود و این تازه غیر از ارزیابی این سیاست با ضابطه اهداف کمی قانون برنامه چهارم است. اگر از این زاویه نگاه کنیم، ابعاد خسارت و روبهرو شدن با مسالهای دقیقا در جهت عکس آنچه انتظار میرفت، بهتر نمایان و آشکار میشود.اما باید به همه کسانیکه با هر انگیزهای هدف بهبود وضعیت اقتصادی کشور را دنبال میکنند، چند نکته را یادآور شویم؛ نکته اول این است که تکسبببینی نسبتی با علوم اجتماعی و انسانی ندارد. جستوجو کردن راهحلهای تکعاملی برای مسایل پیچیده اجتماعی تاکنون در هیچ عرصهای راهگشا نبوده است. نکته دوم این است که در یک کشور در حال توسعه هر توصیهای بدون توجه به شرایط اولیه مبنای علمی نخواهد داشت. آیا بهتر نیست که ما به جای این کارها ابتدا یک شرایط باثبات ایجاد کنیم و اعتماد تولیدکنندهها را به سیاستگذاران اقتصادی بازگردانیم و از ظرفیتهای کارشناسی کشور بهرهمندی بیشتری پیدا کنیم و ناهماهنگیهای درون تیم اقتصادی دولت را نیز به حداقل برسانیم و پس از آن در یک فضای سالم و شفاف درباره نابسامانیهای اقتصادی کشور تصمیمگیری کنیم. امید که اینچنین شود.«دانشگاه آزاد از این پس چگونه باشد؟»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم فرامرز قراباغی است که در آن میخوانید؛دانشگاه آزاد اسلامی، پس از تحمیل کشاکشهای فراوان، بالاخره رئیس خود را شناخت و به ریاست سی ساله دکتر جاسبی پایان داده شد. بحثها در پیرامون دانشگاه آزاد، بیش از آنکه فنی و علمی باشند، سیاسی بودند. دو گروهی که بر سر کسب کرسی ریاست دانشگاه آزاد به چالش با یکدیگر پرداخته بودند، به صراحت و در عمل رفتارشان سیاسی بود، گویی دانشگاه آزاد، نهادی همچون قوه مجریه یا مقننه است که بتوان برای دستیابی بدان به رقابتهای سیاسی پرداخت. اکنون بیشتر مسائل حاشیهساز در پیرامون دانشگاه آزاد باید منتفی قلمداد شوند.در سالهای آینده کشور نیاز به متخصصان و دانشمندانی خواهد داشت که بتوانند به نیازهای یک جامعه رشد یافته و در حال تعالی پاسخ دهند و در چنین جامعهای نقش علمی و پژوهشی خود را به خوبی ایفا کنند. هم بدینرو باید نقاط ضعف و قوت دانشگاه آزاد اسلامی بازشناسی و آسیبشناسی شود. رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی بدین لحاظ مشغله فراوانی خواهد داشت و باید به مشاوران امین متعهد و متخصص اتکا کند. بازآرایی این دانشگاه ممکن است به چند سال زمان نیاز داشته باشد اما دقت نباید فدای سرعت و شتاب شود. گو اینکه اگر هر دو با هم لحاظ شوند، مطلوبترین حالت ممکن به وجود خواهد آمد. «کالبدشکافی هیاهوسالاری»عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم دکتر سید محمدکاظم سجادپور است که در آن میخوانید؛ تردیدی نیست که مبارزات انتخاباتی امریکا نه تنها شروع بلکه شدت یافته است دستیابی به نامزدی حزب در تلاش سختی قرار داشته و سعی میکنند با هر وسیله ممکن در مرحله اول نامزدی حزب جمهوری خواه را به دست آورده و در مرحله بعد بتوانند باراک اوباما را شکست داده و جایاو را در کاخ سفید بگیرند. در دو نشست حزبی که در ایالت آیووا و نیوهمپشیر در چند هفته گذشته برگزار گردید بین کاندیداهای مختلف گوناگون حزب جمهوری خواه مباحثات و مجادلات گوناگونی در گرفت که ایران یکی از عمده ترین آن ها بود. هر یک از کاندیداها سعی در تندروی بیشتر در بحث مربوط به ایران داشته و جای شکی نیست که ایران در حال حاضر تبدیل به یکی از مباحث داخلی در سیاست حزبی در امریکا شده و یکی از عناصر تعیین کننده در سرنوشت تک تک کاندیداها نحوه موضع گیری آن ها در مورد ایران است.برای تحلیل گران داخلی و بینالمللی امریکا جای ابهامی وجود ندارد که امریکا با انبوهی از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در داخل و خارج از این کشور رو به رو است و آن چه جلب توجه میکند این که بسیاری از این مسائل مزمن و کهن شده و فاقد راه حل های فوری هستند. هرچند دولت اوباما در سه سال گذشته توانسته برخی از مسائل و بحران ها را مدیریت کند اما باید توجه داشت که مفهوم مدیریت گویای روش های کاخ سفید است و نه حل آن ها. به عبارت دیگر برای برخی از مسائل راه حل فوری و حتی میان مدت وجود ندارد. بحث ایران راه حل هیچ کدام از مسائل امریکا نیست. نه مشکلات اقتصادی امریکا با طرح مسئله ایران حل خواهد شد و نه فرهنگ سیاسی گره خورده در واشنگتن و نه چالش های دیگر اجتماعی و بحران های هویتی. اما بحث ایران میتواند در نبود راه حل مشخص و معین برای مسائل بنیادین، موضوعی باشد که از طریق آن هر کدام از کاندیدا ها بتوانند حداقل به دولت اوباما حمله کنند که سیاست های جاری نسبت به ایران جواب نداده و لذا باید تندتر و تندتر بود. قطعا یکی از این بازیگران موثر، رژیم صهیونیستی و طرفداران آن رژیم در داخل امریکا هستند که سعی میکنند از طریق بحث ایران، نه تنها امریکا را وارد یک درگیری با ایران کنند بلکه مسائل داخلی اسرائیل و مسائل منطقه ای خود را نیز تحت الشعاع این هیاهو قرار دهند.لذا وارد کردن امریکا به منازعه ای جدی و خونین با ایران یکی از اهدافی است که برخی از استراتژیست های رژیم صهیونیستی نه فقط در حال حاضر بلکه از ابتدای دهه نود میلادی تا به حال در پی آن بوده اند. یکی از نویسندگان چپ اسرائیل به نام ایزاک شاهاک ( اگر هیاهوسالاری برای کاندیداهای حزب جمهوری خواه، راه مفری برای پوشاندن فقر و ضعف تحلیلی و فقدان راه حل است، برای رژیم صهیونیستی، این هیاهو در بطن خود به دنبال یک هدف استراتژیک است و آن کاهش قدرت ایران از طریق مشغول کردن ایران با ایجاد در گیری بین ایران و مناطق پیرامونی و ایجاد درگیری نظامی میان ایران و ایالات متحده است. جالب آن که در داخل امریکا خصوصا در چند سال گذشته نسبت به نقش تنش آفرین و هیاهوگرایانه اسرائیل در مورد ایران حتی در بین نخبگان حاکم نگرانی هایی به وجود آمده است. ) توسط دو دانشمند علوم سیاسی رئالیست امریکا یعنی میرشایمر و والتز پرتوی از این نگرانی است. از انتشار آن کتاب تا انتشار مقاله اخیر مجله فارین پالیسی به مارک پری (در این میان باید در نظر داشت که حزب جمهوری خواه علی رغم تمایلات کهن و سنتی در سال های اخیر گرایش بیشتری نسبت به رژیم صهیونیستی پیدا کرده و از تمایل و گرایش حزب دموکرات نسبت به اسرائیل تا حدودی پیشی گرفته است. به گونه ای که در حال حاضر یکی از شاخصه های سنجش مناسب بودن و خوب بودن یک کاندید در حزب جمهوری خواه، میزان تمایل او به رژیم صهیونیستی است. در مجموع نقش اسرائیل در این غوغا و هیاهوسالاری در خور دقت و توجه است. اما چه این هیاهوسالاری در اثر فقدان راه حل و یا نقش برجسته رژیم صهیونیستی باشد، نسبت به نتیجه آن نمیتوان بی تفاوت و بی توجه بود.هر چند که کاندیداهای جمهوری خواه برای مصارف داخلی به بحث ایران چسبیده اند، و هرچند که باراک اوباما برای دوباره برگزیده شدن به اسرائیل تمایل بیشتری نشان میدهد، اما هر سخن و حرفی در مورد ایران در داخل ایران و در منطقه خاورمیانه و بلکه در سطح جهان اثرگذاشته و واکنش های مخصوص به خود را در پی دارند. بحث های مربوط به حمله نظامی که محصول این فضای هیاهوسالارانه است، نه فقط واکنش ایران بلکه واکنش دیگر بازیگران بینالمللی را در برداشته است. دینامیزم ناشی از این سخنان و موضع گیری ها را نمیتوان صرفا در قالب مناسبات دو جانبه ایران و امریکا نگریست. پیامدهای جهانی این مباحث ممکن است جهان را وارد مرحله جدیدی از ساختارهای معنایی و مادی کند.«تأملی بر افزایش سود سپردههای بانکی»عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم محمد خوشچهره است که در آن میخوانید؛بحث تغییرات نرخ بهره و سایر ابزارهای مالی و پولی مستلزم یک درک جامع از سیاستهای اقتصادی است، اشتباه زمانی رخ میدهد که برخی با محدود نگری یک ابزار را مبنای تحلیلهای اقتصادی قرار میدهند. اگر فردی چند عارضه بیماری داشته باشد، معمولا اگر پزشکی، دارویی که سر درد را تسکین میدهد، تجویز کند کافی نیست، باید دید که این دارو چه عوارضی دارد و اگر موجب کاهش سردرد شود ممکن است عوارض دیگری را برای فرد داشته باشد؛ بنابراین تنها کاهش سردرد سلامتی را به فرد باز نمیگرداند.دولتها باید اهداف اصلی را مشخص و سیاستهای اقتصادی متناسب با آن معنا پیدا میکند. در صورتی که اهداف مشخص نباشد نسبت به سیاستهای اتخاذ شده نمیتوان اظهارنظر کرد؛ بهعنوان مثال افزایش یا کاهش نرخ سپرده، زمانی قابل تحلیل است که اهداف اقتصادی دولت مشخص باشد.باید تاثیر آن را در سایر متغیرها مانند رشد اقتصادی و تولیدملی بررسی کرد. افزایش نرخ سود سپرده اقدامی برای جمعآوری نقدینگی است. افزایش نرخ سپردهها بهمعنای افزایش نرخ سود تسهیلات بانکی است زیرا سود سپردهها از طریق تسهیلات اعطایی بانکها به بخشهای مختلف اقتصادی از جمله صنایع است.دنیای اقتصاد:انگیزهسازی با واقعیسازی نرخهاثانیا آنها بر این باورند که برای فهم و درک و شناخت رفتار بازیگران اصلی اقتصادهای غیردولتی یعنی خانوارها (افراد) و بنگاهها، میبایست برای چارچوبدار نمودن کار، فرض را بر این بگیریم که آنها «عقلایی» تصمیم میگیرند. بنابراین مردم در تصمیمسازیهای خود به انگیزهها پاسخ میدهند و به همین دلیل برای تحت تاثیر قراردادن تصمیمات و رفتار آنها باید انگیزهسازیهای واقعی انجام شود. به زبان فنیتر، اقتصاددانان میگویند: تغییرات در انگیزهها وقتی واقعی قلمداد میشوند که بر «بده-بستان»ها و «مصالحه»های مردم که با آنها در زندگی روبهرو هستند، موثر باشد. این به آن معنی است که برای مثال یک حقوق بگیر، دغدغه اصلیاش آن است که با آن درآمد خود چقدر میتواند کالا و خدمات بخرد.در اینجا نیز تصمیمگیری این دو گروه که به قول کینز دو گروه کاملا متفاوتند، در مورد قرض گرفتن و سرمایهگذاری بستگی به «هزینههای واقعی» استقراض و «بازده واقعی» سرمایهگذاری دارد. برای مثال وقتی شما برای یک کالای بادوام مثل اتومبیل قصد وام گرفتن دارید، عقلانیت اقتصادی حکم میکند که برای صرف نظر کردن از مصرف حال خود از کالا و خدمات برای خرید آن اتومبیل سبک و سنگین کنید.جمعبندی، آنکه تصمیمات اقتصادی مردم بر پایه نرخ بهره واقعی نه اسمی (پولی) شکل میگیرد. تغییرات نرخ بهره واقعی یعنی پس از کسر تورم انتظاری از نرخ بهره اسمی، موتور انگیزه در تصمیمگیریها است و رفتارها را سمت و سو میدهد. تحریک و ایجاد تحرک در رفتار مردم برای اینکه مصرف امروز به فردا فکنده شود و واسطهگران مالی از طریق بنگاهها و کارآفرینان این تاخیر را به سرمایهگذاری مبدل نمایند تا تولید و اشتغال برای اقتصاد نشاط به بار آورد، اگر درست ساماندهی نشود، هزینهآفرینی و مشکلآفرینی بر سر راه در پی دارد و بر صفراها میافزایند.«برخورد با سودجویان»عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم نادر هوشمندیار است که در آن میخوانید؛مسوولان و متولیان تنظیم بازار این روزها خود را آماده برقراری آرامش بازار شب عید میکنند. در همین راستا برنامهها و اقداماتی نیز صورت گرفته تا افراد سودجو و فرصتطلب نتوانند از افزایش تقاضا و شور و نشاط روزهای پایانی سال سوءاستفاده کنند. امروز با گذشت یکسال از آغاز هدفمندی یارانهها و تغییرات جهانی قیمت بعضی از کالاهای اساسی شاهد برقراری نظم و آرامش در بازار هستیم. چنین فضایی همچنین وسوسه برخی سوداگران را نیز برانگیخته است و آنها که روزی واردات کالا را بهدلیل مصرفیبودن بازار ایران راهی برای به دست آوردن ثروتهای بادآورده میدانستند و دست به قاچاق کالا میزدند یا حتی واردات آنها برای بازار آنقدر جذاب و برای خودشان آنقدر سودآور بود که حاضر میشدند تعرفههای رسمی را هم بپردازند و کالای خود را از طریق گمرکات و به صورت رسمی وارد کنند، نیز در طمع آنکه نرخ ارز و نوسانات آن در آیندهای نزدیک، تورم شدیدی را در بازار بهوجود خواهد آورد، کالای خود را در گمرکات نگاه داشته و ترخیص نمیکنند، به گمان اینکه شاید چند ماه آینده و بهخصوص در ایام پایانی سال، این تورم گریبانگیر بازار شود و آنها نیز سودهای کلانی حاصل کنند.