بر اساس اعلام این منبع، ملک عبدالله، در جلسه داخلی با مسئولان ارشد کشور به نکات مهمی از جمله مبالغ هنگفتی که از بیت المال مسلمین صرف مداخله در امور ایران و عراق کرده و حاضر است برای شکست شیعه خرج کند، نیز اشاره کرده است.روابط ایران - عربستان از زمان آغاز بیداری اسلامی در برخی کشورهای خاورمیانه عربی و شمال آفریقا به واسطه بمباران تبلیغاتی رسانه های غرب و نیز تأثیرپذیری مقامات سعودی از فضای مسموم طراحی شده از سوی غرب دچار تنش یک سویه ای از طرف ریاض شده و در یکی دو ماه اخیر به نقطه حساسی رسیده است. در واقع، عربستان سعودی در طی چند ماه اخیر و در پی شکست طرح هایش در لبنان و عراق به نیابت از آمریکا وارد مرحله «تنش زایی» در قبال ایران شده است. در این زمینه، قرائن و شواهد موجود و اطلاعات منتشر شده در روزنامه عراقی البینه نشان می دهد که این تنش ها کاملاً هدفمند طراحی و اجرا می شود و این طور نیست که فضاسازی هایی مانند ادعای طراحی ایران برای ترور سفیر عربستان یا تلاش برای جایگزینی نفت ایران و اعمال تحریم های نفتی به طور اتفاقی انجام شود. بلکه اگر زمینه و زمانه بروز و ظهور هریک از این وقایع بررسی شود، به راحتی می توان به وجود عنصر اراده و حمایت سران آل سعود از آنها پی برد.
اما آیا عربستان به معنایی که این رفتارش در عالم دیپلماسی تولید می کند، آگاه هست؟ به نظر می رسد عربستان با بلندپروازی و به تحریک غرب از دست ایران و محور مقاومت بسیار عصبانی است و علت اصلی آن هم به قدرت معنوی و الگوی الهام بخشی انقلاب اسلامی در خیزش های منطقه برمی گردد. شاید بتوان به این تصمیم گیری های عجولانه و از سر استیصال عربستان که البته با فضاسازی غرب برای ایفای نقش نیابتی از سوی آنها در حال اجراست، کمی حق داد؛ چراکه ریاض پس از آرام شدن گرد و غبار موج بیداری اسلامی که با جایگزین کردن دشمنان مشترک غرب و ریاض با دوستانشان در این کشورها همراه بوده، تازه متوجه تغییر الگوهای دوستی و دشمنی منطقه و ظهور قدرت بلامنازع ایران از دل آن شده است. از سوی دیگر ریاض خودبزرگ خوانی خویش بر منطقه را با حضور بازیگران قدرتمندی در عرصه اسلام، چون ایران اسلامی، مصر و... از دست رفته می بیند.
حال سوال مهم تر این است که عربستان که به حمایت غرب، مرحله تنش زایی با ایران مقتدر را کلید زده، تا چه حد به عواقب کار خود آگاه است و تا چه حد به پشتیبانی میهمانان ناخوانده منطقه دلگرم است؟اگرچه این اعلام مواضع رسمی از سوی امیر عربستان سند بزرگی برای اثبات مظلومیت و احقاق حقوق ایران محسوب می شود؛ اما عربستان نیز بداند که از گره زدن زلف منافع خاندان حاکمیتی خود به زلف غربی ها طرفی نخواهد بست و هروقت لازم باشد، دوباره غرب نقشه تجزیه این کشور را بر روی میز خواهد گذاشت. قدرت واقعی یک جامعه، از کانال مردم و مزیت های کلیدی ای چون ایمان به دست می آید. البته شاید این از ذات قدرت در یک ساختار بیماری چون ساختار سیاسی ریاض باشد که افراد به خاطر به دست آوردن و حفظ آن لازم است که به خیلی چیزها پشت پا بزنند؛ اما زمان آن فرا رسیده که سعودی ها بدانند گریزی از پاسخ دادن به مطالبات مردم شان وجود ندارد و تهدید ایران با قائم شدن در پشت آمریکا هم برای شان چیزی به ارمغان نخواهد آورد. ضمن اینکه زبان تهدید از سوی کشوری که با این همه مشکلات ساختاری و اعتماد عمومی مواجه است نه تنها در کسی تولید ترس نمی کند، بلکه موجب حیرت و خنده می شود که «آیا عربستان هم توان تهدید ایران را دارد؟!»