صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۱۴۵

مهدى سعیدى
در تقسیم بندی مراحل شکل گیری و به ثمر رسیدن یک نهضت و جنبش اجتماعی، می توان به سه مرحله؛ براندازی (رژیم موجود)، تأسیس(نظام سیاسی جدید) و تثبیت(بسط ابعاد نظام سیاسی انقلابی) اشاره کرد. نهضت بیداری اسلامی ملت های منطقه نیز بعد از گذر از مرحله اول که غلبه بر رژیم های دست نشانده ای چون بن علی، مبارک و قذافی بود، هم اینک در مرحله دوم یعنی، تأسیس نظام سیاسی جایگزین قرار گرفته اند.
لازمه موفقیت این نهضت های اسلامی در این مرحله، داشتن الگویی مشخص، تحقق پذیر و قابل تطبیق با شرایط هر یک از این کشورها است، به نحوی که ضمن عملیاتی بودن، آرمان ها و اهداف نهضت را نیز در بر داشته باشد.
نهضت های اسلامی منطقه همانطور که در مرحله شکل گیری و آغاز خیزش، از انقلاب اسلامی تأثیر پذیرفتند، در مرحله دوم نیز می توانند بدون توجه به الگوهای التقاطی، لیبرالیستی و سکولاریستی، با بازگشت به خویشتن و آموزه های دین مبین اسلام، الگوی ارائه شده توسط انقلاب اسلامی را که «نظام مردم سالاری دینی» است، به عنوان نقشه راه شکل گیری نظام سیاسی جدید خود برگزینند.
به واقع امروز همه نگاه ها به جمهوری اسلامی دوخته شده است! و این حقیقتی است که حکیم فرزانه انقلاب اسلامی در آخرین اظهارات خود در جمع خبرگان ملت بدان اشاره می کنند. معظم له با یادآوری این نکته مهم که احتمال بازگشت دیکتاتوری با اشکال جدید و یا حاکمیت الگوهای غربی در این کشورها وجود دارد، از مدل «نظام مردم سالاری دینی» به عنوان بهترین الگوی جایگزین یاد می کنند که می تواند خلأ تئوریک این جوامع را پاسخگو باشد. معظم له چنین می فرمایند: «آن چیزی که اینجا می تواند به این کشورها کمک کند، تفکر مردم سالاری دینی است. مردم سالاری دینی که ابتکار امام بزرگوار ماست، می تواند نسخه ای برای همه این کشورها باشد؛ هم مردم سالاری است، هم از متن دین برخاسته است.»
در این بین شاید این سوال به اذهان خطور کند که آنچه تحت عنوان «نظام مردم سالار دینی» بیش از سه دهه است که در جمهوری اسلامی تحقق یافته، مدلی شیعی از حکومت است که شاید در جوامع اهل سنت امکان تحقق آن وجود نداشته باشد. به عبارتی صریح تر، نظامی که در رأس آن ولایت مطلقه فقیه قرار دارد، چگونه ممکن است که در مصر و تونس و دیگر کشورهای سنی نشین شکل بگیرد؟
نکته قابل تأمل و حکیمانه حضرت امام خامنه ای که راه را بر هر نوع برداشت انحرافی می بندد و به سوال فوق نیز پاسخی مناسب می دهد، آن است که ایشان از ماهیت «نظام مردم سالاری دینی» چنین یاد می کنند: «البته ممکن است فقهای اهل سنت - چه فقهای شافعی در مصر، چه مالکی ها در بعضی دیگر از کشورهای آن منطقه، چه حنفی ها در بعضی از کشورهای دیگر - معتقد به ولایت فقیه نباشند؛ خیلی خوب، ما نمی خواهیم حتماً مبنای فقهی خودمان را به آنها عرضه کنیم یا اصرار بورزیم؛ اما مردم سالاری دینی ممکن است، شکل های گوناگونی پیدا کند. باید این مبنای مردم سالاری دینی را ما برای اینها تبیین کنیم، تفهیم کنیم؛ مثل هدیه ای در اختیارشان بگذاریم. مطمئناً این مردم، مردم سالاری دینی را خواهند پسندید. این کاری است که بر عهده ماست و بایستی انجام بگیرد تا دشمنان این ملت ها از خلأیی که به وجود آمده، استفاده نکنند. این خلأ را باید به وسیله اسلام پر کنند.»
دقت در این تعابیر، بالاخص آنجا که اشاره دارند: «مردم سالاری دینی ممکن است شکل های گوناگونی پیدا کند»، شاه کلید فهم این مسئله است و حکایت از آن دارد که شاخصه های بنیادین این نظریه، بر اصول اساسی اسلام بنا نهاده شده که در مورد آن در بین همه مسلمین اتفاق نظر وجود دارد.
در ادامه مروری بر مهم ترین شاخصه های نظام اسلامی خواهیم داشت که هر یک از آنها می توانند در جوامع مختلف اسلامی و نظام های سیاسی آنها تحقق عملی یابند.
شاخصه‌های نظام مردم سالار دینی
1- خاستگاه الهی حکومت

یکی از پایه های اصلی مردم سالاری دینی، الهی بودن خاستگاه آن است. بدین معنا که برخلاف نظام های سیاسی غرب که مبتنی بر «قرارداد اجتماعی» شکل گرفته اند، این حقوق الهی است که مبدأ و منشأ حقوق سیاسی - اجتماعی در نظام مردم سالاری دینی است. ایشان در عباراتی این تفاوت را چنین توضیح می دهند:
«مبنای مردم سالاری دینی با مبنای دموکراسی غربی متفاوت است. مردم سالاری دینی - که مبنای انتخابات ماست و برخاسته از حق و تکلیف الهی انسان است - صرفاً یک قرارداد نیست. همه انسان ها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهوری اسلامی معنا می کند. این، بسیار پیشرفته تر و معنادارتر و ریشه دارتر از چیزی است که امروز در لیبرال دموکراسی غربی وجود دارد.»
(14/3/84)
2- حکومت معیارها و صلاحیت‌ها
شاخصه برجسته و کلیدی دیگر نظام مردم سالار دینی توجه به این مسئله است که در این شیوه از حکومت، آنچه ملاک و معیار حاکمیت و قرار گرفتن در رأس امور است، وجود برخی صلاحیت های انسانی و الهی از جمله علم و تقوا و عدالت است که در هر فردی وجود داشته باشد آن شخص می تواند در این نظام، صاحب منصب شود. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در تبیین این مولفه می فرمایند: «ولایت در اسلام، ناشی از ارزش هاست؛ ارزش هایی که وجود آنها، هم آن س مت و هم مردم را مصونیت می بخشد. ... ولایت، یعنی حاکمیت انسان های پارسا، انسان های مخالف با شهوات و نفس خودشان، انسان های عامل به صالحات. این، معنای ولایت اسلامی است.» (10/4/70)
معظم له ضمن تأکید بر این مطلب که عهده دار ولایت، باید پرتویی از ولایت الهی را در جامعه تحقق ببخشد، به برخی از این خصوصیات چنین اشاره می دارند: «خصوصیات ولایت الهی، قدرت و حکمت و عدالت و رحمت و امثال اینها است. آن شخص یا آن دستگاهی که اداره امور مردم را به عهده می گیرد، باید مظهر قدرت و عدالت و رحمت و حکمت الهی باشد. این خصوصیت، فارق بین جامعه اسلامی و همه جوامع دیگری است که به شکل های دیگر اداره می شوند. جهالت ها، شهوات نفسانی، هوی و هوس و سلایق شخصی متکی به نفع و سود شخصی یا گروهی، این حق را ندارند که زندگی و مسیر امور مردم را دستخوش خود قرار بدهند، لذا در جامعه و نظام اسلامی، عدالت و علم و دین و رحمت باید حاکم باشد؛ خودخواهی نباید حاکم بشود، هوی و هوس - از هر کس و در رفتار و گفتار هر شخص و شخصیتی - نباید حکومت کند. سر عصمت امام در شکل غایی و اصلی و مطلوب در اسلام هم همین است که هیچ گونه امکان تخطی و تخلفی وجود نداشته باشد. آن جایی هم که عصمت وجود ندارد و میسر نیست، دین و تقوا و عدالت باید بر مردم حکومت کند که نمونه ای از ولایت الهی محسوب می شود.» (20/4/69)
3- محوری بودن جایگاه مردم در مردم‌سالاری دینی
با مروری بر کلام و اندیشه ایشان به این مطلب خواهیم رسید که از نگاه ایشان مردم سالاری دینی به معنای تأثیرگذار بودن مردم در تشکیل حکومت و تعیین حاکم و مسئولان نظام سیاسی اسلام است و این به معنای نقش آفرینی مردم در مشروعیت بخشی به نظام مردم سالاری دینی می باشد.
ایشان در عباراتی در تبیین معنای «مردمی بودن» حکومت چنین می فرمایند: «مردمی بودن حکومت اسلامی به دو معناست:
یکی اینکه مردم در اداره و تشکیل حکومت و تعیین حاکم و شاید در تعیین رژیم حکومتی و سیاسی نقش دارند.
دیگر آنکه حکومت اسلامی در خدمت مردم است، آنچه برای حاکم اسلامی مطرح است، منافع عامه مردم است، نه منافع اشخاص یا قشر و طبقه معین.
اسلام به هر دو معنا دارای حکومت مردمی است، اما تا وقتی که حکومت مردمی به معنای اول تأمین نشود و مردم در حکومت نقشی نداشته باشند، نمی شود گفت حکومت، مردمی و در خدمت مردم است.
این ادعا که یک حکومت بدون آنکه با مردم خود ارتباط مستقیم داشته و به آرای مردم متکی باشد، خود را مردمی بشمارد، ادعای پذیرفتنی نیست. نمی توانند ثابت کنند که مردمی اند، چون حکومت های تحمیلی هم خود را مردمی قلمداد می کنند.»(1)
در جایی دیگر نیز به این دو وجه حکومت چنین اشاره می کنند: «مردم سالاری دینی دارای دو وجه است که یک وجه آن نقش مردم در تشکیل حکومت و انتخاب مسئولان و وجه دیگر آن رسیدگی به مشکلات مردم است که برهمین اساس مسئولان باید مشکلات مردم را به طور جدی پیگیری و رسیدگی نمایند...»(30/8/79)
در مجموع می توان گفت که از منظر ایشان، حکومت مردم سالار دینی باید دارای چهار عنصر باشد:
1- نقش مردم در تشکیل حکومت، تعیین حاکم و اداره کشور
2- حکومت در خدمت ملت و تأمین کننده منافع همگانی
3- بهره گیری حکومت از فکر و اندیشه مردم در راه اعتلای کشور
4- آگاه سازی مداوم مردم توسط حکومت
4- اراده مردم در سایه هدایت الهی
در مردم سالاری دینی مورد نظر، این اراده مردم است که تصمیم می گیرد و کار را به پیش می برد و البته این تصمیم گیری با راهنمایی دین و آموزه های اسلامی همراه است، اما نکته مورد تأکید، جایگاه تصمیم گیری است که به انسان داده شده است. در کلام ایشان می خوانیم: «در نظام اسلامی؛ یعنی مردم سالاری دینی، مردم انتخاب می کنند، تصمیم می گیرند و سرنوشت اداره کشور را به وسیله منتخبان خودشان در اختیار دارند، اما این خواست و اراده مردم در سایه هدایت الهی، هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمی برد و از صراط مستقیم خارج نمی شود.»
(13/5/80)
معظم له همچنین در جایی دیگر می افزایند: «در منطق اسلام، اداره امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنی و احکام الهی است. در قوانین آسمانی و الهی قرآن، برای مردم شأن و ارج معین شده است؛ مردم هستند که انتخاب می کنند و سرنوشت اداره کشور را به دست می گیرند. این مردم سالاری، راقی ترین نوع مردم سالاری ای است که امروز دنیا شاهد آن است؛ زیرا مردم سالاری در چارچوب احکام و هدایت الهی است؛ انتخاب مردم است، اما انتخابی که با قوانین آسمانی و مبرای از هرگونه نقص و عیب، توانسته است جهت و راه صحیحی را دنبال کند.»
(11/5/80)
همچنین تأکید می کنند: «حقیقت مردم سالاری دینی این است که یک نظام باید با هدایت الهی و اراده مردمی اداره شود و پیش برود.»
(15/8/80)
همانطور که مرور بندهای فوق مشخص می سازد، مولفه های اصلی نظام مردم سالاری دینی مورد پذیرش همه فرق اسلامی بوده و از اصول اولیه ای است که همه مسلمین مبتنی بر آموزه های قرآنی آن را پذیرفته و مورد تأکید قرار می دهند. به واقع باید گفت که امروز نظریه «مردم سالار دینی» سوغاتی گرانقدر از سوی ملت مسلمان ایران است که می تواند کام ملت های مسلمان و مظلوم منطقه را بیش از پیش شیرین کند و تحقق عملی آن در قالب نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقاومت 33 ساله در برابر استکبار جهانی و رسیدن به مرزهای استقلال و خودکفایی همه جانبه، الگویی عینی است که می تواند مسلمانان منطقه را در «بازگشت به اسلام» و شکل گیری «حکومت اسلامی» مصمم سازد.

نام:
ایمیل:
نظر: