گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «نشنالژئوگرافیک» 7 فوریه 2012 (18 بهمن) در مقالهای به تواناییهای ایران در بستن تنگه هرمز پرداخت و نوشت: جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با غرب بر سر برنامه هستهای، یک سلاح جدی دارد و آن توانایی این کشور در بستن تنگه هرمز به عنوان مهمترین مسیر انتقال نفت در جهان است. اگرچه استراتژیستهای نظامی و کارشناسان دیپلماتیک در سی سال گذشته در مورد توانایی ایران برای اختلال در اقتصادی جهانی اظهار نگرانی کردهاند، اما در توسعه مسیرهای جایگزین نفت به منظور خنثیسازی تهدید ایران به بستن تنگه هرمز اقدام چندانی صورت ندادهاند. هفته گذشته تنشها با ایران پس از هشدار جدی ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل تشدید شد که گفته بود زمان برای توقف برنامه هستهای ایران رو به اتمام است. پس از دیدار بازرسان سازمان ملل و برنامه بازدید دوباره در این ماه، خبرگزاری دولتی ایران این گفت و گوها را مثبت و سازنده توصیف کرد. اما اسرائیل پیامهایی داده است که تلاشهای دیپلماتیک سازمان ملل و تحریم نفتی ایران تحت هدایت آمریکا و اروپا به حد کافی در خنثیسازی تهدید هستهای ایران کافی نیست.
در ادامه مقاله آمده است: ایهود باراک هشدار داده که اگر ایران تأسیسات هستهای خود را به تاسیسات زیرزمینی مستحکم ببرد، نابودی آنها بسیار دیرهنگام خواهد بود. این اظهارات ایهود باراک وحشت از حمله یکجانبه اسرائیل را تشدید کرد. استراتژیستهای دفاعی معتقدند چنین اقدامی میتواند اقدام تلافیجویانه ایران در بستن تنگه هرمز را در پی داشته باشد. در صدها تنگه در سراسر جهان نفت منتقل میشود، اما هیچ یک از آنها اهمیتی راهبردی مانند تنگه هرمز ندارند. تنگه هرمز در کمعرضترین نقطه 50 کیلومتر طول دارد. نگاهی تاریخی به وضعیت تنگه هرمز خطرات اقتصادی مربوط به آن را روشنتر میکند. «ریچارد جونز»، معاون مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی در شهادت مقابل سنای آمریکا هدف گذشته توانایی ایران برای آسیب زدن به بازارهای نفت را کم اهمیت جلوه داد. او گفت که تهدید بسته شدن تنگه هرمز تا حدی بر قیمت نفت در بازار جهانی تاثیر گذاشته است... «احتمال توقف طولانیمدت تنگه هرمز نسبتا اندک است».
در پایان مقاله آمده است: در طول جنگ ایران و عراق در دهه 1980، ایران برای بستن تنگه هرمز از طریق حمله به نفتکشها اقدامات جدی صورت داد. اگرچه نیروی دریایی ایران همچنان قابل مقایسه با نیروی دریایی آمریکا نیست؛ اما جمهوری اسلامی به طور جدی در حوزه «جنگ نامتقارن» سرمایهگذاری کرده است. مطابق گزارش موسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن، راهبرد ایران مبتنی بر سکوهای موشکی سیار در ساحل، موشکهای ضدکشتی مدرن، زیردریاییهای کوچک، مینهای دریایی مدرن و هواپیماهای بدون سرنشین و توانایی پنهانسازی و بهکارگیری توپخانه خود است. ماه گذشته کارشناسان مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی تحلیلی منتشر کردند که در آن تهدید بسته شدن تنگه هرمز از جمله سناریوی حمله هوایی اسرائیل بررسی شده بود. در این تحلیل به توانایی ایران برای به کارگیری زیردریاییها به منظور کار گذاشتن بمبهای هوشمند در تنگه هرمز و نزدیک خلیج عمان و هدف قرار گرفتن نفتکشها توسط اژدرها اشاره شده است. مطابق این تحلیل، چنین رویارویی، احتمالاً جنگ دریایی و هوایی آمریکا به منظور گشودن دوباره تنگه هرمز را در پی خواهد داشت؛ اما این اقدام ایران احتمالاً برای یک هفته انتقال نفت را از تنگه هرمز مختل خواهد کرد.
بصیرت: واقعیت این است که تواناییهای جمهوری اسلامی ایران در مقابله با هرگونه تهاجم احتمالی، بیش از آن چیزی است که مقالهنویس این پایگاه آمریکایی گفته و از آن اطلاع دارد و در رویارویی واقعی بین ایران با قدرتهای فرامنطقهای در خلیجفارس، کلیه پایگاهها، ناوها، شناورها و نیروهای مستقر در منطقه مورد حمله گسترده، پر حجم و مرگبار ایران قرار گرفته و منهدم خواهند شد. در عین حالی که قطعاً حملات ایران منحصر به منطقه نخواهد شد و غربیها به سرکردگی آمریکا و صهیونیستها این را به خوبی میدانند. همانگونه که خود آمریکاییها نیز در سال 2000 میلادی نیز حمله به ایران را شبیهسازی کردند و خود اذعان کردند که در صورت رویارویی احتمالی با ایران دهها هزار نفر از نیروهایشان کشته خواهند شد. البته باید توجه داشت که از این شبیهسازی آمریکاییها 12 سال میگذرد و ایران در این مدت پیشرفتهای بسیار بیشتری در امور نظامی و تسلیحاتی خود داشته است که از چشم نیروهای فرامنطقهای نیز دور نمانده است.