صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۲۰۴

جواد رضایى
قدرت های استعمارگر با اتکا به علوم جدید و قدرت نظامی، برای قرون متمادی کشورهای ضعیف اما دارای منابع غنی را استعمار کردند و با تاراج سرمایه این کشورها بر قدرتشان افزودند. اگرچه این دوره تلخ و سیاه برای استعمارشدگان؛ و شیرین و رویایی برای استعمارگران، بسیار طولانی بود، در نهایت نتوانست دوام بیاورد و با آگاه شدن مردم، آن ها ناچار شدند از آن روش استعماری دست بردارند؛ اما اندیشه استعمارگری همچنان در ذهن آن ها بود و برای تداومش راه های جدید می جستند. راه ها و روش های جدید به کمک آن ها آمد لکن روند آگاهی رو به رشد مردم، عمر این روش ها را کوتاه می کرد. این گونه بود که در تعاملات و منازعات سیاسی بین دولت ها مقوله ای به نام « مردم» موضوعیت پیدا کرد و همین امر، منشأ تحولات گسترده ای در مسائل سیاسی جهانی شد و کشورهای استعمارگر و افزون طلب متوجه نقش و جایگاه مردم در تحولات شدند و درصدد برآمدند از مردم - که تعیین کننده ترین عامل در قدرت هستند - برای اهداف پلیدشان استفاده کنند. این شناخت جدید از مردم، موجب افزایش طمع فزون خواهان برای استفاده ابزاری از مردم شد.
آن ها در حوزه نظری به این نتیجه رسیدند که با بازی دادن مردم می توانند فرد دلخواهشان را به قدرت برسانند، مخالفشان را از قدرت ساقط کنند و حتی نظام های ناهمساز را سرنگون سازند. متفکران و اندیشمندانی سال ها مشغول بررسی و تحقیق درباره این مهم و یافتن روش هایی شدند که موفقیت این تفکر را تضمین کند. اتفاقاتی که در چند سال گذشته در برخی کشورهای اروپایی به ویژه تعدادی که از شوروی سابق جدا شده بودند، افتاد و نام «کودتای مخملی» گرفت، ما به ازای عملی این تفکر بود. موفقیت این روش در کشورهایی مانند اوکراین و گرجستان و شکست آن در لبنان، طراحانش را متوجه نقاط قوت و ضعف آن کرد و آن ها آن را در انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران تکرار کردند و شکست سنگینی متحمل شدند. شکست مفتضحانه آن ها در ایران، بحث تاریخ مصرف دار بودن این روش جدید را مطرح کرد.
برخی هم معتقدند غفلت از ویژگی کشورها سبب شد که تغییرات عملیاتی مناسب در طراحی و اجرا در مورد ایران لحاظ نشود و طرح ناکام بماند. در نهایت، آنچه که باقی است اینکه باید محور بودن مردم در طرح های براندازانه را که همچنان در رأس آن ها کودتای مخملی قرار دارد، حفظ کرد؛ زیرا طرح کارآمد جایگزین وجود ندارد؛ اما باید برای تناسب طرح با کشور هدف، کار دقیق و هوشمندانه انجام داد. تجربه این کودتاگران تماماً در انتخابات قوه مجریه بود که دارای مولفه ها و ویژگی های خاص است؛ اما به نظر می رسد بنا به دلایلی قصد دارند آن را درباره انتخابات قوه مقننه نیز اجرا کنند. نمونه اول آن که اجرا شد، انتخابات دومای روسیه بود که آمریکا با برنامه ریزی و دخالت در آن، پس از اعلام نتایج انتخابات، موفق شد حدود سی هزار معترض را به خیابان ها بکشاند و حدود دو هفته مسکو و مقامات دولتی را مشغول این مسئله کند. به نظر می رسد آمریکایی ها اعتراضات مسکو را برای دو امر سازمان دادند: 1- ارزیابی واکنش و توان مسکو در مقابل این حرکت اعتراضی؛ تا براساس آن بتوانند در آینده علیه روسیه برنامه ریزی دقیق تری داشته باشند. 2- از اعتراضات علیه انتخابات دومای روسیه به عنوان نمونه ای آزمایشی اما حقیقی استفاده کنند و با شناختی که از ابعاد آن به دست می آورند، برای توطئه در انتخابات مجلس نهم ایران طرح مناسب و کم نقصی را تهیه کنند و به اجرا گذارند. محلی، قومی، قبیله ای و مذهبی بودن، چهار مشخصه ای است که می تواند زمینه ساز و بهانه برای هر گونه حرکت چالش آفرین باشد. این چهارگانه، طمع دشمن را برانگیخته و یقیناً از مدت ها پیش برای آن برنامه ریزی کرده است. او در برنامه ریزی کوتاهی نکرده و اجرا و عدم اجرای برنامه اش در گرو مسائل داخلی است که دو محور در آن نقش اساسی دارند: 1- میزان آمادگی نیروهای انتظامی امنیتی و چگونگی فضایی که با حضور مردم در انتخابات شکل می گیرد. 2- میزان موفقیت دشمن در جذب عوامل مزدور و کیفیت آموزش هایی که به آن ها داده است.
چنانچه میزان آمادگی نیروهای انتظامی و امنیتی بالا باشد و نسبت به ابعاد و حالات احتمالی پیش رو دقیقاً هوشیار شده باشند و فضایی که با حضور مردم در پای صندوق های رأی شکل می گیرد، آنچنان پرشور و با شیب به سوی نامزدها و گروه های طرفدار نظام باشد، دشمن حتی با به خدمت گرفتن مزدوران کیفی و آموزش دیده هم راه به جایی نمی برد و حداکثر شاید بتواند در گوشه و کنار سر و صدایی ایجاد کند که چندان مهم نیست؛ اما چنانچه نیروهای حافظ امنیت، توان لازم برای انجام مأموریت در وضعیت خاص با احتمالات چندگانه را نداشته باشند و فضای پای صندوق ها به نحو قاطع و واضح به نفع حامیان نظام نباشد، احتمال تحرک عوامل دشمن زیاد است و چه بسا دشمن با مزدوران نه چندان کیفی هم بتواند چالش آفرینی کند. حال اگر دشمن به هر دلیلی نتوانسته باشد در داخل مزدور استخدام کند، از دست زدن به تحرک باز می ماند و احتمال دارد برخی خودباختگان اراذل و اوباش که برای هدایت و رهبری آشوب، کسی را در بالای سر ندارند و سرگردان و بلاتکلیف هستند، دست به اقدامات خودسرانه محدودی بزنند که چندان مهم به نظر نمی رسد.
در نقطه مقابل تحرکات احتمالی دشمن که شامل قدرت های خارجی، ضدانقلاب و گروه های مخالف در داخل و خارج است، خواست نظام قرار دارد. در رأس خواسته های نظام، مشارکت حداکثری است. برنده ترین و کارآمدترین سلاح نظام که می تواند موانعی را که دشمنان پیش روی نظام قرار داده اند کنار بزند و توطئه های پیچیده دشمنان علیه نظام را خنثی کند و آنان را چند گام بزرگ به عقب براند، مشارکت حداکثری است. مشارکت حداکثری در زمانی که بسیاری از کشورهای مدعی دموکراسی در حال تضییع حقوق شهروندانشان هستند و در آن ها به نوعی بحران مشروعیت بروز می کند، بزرگ ترین نقطه قوت نظام می شود که آن را سرآمد می کند و کنجکاوی مردمان دیگر را برای آشنایی بیشتر با این نظام و منعطف شدن در برابر گفتمان انقلاب اسلامی به شدت افزایش می دهد. مشارکت حداکثری از چنان اهمیتی برای نظام و برنامه هایش برخوردار است که ارزش دارد برای حصول آن، از برخی عوامل حاشیه ای کاهنده مشارکت عبور کرد. گروه های سیاسی طرفدار نظام و رسانه های کشور باید از هر عامل مشروعی برای شکل گیری مشارکت حداکثری استفاده کنند، رقابت سالم و جذاب که شور و هیجان واقعی و غیرمخرب تولید کند، شرایط را برای حضور بیشتر فراهم می آورد.
حضور گروه های سیاسی متعدد با خط مشی های متفاوت در عرصه انتخابات با اینکه از عوامل افزاینده مشارکت است؛ اما «انتخاب» را مشکل می کند؛ آنچه برای حل این مشکل می تواند به مردم کمک کند، برخی شفافیت هایی است که طی دو سال گذشته و در پی فتنه 88 ایجاد شد و افزایش آگاهی های مردم است؛ لکن از طرفی پیچیدگی ها و پنهان کاری هایی نیز وجود دارد که زحمت برای انتخاب «اصلح» را زیاد می کند؛ بنابراین برای انتخابی که حاصل آن در داخل و خارج به نفع نظام باشد، لازم است ضمن همراهی آگاهانه با عوامل فزاینده مشارکت با شناخت دقیق از افراد و گروه ها، کسانی به مجلس راه پیدا کنند که با داشتن اعتقاد راسخ به نظام اسلامی و اصول و آرمان های انقلاب و امام(ره) و رهبر معظم انقلاب، دشمنان داخلی و خارجی را مأیوس و سرخورده کنند. به امید مشارکت حداکثری و انتخاب اصلح. ان شاءالله

نام:
ایمیل:
نظر: