صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۲۳۸۰۱۵

على تتماج
آمریکا و پاکستان در طول سال های اخیر روابط پر فراز و نشیبی را سپری کرده اند. اوج این روابط را از سال 1002 می توان مشاهده کرد که آمریکا برای اشغال افغانستان و با ادعای مبارزه با تروریسم به پاکستان روی آورده و خواستار حمایت های این کشور برای تحقق این طرح شده است. در همین حال پاکستان نیز که در کنار اقدام برای رسیدن به نقش برتر منطقه ای و دریافت کمک های مالی و نظامی به دنبال یافتن متحدی در برابر هند بود همگرایی به آمریکا را تشدید کرد.
به رغم سوابق تاریخی در مناسبات دو کشور، دگرگونی ها و چالش های بسیاری در روابط آنها در ماه های اخیر شکل گرفته است، به گونه ای که آنها را از اتحاد به سوی تقابل نظامی سوق داده است. در این چارچوب از مهم ترین مسائل مطرح در این مناسبات رویکرد آمریکایی ها به طرح حمایت از جدایی بلوچستان پاکستان و به نوعی پیگیری طرح تجزیه این کشور است. در این چارچوب کنگره آمریکا با اختصاص بودجه عملاً حمایت خود را از جدایی طلبان بلوچستان پاکستان اعلام کرده و سران کاخ سفید نیز در سیاست های خود این امر را مورد تأکید قرار داده اند.
این اقدام که عملاً تهدید علیه امنیت ملی و یکپارچگی پاکستان است، خشم و انزجار مردم، نمایندگان مجلس، گروه های سیاسی، ارتش و دولت پاکستان را به همراه داشته به گونه ای که در مواردی آنها بر قطع روابط با آمریکا تأکید کرده اند.
با توجه به تنش های ما ه های اخیر دو کشور و این حقیقت که آمریکا برای ادامه حضور در افغانستان به ویژه تأمین نیازهای خود و ناتو به پاکستان نیاز دارد این سوال مطرح است که چرا آمریکا به جای رویکرد به بهبود مناسبات با پاکستان به تشدید تهدیدات علیه این کشور روی آورده و حتی برای تجزیه این کشور گام بر می‌دارد؟
در پاسخ به این پرسش برخی بر این امر تأکید دارند که آمریکا بر خلاف ادعاهای دوستانه حاضر به امتیازدهی و هزینه های نظامی و مالی برای ادامه روابط با پاکستان نبوده و به نوعی با سیاست تهدید و اعمال قدرت به دنبال باج گیری از پاکستان است. آمریکایی ها با تشدید فشارها برآنند تا پاکستان را به پذیرش خواسته های خود در ابعاد مختلف وادار سازند. پذیرش ادامه حضور آمریکا در افغانستان و نیز مذاکرات آن با طالبان بدون توجه به خواسته ها و ملاحظات پاکستان، دور شدن پاکستان از ائتلاف های منطقه ای از جمله قطع روابط با ایران و چین و روسیه، پذیرش ادامه حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به خاک این کشور که تاکنون صدها نفر را به کام مرگ برده است و حتی در ابعاد گسترده تر پذیرش فعالیت آزاد دستگاه های اطلاعاتی و نظامی آمریکا در خاک این کشور از جمله خواسته های واشنگتن از افزایش فشارها بر اسلام آباد است.
این ناظران تأکید دارند که دولت اوباما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری برای توجیه ادامه جنگ افغانستان و نیز نمایش پیروزی در عرصه مبارزه با تروریسم به برخی موفقیت ها در افغانستان نیاز دارد، لذا با اعمال فشار بر دولت این کشور و نیز پاکستان به دنبال تحقق این امر است. برخی از جریان های سیاسی و نظامی در آمریکا بر این عقیده اند که ریشه بحران افغانستان در پاکستان است و آمریکا با اعمال فشار بر این کشور می تواند اهداف خود در افغانستان را محقق سازد. به نوعی آمریکا به دنبال باج گیری از پاکستان برای پنهان سازی ناکامی های خود در افغانستان است.
دیدگاه دیگری که در باب تشدید تنش های آمریکا با پاکستان مطرح است آنکه، واشنگتن با این رویکردها به دنبال توجیه تحرکات خود در آسیای مرکزی و قفقاز است. این سناریو مطرح است که آمریکا دیگر پاکستان را مهره ای سوخته می داند که نمی تواند تأمین کنند، منافع آن باشد، لذا به دنبال سلطه گری جدید در منطقه است. آمریکایی ها از ابتدا به دنبال آن بوده اند که نفوذ نظامی در کشورهایی مانند تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و آذربایجان را محقق سازند. حرکت های آمریکا در این کشورها نشان می دهد که واشنگتن با ادعای حمایت از افغانستان و تنش با پاکستان به دنبال تقویت حضور نظامی در این کشورها است. این امر چنان بوده که آمریکا به سال ها تحریم نظامی و مالی ازبکستان پایان داده و به توسعه مناسبات همه جانبه با آن پرداخته است. تحرکات آمریکا در این منطقه چنان بوده که بارها روسیه به این رویه اعتراض کرده و خواستار پایان مداخله آمریکا در این منطقه به بهانه تنش با پاکستان و حمایت از ناتو در افغانستان شده است.
برخی دیگر از ناظران سیاسی بر این امر تأکید دارند که طرح تجزیه بلوچستان از پاکستان، بخشی از طرح قدیمی و فراگیر آمریکا علیه این کشور است که از سال ها پیش مطرح بوده است. بر اساس برخی طرح های افشا شده، آمریکا به دنبال تجزیه پاکستان به شش منطقه است و بحران های امنیتی و سیاسی ایجاد شده درون این کشور و نیز حملات آمریکا به خاک پاکستان و در نهایت حمایت از تجزیه بلوچستان مولفه های حرکت آمریکا به اجرای این طرح است. برخی تأکید دارند آمریکایی که دیگر توان ادامه حضور در منطقه را ندارد به دنبال تجزیه کشورها از افغانستان و پاکستان گرفته تا کشورهای عربی خاورمیانه است که به صورت مستقیم و یا با گروه های شبه نظامی و جدایی طلب اجرا می شود. به عبارتی آمریکا به دنبال آن است تا طرح هایی را ته زمانی انگلیسی ها در منطقه اجرا کرده اند تا نفوذ خود را حفظ و مانع از ایجاد قدرت جدید در منطقه گردند، تکرار کند. سیاستی که محور آن ایجاد بحران دائمی در کشورها و تجزیه آنها به کشورهای کوچک تر است. آمریکا به دنبال آن است تا با تجزیه پاکستان از آن الگویی برای سایر کشورهای منطقه حتی چین و هند ایجاد تند تا زمینه ساز تجزیه و کوچک شدن اکثر کشورهای منطقه باشد.
به هر تقدیر، تحرکات آمریکا علیه پاکستان از جمله تأکید بر تجزیه این کشور با هر عنوانی که باشد یک اصل را آشکار می سازد و آن اینکه، آمریکا هرگز به تعهدات خود به کشورها پایبند نبوده و برای منافع خود حتی نزدیک ترین متحدان خود را قربانی می تند، چنانکه امروز چشم به تجزیه پاکستانی بسته که سال ها در خدمت آمریکا بوده و حتی راه را برای حضور این کشور در افغانستان هموار ساخته است. بر این اساس، تنها گزینه برای برقراری ثبات و امنیت در منطقه، همگرایی منطقه ای و تلاش برای خروج بیگانگان از منطقه است که می تواند بسیاری از توطئه های دشمنان در منطقه را نقش بر آب سازد.

نام:
ایمیل:
نظر: