شیطانپرستی فلسفی
این نوع، بر مبنای فلسفه «آنتوان لاوی» که در کتاب انجیل شیطان آمده تشکیل شده است.
در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی را برای پرستش قائل نمی دانند و به زندگی غیرمادی بعد از مرگ نیز عقیده ای ندارند. در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را عبث می شمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می نگرند و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای «جهان واقعی» را تشکیل می دهند. آنها اعتقاد دارند «هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و به خاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد» به علت این تفکر، «سود محوری و لذت خواهی مادی، در میان شان به شکلی افراطی رواج یافته به گونه ای که برای لذت بردن خود حاضرند دوست و هم کیشان شان را بکشند یا مثله کنند و خون او را بیاشامند. آموزه های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد؛ چراکه این تعالیم از آموزه های یهودی- مسیحی نشأت گرفته است و شیطان را به دلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است.»
شیطانپرستی سنتی
در بسیاری از منابع موجود از این نوع تحت عنوان «شیطان پرستی دینی» نام برده شده است. اما به علت اینکه فرقه شیطان پرستی با ادیان الهی ضدیت دارد بهتر است که به جای استفاده از لفظ «دینی» از عنوانی که این گروه برای خود انتخاب کرده اند یعنی «شیطان پرستی سنتی» استفاده کرد. شیطان پرستان دلیل انتخاب این عنوان را پیشینه بسیار قدیمی تر از بقیه شیطان پرستان بیان می کنند. این گروه یک یا چند خدا را پرستش می کنند، البته مقصودشان از پرستش خدا، پرستیدن آن خدایی که همه به آن اعتقاد دارند نیست، بلکه مقصودشان یا پرستیدن خدای اقتباس شده از الهه های باستانی بین النهرینی و یا الهه های رومی و یونانی است و یا اینکه صرفاً خدای ساخته شده ذهن پیروان آنهاست، از طرفی دیگر منظور از خدای مورد پرستش آنها می تواند «شیطان» باشد، چون به اعتقاد آنها شیطان موجود بسیار محترمی است که نافرمانی اش از خدا، بهترین کاری بوده که انجام داده است و فرشته ها با بدگویی از شیطان در نزد خدا، باعث رانده شدن او از بهشت شده اند. این گروه، اعتقاد دارند که خداوند مهربان، ظالم است و در طول تاریخ ظلم های زیادی به بشریت کرده است؛ به طور نمونه یکی از ظلم های پروردگار متعال را این می دانند که به انسان اجازه استفاده از درخت معرفت را نداد. اشاره آنها به این آیه از تورات است که «خدا به انسان اجازه استفاده از درخت دانایی را نداد تا چشمانش باز گردد و خوب و بد را ببیند و خود تبدیل به خدا شود.» پس بر اساس این آیه از تورات تحریف شده، انسان را از پرستش خدایی که به گمان آنها مانع آگاهی و پیشرفت انسان هاست برحذر می دارند.
گفتنی است این نوع با شیطان پرستی فلسفی شباهت دارد، چراکه همانند شیطان پرستی فلسفی، انسان را در اولویت اول قرار داده و او را به تنهایی برای شناخت مسیر درست زندگی کامل می بیند و به نوعی انسان را به خودپرستی ترغیب می کند.
شیطانپرستی گوتیک (شرپرستان)
در میان گونه های مختلف، شیطان پرستی گوتیک خطرناک ترین نوع می باشد که ریشه در دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا دارد.
این گروه به اعمالی افراطی و غیرانسانی از قبیل کشتن و نوشیدن خون نوزاد، قربانی کردن دختران باکره، بزکشی و.... متهم هستند. همچنین به علت ماهیت ضدمسیحی، در جزئیات مراسم های شان، اعتقادات مسیحیت تحریف شده را به سخره می گیرند و به کارهایی مانند: قدم زدن روی صلیب، شکستن صلیب و..... می پردازند. این نوع امور شباهت زیادی با جادوگری دارد و دنیای آنها پر از افسانه های گوناگون، شیاطین متعدد و افراد مختلف، خصوصاً جادوگران است. اعتقادات و اعمال این گروه در کتاب «مالیوس مالیفیکاروم» دسته بندی شده است. این کتاب که ترجمه لغوی اش «پتک جادوگران» است در دوران تفتیش عقاید مذهبی توسط کلیسا (1490م) تألیف شد و حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری مانند وردهای جن گیری و مطالبی از این دست است. گفته می شود که این کتاب هرگز به صورت رسمی مورد استفاده قرار نگرفته است، چرا که شیطان پرستان می گویند: «شیطان پرستی جدید برمبنای متون انجیل شیطانی، با کودک آزاری و آزار حیوانات مخالف است»؛ اما عملکرد آنها نشان دهنده استفاده شان از این کتاب است. شیطان پرستان گوتیک اعمال وحشیانه را تنها برای مقابله با دستورات الهی انجام می دهند.گفتنی است در حال حاضر شبکه های بین المللی و سازمان یافته ای از این نوع شیطان پرستی وجود دارد که به علت شدت اعمال غیرانسانی، به صورت مخفی فعالیت می کنند.
شیطانپرستی آته ایستیک (بی مذهب)
با اینکه شیطان پرستی از نظر رویکرد و ایدئولوژی به سه دسته اصلی (فلسفی، سنتی، گوتیک) تقسیم می شوند ولی در برخی منابع، گروه دیگری به این سه دسته اضافه شده است که «شیطان پرستی آته ایستیک» نام دارد؛ این گروه که در اصطلاح عامیانه به آنها «شیطان پرستان لامذهب» می گویند، هیچ خدایی را قبول ندارند و منکر وجود خداوند یگانه هستند، به طوری که باصراحت می گویند: «ما به چیزی که نمی بینیم اعتقاد نداریم و این قاعده شامل شیطان هم می شود.» آنها ادیان الهی را فریبکار، متظاهر و ریاکار می دانند که تنها خوبی شان وجود انسان های خطاکار در میان این ادیان است. در ادامه به دو پرستشگاه مهم شیطان پرستان و به عبارت بهتر، دو پرتگاه مهم سجده کنندگان بر شیطان توجه کنید.
کلیسای شیطان
کلیسای شیطان یک سازمان فلسفی برای معتقدان به مبادی فلسفی شیطان پرستی برای پرستش شیطان است. این کلیسا در سال 1966 میلادی در شیکاگو توسط آنتوان لاوی تأسیس و پس از گذشت چند سال به دنیا معرفی شد. محل کلیسای شیطان در منزل پدری لاوی بود و از آنجایی که کسی برای انجام مراسم های این کلیسا از خود رغبت نشان نمی داد او خود اجرای این مراسم ها را برعهده گرفت. وی در 30 آوریل 1966 میلادی خود را «اسقف اعظم» کلیسای شیطان نامید و لقب پاپ سیاه را برای خود انتخاب کرد. هدف لاوی از انتخاب نام کلیسای شیطان، مقابله، اهانت و تمسخر دین و کلیسای مسیحیت بود؛ اما اینکه هدفش از ساخت این کلیسا چه بود را باید در اعتقادات او جست وجو کرد. لاوی معتقد بود که ساخت کلیسا در فضایی دینی ضروری است چون انسان ها، به مناسک مذهبی و عبادات نمادین برای رسیدن به معانی عمیق نیازمندند. او در این باره گفته: «مردم به مناسک مذهبی همراه با نمادهایی نیازمندند که در بازی های بیسبال یا مراسم کلیسا یا در جنگ ها آنها را بیابند تا به واسطه آنها عواطف و احساسات خود را که بدون وجود آنها نمی توانند آزاد سازند یا به درک آن نائل آیند، آزاد کنند و بشناسند.» چند دهه پس از ساخت کلیسای شیطان، بحران شدید مالی دامنگیر این کلیسا شد لاوی برای بازپرداخت بدهی های خود ناچار شد در سال 1991 میلادی خانه بدنام خود را که خانه سیاه خوانده می شد، بفروشد، او خانه را به یکی از دوستانش فروخت تا بتواند پس از فروش در آن زندگی کند. خانه سیاه پس از فروش، تخریب و به جای آن آپارتمان بنا شد و تلاش های بعدی برای بازخرید آن خانه از طریق جمع آوری پول ناکام ماند. پس از اینکه لاوی در سال 1997 میلادی مرد، مسئولیت اداره کلیسای شیطان به همسرش «بلانش بارتون» رسید. بارتون سعی کرد با همکاری کارلا لاوی (دختر لاوی) کنترل کلیسای شیطان را برعهده گیرد؛ اما اختلاف میان این دو باعث شد که هیچ وقت نتوانند با هم کنار بیایند، به طوری که در چند سال اخیر نزاع های حقوقی زیادی بین این دو رخ داده است.
در حال حاضر کلیسای شیطان در بسیاری از کشور های دنیا فعال و دامنه آن سرزمین های اروپایی، آمریکایی و آسیایی را فرا گرفته است. معروف ترین کشورهای دارای کلیسای شیطان که دارای «بیشترین کلیسای شیطان هستند، کشورهای آمریکا، ایتالیا، انگلیس، آلمان و چین» است. در میان کشور های فوق، آلمان، بدترین و فجیع ترین کشور برای انجام مراسم شیطان پرستان است. امروزه در رسانه های صهیونیستی و وابسته، برای ترغیب جوانان به گرایش های شیطان پرستی، اعضای کلیسای شیطان را جوانان و نوجوانان معرفی می کنند، این دروغ رسانه ای در حالی بیان می شود که اکثر اعضای این کلیسا را قشر میانسال جوامع تشکیل می دهند.
معبد «ست»
معبد سِت (Temple of Set) از مراکز اصلی شیطان پرستان و یکی از مخوف ترین، مشهورترین و مخفی ترین سازمان های شیطان پرستی است. این معبد اولین جامعه مخفی است که ادعای رهبری جهانی «طریقت دست چپ» در جهان را دارد و تعالیم آن شامل تمرینات سحر است.
این معبد شیطانی توسط «مایکل آکینو» در سال1975 در سانفرانسیسکو تأسیس شد و در مقابل کلیسای شیطان قرار گرفت. آکینو و گروهی دیگر از کشیشان کلیسای شیطان به دلیل اختلاف با کلیسای شیطان، از آن جدا شده و معبد ست را تشکیل دادند. در همان سال، معبد سِت به عنوان یک کلیسای بی فایده در کالیفرنیا به ثبت رسید.
تفاوت کلیسای شیطان و معبد ست
بارزترین تفاوت میان کلیسای شیطان و معبد ست مربوط به مفهوم شیطان است. معتقدان به کلیسای شیطان بر این باورند که شیطان موجودی نمادین است و وجود خارجی ندارد. آنها از شیطان برای نشان دادن توجهات خود و به استهزا گرفتن مسیحیت بهره می گیرند. در حالی که پیروان معبد سِت معتقدند که شیطان واقعی وجود دارد که آن را پادشاه تاریکی (The Prince of Darkness) می نامند. آنها او را «سِت، پادشاه حقیقی تاریکی» (»Set» the TRUE Prince of Darkness) می نامند. سِـیـتِن (Satan) نامی است مأخوذ از انجیل به عنوان پادشاه تاریکی؛ ولی سِت (Set) نام خداوند مرگ و عالم اموات در مصر باستان است. معبد ست؛ دارای دو بخش است یک قسمت آن مربوط به انجام مراسم های شیطانی و قسمت دیگر، بخش مطالعاتی است. در قسمت مطالعاتی، به علاقهمندان تحصیل در معبد، بورسیه تحصیلی اعطا میشود. افراد پذیرفته شده از کشور های مختلف دنیا و با مدارج علمی متفاوت هستند که پس از طی مراحلی به خدمت این معبد در می آیند تا اهداف آن را تأمین کنند. هدف اصلی معبد ست آماده کردن شرایط برای حکومت جهانی شیطان است. برخی این معبد را زیرمجموعه کلیسای شیطان می دانند؛ اما عملکرد معبد در تربیت نیرو برای حرکت به سمت حکومت جهانی شیطان، نشان دهنده این واقعیت است که کلیسای شیطان مقدمه ای برای شکل گیری معبد ست بوده است.
منابع در دفتر نشریه موجود است.