صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۸۹۱۵
توسعه نفوذ و گسترش روابط رژیم غاصب صهیونیست، باجمهوری آذربایجان را تحلیل‌گران مسائل سیاسی و راهبردی مواردی از قبیل: بزرگ‌نمایی تهدید ایران و اسلام‌گرایی، نفوذ فرهنگی به دومین کشور مسلمان و شیعه، توسعه نفوذ سیاسی به کشورهای قفقاز، جذب نخبگان اقتصادی و سیاسی این جوامع، ,...

الف- رهایی از کمونیسم، فرو افتادن در دامن صهیونیسم
   اختصاصی بصیرت: حدود 200 سال پیش در زمان حکومت شاهان بی‌کفایت قاجار، بخشی از سرزمین ایران طی عهدنامه‌های گلستان(1192ش/1813م) و ترکمنچای(1206ش/1828م) از سرزمین مادری جدا شد و تحت حاکمیت روسیه تزاری و بعد از آن‌ها کمونیست‌ها قرار گرفت. بخش‌هایی که اکثریت قریب به اتفاق مردم آن‌ها را مسلمانان شیعه تشکیل می‌داد. نام اصلی این قطعه جدا شده «آران» یا «ارّان» نام داشت که در زمان تسلط کمونیست‌ها «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» و پس از استقلال به «جمهوری آذربایجان» معروف شد.
   در طول حاکمیت تزارها و کمونیست‌ها همیشه سعی بر آن بود که با اعمال و تمایلات مذهبی شیعیان آران مبارزه شود تا کم‌کم از لحاظ هویتی و دینی از اسلام و ایران جدا شوند؛ به‌خصوص در زمان کمونیست‌ها که تز اصلی آن‌ها ترویج بی‌دینی بود. آن‌ها اسم آران را به‌عمد «آذربایجان» انتخاب کردند و در مواردی به آن «آذربایجان شمالی» اطلاق می‌کردند تا چنین القا کنند که ایران باعث جدایی دو آذربایجان شده و در طول تاریخ به شما ظلم کرده است؟! متأسفانه این سیاست در حال حاضر نیز در جمهوری آذریایجان، دومین کشور شیعه دنیا که بیش از 80% جمعیت آن را مسلمانان شیعه تشکیل می‌دهند، در حال اجراست و شاهد مثال آن، کتب تحریف شده تاریخی، کتب جغرافیایی، مطبوعات، رادیو تلویزیون و رسانه‌های جمعی است که روزبه‌روز بر آتش این کوره می‌دمند.
   پس از 70 سال حکومت ظالمانه و سختگیری‌های کمونیست‌ها و پس از فروپاشی شوروی سابق، جمهوری آذربایجان در سال 1991 استقلال خود را به دست آورد و شیعیان تصور می‌کردند که به آزادی عمل خواهند رسید. اما طولی نکشید که مشخص شد نه‌تنها تشیع بلکه اسلام جایی در قانون اساسی آذربایجان ندارد. درحال حاضر در این کشور غیر از تشیع، تمام ادیان و مذاهب و حتی فرقه‌های ضالّه با آزادی تمام، فعالیت می‌کنند و مهم‌تر از آن، اینکه مبلغان یهودی و صهیونیست‌ها در راستای اهداف نامشروع رژیم غاصب اسرائیل در حال ایجاد «اسرائیل دوم» در «پاره ای دیگر از تن اسلام» هستند چنانکه بارها خودشان اعلام کردند که آذربایجان، امن‌ترین کشور دنیا برای آنان است. لابی یهود مانند آمریکا، با نفوذترین لابی در آذربایجان است که نفوذ خود را از طریق ایجاد کنیسه ها، مدارس یهودی، خرید زمین به‌ویژه در مراکز حساس پایتخت و نزدیک مرزهای شمالی ایران، توسعه مبادلات تجاری، توافقات امنیتی – دفاعی، قراردادهای سنگین تسلیحاتی و... انجام می‌دهند.
   با توجه به مرز زمینی حدود 600 کیلومتری ایران با آذربایجان و همچنین ارتباط آذربایجان با بخش خودمختار نخجوان از طریق ایران، این وضعیت، فرصت‌های زیادی را برای سرویس‌های جاسوسی و تروریستی به خصوص موساد به وجود آورده که آخرین نمونه آن، تردد عامل منافق موساد از این طریق و ترور دانشمندان هسته ای ایران بوده است. توسعه نفوذ و گسترش روابط رژیم غاصب صهیونیست، با آذربایجان را تحلیل‌گران مسائل سیاسی و راهبردی مواردی از قبیل: بزرگ‌نمایی تهدید ایران و اسلام‌گرایی، نفوذ فرهنگی به دومین کشور مسلمان و شیعه، توسعه نفوذ سیاسی به کشورهای قفقاز، جذب نخبگان اقتصادی و سیاسی این جوامع، ارائه نمونه و الگویی از داشتن روابط با یک کشور مسلمان به‌منظور تأثیرگذاری در سایر کشورهای مسلمان می‌دانند. اما به‌نظر می‌رسد یکی از دلایل توجه رژیم صهیونیستی به جمهوری آذربایجان و حضور در مرزهای شمالی ایران، در پاسخ به روابط ایران با حزب‌الهی لبنان در کنار مرزهای سرزمین‌های اشغالی باشد که در عوض صهیونیست‌ها قصد دارند آذربایجان را به لبنان ضد ایرانی منطقه تبدیل کند؟!
ب- در مسیر بیداری
   با توجه به این وضعیت، موضوعی که وجود دارد این است که این راهبرد‌ها و برنامه‌ها صرفاً در ذهن محدود و کوته‌بین سران صهیونیست و حاکمان خودفروخته این کشور شکل گرفته و طراحی می‌شود. غافل از اینکه امروزه به همت اسلام سیاسی(شیعه) و نهضت جهانی حضرت امام خمینی(ره) بازیگر جدیدی به نام «مردم» وارد عرصه سیاسی بین المللی شده که قبلاً حتی در کشورهای به‌اصطلاح دموکراتیک هم محلی از اعراب نداشت. اکنون قدرت مردم و تصمیم گیری و تعیین کنندگی آن‌ها در حال افزایش است. خوشبختانه اکثریت مردم آذربایجان، هم مسلمان هستند و هم شیعه. آن‌ها در دو قرن اخیر همه انواع ناملایمات، اعم از جدایی از وطن اصلی، ظلم و زندگی تحت حاکمیت حاکم جور را کشیده‌اند و از آنجایی که مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود، آن‌ها به پا می‌خیزند و پرچم جور را خواهند انداخت. «بیداری اسلامی» واژه ای است که حدود 2 سال است خواب را از چشمان حاکمان ظالم و بی دین منطقه خاورمیانه و به دنبال آن، از اروپایی‌ها و حتی آمریکا ربوده است؛ سیلی که نیم‌قرن پیش به راه افتاده و بنیان دیکتاتوری‌های ضد دین و ظالم را یکی پس از دیگری برمی کند. با توجه به این که مطالعه تاریخ می‌تواند چراغ راه آینده باشد. بسیاری از تحلیلگران در مورد وقوع انقلاب اسلامی ایران نظریه پردازی کرده اند اما یکی از عوامل و دلایلی که بر روی آن اتفاق نظر وجود دارد، مسئله «دین» است. زمانی که حکومت پهلوی‌ها دین و هویت اسلامی مردم را نشانه گرفتند، باعث اعتراض علما و مردم مذهبی شدند، حادثه ای که در حال حاضر در آذربایجان در حال وقوع است و سرنوشت محتوم دیگر دیکتاتورها در انتظار خانواده علی‌اف و حاکمان خودفروخته آذربایجان است.
   ایجاد محدودیت برای شیعیان آذربایجان به غیر از نادیده گرفتن حقوق آن‌ها در قانون اساسی، شامل ممنوعیت تبلیغ و ترویج اسلام و تشیع، منع ورود دانش‌آموزان و دانشجویان محجبه به مؤسسات آموزشی، ممنوعیت فروش قرآن و رساله مراجع شیعه و ایرانی، جرم بودن استفاده از اسامی مبارک امامان معصوم(ع) در تابلوها، ممنوعیت و محدودیت عزاداری محرم و عاشورا و حمله به عزادران و... می‌شود که دل هر مسلمان و آزاده ای را به درد می‌آورد چه رسد به شیعیان مظلوم و ستمدیده آذربایجان. و آخرین مورد از مظاهر دین‌ستیزی و شیعه‌ستیزی هیئت حاکمه آذربایجان، اعلام خبر برگزاری مسابقات مبتذل «یورویژن» در آذربایجان است که موجی از مخالفت‌ها و تظاهرات را در پی داشته است.در پی این مسائل به وجود آمده، دکتر محسن صمداف، رهبر «حزب اسلامی» آذربایجان، در نتیجه انتقاد شدید از سیاست اسلام‌ستیزی دولت باکو و مقایسه حاکمیت آن‌ها با معاویه و یزید در هفتم ژانویه 2011 (ماه محرم سال گذشته) دستگیر و به 12 سال حبس محکوم شد. همچنین برای پنج عضو دیگر این حزب، محکومیت حبس ۱۰ تا ۱۲ ساله صادر شد که اتهام آن‌ها تلاش برای سرنگونی دولت بود و آخرین مورد از این دستگیری ها، دستگیری 22 نفر از شیعیان به اتهام واهی جاسوسی برای ایران بود که اسفند ماه سال 90 اتفاق افتاد.
   حوادثی در آذربایجان در حال وقوع است که علما و ملت ایران، آن‌ها را در 50 سال پیش تجربه کرده اند و این چیزی نیست جز یکدست و واحد بودن آرمان و ارزش‌های تشیّع و تکرار تاریخ. در این راستا دستگاه‌های امنیتی این کشور پیش از فرا رسیدن ماه محرم گذشته همچون سال‌های قبل، کتاب‌های مذهبی را از کتاب فروشی‌ها و نمادهای مربوط به ماه محرم را از مساجد و تکیه‌ها جمع آوری کردند و با احضار برخی فعالان امور دینی شهرهای مختلف از جمله باکو، گنجه و نخجوان، سیاست‌های خود مانند ممنوعیت عزاداری در خیابان‌ها و نیز پرهیز سخنرانان از اعتراض به سیاست‌های دولت و انتقاد از رابطه دولت با رژیم صهیونیستی را به آن‌ها ابلاغ کردند.   در پایان خوب است به این نکته اشاره شود که شاید برخی تصور کنند مسیر بیداری و به نتیجه رسیدن قیام عمومی مردم آذربایجان، دور و دراز خواهد بود ولی با نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی ایران، شکوفه‌های امید در دل‌ها جوانه می‌زند. به امید این که این بخش از پیکره اسلام و تشیع به زودی به آغوش اسلام بازگردد و به امید تشکیل اتحاد جماهیر اسلامی.


 

 

 

نام:
ایمیل:
نظر: