صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۲۳۹۴۸۶
علیرضا بیرانوند مقدمه: در این مقاله ابتدا معروف ترین کتاب شیطان پرستان یعنی «انجیل شیطانی» بررسی و سپس به مهم ترین اصول این فرقه پرداخته می شود.

انجیل شیطانی
صحنه گردانان شیطان پرستی، کتاب های مختلفی را به شیطان پرستان عرضه کرده اند که زیر بنای فکری این فرقه محسوب می شوند. در میان کتاب های ارائه شده، کتب «آنتوان لاوی» از همه برجسته تر است، به طوری که در حال حاضر بیشترین استنادات این فرقه، به این کتاب ها است. کتاب های لاوی به ترتیب تاریخ انتشار عبارتند از: «انجیل شیطانی (1969)، ساحره تمام عیار (وقتی پاکدامنی شکست خورد، چه کنیم) (1971)، آیین پرستش شیطانی (1972)، شیطانکی زیر شیروانی (1972)، دفتر یادداشت شیطان (1982)، دست در دماغ شیطان (1988)، شبی با شیطان (1988) و گفت وگوهای شیطان (1988)»
گفتنی است لاوی تا زمان مرگ روی کتاب «گفت وگو های شیطان» کار کرد، این کتاب با مقدمه ای از «مرلین منسون»، به چاپ رسید. «با اینکه هر کدام از کتاب های بالا برای شیطان پرستان از اهمیت زیادی برخوردار است، اما مهم ترین کتاب از دیدشان «انجیل شیطانی» است. آنها از این کتاب برای دعاها و عبادات و مراسمات، استفاده می کنند، به عبارتی، شیطان پرستان اعتقادات شان را از این کتاب می گیرند. انجیل شیطانی شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی است که معنای برخی از کلماتش نامفهوم است.» بسیاری از دعاهای این کتاب بر خلاف دعاهای مسیحیت و انجیل است و همچنین بسیاری از شعائر آن برای قدر نهادن به عظمت و قدرت شیطان به عنوان قدرت مطلق است. «کتاب انجیل شیطانی به چهار قسمت تقسیم شده است:1- فصل شیطان2- فصل لوسیفر3- فصل بلیل4- فصل لویاتان.
درباره این فصل ها باید گفت که فصل اول (فصل شیطان)؛ شامل مطالبی نظری درباره شیطان و شیطان پرستی و معرفی شاعرانه ای از مشخصات و تجاوزات شیطان پرستی است؛ فصل دوم (فصل لوسیفر)؛ شامل: 1- خدا، مرده یا زنده؛ 2- برخی شواهد عصر شیطانی جدید؛ 3- دوزخ و شیطان و این که چگونه روح خود را واگذار کنید؛ 4- عشق و نفرت؛ 5- روابط جنسی شیطانی؛ 6- همه خونخواران، خون نمی مکند؛ 7- اختیار، نه اجبار؛ 8- انتخابی از قربانی بشر؛ 9- زندگی پس از مرگ از طریق تکامل نفس؛ 01- تعطیلات شیطانی؛ 11- مراسم عشای تاریک؛ فصل سوم (فصل بلیل)؛ شامل اصول نظری و تمرینات آیین پرستش شیطانی، جادوگری روانشناسانه، تحت عناوین: 1- نظریه و تمرین جادوی شیطانی؛ 2- انواع سه گانه آیین پرستش شیطانی (آیین جنسی، لطف، نابودی)؛ 3- انجمن مراسم جادو؛ 4- اجزای کاربردی در جادوی شیطانی؛ 5- آیین پرستش شیطانی و فصل چهارم (فصل لویاتان)؛ دارای متن هایی برای استفاده در آیین پرستش شیطان شامل؛ 1- نیایش شیطان؛ 2- اسامی مقدس؛ 3- نیایش در جهت افسون شهوت؛ 4- نیایش در جهت طلسم نابودی؛ 5- نیایش در جهت افسون مهر است.
در بخشی از متن این کتاب آمده است: «به نام خدای بزرگ ما؛ شیطان! به شما فرمان می دهد که از دنیای سیاه بیرون آیید. به نام چهار شهریار سیاه جهنم؛ پیش آیید. شیطان؛ جام باده لذت را بردار. این جام پر از اکسیر زندگی است و آن را با نیروی جادوی سیاه انباشته کن. این نیرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامی آن است.
ای دوست و همدم شب؛ تو از صدای سگ ها و ریختن خون شاد می شوی؛ تو در میان سایه های قبور می گردی؛ تو تشنه خون هستی و بشر را تهدید می کنی گور گومورو؛ ماه هزار چهره؛ به قربانیان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه های جهنم را بگشا و بیرون بیا.»
لاوی در بخش دیگری از این کتاب، وجود خداوند یکتا را از اساس رد می کند. یکی از دلایلی که او برای انکار خداوند بیان می کند، وجود ظلم و بی عدالتی ها در جهان است. وی در توضیح این دلیلش می گوید: «چون در دنیا ظلم و بی عدالتی زیادی وجود دارد و [در ظاهر] مشکلات برخی از مردم با دعا حل نمی شود، پس خدایی وجود ندارد. پس یک شیطان پرست چون واقع بین! است هیچ وقت دعا و نیایش به درگاه پروردگار نمی کند و برای تغییر امور، فقط به خودش تکیه می کند.» او در جملات دیگر با سوء استفاده از باور های انحرافی تورات، خداستیزی اش را این طور فریاد می زند: «هم چنان که یک شیطانیست، از خدا یاری و مساعدت نمی طلبد، برای طلب بخشش به دلیل کارهای اشتباهش نیز دعا نمی کند. در دیگر آیین ها، زمانی که فرد اشتباهی مرتکب می شود، یا از خدا می خواهد که او را ببخشد، یا برای واسطه ای اعتراف می کند و از او می خواهد که او برایش از خداوند به دلیل گناهانش طلب بخشش کند. شیطانیست می داند که طلب بخشش کردن خوب نیست. هم چنین اعتراف کردن برای یک انسان دیگری، مثل خودش، علاوه بر آنکه تأثیر کمتری دارد، باعث پستی و خواری هم می شود. وقتی یک شیطانیست، اشتباهی مرتکب می شود، می پندارد، طبیعی است که اشتباهی رخ دهد و اگر واقعاً از کاری که انجام داده شرمنده و پشیمان باشد، از آن عبرت می گیرد و مراقب است که دیگر تکرارش نکند.
اگر شرمندگی و پشیمانی اش صادقانه و از ته دل نباشد، می داند که آن عمل را بارها و بارها انجام خواهد داد. او در وهله اول اصلاً قصد اعتراف یا طلب بخشش ندارد، اما این دقیقاً همان چیزی است که اتفاق می افتد. مردم به گناهان شان اعتراف می کنند و بدین نحو می توانند وجدان شان را راحت کنند و آزاد باشند، که دوباره گناه کنند.» او در بخش دیگری از این کتاب شیطانی با گفتن عباراتی ناشایست درباره خداوند متعال که از گفتن آن خودداری می کنیم، باور به خدا را مسئله ای خنده دار می داند و به تمسخر و تحقیر پروردگار قادر متعال می پردازد. او علاوه بر این کار، به تمسخر قیامت، بهشت و مذهبیون می پردازد و می گوید: «همه مذهبیون وایت لایتر (دارای نور سفید، کنایه از روحانیت وجودی)» در شوق خدایند، پس قاعدتاً باید در هنگام مرگ، دروازه ای مروارید کاری و شکیل بر روی آنان باز شود. با این وجود اگر فرد بر اساس قواعد دینش زندگی نکرده باشد، می تواند در آخرین دقایق، روحانی دینی اش را کنار بستر مرگش فرا بخواند و طلب بخشش و مغفرت کند.
کشیش هم برای «اصلاح همه چیز» و اطمینان از اینکه پاسپورت بهشتش آماده است یا نه، بعد از او خواهد آمد.» گفته می شود لاوی این کتاب را، از روی کتابی به نام «قدرت، حقیقت دارد» نوشته «راگنار ردبرد» در سال 1896 نوشته و به نوعی سرقت ادبی کرده است؛ اما دخترش «زینا» که بیشتر مواقع ادعاهای پدرش را زیر سوال می برد، این موضوع را رد می کند و می گوید: «من نمی توانم این دو کتاب را با هم مقایسه کنم، چون اصلاً کتابی را که شما می گویید تا به حال ندیده ام.» لاوی در این کتاب به مخاطب القا کرده که «خدایی وجود ندارد، ولی شیطان وجود دارد و در آینده نزدیک فرمانروایی زمین را برعهده می گیرد.
او در این کتاب شیطانی، سعی کرده مخاطب را قانع کند که به پرستش شیطان روی بیاورد و برای این کار از آمیختن راست با دروغ استفاده کرده است، به این صورت که مطالب کمی را که در ظاهر حقیقت دارند با انبوهی از دروغ های بزرگ مخلوط کرده و به خورد مخاطب داده است و متأسفانه عده ای از جوانان دنیا نیز تحت تأثیر اراجیف این کتاب به شیطان پرستی روی آورده اند. لازم به ذکر است، این کتاب دارای نکات دیگری نیز است که برای جلوگیری از اطاله کلام از توضیح بیشتر درباره آن خودداری می شود.
اصول شیطان‌پرستی
در بخش دوم این مقاله به مهم ترین اصول شیطان پرستان می پردازیم.
آته ایسم (بی‌اعتقادی به وجود پروردگار)
ملحد بودن از اصول مهم شیطان پرستان است، از دید آنها خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد، از این رو نه تنها به انکار وجود خدا می پردازند، بلکه تمام ادیان الهی را هم باطل می دانند. با این وجود، امروزه مردم دنیا با دیده تمسخر به مدعیان بی خدایی می نگرند، چرا که پیشتر بحث های زیادی در جهان درباره این موضوع انجام شده و بی پایه و اساس بودن این نظریه بر همگان ثابت شده است، اما چون اعتقاد به خداوند، مانع انجام فعالیت های غیرانسانی و ضدمذهبی می شود؛ پس شیطان پرستان نیازمند فضایی بدون خدا هستند تا هر جنایتی را که می خواهند، انجام دهند.
اتودیسم (خودپرستی)
شیطان پرستان معتقدند: «خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.» آنها خودمحوری را جایگزین خداباوری کرده و سعی در حذف پروردگار مهربان از زندگی خود کرده اند. انکار بدیهی ترین مسائل توسط شیطان پرستان در حالی صورت می گیرد که هیچ دلیل عقلی و منطقی برای آن بیان نمی کنند. این در حالی است که این فرقه در جایی دیگر بر لزوم به کارگیری عقل در زندگی، اصرار دارد که این امر نشان دهنده تناقض در متون آنها است.
ماتریالیسم
یکی دیگر از اصول بندگان شیطان، اعتقاد به ماتریالیسم است، به عبارتی: «اعتقاد به اصالت ماده و اینکه تنها شیء موجود ماده است و هیچ امر ماورایی وجود ندارد.» پیشتر متفکران زیادی درباره مکتب ماتریالسم، نظرات خود را بیان کرده اند. به طور نمونه شهید استاد مرتضی مطهری، مادی گرایی جدید را معلول مجموعه ای از نارسایی های معرفتی، اخلاقی، اجتماعی و فلسفی می داند و رواج آن و تبدیل شدنش به ایدئولوژی های سیاسی و اجتماعی را تهدیدی برای رشد معنویت و دینداری احساس کرده است. در قرآن کریم برای منکران خدا و کسانی که جهان را منحصر در دنیای مادی می دانند و علل ماورای جهان مادی را انکار می کنند از واژه «دهر»، به معنای روزگار استفاده کرده است.
«دهری گری» در عام ترین مفهوم آن بر گرایش هایی اطلاق می شود که هیچ رابطه ای میان زندگی این جهانی و آن جهانی قائل نمی باشد؛ حیات و ممات آدمی را به روزگار باز می گرداند و منکر عاملیت نیروهایی ورای عالم دهر است. درباره ماتریالیسم مطالب زیادی گفته شده که به دلیل رعایت اختصار توضیحات بیشتر درباره آن را به مجالی دیگر موکول می کنیم.
هدونیسم (لذت‌گرایی)
اصل دیگر شیطان پرستان، اعتقاد به هدونیسم است.
کلمه هدونیسم از واژه یونانی هدونی به معنای شهوت وام گرفته شده و ریشه آن به نفرت و بیزاری از کلیسا بر می گردد. نفرتی که از دفاع غیرمعقول کلیسا درباره دین و توصیف غیرعالمانه علمای آن، از آموزه های دینی انجام شده بود و به تدریج به سایر بخش ها کشیده شد.
هدونیسم، اعتقاد به این است که لذت «ارزش غایی و مهم ترین پیشه انسانیت است.» به عبارتی اعتقاد به استفاده از لذت در حد بالای آن است، طرفداران لذت گرایی می گویند:«تمام لذات در خوشی دنیایی است و این حواشی ها خصوصاً لذات جنسی انگیزه لازم را برای کارهای روزانه فراهم می کند و به هر شکلی انجام آن ها لازم و ضروری است.» این اعتقاد باطل، پس از تدوین مکتب اومانیسم و اصالت بخشیدن به انسان و امیالش وضع شد. در مسیر لذت گرایی فضیلت های اخلاقی ویران و لذت طلبی آباد می شود.
لذت گرایی تمام سعی اش بر این است که دنیای مادی را محلی برای ارضای شهوات به صورت افراطی معرفی کند. این افراط در زندگی شیطان پرستان به وضوح نمایان است.
دوگانه‌ نگری منفی
یکی دیگر از اصول این است که «روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ گونه جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.» در توضیح این اصل باید گفت که غیرقابل رویت بودن روح با دیگر ادعاهای شیطان پرستان تناقض دارد، چرا که آنها از یک طرف می گویند روح قابل دیدن نیست و از طرف دیگر مدعی دیدن ارواح خبیث از طریق جادوگری هستند، اما اینکه «هیچ گونه جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد؛ نه تنها به هیچ صورتی قابل اثبات نیست و هیچ عقل سالمی آن را قبول نمی کند، بلکه «این نظریه خلاف عقاید تمامی ادیان الهی است.»
سیاه‌نمایی
شیطان پرستی دنیای تاریکی را برای مخاطبانش ترسیم می کند که هیچ چیز امیدبخشی برای ادامه زندگی در آن وجود ندارد. شیطان پرستان به خاطر بدبینی و ناامیدی از زندگی، هیچ هدفی را برای خود طرح ریزی نمی کنند و افسار نفس خود را به دست شیطان داده و پست ترین کارهای ممکن را انجام می دهند. بسیاری از آنها در نهایت با خودکشی به زندگی سیاه خود پایان می دهند.

نام:
ایمیل:
نظر: