گروه ترجمه- پایگاه اینترنتی صهیونیستی واینتنیوز 18 می 2012 (30 اردیبهشت) در مقالهای به تاثیر اقلیتهای ایران به واگرایی و پیوستن به کشورهای همسایه پرداخت و نوشت: اعدام دستهجمعی فعالان اقلیتهای کردی، آذری و عربهای سنی ایران (معمولا با اتهامهای دروغین در مورد جاسوسی، وبلاگنویسی و انتشار تصاویر مستهجن در فضای مجازی) نشاندهنده تنشهای گستردهای است که در حال حاضر رژیم ایران با آن رو به روست. اخیرا برنامههای تلویزیونی ایران مملو از اعتراف محکومان به اعدام به جاسوسی و اظهار پشیمانی آنهاست. جدای از سوریه که درگیر جنگ داخلی است، هیچ کشور دیگری در خاورمیانه وجود ندارد که در آن به این گستردگی کنشگران سیاسی اعدام شوند. رژیم ایران از بازگشت اعتراضات میلیونی علیه خود وحشت دارد؛ همانطور که در سال 2009 چنین اتفاقی افتاد و به طور گسترده علیه آن اقدام کرد.
در ادامه مقاله آمده است: این رژیم میداند که ایران کشور اقلیتهاست و هیچ قومیتی دارای اکثریت نیست. آمار فارسها نسبت به کل جمعیت 50 درصد است و سایر اقلیتها علاقمند به پیوستن به کشورهای همسایه هستند و تمایلی به حمایت از رژیمی سرکوبگر ندارند. دومین اقلیت بزرگ آذریها هستند که با جمعیتی 20 میلیونی حدود یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل میدهند که آیتالله خامنهای، رهبر ایران و میرحسین موسوی، رهبر مخالفان حکومت ایران نیز آذری هستند. بسیاری از آذریها تمایل دارند به کشور همسایه خود یعنی آذربایجان (میهن فرهنگی خود) بپیوندند. همچنین دولت آذربایجان مناطق آذرینشین ایران را به لحاظ فرهنگی متعلق به خود میداند. برای نمونه، در مسابقات آواز یوروویژن 2009 آذربایجان ویدئویی از آثار باستانی ارائه کرد و در این تصاویر مکانی در ایران (مقبره الشعرا) در نزدیکی تبریز نیز دیده میشد. همچنین ایران مدعی است که دولت آذربایجان به سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل و امریکا به منظور آسیب زدن به اهداف ایران کمک میکند.
در پایان مقاله آمده است اقلیب بزرگ دیگر کردها هستند که درگیریهای خشونتآمیزی هر روزه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشتهاند. رویای آنها جدایی از ایران و پیوستن به کردستان بزرگ است که در گذشته یک بار تاسیس شد. سایر اقلیتها از جمله بلوچها تمایل دارند به پاکستان بپیوندند و عربهای سنی رویای تاسیس کشوری سنی داخل ایران به نام احواز را در سر میپرورانند. رژیم ایران میداند که چقدر آسیبپذیر است. مقامات ایرانی از خطر تجزیه کشور و چند پاره شدن آن در صورت حمله نظامی آگاه هستند. هر اقلیتی برای تحقق اهداف ملی خود تلاش خواهد کرد. در عین حال، تنشهای سنی و شیعه در داخل ایران در حال گسترش است (حدود 33 درصد ایرانیها از جمله عربها و کردها سنی هستند). احتمال تجزیه ایران در واقع نقطه ضعف و در عین حال نقطه قوت رژیم ایران است. تمام اقلیتها تشخیص میدهند که در صورت سرنگونی حکومت ایران، نتیجه آن هرج و مرج و جنگ داخلی خواهد بود. شهروندان ایرانی وضعیت سوریه را میبینند و به خود مینگرند. این مساله باعث می شود که آنها به رغم سرکوب شدن و حس بیزاری از رژیم، به حمایت از آن ادامه دهند. با افزایش فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها، مسائل قومی در ایران بیش از پیش رخ مینمایاند. با وجود این، پارادوکس وجود دارد: به موازات افزایش گرایشهای واگرایانه میان اقلیتهای ایران، این درک نیز به وجود میآید که به جز این رژیم گزینه دیگری وجود ندارد و در صورت سرنگونی این رژیم، ایرانیها متضرر میشوند. بنابراین، نقطه ضعف اصلی رژیم ایران، نقطه قوت اصلی آن نیز به شمار میرود.
بصیرت: محاکمه جاسوسان رژیم صهیونیستی در ایران ضربه سنگین و غیرقابل جبران به این رژیم جعلی است و باورش برای این رژیم سخت است. رژیم صهیونیستی که با دستگیری جاسوسانش توطئههایش را بر باد رفته میبیند از شدت عصبانیت به مسائلی روی آورد که برای ایران کاملاً آشکار است، اما نه با قرائتی که این پایگاه صهیونیستی ارائه داده است. اقلیتهای ایرانی همه خود را ایرانی میدانند و میخواهند ایرانی باقیبمانند و اقدامات چند مزدور فریبخورده در برخی مناطق که این پایگاه به آن متوسل شده به هیچ وجه نمیتواند رشته اقوام ایرانی را نسبت به ایرانی بودن سست کند و آنها را به سوی بیگانگان بکشاند. اگر صهیونیستها دچار مشکل درک و فهم هستند به تاریخ دفاع مقدس مراجعه کنند تا ببینند که تمام اقوام ایرانی برای حفظ ایران یکپارچه تلاش کردند و مقابل دشمن بعثی ایستادند.