صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۹۹۵۰

رضا گرمابدری
غربی ها از ابتدای مذاکرات هسته ای با ایران راه تهدید و فریب را پیش گرفتند و در مقابل، ایران کاملاً صادقانه با آنها رفتار کرد. پس از مذاکرات استانبول 2 و توافق های صورت گرفته، انتظار بود غربی ها با پایبندی به توافقات و دست برداشتن از تهدید و فریب، برخورد صادقانه ای از خود نشان دهند که اینگونه نشد و ادامه مشی گذشته آنها جو بدبینی را نسبت به مذاکرات بغداد ایجاد کرد. مدتی پس از مذاکرات استانبول 2 کاترین اشتون : مذاکره کننده ارشد گروه 1+5 - گفت: «آرزو دارد، نشست بغداد شروعی بر پایان برنامه تسلیحات هسته ای ایران باشد.» لحن و ادبیات اشتون از ذهنیت مشکوک و آلوده وی خبر می دهد. اشتون چه معتقد به برنامه تسلیحات هسته ای در فعالیت های هسته ای ایران باشد و چه آن آرزو را در راستای عملیات روانی و مباحث تبلیغاتی بیان کرده باشد، نتیجه هر دو آن است که در حال حاضر شخصیتی به نام اشتون نمی خواهد فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران را که حقیقتاً و صادقانه صلح آمیز است به معنای صلح آمیز بپذیرد، با این پیش فرض آلوده و مغرضانه اشتون نباید از وی انتظار بیان حرف منطقی و یا گوش سپردن به حرف منطقی را داشت. این روش برخورد اختصاص به اشتون ندارد و اتحادیه اروپا هم چندی پس از نشست استانبول 2 بیانیه ای صادر کرد که در آن آمده بود؛
«ایران باید تمام فعالیت های غنی سازی و پروژه های مربوط به آب سنگین خود را به حالت تعلیق درآورد.» این عبارت نیز از جنس ادبیات اشتون است و هرچه درباره لحن، ادبیات و مشی اشتون گفته شد درباره بیانیه اروپا هم صدق می کند، در این باره موارد عدیده مشابه دیگری وجود دارد که برخی مقامات و یا رسانه های غربی ابراز کرده اند که از ذکر آن چشم پوشی می شود. طرف غربی که این روزها این طور صحبت می کند و موضع می گیرد، در مذاکرات استانبول 2 حق غنی سازی ایران را به رسمیت شناخت و پذیرفت که مبنای مذاکرات بغداد معاهده «ان پی تی» و روش کار نیز عملکرد متقابل و گام به گام باشد، بنابراین توافقات، طرف غربی اجازه ندارد سخنی در نقض آن بگوید و یا موضعی خلاف آن بگیرد، هر اقدامی از این دست به معنای کاستن از اهمیت نشست بغداد و دور شدن از توافقات احتمالی است.
تا زمانی که وضع به این منوال است و طرف غربی حسن نیت اندکی که نظر ایران را جلب کند از خود نشان ندهد، نشست بغداد را باید در حد گفت وگویی عادی که مقدمه گفت وگوهای دیگری است به حساب آورد. در این گیرودار روزنامه نیویورک تایمز، پنج روز مانده به زمان گفت وگوها، ضمن این نقل از زبان مذاکره کنندگان آمریکایی که به نتایج گفت وگوها امیدوارند، از قول مقامات آمریکایی نوشت آمریکا و پنج عضو دیگر گروه مذاکره کننده آماده ارائه بسته تشویقی به منظور دستیابی به توافقی قابل قبول هستند تا مطابق آن ایران تلاش های خود برای غنی سازی در سطوح بالاتر را متوقف کند. البته این روزنامه نوشته است این بسته تشویقی می تواند شامل کاهش محدودیت های فروش اقلامی مانند قطعات یدکی هواپیما و کمک فنی به صنعت انرژی ایران باشد؛
اما تحریم های نفتی ایران را که در ماه ژوئیه (تیرماه) اجرایی خواهد شد، لغو نمی شود.» بر فرض که بسته ای با محتوای فوق به ایران پیشنهاد شود، در این بسته چیزی وجود ندارد که نظر ایران را جلب کند و اساساً اینها مقولاتی انحرافی است و بحث اصلی ایران حقوق مسلمی است که غرب قصد دارد با ارائه چنین بسته هایی تا آنجاکه می تواند ایران را از آن حقوق مسلم محروم کند و نمایندگان ایران نباید اجازه چنین اتفاقی را بدهند. بنابراین ایران باید در اقدامی اصولی و قانونی بحث را بر مبنای معاهده «ان پی تی» طرح کند و پیش ببرد.
براساس این معاهده غرب حق ندارد با ایران درباره میزان غنی سازی و یا تعطیلی مراکز هسته ای و هر آنچه که به فعالیت هسته ای ایران است بحث کند و شرط بگذارد و حتی در بحث عملکرد متقابل و گام به گام هم باید این موضوع رعایت شود، آنچه که غرب براساس «ان پی تی» می تواند مدعی باشد و دنبال کند، این است که مقدمات قانونی نظارت بر فعالیت های هسته ای ایران فراهم شود که این موضوع نیز پیش تر در تعامل با آژانس بین المللی انرژی اتمی انجام گرفته که دوباره به سبب دغل بازی های غرب طرح شده و در حال پیگیری است.
غرب بیش از این هیچ حق قانونی درباره مداخله در فعالیت های هسته ای ایران را ندارد. غرب متوهمانه تصور می کند، تحریم ها برگ برنده اش در مذاکرات است؛ اما واقعیتی که برخی رسانه ها و مقامات غربی به آن پی برده اند، چیز دیگری است. چندی پیش روزنامه واشنگتن پست نوشت «تحریم ایران شکست خورده است. ایران با درگیر کردن کشورهای غربی در مذاکرات، برای فعالیت های هسته ای خود زمان می خرد. اوباما بعد از سه سال باید اعلام کند سیاست تحریم و فشار و مذاکره با شکست مواجه شده است هر چند که برخی تحلیل گران می گویند اوباما هرگز چنین اعترافی نخواهد کرد.» سایت رادیو رژیم صهیونیستی نیز در مطلبی با عنوان «نشانه های پشیمانی انگلیس و فرانسه از تحریم بیمه نفتی ایران» نوشت:
«وزیر خارجه بریتانیا، ویلیام هیگ تأیید کرد دولت متبوعش به همراه فرانسه در حال بررسی پیامدهای ممنوعیت دادن خدمات بیمه به نفت کش های حامل محموله های ایرانی هستند.» پیش تر نیز خبرگزاری رویترز گزارش داده بود بریتانیا می کوشد، ممنوعیت بیمه نفت کش های حامل نفت ایران را به تعویق بیندازد. این واقعیت میزان کارآمدی تحریم ها یعنی مهم ترین ابزار فشار غرب بر ایران است، نکته مهمی را که باید بر آن افزود اینکه ظرفیت ایران برای تحمل و هضم تحریم ها بیش از آنی است که غرب تصور می کند. براساس نظر مراکز معتبر مالی اقتصادی جهان ایران هفدهمین اقتصاد جهان است و در برخورداری از تنوع معادن زیرزمینی به غیر از نفت یکی از ده کشور برخوردار جهان است و مردمی صبور و مقاوم دارد که می تواند با بسیاری از محرومیت ها کنار بیایند؛ بنابراین لزومی ندارد که ورودی به بحث تحریم ها داشته باشد.
حریم ها موضوع و سرمایه مذاکراتی غرب است و ارزش آن برای ایران در حدی است که در مقابل امور دم دستی و نازل مبادله شود. ملتی که بر حقوق هسته ای خود واقف است و ارزش آنچه را که با تلاش فرزندانش به آن رسیده، می داند و برای حفظ آن ایستادگی و مقاومت را برگزیده است، قطعاً به ایستادگی و مقاومت می اندیشد، نه تحریم. منطق حاکم بر وضعیت فعلی غرب به عقل سلیم اجازه نمی دهد از تحریم و دامن زدن به آن و چماق کردن آن سخن بگوید. وضعیت رقت آور اروپا و قرار گرفتن در وضعیت فروپاشی حوزه یورو، ارتباط تنگاتنگی با تحریم ایران دارد. اگر حوزه یورو فرو بپاشد که احتمال آن کم نیست، چه تصویری از اروپا متصور است، تصویر گروهی گرسنه و محروم که به انبار آذوقه یورش برده اند و در بی قانونی و بی نظمی مطلق هر کس به هر روش و وسیله ای تلاش می کند تا سهم بیشتری نصیبش شود.
در چنین حالت ترحم انگیزی چه دستاویز و انتظاری برای هماهنگی و وحدت به منظور تحریم ایران وجود دارد! وضعیت آمریکا نیز آنقدر وخیم است که افراد و دولت های اروپایی شرم می کنند برای استمداد از آمریکا چشم امید به سویش بدوزند و در این میان پریشانی و اضطراب اوباما بیش از بقیه است. اوباما که طی سه سال گذشته، هوشمندانه و سنجیده با برنامه از ضعف های همراه با جنایت جورج بوش، استفاده و آنها را به نقاط قوت خود تبدیل کرد و امروز درباره خروج نیروهای آمریکایی از عراق، کشتن بن لادن، امضای معاهده با افغانستان و... برای مردم آمریکا حرف های تبلیغاتی فراوانی دارد و درصد داست با پیروزی در انتخابات زنجیره تک دوره ای شدن ریاست جمهوری روسای جمهور حزب دموکرات را که پس از انقلاب از زمان کارتر شروع شد، قطع کند، ارزش مذاکرات بغداد را می داند؛ اما دانستن کافی نیست و برای استفاده از این آگاهی و سبقت گرفتن و جا گذاشتن رقیبش باید نظر ایران را جلب کند. جلب نظر ایران هم با ادبیات اشتون و بیانیه اتحادیه اروپا و مجموعه صحبت هایی که با همان سیاق شده، امکان پذیر نیست. برای جلب نظر ایران لازم است به دور از فضاسازی های تبلیغاتی و دست یازیدن به هر نوع دروغ و فریب، حقوق هسته ای اش به شکل کامل پذیرفته شود و فراتر از موازین قانونی که در معاهده «ان پی تی» آمده، مطالبه ای از ایران نشود تا در این صورت ایران هم بر مبنای همان قوانین نگرانی های غرب را اگر واقعی و غیر فریبکارانه باشد، رفع کند. مذاکراتی عاری از تهدید و فریب و زیاده خواهی می تواند به نتایجی منجر شود که طرفین احساس کنند به حقوق واقعی شان رسیده اند، در غیر این صورت اگر غرب محورهای اصلی توافق استانبول 2 را فراموش کند و به هر نحوی مشی گذشته را در پیش گیرد، بنایی را خراب می کند که برای برپا کردن آن زمان و هزینه گزافی صرف شده و معنایش بازگشت به نقطه صفر است!

نام:
ایمیل:
نظر: