پایگاه بصیرت :حق و باطل، خوب و بد، زیبایی و زشتی، نور و ظلمت و ... دو خط موازی دیرینه در زندگی انسانند که همچنان ادامه دارند. نقاط برجسته این دو خط موازی آنجاست که یکی از این ترکیب های زوجی به عللی بسیار پررنگ تر شده است. به عبارتی بروز و ظهورهای ماندگار در حافظه و نمایشگاه تاریخ، سفید و سیاه ها است نه خاکستری ها. خاکستری ها سپری شده های فراموش شده هستند و سفید و سیاه ها سپری شده های پایدار. به غیر از حوادث هولناک طبیعی علت مابقی رویدادهای شکل دهنده به ترکیب های زوجی فوق، انسان ها هستند. این انسان ها به میزان عمق و وسعت حرکت شان تاریخ را اشغال می کنند و ماندگار می شوند. برخی از آنها به همراه رفتار و کردارشان در نقطه ای از تاریخ برجسته می شوند، اما در حصار همان نقطه باقی می مانند و راهی به آینده ندارند و اگر هم روزنه ای برای ارتباط و اتصال با آینده پیدا کنند، بسیار اندک است، اما برخی دیگر در مقطعی از تاریخ بروز می کنند و خود و حرکت شان برجسته می شوند، اما در زندان تاریخ محبوس نمی گردند و روح حرکت شان در تاریخ جاری و منبع الهام و تغییر می شود. این گروه آنهایی هستند که در خط مثبت این دو خط موازی قرار دارند و امام خمینی(ره) یکی از کسانی است که در این خط، در دل تاریخ مأوا گزید و مقطع مهمی از تاریخ را از اندیشه و عملش به شدت متأثر ساخت و پس از رحلتش نیز آثار تحول آفرینش همچنان فعال است. بزرگ ترین علت ماندگاری نام خمینی(ره) در تاریخ و تداوم تأثیری گذاری آن، این است که اقدامش از جنس حرکت انبیا بود. امام خمینی(ره) درعصر انبیا عظام زندگی نکرد، اما در گام اول تعالیم آنها را که در آموزه های اسلامی بازتاب یافته بود به همراه معارف ناب اسلامی به خوبی فراگرفت و در گام دوم هم به همان خوبی و دقت، دریافت که در جهان معاصر چگونه باید آن آموزه ها را ترویج و اجرایی کند. حضرت امام راحل(ره) برای انجام این رسالت بزرگ با دو مانع بزرگ روبه رو بود:
1- مردم غفلت زده شده؛ حکام جور از گذشته های دور برای حفظ قدرت، شوکت و مکنت شان مستبدانه بر مردم حکومت می کردند و به آنها اجازه نمی دادند که درباره حکومت و حقوق شان بیندیشند و پاک شدن اندیشیدن به حکومت و حقوق مردم از ذهن ملت ها به یک خصلت دیرپا تبدیل شده بود و چون این رویه تقریباً جهانی و در همه نقاط جهان جاری بود، هیچ خبر تازه مغایر با وضع موجود از جایی نمی رسید و گویا سرنوشت محتوم بشر همانی است که وجود دارد، بعدها هم که از گوشه و کنار جهان اخباری رسید که حاوی برخی تغییرات در این دو موضوع مهم بود، آنقدر شوربرانگیز نبود که بتواند به پوسته ضخیم جامعه استبداد زده آسیب بزند. از این رو حکام جور با خیالی آسوده به هر کاری دست می زدند و شاهان در ایران با نادیده گرفتن احکام اسلامی، با در نظر گرفتن منافع خود و بیگانگان به هر اقدامی روی می آوردند و مردم مغفول مانده شده هم کار چندانی به کار آنها نداشتند.
2- پیوند استکبار و استبداد؛ استبداد داخلی که عامل بروز رفتارهای ویرانگر شده بود با خدماتی که به استکبار جهانی ارائه داد و خودش را حافظ منافع و مطیع اوامر آن معرفی کرده بود، از حمایت همه جانبه استکبار برخوردار شده بود و استکبار نیز برای تداوم منافعش در ایران از حکومت استبدادی شاه حمایت می کرد و اجازه نمی داد، هیچ حرکت مخالف آن شکل بگیرد.امام خمینی(ره) با هوشیاری و زیرکی تمام، ابتدا به شکل تدریجی آن پوسته ضخیم اجتماعی را شکست و انگیزه دینی مردم را احیا کرد و با تهاجم سنگین به مقامات حکومت به مردم نشان داد، نباید از حکام جور ترسید و می توان به آنها حمله کرد و اندک اندک با رسوا کردن حکوت وقت و افشای جنایات و خیانت آنها به اسلام و ایران مردم را مجاب به مبارزه فراگیر با آنها کرد و با عبور دادن این تفکر و حرکت ایجاد شده از حکومت داخلی آن را به میدان استکبار کشاند و هر دو را درهم شکست. پس از آن امام راحل(ره) جمهوری اسلامی ایران را در راستای آرمان های بلند اسلامی اش بنیان گذاشت و دیدگاه های نابش را که برآمده از اسلام بود، طرح و ترویج کرد. مسیر حرکتی امام خمینی برای همه الهام بخش است و چون ایده ها و سرفصل های اندیشه اش فرازمانی و الهی است، همچنان چراغ راه آینده است. در سالگرد ارتحالش بر روح بلندش درود و سلام.