صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۱۰۶۶

رضا اشرفى
عربستان سعودی در چند دهه گذشته در سیاست منطقه ای خود همواره معتقد به حفظ وضعیت موجود بوده است. این سیاست منطقه ای که برای ثبات داخلی و حمایت آمریکا و غرب از آل سعود و همچنین پیگیری منافع منطقه ای انتخاب شده است، سعودی ها را مجبور کرده که حتی به صهیونیست ها نزدیک شوند و از درخواست های عربی برای حفظ سرزمین فلسطین کوتاه بیایند و کمتر به آن بپردازند. از این رو، غربی ها از این سیاست سعودی با عنوان میانه رو یاد می کنند، چون ضد صهیونیستی عمل نمی کند!
سعودی ها در کنار این سیاست هماهنگ با صهیونیست ها حتی با تل آویو مبادلات اطلاعاتی و امنیتی دارند. اما سیاست حفظ وضعیت موجود در گیرودار تحولات خاورمیانه دچار مشکل شده است. به این دلیل که برخی از کشورهایی که در مدار این سیاست بودند، از دور خارج شدند و حاکمان آنها جایگاه خود را از دست دادند. سقوط زین العابدین بن علی در تونس، حسنی مبارک در مصر، علی عبدالله صالح در یمن و حتی معمر قذافی در لیبی، خاورمیانه عربی را از مدار سیاست غربگرایانه حفظ وضعیت موجود خارج کرده است.
البته هنوز کشورهایی هستند که در این منطقه با همین سیاست، ساختار حاکمیتی خود را حفظ کرده اند که بی شک با تهدیدهای گوناگونی برای تغییر مواجه هستند اما هنوز در برابر آن مقاومت می کنند.
اردن، قطر و برخی دیگر از کشورهای غیر دموکراتیک و قبیله گرای منطقه همچون عربستان از جمله آنها هستند که هنوز به جای حاکمیت قانون و منطق چرخش قدرت، به برادرها و پسر عموها دل بسته اند. اما آیا عربستان، سیاست های منطقه ای خود را پس از انقلاب ها در منطقه تغییر داده است؟ آیا عربستان سیاست جدیدی را در منطقه دنبال می کند؟
یکی از عمده ترین ابزارهای سعودی در حفظ وضعیت موجود، پرورش نیروهای تندروی مذهبی و تزریق آن در کشورهای منطقه بوده است که به لحاظ ایدئولوژیک پرورش می یابند و با سرمایه زیاد و ارائه حقوق های کلان در اجرای سیاست های سعودی ها تلاش می کنند. اینگونه افکار و افرادی که به دست سعودی ها پرورش می یابند، در عموم کشورهای عربی و غیر غربی منطقه همچون افغانستان، پاکستان و ... پیدا می شوند. این سیاست کلان سعودی ها پس از وقوع انقلاب های خاورمیانه هنوز ادامه دارد. تنها تفاوت سیاست های منطقه ای عربستان سعودی پیش و پس از تحولات منطقه در روش های آن دیده می شود. ریاض تا پیش از توفان انقلاب ها که از شمال آفریقا کلید خورد، از «سیاست منفعل حفظ وضعیت» موجود دفاع می کرد. در آن زمان ساختار و صورت بندی منطقه ای شکل گرفته بود و همه مهره ها بر سر جای خود قرار داشتند و با توجه به اینکه عربستان از تقدس سرزمینی، سرمایه زیرزمینی، آموزه‌های ایدئولوژیکی و... بهره مند بود، می توانست در بسیاری از کشورها، نهادها، سازمان ها، احزاب و گروه های منطقه ای نفوذ داشته باشد؛ بنابراین لازم نمی دید که چندان سیاست فعال سلبی یا ایجابی را دنبال کند به این دلیل که قطار منافع عربستان بر ریل سوددهی حرکت می کرد. تنها نگرانی سعودی ها تا پیش از سال 2011 حمله آمریکا به افغانستان و عراق و تغییر برخی از سیاست های منطقه بود؛ زیرا ریاض از حذف و از بین رفتن حکومت های پیشین این دو کشور به نفع جمهوری اسلامی ایران نگران بود. ریاض، تهران را تنها قدرت مخالف رودر روی خود می دید که در حال افزایش نفوذ منطقه ای خود در سطوح مختلف برآمده است.
اما انقلاب های منطقه باعث شد تا عربستان به سمت «سیاست فعال حفظ وضع موجود» چرخش پیدا کند. فعال شدن سعودی ها به این دلیل است که آنها از فرو رفتن در باتلاق انقلاب های مردمی خاورمیانه نگران هستند. در این دوره، سعودی ها بیش از هر چیز با هماهنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال حفظ ساختار سیاسی پیشین در کشورهای انقلاب شده همچون؛ مصر، یمن و ... هستند. در گام بعدی، عربستان سعی دارد سلفی ها در این کشورها رگ های اصلی قدرت را به دست بگیرند. این در حالی است که اندیشه های انعطاف ناپذیر این گروه از اسلام گریان تندرو مورد پذیرش انقلابی های منطقه نیست. بنابراین نمی توان انتظار داشت که سلفی ها منافع عربستان سعودی را تأمین کنند. با این وجود، ریاض به آنها امیدوار است، زیرا از معدود گزینه هایی است که برایش باقی مانده است و چاره ای جز حمایت از آنها ندارد.
اما عربستان در عرصه های دیگر به دنبال حفظ حکومت هایی است که هنوز انقلاب در آنها صورت نگرفته است. اعزام نیرو به بحرین که از ابتدای شکل گیری اعتراض های انقلابی شروع شد، این روزها به الحاق این کشور به خاک عربستان و همچنین تشکیل اتحادیه کشورهای حاشیه خلیج فارس رسیده است که در هر دو مورد با مشکل مواجه شده است. عربستان سعودی سعی دارد با این کار، شبکه ای منطقه ای از همدستی را ایجاد کند تا با قرار گرفتن در کنار هم، از فروریختن حکومت های شان جلوگیری کنند. این درحالی است که اختلافات ریشه ای این کشورها چنین اجازه ای را به آنها نخواهد داد. عربستان در مقابل سعی دارد در اتحادهای منطقه ای که مخالف ریاض و تیم غربگرای خاورمیانه عمل می کنند، مشکل ایجاد کند. مخالفت با طرح آتش بس کوفی عنان به عنوان نماینده سازمان ملل در سوریه، ارسال سلاح و پول کلان برای مخالفان دولت بشار اسد و ... از جمله سیاست های فعال سعودی ها است که سعی دارند وزنه قدرت به نفع مخالفان منطقه ای شان نچرخد. سیاستی که تا کنون امیدی برای ریاض به ارمغان نیاورده است.

نام:
ایمیل:
نظر: