صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۱۶۱۱
علیرضا بیرانوند اشاره: در ادیان الهی، آداب و رسوم مختلفی وجود دارد که پیروان هر دین سعی می کنند اعمال مربوط به آن را به طور شایسته ای انجام دهند. فرقه شیطان پرستی نیز در راستای مبارزه با ادیان الهی، آداب و رسوم ضددینی ای را وضع کرده که پیروانش، خود را ملزم به انجام دادن آن اعمال می دانند. در اینجا برای آشنایی با آداب و رسوم شیطان پرستی به مراسم مختلف این فرقه جهنمی پرداخته می شود؛ اما ابتدا به بخشی از جزئیات مراسم شان که در منابع خود شیطان پرستان آمده توجه کنید: کسب قدرت تاریکی برای شیطان پرستی، به دست آوردن نیرو های نهفته در تاریکی، کسب قدرتی است درونی و بی پایان. این امکان انرژی عظیمی به شما می دهد تا روح خود را ارتقا بخشید و کمبودهایش را با قدرت جایگزین کنید. نکته مهم در برگزاری این مراسم این است که هرگز نباید به نتیجه بدگمان باشید. خالصانه به نیروی روح خود و روح تاریکی ایمان داشته باشید. آنچه باقی می ماند آرامش و دوری از افکاره بیهوده است که باید در خود ایجاد کنید.

مقدمات
محراب: مقابل دیوار غربی قرار گرفته پارچه سیاهی به روی آن کشیده می شود. بالای سر محراب (روی دیوار) ستاره پنج پر وارونه نصب کن. روی محراب دو شمع سیاه روی پایه، خنجر مخصوص مراسم، جمجمه انسان، یک زنگ، یک آتشدان و یک جام بگذار. برای نور بیشتر می توان از شمع های سیاه در گوشه های اتاق استفاده کرد. می توانید از جمجمه انسان ساخته شده از مواد مصنوعی نیز استفاده کنید.
خون: جام را با مایعی به رنگ قرمز پر کن. ماهیت مایع اهمیتی ندارد؛ زیرا که این مایع نماد خون قربانی ا ست.
آتش: آتشدان را درست در مرکز محراب قرار ده.
پوشش: تماماً سیاه همراه با ستاره پنج پر وارونه آویخته بر گردن.
آداب مراسم: به ترتیب ذیل زنگ را به صدا درآور؛ شش بار در جهت جنوب، شش بار در جهت شرق، شش بار در جهت شمال. حال خنجر را به دست گیر به سمت «پنتاگرام» وارونه نشانه برو و با لحنی دعایی نیایش کن: به نام شیطان بزرگ و افتخار او، لوسیفر! من نیروهای تاریکی و قدرت شیطان را به درون فرا می خوانم. با خنجر، پنتاگرام وارونه ای در هوا رسم کن و آتش را بیفروز، نیایش را ادامه بده. آتش سیاه برافروخته و درهای تاریکی بر پاشنه خود چرخیده اند. روح سیاه و شیطانی کاین ظاهر شده، کسی که از دوردست می آید تا خواست خود را بر فراز هستی بنا کند. برحذر باش از گمراهی انسان که همواره همراه اوست، از ابتدا تا نهایت. نظاره کن. این منم خدای دیروز، امروز و فرداها. نگهبان زمان و ابدیت. بی مانند.
غرق در دانایی. بی همتا در توانایی. عناصر را بخوان تا مرا خدمت کنند و نیروهای طبیعت را امر کن تا تجلی آمال من شوند. به پاخیز من تو را می خوانم. دوباره خنجر را به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و ادامه بده: کاین، شیطان، من قله ها را تصرف کرده ام. قدرت تاریکی در دستان من است. اکنون من در قالب تو خواسته های شیطانی ام را تجلی می بخشم؛ پندار مرا با شکوه و عظمت باستانی تسخیر کن. مرا در لایه های نامرئی و رمز آلودش تنها گذار. جام را در مقابل پنتاگرام وارونه بالا ببر (به منظور پیشکش) و انگشت اشاره دست راست را درون ظرف ببر. انگشت را از ظرف خارج کرده، دور لبه جام بگردان (در جهت گردش عقربه های ساعت) و همزمان بخوان: من از این جام می نوشم. من از زندگی می نوشم. قدرت های نهفته در تاریکی مرا در بر گیرید. جام را یک نفس تا انتها بنوش و ادامه بده: همراه با برترین نیروهای شیطانی و عمیق ترین قدرت های تاریکی به جهان ماده باز می گردم تا شبی دیگر را تسخیر کنم. آتش را خاموش کن، زنگ را در خلاف جهت ابتدایی به صدا در آور، شمع ها را خاموش کن.(1)
با بررسی منابع شیطان پرستی و در یک مقایسه تاریخی متوجه می شویم که برخلاف آنچه در منابع شان آمده، شیطان پرستی مدرن آن چیزی نیست که آنها ادعا می کنند. شیطان پرستی ادعا می کند که یک مکتب نوظهور را به بشریت معرفی کرده است، حال آنکه، آداب این فرقه همان آداب گذشتگان شان است.
یکی از این آداب، مراسم قربانی کردن انسان است؛ مطابق آنچه تاریخ نویسان گواهی داده اند، قربانی کردن انسان در گذشته و در میان بسیاری از قبایل و فرق رواج داشته است.
گزارش های مربوط به این عمل در تمدن های آمریکای مرکزی، نشان می دهد که این کار به ظالمانه ترین شکل ممکن انجام شده است. اسپانیایی ها در نوشته های خود به صراحت اظهار کرده اند این جنایت در منطقه مزو آمریکا (جنوب شرقی مکزیک و شمال آمریکا) متداول بوده است. اغلب پژوهشگران و محققان آگاه از مسائل مربوط به مزوآمریکا، «این عمل را به عنوان بخشی از سنت ها و آداب و رسوم فرهنگی مربوط به مناسک و آیین اعطای قربانی تلقی کرده اند، که در طی هزاره های طولانی در مزوآمریکا رواج داشته است.»(2)
در تمدن های خاورمیانه نیز همانند دیگر نقاط دنیا، آیین های مختلف قربانی کردن انسان برای الهه های اعظم انجام می شد، این کار بیشتر به صورت سوزاندن قربانی انجام می گرفت، گفته می شود «هدف از انداختن حضرت ابراهیم(ع) در آتش همین بود.»(3)
اما درباره چگونگی قربانی کردن انسان در منابع مختلف، جزئیات وحشتناکی ذکر شده است، برای نمونه در قبیله مایا (گروهی از اقوام سرخ پوست در جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی و نام تمدنی قدیمی در همین منطقه) مانند بسیاری از قبایل دیگر، تشریفات قربانی کردن انسان به این صورت بود، که فرد قربانی را، یک سال پیش از مراسم قربانی کردن، انتخاب می کردند. مردم در طول سال او را مقدس می شمردند و انواع امکانات زندگی را برایش فراهم می کردند. در روز موعود او را در کوچه و بازار می گرداندند و سپس به سمت معبد می بردند. پنج نفر از کاهنان ویژه با لباس سیاه و با مراسم وحشت زا، آن شخص را روی سنگ قربانگاه می خواباندند. چهار نفر دست و پای او را و دیگری سرش را نگاه می داشتند و آنگاه کاهن بزرگ با لباس سرخ، تیغ مخصوص خود را با یک ضربت ناگهانی بر سینه او می کوبید و قلب او را بیرون می آورد و آن را در حالی که می تپید به پای بت می انداخت تا مورد قبول بت قرار گیرد و مورد خشم و غضب قرار نگیرند. امتداد این رسم باطل به شیطان پرستی معاصر منتهی شد؛ در قرن شانزدهم، زنی از خاندان یهود، به نام «کاترین دومدیچی» که همسر هنری دوم پادشاه فرانسه بود و پس از مرگ هنری دوم نیز به مدت چهار سال نایب السلطنه فرانسه بود، به علت داشتن این عنوان، به زنی پرنفوذ در دربار فرانسه تبدیل شده بود. از این رو، از موقعیتی که برایش به وجود آمده بود سوءاستفاده کرد و آیینی به عنوان بلک مسblack mass) «عشاءربانی سیاه» را دربین درباریان فرانسه بنیان گذاشت. این مراسم که از روی شیوه جادوی جنسی در دوره باستان و آیین های باروری بدوی و گردهمایی های جادوگران در قرون وسطا بازسازی شده بود، در مدت کمی، به دربار دیگر کشورهای اروپایی مانند انگلستان، آلمان و اتریش راه یافت. در نتیجه مراسم عشاء ربانی سیاه، کودکان زنازاده ای متولد شد که مادران شان حاضر به مراقبت و نگهداری از آنها نبودند. در این موقعیت به وجود آمده، شخصی به نام «کاترین دشی» با نام مستعار «لاوازین» مراسم اتاق درخشان را طراحی کرد. در این مراسم شیطانی که برگرفته از آیین قربانی کردن انسان در قرون گذشته بود، نوزادان ناخواسته در یک اتاق سیاه پوش که تنها منبع روشنایی اش شمع بود، قربانی می شدند و خون شان به شیطان تقدیم می شد. البته بعد از مدتی این جنایت افشا شد و عده ای از افراد رده پایین این مراسم دستگیر و مجازات شدند؛ اما وقتی پای افراد بلندپایه کشوری به این پرونده باز شد، مقامات دستور توقف پیگیری پرونده را صادر کردند. بعد از این رسوایی، مراسم شیطانی قربانی کردن انسان به صورت محرمانه ادامه پیدا کرد.
متأسفانه این مراسم، در طول قرن های بعدی نیز ادامه یافت تا اینکه به قرن حاضر رسید.
با این وجود، شاید بسیاری، قربانی کردن انسان در دوران معاصر را باور نکنند. البته تا حدودی می توان به آنها حق داد؛ چراکه رسانه های صهیونیستی و وابسته، از یک طرف اذهان مردم دنیا را طوری کنترل کرده اند که اینگونه حقایق را باور نکنند و این جنایات را مختص برخی از فیلم های هالیوودی بدانند و از طرف دیگر، اگر کسی درباره قربانی کردن انسان دست به افشاگری بزند همین رسانه ها چنان بلایی به سرش می آورند که همگان تصور کنند او دیوانه است.
اما به راستی چرا این رسانه ها به موضوع مهم قربانی کردن انسان که در دنیای مدرن در مقیاس بسیار بزرگ تری نسبت به قرن های گذشته انجام می شود، نمی پردازند؟ پیش از پاسخ دادن به این سوال، لازم است به بخشی از حقایقی که در منابع معتبر درباره انجام دادن این جنایت در دوران معاصرآمده اشاره شود تا تردیدی در ادامه داشتن این جنایات توسط کابالیست ها، شیطان پرستان و... وجود نداشته باشد.
در سال 1911 کودکی به نام «آندری یوشینسکی» در کیو در روسیه به طرز فجیعی قربانی شد. متهم این جنایت، فردی یهودی به نام «مناخل مندل بیلیس» بود. پس از دستگیری این متهم، تلاش های زیادی از طرف یهودیان برای رهایی اش صورت گرفت، به طوری که پیش از برگزاری دادگاه، بیشتر مدارک ناپدید و اکثر شاهدان کشته شدند. با این حال، کودکی به نام «لیودمیلا چبریاک» که شاهد این جنایت بود و یهودیان موفق به کشتنش نشده بودند در دادگاه حاضر شد و گفت: «ما مشغول بازی بودیم که یکدفعه «بیلیس» و دو یهودی دیگر به سوی ما دویدند. ما از وسیله بازی پایین پریدیم و سعی به فرار کردیم. آندری و برادر من (ژنیا) به دست بیلیس و دیگر یهودی ها افتادند؛ اما برادرم خودش را آزاد کرد. یهودی ها سپس آندری را با خود بردند. خواهر کوچکم (والنتینا) نیز این را دید.»(4)
فکر می کنید نتیجه این دادگاه چه شد؟ سرانجام دادگاه ناعادلانه این پرونده، به صورت حیرت انگیزی، حکم بی گناهی متهم را صادر کرد. در حکم نهایی هیئت منصفه این طور نوشته شده بود: «بر اساس رأی هیئت منصفه، یک پسر در «کیو» توسط یهودیان تندرو کشته شده و آن یهودیان با دقت تمام، خون پسرک را برای مقاصد رازآلود بیرون کشیدند. این یک قربانی انسان توسط یهودیان بوده، اما بیلیس بی گناه است.»
با این وجود، شنیدن خبر قربانی کردن انسان توسط یهودیان جای تعجب ندارد؛ چراکه بر اساس بررسی های به عمل آمده در بسیاری از جنایاتی که منجر به قربانی کردن انسان می شود، یهودیان دست داشته و دارند، به طوری که تقریباً در «تمامی تمدن ها و کشورها مانند رومانی، روسیه، فرانسه، مصر، آمریکا، اردن، سوریه، ایتالیا، اسپانیا، پرتقال، استرالیا و. .. گزارش مناسک قربانی توسط یهودیان منتشر شده است.»(5)
البته این موضوع توسط برخی یهودیان نیز تأیید شده است. برای نمونه، «مایکل، خاخام اعظم لیتوانی، که مسیحی شد»(6) به بسیاری از این اعمال نفرت انگیز و تهوع آور اعتراف کرده است. علاوه بر این، می توان به اعترافات یک یهودی دیگر نیز اشاره کرد، در سال 1989 برنامه اوپرا که سال ها به صورت سراسری و زنده از کشور آمریکا پخش می شد، میزبان دختر جوان یهودی ای، با نام مستعار «ریچل» بود. او در مصاحبه اش با مجری این برنامه گفت: «خانواده اش، نسل اندرنسل در آیین های رازآمیز، شامل تجاوز به محارم، قربانی انسان و خوردن خون و گوشت آنان شرکت کرده اند... ریچل همچنین در جلو اوپرا و بینندگان حیرت زده، انجام دادن مراسم شیطان پرستی توسط خود و خانواده اش را تأیید کرد و افزود: «این فقط خانواده من نیست. بسیاری از خانواده های یهودی دیگر در سرتاسر آمریکا که کاملاً نرمال و محترم به نظر می رسند در جمع خود به چنین کارهایی مشغولند.» اوپرا از او پرسید: «این اولین بار است که من می شنوم که یهودیان بچه قربانی می کنند؛ اما بگذریم. تو شاهد قربانی بودی؟» ریچل پاسخ داد: «درسته. وقتی بچه بودم، مجبورم می کردن که شرکت کنم.»
او به اوپرا گفت شاهد قربانی کردن و خوردن بچه ها بوده... او گفت خودش چندین بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و به دلیل ارتباط جنسی پدرش با او، پنج بار سقط جنین نموده است. همچنین عنوان کرد خانواده اش، شدیداً با این مناسک شیطانی سر و کار دارند. مادرش عضو کمیسیون روابط انسانی در شیکاگو است و در آنجا شهروند بسیار محترمی است. هیچ کس به او شکی نمی کند. کسی نمی تواند چنین تصوری داشته باشد. در این فرقه، افسران پلیس، پزشکان، وکلای دادگاه و... هم حضور دارند... یک سال بعد، در 1990، ریچل، بار دیگر شجاعانه قدم پیش نهاد و اعتراف کرد که این وقایع حقیقت دارد. این مطالب در نسخه ماه مارچ 1990 مجله کالت واچ به چاپ رسید: «این اواخر من اینقدر شجاعت داشتم که مقداری از داستانم رو بیان کنم. من آشکار کردم که بازمانده خانواده ای یهودی هستم که نسل اندرنسل مشغول قربانی انسان و آدم خواری است.»(7)
البته همان طوری که ما حساب دین یهود را از صهیونیست های غاصب جدا می کنیم پس باید حساب این شیطان پرستان آدم خوار را از یهودیت جدا کنیم. یقیناً این افراد خبیث که در دید عموم به عنوان یهودی شناخته می شوند، در خلوت شان، نه تنها هیچ گونه پایبندی به آیین یهودیت ندارند؛ بلکه با انجام مراسم شیطان پرستی به پرستش شیطان می پردازند. شاید با مطالعه این مقاله بخواهیم بدانیم که هدف شیطان پرستان از قربانی کردن انسان های بی گناه چیست؟ مگر این عمل کثیف چه لذتی دارد که اینگونه بر انجام دادن آن اصرار دارند؟ جواب این مهم را می توان در اعترافات شهسواران معبد که در مقالات پیشین درباره آن ها توضیح داده شد، یافت. در اعترافات آنها آمده است: «وقتی این کثیف ترین گناه، (قربانی کودک) به نیت شیطان انجام بگیرد، خود شیطان حاضر شده و برای شخص کاری که خواستار باشد را ترتیب می‌دهد.»(8)
منابع در دفتر نشریه موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: