«درس تحولات مصر»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن میخوانید؛نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری امروز اعلام می شود اما این موضوع اگرچه باید «بسیار مهم» باشد، توجه چندانی را بخود معطوف نکرده است گویا نه در داخل مصر و نه در بیرون، کسی منتظر اعلام نتیجه انتخابات نیست. دلایل چنین وضعیتی کاملا روشن است، با اتفاقات اخیر، «ریاست جمهوری مصر» به فردی که قدرت ندارد تبدیل شده است و این موضوعی است که بدبینی بسیاری را نسبت به اصل و نتیجه تحولات مصر سبب گردیده است و البته این احساس به کسانی مربوط می شود که تحولات را از منظر «قدرت» و «سیاست» مطالعه می کنند و به وجوه اسلامی تحولات و جامعه شناختی و روانشناسی برخاسته از آن در انقلاب مصر کمتر توجه می کنند.2- آزمایش مصریان که در ذات خود نوعی خطرپذیری (اما انتخابات ریاست جمهوری برای غرب و عوامل آن اهمیت ویژه ای داشت چرا که رئیس جمهور در ساختار و جامعه مصر دارای موقعیت ویژه ای بود. نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در همان آذرماه 1390- که انتخابات مجلس در 9 استان مرکزی و غربی مصر برگزار گردید- کاملا معلوم بود و دیگر همه می دانستند که بدون تردید یک اسلام گرا از درون جمعیت اخوان المسلمین رئیس جمهور می شود. این موضوع برای غرب بسیار وحشت آفرین بود چرا که از یک سو آنان با مبانی فکری و هدف گذاری رهبران و بدنه اخوان آشنا بودند و از سوی دیگر به وضوح می دانستند پیروزی اسلامگرایان در مصر نه تنها مصر بلکه کل منطقه عربی را دگرگون می کند و اساسا خاورمیانه، خاورمیانه جدیدی می شود از این رو با مشخص شدن نتیجه انتخابات در آذرماه 90 برنامه ریزی منسجمی برای بهم زدن بازی شروع شد. برنامه این بود که یا دست اخوان به ریاست جمهوری نرسد یا صندلی ریاست جمهوری، آنقدر لرزان شود که اخوان نتواند از آن بهره ای ببرد.اما در این ماجرا به نظر می آید که نظامیان و آمریکا، فرانسه و عربستان از دو نکته اصلی غفلت کرده اند؛ نکته اول این است که آنچه سبب کناره گیری مبارک از قدرت شد یک بازی سیاسی نبود بلکه قیام پیگیرانه مردمی بود که با بهره گیری از معارف دینی و برای تحول اساسی به میدان آمده بودند همان ها هنوز هستند و پشیمان هم نشده اند. اگر اخوان فقط 13 میلیون طرفدار داشته باشد که قطعا هواداران آن کمتر از 20میلیون نفر نیست و اگر تنها 10درصد از هواداران آماده حضور جدی در میادین و خیابانها باشند برای سرنگونی نظامیان حاکم کنونی و یا دست نشاندگان آنان، کفایت می کند. بنابراین نظامیان اگر با حیله و ترفند بتوانند آراء را دگرگون نشان دهند، واقعیت 80 درصدی مردمی که در آذر و دی سال گذشته به اسلام گراها رای دادند را نمی توانند دگرگون کنند. نکته دوم این است که اخوان المسلمین اگرچه در ساختار فعلی حکومت، نیرویی ندارد ولی در سطح ملی و حتی منطقه ای دارای هواداران جدی است. همین نظامیان فراموش نکرده اند که بخش وسیعی از نیروهایی که در جریان جنگ 1327(1948 م) به کمک ملک فاروق با رژیم صهیونیستی آمدند، اخوانی بودند.اسلام گراها قاعدتا دریافته اند که برای ساخت بنای جدید ویران کردن کامل بنای قبلی ضرورت دارد. اگر اسلام گراها به جای تن دادن به انتخاباتی که قانون آن را قبلی ها نوشته و اجرای آن را هم قبلی ها در دست دارند، در میدان می ماندند و روی ساخت های جدید تاکید می کردند نظامیان چاره ای جز پذیرش نداشتند اگر سازوکارهای تغییر را خود انقلابیون چیده بودند، انتخابات قطعا با حضور حداکثری مردم برگزار می شد و امکان رخنه نیروهای مخالف انقلاب در آن وجود نداشت. البته با نگاه به متن می توانیم بگوییم اخوان المسلمین می تواند از این شکست در تاکتیک به پیروزی در استراتژی برسد. یعنی اخوان المسلمین باید- به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز مبعث- دریافته باشد که «پیروزی بدون مجاهدت و خطرپذیری امکان پذیر نیست.»«مذاکرات مسکو نقطه سر خط!؟»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم سیدحمید حسینی است که در آن میخوانید؛۵ دور مذاکره ایران و ۱+۵ در مسکو درحالی به پایان رسید که طرفین تنها برای برگزاری نشست کارشناسان به منظور فراهم کردن زمینه مذاکراتی دیگر به توافق رسیدند. آیا به واقع این توافق را می توان حرکتی رو به جلو در مذاکرات هسته ای دانست؟نتیجه مذاکرات مسکو تا حدی نشان داد که تاکید ایران برای برگزاری نشست های کارشناسی پیش از آغاز مذاکرات مسکو به جا بوده است، زیرا جزئیات در این قبیل مذاکرات گاه نقشی تعیین کننده خواهد داشت.به نظر می رسد طرف غربی ۱+۵ در شرایط فعلی تطویل مذاکرات با حفظ سیاست تحریم و تشدید آن را در پیش گرفته و امیدوار است از این رهگذر ایران را وادار به عقب نشینی از مواضع خود کند هرچند واکنش ها و تحلیل های محافل غربی پس از پایان مذاکرات مسکو حائز این نکته نیز می باشد که آنها سعی می کنند به خاطر عواقب شکست کامل مذاکرات به ویژه تاثیرات اقتصادی آن بر بازارهای نفتی از القاء این مسئله که مذاکرات با شکست مواجه شده پرهیز کنند.اکنون غرب به ویژه آمریکا سیاست مذاکره برای مذاکره را در پیش گرفته و حداقل تا مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری در این کشور اراده ای برای ورود به یک توافق جامع و مبتنی بر یک مدالیته مشخص که ابتدا و انتها و همچنین گام های متقابل در آن تعریف شده باشد ندارد. جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفتهبه واقع بعثت، سرآغاز یک تحول و دگرگونی اساسی است، تحولی که جامعه را از ظلم و شرک و فساد، پاک میکند و آنرا به عالم غیب متصل مینماید. تغییری بنیادی که رسوم جاهلی را از پیکر جامعه میزداید و با کنار نهادن افراد نادان، فضلا و مهذبین را بر صدر مینشاند. پیامبر خاتم و رسول مکرم اسلام طی 23 سال نبوت، با اخلاق محمدی(ص) توانستند توحید و معرفت زندگی را به اعراب جاهلی بیاموزند و دستورالعملهایی را برای جوامع ارائه کنند که تا ابدیت در جهان موضوعیت دارد.حضرت آیتالله خامنهای با تبیین توطئههای بیوقفه زورگویان جهانی برای کنترل و منحرف کردن انقلابها افزودند: "ملتها با تکیه بر گنجینه خدادادی تفکر و خرد و حسن ظن به وعدههای نصرت الهی میتوانند روی پای خود بایستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خویش را رقم زنند."شاید تنها دستاورد اجلاس مسکو، کاهش سطح مذاکرات و عدم پذیرش حقوق هستهای قانونی ایران از سوی غرب بود که طبعاً نمیتواند گامی به جلو محسوب شود ولی برخی تحلیلگران بر این باورند که علیرغم خاکستری شدن جو مذاکرات، هیچ یک از طرفین نمیخواهند پایان روند دیپلماسی را اعلام کنند و امیدوارند برای زنده نگهداشتن گفت وگوها، علیرغم اختلافات عمیقی که بین دو طرف وجود دارد، کارشناسان به نتایج ملموسی برای ادامه مذاکرات دست یابند.ناظران این تحول را به عنوان دومین کودتای نظامیان ارزیابی کردند. در پی این اقدامات، شهرهای مصر طی روزهای گذشته صحنه اعتراضات گسترده بود. اخوان المسلمین، به عنوان بزرگترین تشکل صحنه سیاسی مصر نیز به این اقدام اعتراض کرد.این هفته، بحران در سوریه ادامه یافت. همزمان با ادامه درگیریها، در صحنه دیپلماسی نیز شاهد رویدادهای تازهای بودیم. در مکزیک، باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در دیدار با همتای روسی اش، پوتین، شدیداً تلاش کرد تا وی را به پذیرش نظرات واشنگتن در مورد سوریه، از جمله باز کردن مسیر اقدام نظامی علیه حکومت سوریه وادار سازد. اما براساس گزارشهای منتشر شده، این تلاش اوباما سودی نبخشیده است و روسها همچنان بر موضع قبلی خود در قبال مسئله سوریه باقی ماندهاند. قبل از آن نیز ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس به مسکو سفر کرده و تلاش مشابهی را به خرج داده بود تا بلکه بتواند مقامات روسیه را به چرخش در مواضع شان ترغیب سازد که وی نیز ناکام ماند.این هفته، در پی مرگ نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد عربستان، سلمان بن عبدالعزیز به عنوان ولیعهد جدید انتخاب و یا به عبارت صحیح تر، منصوب شد. اساساً در عربستان قدرت در بین خاندان عبدالعزیز دست به دست میشود و مردم عربستان کمترین دخالتی در تعیین ولیعهد و سایر رهبران ندارند. این شکل حکومت قبیلهای و کاملاً خودکامه در حالی جریان دارد که معدود اثری از اینگونه حکومتها در جهان باقی مانده است و کشورهای عربی نیز هم اکنون یکی پس از دیگری، رهبران غیرمنتصب و دیکتاتور را از اریکه به زیر میکشند و سرنوشت خود را به دست میگیرند.رسالت:ارزیابی نشست مسکو1. غنی سازی 20 درصد را متوقف کند.او نگفت در ازای این کار غرب چه چیزی را به ایران میدهد؟! این حرف اصلی ترین حرف آنها برای توقف پیشرفتهای علمی - هستهای در ایران است. آنها خیلی زود دستشان را رو کردند و معلوم شد چرا ماده سال است مذاکره میکنیم اما به نتیجه نمیرسیم.غرب از ما مطالبهای دارد و میخواهد این مطالبه را ما به خاطر گل روی خانم اشتون بپذیریم . ما هم ظاهراً به همین دلیل مایل هستیم گفتگوها ادامه یابد و جالب است آنها هم به همین دلیل هرگز به قطع گفتگوها راضی نیستند! ایران در مسکو استدلال فنی و حقوقی کرد که قطعنامههای شورای امنیت و اقدامات یک جانبه 1+5 که فراتر از قطعنامههاست غیر قانونی است . آنها برای استدلال فنی و حقوقی ما پاسخ نداشتند و آن را به آینده موکول کردند. وقتی 5 قدرت اتمی جهان به علاوه یک قدرت نیمه اتمی در مذاکرات عاجز از پاسخ به چند سئوال فنی و حقوقی میباشند و آن را به آینده موکول میکنند معلوم است آنها اساسا به غیر از حرف خود حاضر نیستند به استدلال و منطق طرف مقابل توجه کنند با این حال من نمیدانم چرا دم از ادامه گفتگوها میزنند. امروزه در جهان بسیاری از کشورها هستند که بمب اتمی ندارند اما درصد غنی سازی اورانیوم را در حدی دارند که میتوانند یک شبه بمب اتمی بسازند.غرب باید بداند خشم و نفرت ملت ایران از زیاده خواهیهای آنها اگر غلیان یابد پاسخهایی در خور خود پیدا میکند . آن وقت روزی میشود که حسرت میخورند که چرا به صبوری هیئت نمایندگی ایران در مذاکرات پاسخ انسانی ندادند. فکر میکنم آن روز بزودی میرسد و پشیمانی برای آنها سودی ندارد.غرب باید بداند اگربرای پرسشهای فنی و حقوقی ایران پاسخی نداشته باشد باید با تداوم مذاکرات خداحافظی کند. در این حالت هیچ دلیلی برای باقی ماندن ایران در آژانس وجود ندارد. لذا بازرسین آژانس باید بساط خود را جمع کنند و به همراه دوربینهای شفاف ساز خود برگردند به همان جایی که آمدهاند . در این حالت هم موضوع اعتمادسازی حل میشود و هم شفاف سازی! اگر عقلانیت سیاسی و امنیتی غرب همین است که در نشستهای تکراری و بی ثمر 1+5 با ایران بروز می کند ، باید آن را تحسین کرد چون آنها به مسیری گام نهادهاند که به اهداف خود هرگز نمیرسند.«کودکان را به میدان اعدام نبرید»عنوان یادداشت روز روزنامه سیاست روز به قلم سیاوش کاویانی است که در آن میخوانید؛میگوییم و تبلیغ میکنیم و توصیه به خانوادهها که مراقب کودکان خود باشید، کودکان روح لطیف و پاکی دارند، آنها را مانند گل مراقبت کنید. نگذارید فیلمهای خشن نگاه کنند، آنها را از محیطهای جنجالی و تند دور کنید، تا روحشان خراش برندارد. در فضای اینترنت هم تنهایشان نگذارید، بازیهای خشن و بکشبکشی هم برایشان خطرناک است.این صحنه اعدام برای بزرگترها رنج آور است، چه رسد به این که کودکی در سنین ۵ تا ۱۵ ساله هم شاهد آن باشد!اگر به عواقب وخیم مشاهده صحنه اعدام و به دار آویختن مجرمینی که حقشان اعدام است، فکر کنیم و جامعه شناسانه و آسیبشناسانه به آن بنگریم، هیچگاه کودکانمان را برای دیدن این صحنه با خود به میدان اعدام نمیبریم.حمایت:غرب و محاصره سوریهدر حوزههای مرزی لبنان و عراق نیز دشمنان سوریه که نمیتوانند از دولتهای این کشورها برای محاصره سوریه بهره گیرند، فضای بحران سازی اجرا میگردد. بررسی تحولات ماههای اخیر عراق و لبنان نشان میدهد که این کشورها با مجموعهای از ناآرامیها به ویژه در خطوط مرزی با سوریه مواجه شدهاند.ثانیا در حوزه داخلی سوریه نیز در حالی گروههای تروریستی به کشتار مردم و نیروهای امنیتی میپردازند، به واسطه تحریمهای اقتصادی و ایجاد بحران امنیتی تلاش میگردد تا سوریه را گرفتار بحران اقتصادی ساخته تا شاید بتوانند دوری مردم از نظام را اجرایی کنند.با توجه به این شرایط میتوان گفت که طرح دشمنان سوریه در دو حوزه مرزی و درونی در حال اجرا میباشد در حالی که در حوزه بینالملل نیز برای تثبیت تحرکات در این دو حوزه فعالیت میگردد هرچند که پیوند ملت و نظام سوریه در کنار حمایتهای چین و روسیه از سوریه در مجامع جهانی این ادعاها را با ابهام همراه ساخته است. «فقر و فوتبال»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم سیدجواد سیدپور است که در آن میخوانید؛انتشار قراردادهای میلیاردی با بازیکنان برخی باشگاههای فوتبال و هدیه مقدماتی بی ام و 300 میلیونی به همین بازیکنان بهعنوان دستگرمی شروع کار چه تناسبی با اوضاع اقتصادی – اجتماعی کشور دارد ؟ حتی اگر از نظر قانونی چنین ریخت و پاشهایی در فوتبال موردی نداشته باشد،آیا به صلاح است در کنار مشکلات اقتصادی که مردم با آن دست به گریبان هستند و طبقات پایین جامعه حتی برای تامین معاش با مشکل مواجه اند، مردم شاهد چنین ولخرجیهایی باشند؟ نسبت فقر و فوتبال چیست؟ و چرا بازیکنان فوتبال که از قضا طی دوره اخیر بسیار کم فروغ ظاهر شده اند و برخی از آنان حواشی ناپسند نیز داشته اند، امکان دریافت چنین ارقام نجومی را داشته باشند؟همه این ریخت و پاشها در فوتبال را بگذارید کنار اخبار تاسفبرانگیزی که از فساد مالی هزار میلیارد تومانی فلان شخص و اختلاس فلان مقام و بذل و بخشش از بیت المال توسط آن یکی و... تا ببینید افکار عمومی جامعه چطورازراست وچپ تحت بمباران اندیشههای دلسرد کننده قراردارد و چگونه این اخبار بسان موریانه ای پایههای اعتماد عمومی را می جود و سست میکند.به نظر میرسد کاخهایی از فوتبال که در کنار کوخهایی از فقر میسازیم کمترین زیانش این است که جامعه را دوقطبی و دچار تشتت و چند دستگی میکند. گروهی پولی هنگفت و مفت بهدست میآورند و اکثریتی که هرچه میدوند کمتر نصیبشان میشود.اما خود خانواده نیز هسته ای مرکزی دارد که از پدر و مادر تشکیل می شود. به عبارتی سمت گیری ها و گرایشات افراد در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی،فرهنگی از نوع عملکرد پدرو مادر نشأت می گیرد. اما باز مادرخانواده به عنوان محوراصلی انسجام خانوار شناخته می شود و ارتباط تنگاتنگی با مشکلات و رفتاردیگر اعضا دارد و می تواند نقش بسزایی در رفع نگرانی ها و تقویت روحی و روانی افراد داشته باشد. . بار اصلی نیازهای احساسی و روحی افراد به دوش خانواده می باشد و به عنوان مأمنی برای رهایی از دلنگرانی های جامعه تلقی میشود.هرچند زنان خانهدار فعالیت اقتصادی مولدی ندارند، اما با خدمت به دیگر اعضای خانواده در فعالیتهای اقتصادی سهیم هستند اما این خدمت بیمزد و مواجب بر اساس برخی تحقیقات ماهانه 640 هزار تومان ارزش اقتصادی افزوده دارد که در اغلب اوقات نهتنها مورد بیتوجهی برنامهریزان و تصمیمگیران کشور قرار میگیرد، بلکه حتی توجه اعضای خانواده را جلب نمیکند.مشخص است که نقش پدر و مادر، به ویژه زن خانهدار در سلامت جامعه چقدر مهم و حیاتی است. از این رو توجه بیشتر مسوولان کشور به مشکلات زنان خانه دارنهتنها میتواند بهرهوری آنها را بالا برد، بلکه آثار مثبت اجتماعی چشمگیری در پی خواهد داشت. همچنین توجه مسولان به کاهش فشار اقتصادی به مردم زمینه انسجام خانوارها را فراهم خواهد آورد و درپی آن جامعه ای منسجم برای کشور متصور خواهد بود. فرهیختگان:جهت اطلاع!اما ادعای دوم منبع موثق مبنیبر «عدم آشنایی مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی با ماهیت حسابها...» از نظر راقم این سطور پذیرفتنی است؛ واقعا درک ماهیت برخی از حسابها و صورتحسابها و رویههای جاری دانشگاه آزاد اسلامی مشکل است! برای نمونه درست همزمان با تغییر و تحولی که در ریاست دانشگاه آزاد اسلامی صورت میگرفت، در واحد دانشگاه آکسفورد! (انگلستان) اتفاقات نادری افتاد! این اتفاقات بدون اخذ دستور از مراجع مسئول صورت گرفت و الان سرنوشت آن نامعلوم است! ضمن اینکه تحقیق و تدقیق در عملکرد واحد نامبرده، آشکار میسازد ماهیت فعالیت آن تماما آموزشی نبوده.میبینید که ادعای منبع ذکر شده درست است. طبیعی است مدیران فعلی دانشگاه با «ماهیت این حسابها و رویهها» آشنا نباشند! ماهیت این حسابها جوهر مخصوصی دارد که نگارنده را یاد لطیفهای میاندازد: مردی وعده کرد در صورت راه افتادن پروندهاش، کوزهای عسل به مسئول ذیربط رشوه دهد. پس از اینکه کارش گذشت، کوزهای را پر از خاک کرد و برای طرف فرستاد. کمی بعد، مسئول ذیربط که فهمیده بود سرش کلاه رفته برای مرد پیغام فرستاد که «پرونده را برگردانید که ایراد دارد!» مرد در جواب پیغام داد که «نه! پرونده ایرادی ندارد! ایرادی اگر هست در ماهیت کوزه است!!» خلاصه اینکه روزنامه فرهیختگان اعلام میکند آماده است با هر منبع موثقی که چنین اطلاعات دستاولی در اختیار دارد، از طریق مناظره، چاپ مقاله و در صورت لزوم به صورت مستدل، مستند و گسترده وارد تعامل شود!هرچند، هراز چندگاهی، احمدینژاد سخن از یک کنفرانس خبری میزند، اما این اتفاق هنوز نیفتاده است تا در حالی که تقریباً هرفصل شاهد یک کنفرانس خبری از سوی احمدینژاد به صورت گسترده با خبرنگاران بودیم، به یکباره این رسم نانوشته، پایان پذیرد.اما از خرداد 90 تا خرداد 91، شاهد اتفاقات و حوادث بسیاری بودیم که برخی از آنها عملاً به دولت گره خورده بود و هنوز فرصتی پیش نیامده تا خبرنگاران به صورت رسمی و مستقیم از احمدینژاد درباره آنها سوال کنند. اتهامات مطرح شده علیه دولت به دولت در خصوص لیست انتخاباتی برای مجلس نهم، انتشار برخی اسناد درباره اختلاس بزرگ، حواشی دادگاه بیمه ایران، انتقادات گسترده به بیبرنامگی دولت در مهار گرانی، آمارهای مختلف درباره تورم، گزارش دقیق در خصوص اشتغالزایی، حواشی انتصاب سعید مرتضوی و بسیاری مسائل دیگر که هنوز دولت پاسخ قابل توجهی به آنها نداده است و تصور میشود که دولت درصدد است تا با گذر زمان، این موضوعات نیز به تاریخ بپیوندند و ضرورت طرح و پاسخ به آنها از موضوع خارج شود. اما ای کاش دولت به این موضوع توجه میکرد که پاسخگویی به سوالات افکار عمومی یکی از وظایف اصلی دولت به حساب میآید. اصولا انتخابات برای آن برگزار میشود که منتخبان بدانند با رای مردم به قدرت رسیدهاند و باید پاسخگوی این رای باشند.بهمنی از یکسو از سیاستهای دولت و بانک مرکزی در راستای کنترل بازار و ارز و سکه دفاع کرد و از سوی دیگر از غیرواقعی بودن قیمت ارز و طلا سخن گفت.بهمنی متعجب است که چگونه میشود بهای طلا در بازار جهانی در حال سقوط باشد و در ایران در حال افزایش؟ در حالی که بهای طلا در ایران باید معادل بهای جهانی آن باشد، نه بیش از آن!دنیای اقتصاد:حمایت مالیاتی از تولید نظریه لافر نشاندهنده این معنا است که کاهش سطوح مالیاتی نه تنها باعث کاهش درآمد مالیاتی دولت نمیشود، بلکه به این دلیل که اشتیاق برای تولید و درآمد را افزایش میدهد باعث افزایش رشد اقتصادی و در نتیجه افزایش درآمدهای مالیاتی میشود. البته این تمام دلیل نیست؛ زیرا کاهش مالیاتها از طرف دیگر میتواند موجب کاهش فرارهای مالیاتی شده و از این طریق نیز باعث افزایش درآمدهای مالیاتی شود.کمک دیگری که برای تولید وجود دارد پرهیز از هر اقدامی است که نیاز به نقدینگی را افزایش و در نتیجه باعث افزایش نرخ سود در بازار آزاد پولی شود. به عبارت دیگر در یک زمان نمیتوان با یک دست دو هندوانه را برداشت؛ بنابراین چقدر خوب است برای اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانهها، نهایت صرفهجویی در مصارف بودجهای انجام شود؛ به طوری که امسال به جای کسری بودجه با مختصری مازاد بودجه مواجه شویم.