«باید توجه کنیم که برخی معتقدند شورای نظامی و بدنه اجرایی ساختارهای دولتی در مصر علی رغم میل خود و تحت فشار حضور دوباره میلیونی مردم در میدان التحریر نام "مرسی" را عنوان پیروز انتخابات اعلام کردند و هراس از آتش گرفتن دوباره کشور در صورت اعلام نام احمد شفیق، آخرین نخست وزیر مبارک و نامزد مورد حمایت نظامیان، آن ها را مجبور به تن دادن به چنین نتیجه ای کردپس از فرو نشستن جشن و شادمانی مردم در التحریر، رئیس جمهور جدید این کشور با واقعیت های غیرقابل انکاری روبرو خواهد شد. شورای نظامی مصر هنوز هم اختیار دارد که در شرایط مقتضی "حکومت نظامی" یا "شرایط فوق العاده" اعلام کند. اخوان المسلمین در شرایطی پست ریاست جمهوری را تحویل می گیرد که هنوز هیچ قانون اساسی تدوین نشده است. به عبارت دیگر هیچ کس نمی داند که اختیارات رئیس جمهور جدید چیست! به علاوه اینکه شورای نظامی پیش از این اعلام کرده بود رئیس جمهور جدید هرکس که باشد، عمر ریاست جمهوری اش تنها تا زمان تدوین قانون اساسی است و پس از تصویب قانون اساسی رئیس جمهور جدید باید تعیین شود! عصر دیروز ».به عبارت دیگر اینکه محمد المرسی به عنوان رئیس جمهور جدید معرفی شده، به معنای این نیست که اخوان المسلمین ریاست جمهوری را به معنای کامل آن به دست آورده است. او با بدبینی و صراحت اعلام کرد که نظامیان حاضر نخواهند شد قدرت را واگذار کنند. در این روزهای داغ مصر، پایان انتخابات آغاز مشکلات برای پیروز این میدان است. ضمن آن که هنوز مواضع اخوان المسلمین درباره اسرائیل در ابهام است.ساعاتی پس از آن، ستاد ارتش ترکیه در بیانیهای از محو شدن یک فروند جنگنده اف - 4 این کشور از صفحه رادار در منطقهای در نزدیکی سوریه خبر داد و بلافاصله رجب طیب اردوغان نخستوزیر ترکیه با تشکیل جلسه فوقالعاده در ستاد بحران این کشور اعلام کرد یک فروند جنگنده ترکیه توسط پدافند سوریه سرنگون شده و از دو خلبان آن خبری دردست نیست.ترکیه و سوریه دارای 850 کیلومتر مرز مشترک هستند که این مرزها در سوریه، نواحی شمالی را شامل میشود. از زمان آغاز ناآرامیها در سوریه، ترکیه ضمن حمایت از گروههای سیاسی مخالف بشار اسد، پایگاههایی را نیز در اختیار گروههای مسلح مخالف دولت سوریه قرار داده و دولت سایه و در تبعید مخالفان را در اسلامبول زیر چتر حمایتی خود گرفته است. دولت ترکیه علاوه بر چنین حمایت هایی، زمینه را برای اقدامات دیگر کشورها در مرزهای خود با سوریه و حمایت لجستیک از افراد مسلح فعال در سوریه فراهم کرده و انواع سلاحهای خودکار و موشکهای ضد تانک و ضد هواییهایی پیشرفته را با هماهنگی آمریکا، قطر و عربستان در اختیار آنان قرار داده و در یک موضعگیری کاملاً مغایر و خصمانه که با مواضع پیشین آقای اردوغان در راستای سیاست "به صفر رساندن اختلافات و مشکلات با همسایگان" سازگاری ندارد، خواستار سرنگونی دولت بشار اسد شده است.دولت ترکیه در این ماجرا آنچنان انفعالی برخورد کرد که حتی نتوانست توضیح و یا توجیهی برای ورود جنگنده خود به داخل آسمان سوریه و اینکه چه مأموریتی را در فضای این کشور دنبال میکرد، ارائه کند و رئیسجمهور ترکیه نیز به این عبارت اکتفا کرد که این جنگنده ممکن است به خطا وارد آسمان ترکیه شده باشد.دومین پیام عبرت آمیز این حادثه، مربوط به آن دسته از رژیمهای عرب است که در راستای ایجاد انحراف در موج بیداری ملتهای مسلمان و اجرای طرح آمریکایی انداختن این آتش به دامن دولتهای حامی مقاومت و کشورهای جبهه پایداری علیه رژیم صهیونیستی گام بر میدارند و شکستن اقتدار دولت سوریه را به نفع طرح سازش اعراب با اسرائیل میدانند.سران ناتو در روزهای منتهی به سقوط یک فروند هواپیما در سوریه از وجود طرحهای نظامی برای دخالت در امور سوریه سخن به میان آورده و از برگه مداخله نظامی برای وارد آوردن فشار به دولت بشار اسد استفاده کرده بودند. حرکت مقتدرانه سوریه در حفظ حاکمیت خود نشان داد با این قبیل تهدیدها قدرتمندانه مقابله میکند.رئیس جمهور پنجم، خاتمی، از سیاست کناره نگرفته ولی میکوشد جایگاه خویش را در بین هواداران اصلاحات ارتقاء بخشد هرچند رقبای نامجو و جسوری چون عبداله نوری، رهبری او بر اصلاحات را به چالش و گاه به سخره گرفتهاند، امّا سرنوشت، احمدینژاد پس از پایان دو دوره ریاست وی چه خواهد بود؟ او اخیراً گفته است به دانشگاه برمیگردد. البته این سخن چندان جدی انگاشته نشد، امّا چه گزینههایی در برابر احمدینژاد قرار دارد؟بازگشت به دانشگاه در مقام استادی.2. عضویت ساده احمدی نژاد در مجمع تشخیص آنهم در محیطی که هاشمی رفسنجانی بر آن ریاست کند، دیدنی خواهد بود. پذیرش اینکه احمدینژاد بر حسب خصلتهای خود و دیدگاهی که نسبت به رئیس فعلی مجمع دارد، بهعنوان عضو عادی در مجمع تشخیص زیردست هاشمی رفسنجانی آرام بنشیند، دشوار است!:4. واقعیت آن است که احمدینژاد خصلت ایفای نقش حاشیهای را ندارد، بهویژه آنکه نگاه دیپلماتیک احمدینژاد درحالحاضر هم تفاوتهایی معنادار با سیاستهای رسمی دارد. به مصادیق آن اشاره نمیکنم که سخت واضح است. ایفای این نقش هرچند بسیار از لحاظ عقلانی برای کشور مفید خواهد بود ولی دشوار بتوان ردای آن را بر تن احمدینژاد پوشاندایفای نقش اپوزیسیون.:شاید طبیعیترین کار برحسب خصلتهای روحی احمدینژاد، راهاندازی یک حزب سیاسی با عضویت هواداران و همکارانش بهمنظور پیشبرد دیدگاههای سیاسی- اعتقادی است.حمایت:اهداف یک کشتاراهداف یک کشتار»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن میخوانید؛غزه در روزهای اخیر بار دیگر آماج حملات هوایی و زمینی صهیونیستها قرار گرفته است که در نتیجه آن دهها فلسطینی شهید و زخمی شدهاند. هرچند که این جنایات از صهیونیستها دور از انتظار نبوده و آنها همواره این کشتار را صورت دادهاند اما آغاز دوباره گسترده این تحرکات امری قابل توجه میباشد. در باب دلایل اهداف حملات چند نکته قابل توجه است. صهیونیستها با حملات گسترده به غزه به نوعی ضمن انتقام گیری از کاروانهای امدادرسان، برآنند تا از آمدن کاروانهای جدید جلوگیری نمایند و به نوعی هزینههای آمدن این کاروانها را جان مردم قرار دهند و از سوی دیگر با ویران ساختن غزه نارضایتی خود را از آینده روابط مصر و غزه اعلام دارند و در اقدامی پیش دستانه از بازگشایی مرز رفح میان غزه و مصر جلوگیری نمایند.آفرینش:روابط ترکیه و سوریه در مرز هشدارروابط ترکیه و سوریه در مرز هشدار»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن میخوانید؛روابط ترکیه و سوریه شاهد چالشهایی در چهار دهه گذشته بوده است اما هیچ گاه این چالشها به مرحله کنونی و حمله به جنگندههای نرسیده بود. در این بین با توجه به حمله جمعه گذشته سوریه به هواپیمای ترکیه و پیامدهای این امر بر روی روابط دو کشور باید گفت شلیک نیروهای هوایی سوریه به جنگنده ترک و سپس سخنان مقامات ترکیه ای نشان میدهد که این مساله بسیار خطرناک بوده و ممکن است تحولات جدیدی را در مساله سوریه به دنبال داشته باشد. در این بین اگر نگاهی به متغیرهای مهم و دخیل در افزایش تنش در روابط دو کشور داشته باشیم می توان به چند نکته مهم اشاره کرد .آنچه مشخص است هر چند شرایط بین المللی نیز برای مداخله نظامی و حمایت نظامی ترکیه بر ضد سوریه فراهم نیست و نمی توان با اثبات مقصر بودن سوریه در موضوع سرنگونی هواپیمای ترکیه ای و حمایت چین و روسیه از سوریه این موضوع را به واکنش بین المللی بر ضد سوریه و محکوم کردن آن در شورای امنیت تبدیل کرد. اما باید توجه داشت که مسلما با توجه به نوع رویکرد ترکیه و آسیب دیدن پرستیژ این کشور در بحران اخیر ترک ها از یک سو فشار حقوقی و .. جهانی بر ضد سوریه و حمایت بیشتر از مخالفان دولت سوریه را پیگیری میکنند و از سویی نیز به به دنبال برطرف کردن وجهه آسیب دیده خویش در بحران اخیر هستند امری که ممکن است روابط پیچیده ترکیه و سوریه و همچنین پرونده سوریه را در ابعاد غیر قابل پیش بینی ای قراردهد1928 این جنبش پس از حسن البنا، راه مسالمت آمیز را در مواجه با نظام مصر در پیش گرفت و همین امر سبب شد تا جذابیتهایش در چشم گروه های انقلابی که به مبارزه مسلحانه با نظام پادشاهی و سپس ریاست جمهوری اقتدارگرایانه سادات و مبارک تاکید داشتند، کاسته شود. با این وجود ترور، سرکوب و زندان سه گزینه اصلی پیش روی اخوانی ها بود که اعضای اخوان، آن را به خود خریدند. اخوان به رغم پشت سر گذاشتن دهه ها سرکوب توانست ماهیت انقلابی و رفتار منسجم خود را حفظ کند و همین رفتار سازمانی و منسجم سبب شد تا بتواند مردم را در صحرای برهوت جامعه مدنی مصر پس از انقلاب 25 ژانویه، راحت تر از دیگر احزاب به میان بکشاند و آرای آنها را شکار کند. اینک با گذشت نزدیک به 9 دهه مبارزه، این اخوانیها هستند که دست کاندیدای خود یعنی محمد مرسی را ورای همه سختیها و شکنجهها و سرکوبها به نشانه پیروزی بالا میگیرند و میروند تا بدین وسیله اهداف سه گانه خود را محقق کنند.«بر اساس اعلان این کمیته «احمد شفیق» 12،347،380 و محمد مرسی 13،230،131 میزان رای را به خود اختصاص دادهاند و در نتیجه محمد مرسی نخستین رییسجمهور بعد از سقوط نظام دیکتاتوری در مصر به حساب میآید. طی چند روز تاخیر در اعلان نتایج انتخابات، مذاکرات فشردهای میان گروههای سیاسی مصر و نظامیان صورت گرفت زیرا با وجود اینکه «اخوانالمسلمین» تاکید داشت مرسی حایز رتبه اول انتخابات ریاستجمهوری در دور دوم انتخابات شده، اما به دلایل عدیدهای این احتمال وجود داشت که هر لحظه ورق برگردد و نظامیان نام رقیب وی را به عنوان رییسجمهور اعلام کنند.. مصریها سالانه مبالغ قابل توجهی از این بابت کسب میکنند که در صورت اخراج ایشان این درآمد حذف و بر فهرست بیکاران مصر افزوده خواهد شد. وی اعلام کرده که فعلا با ایران هم رابطه نخواهد داشت، زیرا مساله موضع ایران در قبال سوریه، مانع چنین ارتباطی میشود. مرسی اکنون خلاف ادعای برخی رسانههای عربی که از همان ابتدا تلاش میکردند تا به بینندگان القا کنند که محمد مرسی نخستین رییسجمهوری اسلامی بعد از «بهار عربی» است، به خوبی درک کرده که این صفت میتواند مشکلات زیادی برای وی ایجاد کند. از اینرو در سخنان خود بر مسایل دیگری مانند «مدنی» و «نوگرا» بودن تاکید میکند. به هر تقدیر باید منتظر بود تا مرسی کابینه خود را معرفی کند. سپس تصمیمات نخستین او میتواند سیمای برنامه آتی آقای مرسی را ترسیم کند.2- اغلب کادر سیاسی وزارت امور خارجه تحصیلات مهندسی، پزشکی و علوم بیارتباط با این وزارتخانه را دارند. دفتر مطالعات سیاسی و روابط بینالملل و اداره اسناد و تاریخ دیپلماسی دو نهاد بسیار اثرگذار و پژوهشی هستند که توانستهاند تا حدی بار آکادمیک و نظری سیاست خارجی را برطرف کنند. البته این دو نهاد همیشه از کمبود نیرو و بودجه در تنگنا بودهاند. فصلنامههای این دو نهاد پژوهشی به موقع چاپ نمیشود، گرفتن طرح از این دو نهاد آسان نیست و پیچ و خم بروکراتیک دارد و کتابهای زیادی نیز از سوی این دو نهاد بیرون نمیآید، اما در کل وجود این دو مرکز غنیمتی بسیار بزرگ برای وزارت امور خارجه است که حتما باید تعداد نیروی انسانی و میزان بودجه آنها افزایش یابد تا به سمت سایبری و الکترونیکی شدن و ارائه خدمات به روز و با کیفیت و کمیت بالاتر حرکت کننداز سوی دیگر برای نقد و بررسی طراحی و ارائه آلترناتیو برای سیاست خارجی ایران برخی نهادهای واسطه وجود دارند که بیشتر در حیطه نظر سیاسی فعالیت میکنند. به عنوان مثال بخش سیاست خارجی و روابط بینالملل تشخیص مصلحت توانسته است با بودجه زیاد بسیاری از اساتید و پژوهشگران روابط بینالملل و سیاست خارجی را جذب کند و با دادن طرح و قبول موضوع از آنها گزارشهای راهبردی و کتب پژوهشی زیادی چاپ کند. اما بعضا به علت مغایرت تحقیقات و پژوهشهای صورت گرفته با سیاستهای کلی و سیاست اجرایی دولت اغلب این تحقیقات نیز که وجوه سفارشی آنها بسیار بالاست هیچ گونه کاربردی پیدا نکردهاند. متاسفانه شورای عالی امنیت ملی کشور با آن که در بحث حقوق بشر، انرژی هستهای و بسیاری از موضوعات امنیتی در سطح بینالملل فعال است فاقد بازوی تحقیقاتی توانمند است و هنوز نتوانسته بخش پژوهشی فعالی را راهاندازی کند که دارای باز نمایی در جامعه باشداصول کلی و خط و مشی اصلی سیاست خارجی ایران از متون الهیات، فلسفه و... خارج میشود. دانش سنت اسلامی به خصوص بحثهای فقه سیاسی سیاست خارجی ایران را هدایت میکند. اغلب بحثهای سیاست خارجی ایران که هدایتی هستند، بسیار کلی و قیاسی هستند و وجوه شعاری و هزینه بالایی برای کشور دارند. کلی اندیشی و روش قیاسی بدون توجه به واقعیات باعث شده است که فضای سیاست خارجی ایران بدون در نظر گرفتن شیوههای عملی طراحی شوند. استقلال، نفیسبیل، نه شرقی نه غربی، دفاع از مستضعفان جهان، حمایت از جنبشهای اسلامی، وحدت کشورهای اسلامی، ایجاد و تقویت امالقرای اسلام، مبارزه با امپریالیسم و هژمونی آمریکا، ضدیت با غرب و تفکر انسان محور، دفاع از اسلام سیاسی... اصولی بسیار کلی هستند که بدون در نظر گرفتن تکنیکهای اجرایی و شیوههای عملیاتی شدن توانایی چرخش به هر سمت و تفسیرهای گوناگون را دارند به نحوی که گاهی موجب سوء استفاده افراد میگردند. بسیاری از اصول مترقی و پیشتاز انقلاب اسلامی ایران که بر محوریت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بنا شده هنوز نتوانسته صورت کاربردی پیدا کند.. پیشنهادنظر و عمل مربوط به سیاست خارجی در ایران به شدت از یکدیگر دور افتادهاند. قوانین استخدامی باید ثبات شغلی و مباحث مربوط به ارتقا در این دو حیطه را بهم بریزد و حالت رفت و برگشت میان این حیطه را تسهیل کندبودجه تحقیقاتی و نیروی انسانی بخش پژوهشی سیاست خارجی در ایران بسیار کم است. سایتهای غیرفعال، فصلنامههای بسیار کم، تحقیقات و طرحهای سفارشی یا انتقادی رادیکال از تبعات توجه کردن به بخش پژوهشی است. باید تمام بخشهای پژوهشی دانشگاههای علوم سیاسی و روابط بینالملل و به خصوص بخش پژوهشی وزارت امور خارجه تقویت شودموسسات خصوصی پژوهشی در محیط سیاست خارجی تقویت شود و نهادهای اصلی متولی سیاست خارجی ایران طرحها و موضوعات خود را به آنها پیشنهاد دهند و از آنها طراحی، انتقاد، ارزیابی و ارائه راهکار بخواهنداز بودجه و نیروی انسانی تشخیص مصلحت کاسته شود و بودجه و نیروی انسانی بخش پژوهشی شورای عالی امنیت ملی کشور تقویت گردددانش سیاسی در ایران باید بومی شود. حوزه اصلا وارد مباحث سیاست خارجی و روابط بینالملل نشده است و علوم سیاسی و روابط بینالملل ایران اسلامی با دغدغهها و موضوعات ایرانی که دارای تکنیک اجرایی باشند صورت بندی معرفتی نشده استعلم محوری و توجه به تخصص در وزارت امور خارجه افزایش یابد و به خصوص برای رسته سیاسی شرایطی تدارک دیده شود که از بخش اداری و رشتههای غیر مرتبط با مناسبات سیاسی و... وارد نشوند.حکایتی که در آن تولیدکننده در پی فریب خریدار است و خریدار چارهای جز خرید ندارد و هنگامی که مفری برای عدم خرید بیابد قطعاً از کالای خارجی با آغوش باز استقبال میکند تا از شر چنین توهین و فریبی خلاصی یابد. متأسفانه نگرش تولیدکنندگان ملی و ایرانی در فروش کالاها همچنان در نگرش و فلسفه فروش جای مانده و برای همین، منطبق با این فلسفه هدف خود را بالا بردن فروش میدانند و اگر بتوانند این کار را با فریب مشتری نیز انجام میدهند. در این نگرش بر خلاف نگرش بازاریابی آنچه مطرح نیست، رفع نیاز مشتریان بوده و تمرکز تنها بر جیبهایی پر شده از اسکناس است. چنین روش و نگرشی در درازمدت چنان حس تحقیر در مشتری را برانگیخته که مشتری در اولین فرصت کالای خود را عوض میکند. چنین مشکلی آنجا نمود بیشتری مییابد که در بسیاری از موارد مانند مواد غذایی، کالاهای مصرفی عادی، خودرو و غیره مشتریان ایرانی، در انحصار خرید کالاهای ایرانی بوده و برای همین تن به چنین تحقیرهایی داده و روز به روز نیز در ضمیر خود با حجم انباشتهای از این رفتارها روبرو میشوند و روزی که کالایی خارجی مشاهده کنند با نفرت تمام خود را از اسارت کالاهای ایرانی رهانیده و با احساس فراغ بال و آزادی کالای خارجی را پذیرا میشوند.تولیدکننده بی اخلاق و بی علم ایرانی قطعا از این فرصت نیز سوء استفاده خواهد کرددر این حالت انحصارهای ایجاد شده که به اسم حمایت از کالای داخل از سوی دولت و مجلس به هیجان در آمده ایجاد میشود باز برای تولیدکننده همچون کمینگاهی بیش نیست. در این حالت نیز تولیدکننده موضوع را فرصتی برای چهار نعل تاختن قلمداد کرده و جز این نیز نمیتواند در سر داشته باشد؛ چون نه علمی برای بهبود دارد و نه اخلاقی برای سوء استفاده نکردن و به ناچار این فرصت را که به درستی کوتاه مدت میداند باید بر خر مراد بنشاندالف ) اگر تولیدکننده بداند حمایت بی دلیلی از او نمیشود و از طرفی بداند چاره راه سودآوری در چیست، قطعاً به سمت آن روانه خواهد شد. برای همین میبایست علم بهبود محصول را به او آموخت. تولیدکننده ایرانی در بسیاری از موارد از بدیهیترین امور تولید و بهبود و فروش کالا بی اطلاع است و حتی نمیداند که نمیداند و برای همین در جهل مرکب تا ابد باقی خواهد ماند. پس بهترین خدمت از تولید ملی نه حمایت بیدلیل و بیخاصیت از آن بلکه در علم آموزی به تولیدکنندگان است. نتیجه: رفتار خیانتگونه، حق طبیعی مصرف کننده ایرانی همانطور که بیان شد مشکل تولید ملی از دو سرچشمه بی اخلاقی و بی علمی تولیدکنندگان رنج میبرد. برای رفع این موضوع میبایست به جای تمرکز بر فرهنگسازی مردمی و مشتریان به فرهنگسازی در علت اصلی ماجرا یعنی تولیدکنندگان پرداخت. فرهنگسازی مردمی به وسیله شعارهای ملی و مذهبی تنها در مواردی کاربرد دارد که تولیدکنندهای با اخلاق و علم کالایی تولید کرده و مصرف کننده ایرانی برای فخر فروشی کالای خارجی را با آن جایگزین میکند.« 1- روند ساکن قیمت و حتی کاهنده قیمتهای ارز و طلا طی ماههای اسفند تا چند روز پیش که همراه با رکود در معاملات مسکن نیز بود دوباره به روندی فزاینده تبدیل شده است. بعد از مدتها قیمت دلار مرز 1900 تومان را رد کرد و طبق برخی از شنیدهها برای لحظاتی رکورد پیشین 2000 تومان را هم بار دیگر ثبت کرده است. البته اتحادیه صنف طلافروشان به عنوان یک مقام کم و بیش رسمی این بازارها، قیمت دلار را 1920 تومان اعلام کرده استدر اینجا دو پرسش پیش میآید؛ اول، عوامل موثر بر این تغییر روند چیست؟ و دوم، آیا نرخ دلار که از حدود 1050 تومان در ابتدای سال 1390 به مرز 2000 تومان در بهمن ماه همان سال افزایش یافت، دوباره در همان مسیر قرار گرفته است و باید انتظار افزایش قابل توجه آن در نیمه دوم سال را داشت که معمولا همراه با تشدید فشارهای تورمی تشدید میشود؟..«طبیعتا مصرفکنندگان داخلی به خصوص کسانی که مشتری کالاهای وارداتی مثل لوازم خانگی و خودروهای لوکس هستند به خوبی از همراهی نوسانات قیمت این کالاها با نوسانات نرخ ارز مطلعند و ممکن است از این روند ناراضی باشند. اما در همین شرایط، هراز چند گاهی خبرهایی متناقض با شهود مقدماتی علم اقتصاد، از سوی برخی اتحادیهها و انجمنها منتشر میشود که به بانک مرکزی اصرار میکنند که برای به راه افتادن «چرخ تولید» باید دلار ارزان به وفور در اختیار این انجمنها و اتحادیهها قرار گیرد. ولی آیا واقعا دلار گران برای تولید داخلی مضر است؟.تومان خواهد بود. تولیدکننده خارجی ناگهان قدرت رقابت خود را از دست داده و بازار را به تولیدکننده داخلی واگذار میکند. شما به عنوان تولیدکننده داخلی میتوانید بشقاب را اندکی کمتر از 2000 تومان بفروشید و حاشیه سود بالایی هم داشته باشید و کالای وارداتی توان رقابت با شما را نخواهد داشت.به عبارت دیگر، درست است که با افزایش قیمت دلار هزینههای مواد اولیه وارداتی افزایش مییابد، ولی به همان نسبت قدرت رقابت تولیدکننده خارجی کاسته میشود؛ بنابراین در صورتی که تولیدکننده ایرانی بخشی از هزینههای تولیدی خود را از بازارهای داخلی تامین کرده باشد، افزایش قیمت دلار باعث افزایش حاشیه سود او میشود؛ بنابراین مادامی که سهم مواد اولیه خارجی کمتر از 100 درصد ارزش کالای تولیدی باشد (که قاعدتا باید باشد!) گران شدن دلار در واقع باعث سوددهی بیشتر تولیدکننده داخلی میشود.ولی نباید از نظر دور داشت که وضعیت دو نرخی فعلی و به خصوص وضعیت ابهام و عدم اطمینان به جهتگیری بانک مرکزی در مورد نرخ ارز، سم مهلکی برای سرمایهگذاری در فعالیتهای تولیدی است. اینگونه فعالیتها معمولا نیازمند برنامهریزی بلندمدت برای تولید، بستن قراردادهای بلندمدت برای دریافت مواد اولیه و فروش محصولات، استخدام نیروی انسانی مناسب و بهینهسازی فرآیند تولید با توجه به نهادههای در دسترس میباشد. اما چه باید کرد؟ بانک مرکزی میتواند برای کاهش بخشی از این عدم قطعیت قدمهایی بردارد که مهمترین آنها افزایش قیمت ارز دولتی . بانک مرکزی البته نگرانیهایی در زمینه افزایش تورم ناشی از واردات و لجامگسیختگی بازار ارز نیز دارد که بحث در مورد آنها از این مجال خارج است، ولیکن اجمالا میتوان گفت بهترین اقدامی که بانک مرکزی در راستای افزایش تولید ملی و کاهش واردات میتواند انجام دهد، تکنرخی کردن بازار ارز در قیمتی تعادلی است که با توجه به شرایط فعلی کشور این قیمت تعادلی بیشک بالاتر از 1226 تومان است.آیا دلار گران برای تولید داخلی مضر است؟ جواب آن است که حتی اگر همه مواد اولیه تولیدکننده داخلی وارداتی باشد، نرخ ارز بالاتر قدرت رقابت تولیدکننده داخلی را در مقابل تولیدکننده خارجی افزایش میدهد در نتیجه دلار گران برای تولید داخلی مفید است. در عین حال عدم قطعیت فعلی و نظام دو نرخی بازار ارز، تولیدکنندهها را در بلاتکلیفی قرار داده و امکان برنامهریزی بلندمدت را سلب میکند. بانک مرکزی، با وجود نگرانی در مورد اثرات تورمی و از کنترل خارج شدن بازار ارز، باید با افزایش نرخ ارز مرجع و حرکت به سوی نظام تکنرخی جلوی عدم قطعیت فعلی و رانتجویی افراد و گروههای مختلف را گرفته و به این ترتیب به نحو شایستهای به افزایش رونق تولید ملی کمک کند.ادغام دو وزارتخانه صنایع و بازرگانی با یکدیگر نویدی ارزشمند در بهبود فرآیند تولید و تجارت در کشور بود که بحمدالله دولت دهم موفق در انجام این مهم توفیق یافت.وزارت صنایع و معادن سابق مسئولیت بخش تولید کشور را به عهده داشت که خطوط قبل و بعد از آن بستگی به وزارت بازرگانی داشت. از طرفی وزارت بازرگانی نیز با مسایل مرتبط با حوزه تولید به منظور تنظیم بازار دستوپنجه نرم میکرد و این مهم بدون هماهنگی با صنعت امکانپذیر نبود.ادغام و یکپارچه شدن وزارتخانههای بازرگانی و صنایع و معادن فصل نوینی در توسعه فعالیت تشکلهای صنعتی و تجاری گشوده است و هماهنگی فعالیتها و وحدت سیاستگذاریها و فعالیتها در بخش صنعت و تجارت افق جدیدی برای توسعه فعالیت تشکلها در بخش صادرات و رسوخ به بازارهای بینالمللی ایجاد کرده که نتایج ثمربخش آن را در تحقق اهداف برنامه پنجم توسعه اقتصادی و سند راهبردی توسعه صادرات شاهد خواهیم بود.از طرف دیگر نگاه به بازاری جهانی با گستره حدود هفت میلیارد مصرفکننده به جای جمعیت ۷۰ میلیونی کشور، تولید در شمار بالا را برای تولیدکنندگان نه بهعنوان یک مزیت بلکه بهعنوان یک ضرورت طرح میکند که این اتفاق میتواند به کاهش قیمت تمام شده محصول و درنهایت صرفه اقتصادی در چرخه تولید و مصرف کشور منتهی شود. این دستاوردهای مهم جز به تقریب ذهنی و عملی دو بخش تولید و تجارت ممکن نبوده است که امروز پس از گذشت چند ماه از اجرایی شدن فرآیند ادغام، با نگاهی به مسیر طی شده پس از ادغام به روشنی برکات و نتایج مثبت آن مشهود است