صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۴۲۷۵

یکى از مفاهیم کلیدى در فلسفه سیاسی، مفهوم عدالت مى باشد که در رابطه با آن بحث هاى مختلفى صورت گرفته است. در این نوشتار به بررسى این مفهوم در دیدگاه مقام معظم رهبرى پرداخته مى شود که زوایاى مختلف آن در سخنان ایشان مورد بررسى قرار مى گیرد. ایشان درباره عدالت مى فرمایند:” تکیه برعدالت،اساسى ترین و محورى ترین اصل یک حرکت الهى است؛ ادامه ى کار همه انبیا و مصلحان بزرگ تاریخ است. البته عدالت، دشمنانى دارد.همه کسانى که نانشان دربى عدالتى است، با عدالت دشمن اند. همه کسانى که با قلدرى وزورگویی- چه درصحنه ى ملی، چه درصحنه ى بین الملی- تغذیه مى شوند، باعدالت مخالفند.عدالت، شعار اصلى وهدف بزرگ انقلاب اسلامى ونظام جمهورى اسلامى بوده وهست. بعضى مى خواهند با عنوان تندروی، عدالت را متهم ومحکوم کنند. عدالت، تندروى نیست؛ حق گرایى است؛ توجه به حقوق آحاد مردم است؛ جلوگیرى ازویژه خوارى است؛ جلوگیرى از تجاوز وتعدى به حقوق مظلومان است. دریک کشور، کسان زیادى پیدا مى شوند که اگر دستگاه مسئوول قانونى به مدد آنها نشتابد، در امواج درگیرى هاى گوناگون لگد مال مى شوند. وظیفه ى دولت عدالت مدار، توجه ویژه به قشر محرومین است. عدالت را نباید تندروى ومخالفت با شیوه هاى علمى دانست. با استفاده از همه ى شیوه هاى عالمانه وبا تدبیر مى توان عدالت را در جامعه مستقر کرد.”

(مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى دکتر محمود احمدى نژاد 84/5/12)

مقام معظم رهبری، عدالت را درهم تنیده با دو مفهوم کلیدى دیگر دانسته و شرط تحقق عدالت را در پیوند آنها با یک دیگر مى داند:” من مى خواهم این نکته را عرض کنم که اگر بخواهیم عدالت به معناى حقیقى خودش در جامعه تحقق پیدا کند، با دو مفهوم دیگر به شدت درهم تنیده است؛ یکى مفهوم عقلانیت است؛ دیگر معنویت. اگر عدالت ازعقلانیت ومعنویت جداشد، دیگر عدالتى که شما دنبالش هستید، نخواهد بود؛ اصلا عدالت نخواهد بود.

عقلانیت به خاطر این است که اگر عقل وخرد درتشخیص مصادیق عدالت به کار گرفته نشود، انسان به گمراهى واشتباه دچار مى شود؛ خیال مى کند چیزهایى عدالت است، درحالى که نیست؛ وچیزهایى را هم که عدالت است، گاهى نمى بیند.

بنابراین عقلانیت ومحابسه، یکى ازشرایط لازم رسیدن به عدالت است. تا مى گوییم محاسبه وعقلانیت، عده یى مى گویند مواظب باشید، دست ازپاخطا نکنید، عقل را رعایت کنید؛ مبادا یک حرف آن چنانى بزنید که دردنیا آن طورى بشود؛ مبادا یک کارآن چنانى بکنید که دنیا صف آرایى کند.این ها عقلانیت محافظه کارانه است؛ من به این اصلا اعتقاد ندارم. بنابراین اگر بخواهید عدالت رابدرستى اجرا کنید، احتیاج دارید به محاسبه ى عقلانى وبه کار گرفتن خرد وعلم در بخشهاى مختلف، تا بفهمید چه چیزى مى تواند عدالت را برقرار کند واعتدالى را که ما بناى زمین و زمان رابراساس آن اعتدال خدادادى مى دانیم ومظهرش در زندگى ماعدالت اجتماعى است،تامین کند.

عدالت باید با معنویت همراه باشد؛ یعنى باید شما براى خدا واجر الهى دنبال عدالت باشید؛ دراین صورت مى توانید با دشمنان عدالت مواجهه ومقابله کنید. البته معنویت هم بدون گرایش به عدالت، یک بعدى است. بنابراین معنویت وعدالت درهم تنیده است.

این که ما بگوییم عدالت رامطرح نکنید، تولید ثروت رامطرح کنید؛ بهانه راهم این بیاوریم که بعد ازتولید ثروت سراغ عدالت مى رویم، این نمى شود. عدالت یعنى امکاناتى که درکشور هست، عادلانه وعاقلانه تقسیم کنیم- نه عادلانه بى حساب وکتاب- وسعى کنیم همین امکانات رابیشتر کنیم تابه همه بیشتر برسد؛ نه این که به قشر خاص و به دسته خاصى بیش تر برسد. این وظیفه ازوظایف دولت اسلامى بود که شما شعارش دادید؛خیلى هم خوب کردید؛ دنبالش هم باشید؛ متعهد به این هم باشید؛ واین اساس کار شما ست.

عدالت را واقعا محور همه برنامه ریزى هاى خودتان قرار دهید وببینید دربخشهاى مختلف چگونه مى شود آن را تامین کرد. دراین زمینه، به خصوص سازمان مدیریت وبرنامه ریزى بقش خیلى زیادى دارد و بعد هم بخشهاى مالى واقتصادى دولت وبخش خدماتى ودیگر بخش ها.”

(دیدار با رئیس جمهور و هیئت وزیران 84/6/8)

ایشان، اولین انتظار ملت از مسئولین را ملاحظه عدالت مى دانند و مى فرمایند:” دولت مردان وظائف سنگینى دارند که باید انجام دهند. ملت حق دارد اولین چیزى را که از مسئولان انتظار دارد و توقع میرود، ملاحظه ى عدالت باشد.براى تآمین عدالت که بسیارهم دشوار است، باید همه کار کنند؛ همه تلاش کنند. من اول سال گفتم: مسئله اقتصادى یک مسئله ى مهم کشور است. مسئله ى جنگ روانى دشمن یک مسئله مهم دیگر است. مسئله پیشرفت علمى هم مسئله سومى است که براى ملت ما مهم است.

” (مراسم هجدهمین سالگرد ارتحال

حضرت امام خمینی(ره) 86/3/14)

مقام معظم رهبری، پاى بندى به عدالت و عدالت محور بودن را مهم دانسته و مى فرمایند:”

نباید ارزش عدالت به عنوان یک ارزش درجه ى دو کم کم در مقابل ارزشهاى دیگر به فراموشى سپرده شود؛ در نظام ما این خطروجودداشته است. ارزشهاى دیگر هم خیلى مهم است؛ مثلا ارزش پیشرفت و توسعه، ارزش سازندگی، ارزش آزادى ومردم سالاری. مطرح کردن ارزش عدالت مطلقا به معناى نفى این ها نیست؛ اما وقتى ما این ارزش ها را عمده مى کنیم ومساله ى عدالت و نفى تبعیض وتوجه به نیازها ى طبقات محروم در جامعه کمرنگ مى شود، خطر بزرگى است؛ اما با عدالت محور بودن یک دولت، این خطرازبین مى رود یا ضعیف مى شود.”

(دیدار با رئیس جمهور و هیئت وزیران 84/6/8)

سپس ایشان عدالت را فلسفه وجودى مسئولین دانسته و مى فرمایند:” فلسفه ى وجودى ما، عدالت است. رشد اقتصادى باید هم پاى عدالت پیش برود؛ برنامه ریزى کنند و راهش راه پیدا کنند. حالا عدالت چیست؟ البته ممکن است در معنا کردن عدالت، افرادی، کسانى یا گروه هایى اختلاف نظر داشته باشند؛ اما یک قدر مسلم هایى وجود دارد: کم کردن فاصله ها، دادن فرصت هاى برابر، تشویق درستکار ومهارمتجاوزان به ثروت ملی، عدالت را دربدنه حاکمیتى رایج کردن- عزل ونصب ها، قضاوت ها، اظهارنظرها- مناطق دوردست کشور ومناطق فقیر را مثل مرکز کشور زیر نظرآوردن، منابع مالى کشوررابه همه رساندن، همه را صاحب و مالک این منابع دانستن، ازقدر مسلم ها ومورد اتفاق هاى عدالت است که باید انجام بگیرد. بنابراین، عدالت یک اصل است و نیازمند قاطعیت عدالت، با تعارف درست نمى شود؛ اولا قاطعیت مى خواهد، ثانیا ارتباط با مردم میخواهد، ثالثا ساده زیستى ومردمى بودن لازم دارد و بالاتراز همه، خودسازى وتهذیب مى خواهد؛ این هم جزو پیش شرط ها و پیش نیاز ها ى اجراى عدالت است. اول، باید خودمان را درست کنیم و یک دستى به سروصورت خودمان بکشیم، تا بتوانیم عدالت راجرا کنیم؛ وظیفه ى من وشما اینهاست. واقعا باید با ویژه خواران و فساد مبارزه کنیم.” (دیدار با مسئولین و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى 85/3/29)

آن گاه ایشان در تبیین یکى بودن دین و دولت، هدف انبیا را استقرار عدالت دانسته و به تشریح قسط مى پردازند:”

قسط چیست؟ قسط یعنى استقرار عدالت اجتماعى در جامعه. چه کسى میتواند این کارراانجام دهد؟ تشکیل یک جامعه ى همراه باعدالت وقسط، یک کار سیاسى است؛
نام:
ایمیل:
نظر: