صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۲۸۱۰

حجت‌الاسلام سیدعلیرضا حسینی/استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر حوزه مذاهب و فرق.
مسئله توسل و شفاعت و اتهام به شیعه

این اتهامات به علت عدم آشنایی وهابیت با حقیقت قرآن است، مسئله توسل و شفاعت دو روی یک سکه هستند و با هم ارتباط مستقیم دارند، راجع به اعراض از توسل، دو آیه در قرآن مجید وجود دارد، در سوره منافقون آیه چهارم و پنجم که هفت صفت را برای کسانی که اعراض از توسل دارند، بیان کرده است.
موضوعی که در آن دو آیه مطرح شده است، مهم ترین موضوع توسل است در جایی که می فرماید: «تعالوا یستغفر لکم رسول الله» بیایید تا پیغمبر(ص) برای شما استغفار کند، در اینجا مهم ترین مصداق توسل و مهم ترین مصداق شفاعت، استغفار پیغمبر اکرم(ص) برای مذنبین بیان شده است.
در این آیه شریفه هفت صفت برای کسانی که اعراض از توسل دارند، آمده است که می فرماید: «و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رئوسهم و رأیتهم یصدون و هم مستکبرون، سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفر الله لهم ان الله لا یهدی القوم الفاسقین»، یعنی اینها منافق هستند و سرشان را به تمسخر تکان می دهند، پس مستهزی و سدکننده راه حق هستند و تکبر که صفت شیطان است را دارند، گناهان شان قابل آمرزش نیست، اینها قابل هدایت نیستند و فاسق هستند.
در میان آیات قرآن، آیات بسیاری درباره توسل و شفاعت وجود دارد، اما علت اینکه این افراد حقیقت توسل و شفاعت را نمی فهمند و دائماً در حال شبهه افکنی هستند، به این جهت است که مسئله استقلال و وابستگی به حضرت حق را متوجه نمی شوند یا نمی خواهند متوجه شوند.
وقتی که این مسئله برای آنان حل نشود، در افعال عادی مشرکند، چرا که تصور می کنند کارهایی که انسان انجام می دهد، به حول و قوه خودش انجام می دهد، حال آنکه تمام کارها به حضرت حق مربوط است. «لا حول و لا قوه الا بالله» پس در حقیقت آنهایی که غافل هستند و افعال عادی مردم را منتسب به خودشان می دانند و مرتبط با حول و قوه الهی نمی دانند، در واقع آنها مشرک هستند و موحد کسی است که تمام افعال را به حول و قوه الهی می داند، البته خداوند متعال به برخی دیگر قدرت کمتری بخشیده است و به اولیایش قدرت فراوانی داده است.
به عنوان مثال، چطور خداوند به «عاصف بن برخیا» قدرت داده است که تخت بلقیس را از صبا پیش از چشم به هم زدن حضرت سلیمان بیاورد و حال آنکه طبق تصریح قرآن، جناب عاصف بخشی از علم کتاب را دارا بود، زیرا در قرآن می فرماید: «علم من الکتاب» اما در نزد پیغمبر اکرم(ص) کسانی بودند که به شهادت قرآن مجید که می فرماید: «عندهم علم الکتاب» علم کل کتاب را داشتند.
عقیده ما این است کسانی که علم کل کتاب را دارند، امیرالمومنین علی و ائمه(علیهم السلام) هستند، پس طبعاً اینها وقتی علم کتاب را داشته باشند، می توانند بسیاری از کارهای خارق العاده را انجام دهند، پس تقاضای ما از کسانی که کارها را به حول و قوه خداوند انجام دهند، نه تنها شرک نیست، بلکه کمال توحید است.
آنچه که بیان شد راجع به کسانی است که اعراض از توسل داشته باشند، تا چه رسد به کسانی که مانند وهابیت منکر توسل و شفاعت هستند.
زیارت اهل قبور
اهل سنت هم راجع به شخص پیغمبر اکرم(ص) نقل کرده اند که حضرت رسول(ص) آمدند به بقیع و زیارت اهل قبور کردند، همین طور موارد بسیار دیگری وجود دارد که نشان دهنده این مطلب است که زیارت اهل قبور سیره مسلمانان از صدر اسلام تا الآن بوده است، حتی اهل سنت در نزد قبور بزرگان شان حوائجی از خداوند می خواستند و آنجا را محل برآورده شدن حوائج خود می پنداشتند، مواردی در تاریخ ذکر شده که برخی از بزرگان اهل سنت بر سر قبور بزرگان دیگر از اهل سنت رفته و در آنجا حاجاتی را می خواستند.
اشکال به زیارت اهل قبور نظری است که اخیراً به وسیله وهابیت و کما بیش در گفته های سلفیون مانند «ابن تیمیه» وجود دارد و الا عمده اهل سنت زیارت اهل قبور را قبول داشته و خود آنها این کار را انجام می دهند.
این اشتباه، بعد از وجود مقدس پیغمبر(ص) و در بین بعضی از افرادی که با اهل بیت پیغمبر اکرم(ص) مخالف بودند رایج شد، چراکه می خواستند اهل بیت(علیهم السلام) مطرح نشوند، در نتیجه کرامات و موقعیت آنها را در نزد پیغمبر اکرم(ص) و روایات فضائل آنها را انکار می کردند، بعد از اینکه مردم به مقابر آنها روی آوردند و باعث آن شدند که فضائل آنها در بین جامعه باقی رواج یابد، برای اینکه مسیر نقل فضائل اهل بیت(علیهم السلام) را بگیرند، زیارت قبور اهل بیت(علیهم السلام) را ممنوع اعلام کردند و روایاتی به این مناسبت ساخته شد، اما این روایات معمولاً مورد اعتراض مسلمان ها بوده است و اخیراً برخی از سلفیون و وهابیت به این روایات جعلی تمسک می کنند، اما خوشبختانه شواهد زیادی مبنی بر ساختگی بودن روایاتی که در باب منع زیارت اهل قبور ساخته اند، در دست است.
به طور مثال گفته اند پیغمبر(ص) به امیرالمومنین(ع) فرموده برو هر قبری را که یافتی صاف کن و هر بتی را که یافتی بشکن و هر تصویری را که دیدی محو کن.
ساختگی بودن این سخن از جانب پیغمبر(ص) واضح است، به دلیل اینکه:پیغمبر(ص) یا در مکه این سخن را گفته اند و یا در مدینه. قطعاً این سخن مربوط به دورانی که در مکه بودند نیست، چرا که در زمانی که در مکه بودند آنچنان قدرتی نداشته اند که این گونه امر کرده باشند و اگر هم حضرت در مدینه این را بیان کرده باشند، با توجه به اهمیت تاریخی این جریان، طبیعتاً می بایست در منابع تاریخی سخنی از این واقعه به میان می آمد، در حالی که چنین ماجرایی در هیچ یک از منابع تاریخی نقل نشده است.
مشکل عمده وهابیت
عمده اشکال وهابیت در مسئله توحید است. به دلیل اینکه بعضی از روایاتی که وهابیت به آن تمسک می کند، دلالت بر تجسم پروردگار متعال دارد، این روایات که همگی ساختگی است، می گوید خداوند متعال روز قیامت می آید و پایش را در جهنم می گذارد.
مصادیق دیگری از این دسته روایات جعلی بیان کننده این مطلب است که خداوند در روز قیامت با چهره ای می آید که او را نمی شناسند و سپس رفته با چهره دیگری وارد می شود، به این روایات در کتب وهابیت و سلفیون به خصوص در کتاب توحید محمدبن عبدالوهاب استناد شده است، همان طور که می بینید این آقایان برای خداوند اموری را قائلند که با توحید در ذات سازگار نیست و در واقع به جای خدا، یک بت وهمی را می پرستند، نه خداوند متعال را و پرستیدن بت وهمی پست ترین انواع بت پرستی است، زیرا بدترین نوع شرک است، در عین حال با کمال بی شرمی به موحدان واقعی اتهام شرک می زنند.
وهابیت بودجه سنگینی برای القای شبهات و تألیف کتاب ها و جزوات به کار می گیرند. در بین شیعیان نیز اگر چه کار بسیاری صورت گرفته است، اما از جهت عرضه در مضایقه هستیم.
البته برخی تصور می کنند که عرضه کتاب های شیعه با وحدت و همبستگی منافات دارد، حال آنکه اگر ما بکوشیم که محتوی مطالبی که عرضه می کنیم، احساسات برانگیز نباشد و واقعیات را خوب نشان دهد، زمینه های تهمت را از بین می برد و بیشتر موجب وحدت بین مسلمان ها می شود، چون تاریکی و جهل در بین مسلمانان باعث می شود که اینها بتوانند اتهاماتی به شیعه بزنند.
مطلب دیگر این است که وهابیت به دروغ خود را منتسب به اهل سنت می کند، ما باید تلاش کنیم تا همه مسلمان ها بدانند که وهابیت دشمن مشترک شیعه و سنی است و اینگونه تصور نشود که وهابیت تنها دشمن شیعه است، هر چند برای اینکه دیگران را با خود همراه کند نوک پیکانش را متوجه شیعه می کند، اما بسیاری از عقاید مشترک بین شیعه و اهل سنت را مورد تهاجم قرار داده است.
با تشکر از خبرگزاری رسا

نام:
ایمیل:
نظر: