گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 27 ژوئن 2012 (7 تیر) در مقالهای به راهبردهای امنیتی رژیم صهیونیستی در قبال ایران و هراس این رژیم از قدرتیابی حکومتهای سنی تحت رهبری عربستان پرداخت و نوشت: تلاش بینالمللی برای محدودسازی تحقیقات هستهای ایران با حمایت جدی اسرائیل همراه بوده است. مطابق گفته برخی تحلیلگران در داخل و خارج اسرائیل، ایران بهدنبال ساخت تسلیحات هستهای و استفاده از آنها علیه اسرائیل است که این مسئله، حملات پیشدستانه علیه ایران را برای اسرائیل به گزینهای حیاتی برای حفظ بقا تبدیل کرده است. آمریکا و اتحادیه اروپا در مورد نیات ایران تردید دارند. تنها عربستان و برخی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس حساسیتی مانند اسرائیل دارند و از حملات فوری و سنگین علیه ایران حمایت میکنند. گفته میشود عربستان سعودی به جنگندههای اسرائیلی حق پرواز خواهد داد و به سوختگیری مجدد آنها برای بازگشت، کمک خواهد کرد. نگاهی به سیاست خارجی اسرائیل طی 50 سال گذشته نشاندهنده اهداف بلندمدت مختلف است که در مورد ایران با فراز و فرودهایی همراه بوده است. به طور خلاصه، عربستان به طور قطع، خواهان تضعیف شدید ایران است. در حال حاضر، تحریمهای بینالمللی علیه ایران به اقتصاد این کشور آسیب جدی زده است. عربستان سعودی به دنبال این است که ایران را با تحریک به شورش در مناطق کردنشین، عربنشین و بلوچنشین، تضعیف و چندپاره کند. این مسئله بهشدت تضعیفکننده ایران است و به سعودیها جایگاه و قدرت بیرقیب در منطقه خواهد داد.
در ادامه مقاله آمده است: زدن ضربه مهلک به ایران از طریق حملات هوایی و تهدید تمامیت ارضی این کشور میان متفکران راهبردی اسرائیل، طرفداران بسیاری دارد. این وضعیت برای اسرائیل و متحدان کردی آن در ایران، عراق و سوریه مزیت امنیتی چشمگیری خواهد داشت. باوجود این، از نظر کارشناسان راهبردی، این پیامدهای منفی و شدید با گذشت چند سال پدیدار خواهد شد. این مسئله مهم که جنگها به حوادث غیرقابل پیشبینی منجر میشوند و جهان عرب وارد دورهای نوین و غیرقابل پیشبینی شده، سبب میشود اسرائیل بیشتر به ابعاد مختلف سناریوهای پیش روی خود بیندیشد. خیزش سعودیها به عنوان قدرت منطقهای، تنها به وضعیتی منجر میشود که در آن، زنجیرهای از کشورهای سنی تحت رهبری سیاسی و اقتصادی عربستان به قدرت رسیدهاند. عربستان سعودی و سایر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس به لحاظ قدرت نظامی چندان قدرتمند نیستند؛ اما میتوانند از منابع اقتصادی خود برای کسب حمایت در منطقه به ویژه از مصر، سوریه (پس از اسد) و سایر مناطق سنینشین غرب عراق استفاده کنند. این کشورها سنتهای نظامی مهمی دارند. آنها همگی به کمک خارجی نیاز دارند و از اسرائیل متنفر هستند.
در پایان مقاله آمده است: بهترین گزینه در قبال ایران، تمرکز بر توقف برنامه هستهای ایران و حتی فاصلهاندازی میان ایران و سوریه است؛ اما در عین حال، نباید سناریوی اجرایی، چند پاره کردن ایران باشد. دشمن کنونی میتواند متحد فردا باشد. ایران زمانی متحد اسرائیل در برابر کشورهای عربی بود و ممکن است دوباره این موضوع اتفاق بیفتد؛ البته ظهور ایرانی که متحد اسرائیل باشد، از درون تغییرات ژئوپلیتیک منطقهای بهدلیل جنگها و خیزشهای اخیر ممکن خواهد بود. آمریکا و اتحادیه اروپا حداقل در کوتاهمدت (و احتمالاً در بلندمدت) تلاش دارند در ایران دموکراسی بهوجود آید. با وجود این، از نظر اسرائیل، ایرانی دموکراتیک هرچند اساساً مطلوب است، اما لزوماً به ظهور حکومتی دوست یا غیرهستهای در این کشور منجر نخواهد شد. دوستی اسرائیل و ایران بر اساس منافع ژئوپلیتیک خواهد بود و نه حسن نیت یک شاه یا آیتالله یا رئیسجمهور.
بصیرت: ایدههای نویسنده، ارزش توصیفی دارد و وی از این بعد بهره گرفته؛ اما ارزش اجرایی ندارد. تکیه بر اینکه عربستان با پشتوانه مالی میتواند به یک قدرت منطقه تبدیل شود، کاملاً خطاست. واقعیت این است که عربستان امروز، با مشکلات سیاسی و اجتماعی سنگینی مواجه است و ثروت وی نتوانست از وقوع بیداری اسلامی در کشورهای عربی جلوگیری کند و حتی نتوانست پس از سقوط دیکتاتورها در این کشورها، افراد مورد نظر عربستان را روی کار آورد. ورود به جایگاه قدرتمندان در گرو عوامل متعددی است که سهم عربستان از آنها فقط ثروت است ولاغیر. اظهارات نویسنده درباره مسائل ایران نیز همان توصیف ایدهای است که ایران گامبهگام از آن توصیفات فاصله میگیرد و بر استحکامش افزوده میشود.