صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۳۵۶۷

محمدرضا نجفى
تقارن بر وزن تفاعل به معنای باهم قرین شدن است و از ریشه قرن به معنای نظیر، مانند، کفو و همانند است. متقارن اسم فاعل از باب تفاعل یعنی آن چیزی است که همانند و نظیر دیگری است. در ارتباط با جنگ نامتقارن تعاریف متعددی ارائه شده که شامل موارد زیر می شود: به کارگیری رویکردهای غیرقابل پیش بینی یا غیرمتعارف برای خنثی کردن یا تضعیف قوای دشمن و در عین حال بهره برداری از نقاط آسیب پذیر دشمن از طریق فناوری های غیرقابل انتظار یا روش های مبتکرانه علیه دشمنی که از توان رزم بالایی برخوردار است و یا نبرد بین نیروهای غیرمشابه، رویکردهای نامتعارفی که دشمن ضمن بهره برداری از نقاط آسیب پذیر ما، از نقاط قوت ما برحذر مانده یا آنها را تضعیف می کند.
جنگ نامتقارن به جنگی گفته می شود که طرفین درگیر نه تنها آرایش و تاکتیک متناسب با یکدیگر ندارند، بلکه در نبرد با یکدیگر از روش های خاص و منحصر به فرد خود استفاده می کنند. درگیری ای که خارج از اصل و قاعده صورت گیرد، با یک شیوه غیرمعمول و فریب آمیز جهت تأثیرگذاری بر موازنه و برابری نیرو در مقابل دشمن (دیوید.ال کانگ ـ ژنرال ارتش آمریکا). یک درگیری خارج از اصل و قاعده پذیرفته شده در جنگ های متقارن (کلاسیک) و ضربه به دشمن از طریق شناسایی نقاط ضعف و آسیب پذیری های آن و به بیان دیگر برخورد منطقی با شرایط، زمانی که می دانیم به هیچ وجه نمی توان از شیوه های مرسوم جنگ متقارن (کلاسیک) دشمن را مغلوب کرد. انتخاب نبرد نامتقارن منطقی ترین شیوه است.
جنگ نامتقارن که امروز در قالب استراتژی عملیات، تاکتیک، تکنیک و شیوه نبرد مورد توجه کارشناسان و صاحب نظران امور نظامی است، بیش از یک دهه نیست که در ادبیات سیاسی و نظامی غرب مطرح شده است و شاید یکی از دلایلی که باعث شده این مفهوم مورد توجه قرار بگیرد، از بین رفتن نظام دو قطبی به طور عام و تبدیل شدن آمریکا به یک تهدید جهانی برای کشورهای دنیا به طور خاص است. برخی صاحب نظران که بعضاً به قدرت های بزرگ نظامی وابسته هستند، جنگ نامتقارن را یک پدیده تروریستی و نقطه عطف آن را در غرب، حادثه 11 سپتامبر سال 2001 در آمریکا می دانند، اما وجه غالب ادبیات نظامی غرب در زمینه تعریف فوق بر محور دو توده متخاصم در جنگ نامتقارن، یعنی دو طرف ضعیف و قوی استوار است که توجه به این نکته و جنبه تأثیر جنگ روانی نامتقارن حائز اهمیت است. محافل نظامی دیگری نیز هستند که نگاه متفاوتی بر این نگرش دارند، از دیدگاه آنان جنگ نامتقارن رویکردی است که در روند طبیعی برآمده از سیر تاریخی جنگ در مقاطع مختلف شکل گرفته و متحول می شود و ضمن بیان مفاهیم جدید و هدایت مسیر تاریخی جنگ، چالش های فراوان و ناگواری را پیش روی قدرت های رزمی - نظامی جهان قرار دهد.
جنگ ویتنام اولین جنگی بود که در آن، نیروهای مسلح آمریکا توسط ویتنام مغلوب شدند. جنگ ویتنام نشان داد که آمریکا در مقابل جنگ نامتقارن «ویت کنگ»ها ناشیانه عمل می کند. جنگ رژیم صهیونیستی با حزب‌الله لبنان نیز نشان داد که صهیونیست ها با تمام تجهیزات در مقابله با حزب الله ناموفق عمل کرده و حزب الله هم اکنون می تواند ضربات مهلکی را به ارتش این رژیم وارد کند. در نگاه غرب، انسان ها اسکلت هایی هستند که در کنار ابزارها شکل پیدا می کنند و فقط در کنار تکنولوژی قدرت پیشروی دارند، اما در ادبیات نظامی کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران، انسان محوری یک اصل است، نه ابزارمحوری و البته درست برعکس انسان تکنولوژی محور، نتیجه جنگ را اراده مشخص می کند، نه تکنولوژی.

نام:
ایمیل:
نظر: