صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۴۳۵۷۴
فتح‌الله پریشان مقدمه: در چند شماره گذشته با زندگی، زمانه و مبانی نظری اندیشه سیاسی شیخ شهاب الدین سهروردی آشنا شدیم. به نظر می رسد این مقدمات برای ورود به ماهیت سیاست در نزد این اندیشمند لازم بوده و اینک می توان سیاست در فلسفه اشراقی سهروردی را مورد واکاوی قرار داد.

جایگاه سیاست در نزد سهروردی
شیخ اشراق به دنبال رویکرد سیاست متعالی است. نظریه سیاسی و حکومت مطلوب او، توسعه مادی را با تعالی معنوی، توأمان، تبیین و تأمین می کند. رهیافت اشراقی که حکمت ذوقی و حکمت بحثی را توأمان در خود جمع کرده، چشم انداز جدیدی به زندگی سیاسی مسلمانان دارد که از پیش آن، نظریه دوساحتی انسانی الهی (اسلامی اشراقی)، جایگزین نظریه و رویکرد مادی جسمانی (دنیوی) و تک ساحتی می شود.
در این رویکرد، سیاست، معنایی الهی به خود می گیرد و از رهگذر آن، انسان در سایه رفاه و آسایش و امنیت به جهان برین می رسد؛ بنابراین سیاست، ابزاری برای استصلاح خلق به شمار می رود و حکومت نیز وظیفه ای جز هدایت و رهبری خلق در دنیا برای رسیدن به سعادت اخروی به عهده نخواهد داشت.
شیخ اشراق امور دنیوی را به دو دسته تقسیم می کند:
1- اموری که متعلق به اعمال انسانی نیست (حکمت نظری)؛
2- اموری که متعلق به اعمال انسانی است (حکمت عملی).
با توجه به مبانی معرفت شناسی سهروردی، نگاه خاص وی به انسان و جهان موجب شده تا برای زندگی این جهانی انسان ها از باب ضرورت، الگویی مناسب بینش خود ارائه کند. از آنجا که وی، غایت زندگی ابدی را در جهان دیگری جست وجو می کرد، توجه به امور دنیوی برای وی، امری آلی است و بر همین اساس، ظلم و رنج وارده بر همنوعان خود را تحمل نمی کند و در تقسیم بندی حکمت عملی به مباحثی چون خلقیه، منزلیه و مدینه توجه می کند که به نوعی در ضمن آن جایگاه سیاست نیز در این قسمت روشن می شود. البته او همانند فارابی به بیان انواع مدینه ها نپرداخته است، بلکه در پی رهبر فرزانه ای است که با عدالت (دارای شجاعت، حکمت، عفت) باشد. سهروردی مشروعیت چنین حکومتی را امرالله می داند.
ماهیت سیاست
فـلسفه و اندیشه سیــاسی سهروردی که درباره آن سخن خواهیم گفت از حکمت ذوقی وی سرچشمه می گیرد. این حکمت تنها به دریافت روش شهود و حکمت ذوقی نزد ایرانیان باستان اکتفا نکرد، بلکه با بهره گیری از کاربردهای این روش در حکمت یونانی، روشی نوین در ساحت فلسفه ایجاد کرد. نکته محوری در فلسفه سیاسی سهروردی، حاکمیت و رهبری حکیم متأله است. در فلسفه سیاسی سهروردی، حکیمی الهی که متوغل و فرو رفته در تأله باشد، شأن و منزلتی بالاتر نسبت به حکمای دیگر دارد. در نظر او اگر ریاست واقعی جهان به دست حکیمی متأله قرار گیرد، زمانه آن حکیم بس نورانی و درخشان خواهد بود و بر عکس، اگر جهان از تدبیر حکیمی الهی خالی باشد، ظلمات و تاریکی ها بر عالم و مردم آن چیره می شود.
از این منظر، حکومت مطلوب شیخ اشراق حول داناترین فرد دور می زند؛ یعنی حاکم چنین حکومتی باید توانایی اتصال به جهان مافوق را داشته باشد. حاکم مطلوب سهروردی نه تنها باید طبیب جسم باشد، بلکه باید طبیب روح نیز باشد. از این رو برای این که به این کار نائل شود باید با روح الانوار ارتباط داشته باشد. حکومتی که عدالت پایه آن است و غایتی جز سعادت و کمال انسان ندارد. وی خلافت را از آن کسی می داند که در معارف ذوقی سرآمد بوده و حتی الامکان از دانش های ظاهری عالم بی بهره نباشد، خواه مردم او را بشناسند و به قدرتش رسانند و خواه نشناسند و در گوشه ای بنشانند؛ با این تفاوت اگر تدبیر در جامعه در دست چنین افرادی باشد دوران روشنایی خواهد بود و اگر نه به ظلمت و تاریکی فرو خواهد رفت.
ضرورت حکومت
سهروردی، خاستگاه حکومت خود را تنها از منظر الهی مطرح و با اثبات نبوت برای بشر، به رسالت انبیا اشاره می کند و ضمن بیان وظایف مردم در قبال پیامبران، حکومت حکیم متأله را نیز ادامه سلسله هدایت الهی بشر می داند و برای حاکم متأله، مشروعیتی الهی قائل است. به این ترتیب، داناترین فرد جامعه، در صورت داشتن شرط تأله، رهبری جامعه را بر عهده خواهد گرفت و پذیرش مردم در مشروعیت حکومت وی تأثیری ندارد؛ زیرا سهروردی، خود به دو نوع ریاست ظاهری و نهایی تصریح می کند.
همچنین وی در مورد ضرورت حکومت با استدلالی ساده، اما متقن می گوید چون مردم خودشان به تنهایی نمی توانند کارهای مهم خود را انجام دهند و برای انجام معاملات و قصاص و به دلیل ضرورت زندگی جمعی به قانون احتیاج دارند، وجود حکومت و قوه قاهره ای برای اجرایی سازی قانون لازم است. البته از منظر ایشان، برای نظارت بر اجرای این قانون به شارعی عادل نیازمند است تا بتواند قانون را در سطح اجرایی عملی کند. در شماره آتی بیشتر با بنیان ها و عناصر شیعی و ایرانی اندیشه سیاسی و فلسفی شیخ شهاب الدین سهروردی آشنا خواهیم شد.

نام:
ایمیل:
نظر: