صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۳۹۸

محمد‌حسین منصف

امروزه بسیاری از دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی میزان اقتدار ملی نظام‌های سیاسی در صحنه داخلی و بین‌المللی را با میزان مشروعیت آن نظام در نزد افکار عمومی‌اش ارزیابی می‌کنند و این‌گونه می‌پندارند که هر قدر میزان مشروعیت آن نظام در نزد افکار عمومی ملتش بالاتر باشد، شهروندان به نظام سیاسی خود احساس تعلق بیشتری می‌یابند و این نوع احساس تعلق در شرایط بحرانی منجر به فداکاری شهروندان برای حفظ حاکمیت و نظام سیاسی منتبع از آن خواهد شد. هر چه این احساس تعلق و خودی دانستن حاکمیت و نظام سیاسی قویتر باشد، وفاداری شهروندان به نظام و در نتیجه فداکاری و جانفشانی برای حفظ آن نیز حماسی‌تر خواهد بود.

 آنچه که در جریان جنگ ایران و عراق در طرف ایرانی جنگ رخ داد و منجر به دفاع از آب و خاک میهن و حفظ تمامیت ارضی و تنبیه متجاوز گردید، تنها به خاطر دفاع از میهن نبود، اگرچه دفاع از آن نیز با ایمان دینی ملازم و همراه است (قال رسول‌الله(ص): حب‌ الوطن من الایمان)، اما حماسه‌های بی‌بدیل و کم‌نظیر سالهای جنگ با انگیزه‌ای به مراتب قویتر شکل گرفت. انگیزه‌ای که از ایمان این مردم از رزمنده خط مقدم تا عناصر پشتیبانی از جنگ در عقبه (شهرها، روستاها و...) به نوع حاکمیت و نظام سیاسی منبعث از دین مربوط می‌شد و به بهترین شکل در ایثار، فداکاری و از خودگذشتگی این ملت در هشت سال جنگ بروز یافت و متبلور گشت.

دشمن برای رسیدن به هدف شوم خود یعنی به سقوط کشاندن نظام اسلامی، انقلابی ایران مجبور بود تا به بهانه اختلاف مرزی وارد عمل شود و اشغال آب و خاکی که نظام اسلامی حاکمیت خود را بر آن گسترانده بود، تنها راه‌حل برای به سقوط کشاندن این نظام ارزیابی می‌شد. اما اشتباه اصلی و کلیدی عراق در طرح‌ریزی استراتژی جنگی خود یعنی عدم محاسبه نیروهای مومن و مردمی معتقد به نظام اسلامی و به حساب نیاوردن عنصر مشروعیت مردمی نظام انقلابی ایران باعث شد تا در همان روزهای آغازین جنگ، این استراتژی با مقاومت حماسی خرمشهر در هم بشکند و از زهر حمله عراق تا حدود زیادی کاسته گردد. آنان که قرار بود که سه روزه خوزستان را تصرف کرده و در اهواز سخنرانی کنند (ادعای صدام) و برای اشغال خرمشهر قهرمان به اندازه یک نصفه روز نیز وقت قائل نشدند، در صحنه عمل فقط «35 روز، از روز 31 شهریور 59 تا 4 آبان 59 برای اشغال خرمشهر متوقف شدند.»(1)

 به ادعای کارشناسان نظامی، این مقاومت 35 روزه مردمی که در طرح‌ریزی استراتژی جنگی عراق محاسبه نشده بود، نقش اساسی در به شکست کشاندن استراتژی جنگ سریع عراق ایفا نمود و حیثیت جنگی دشمن را به خطر انداخته و تمام هم و غم دشمن را متوجه اشغال خرمشهر نمود از سویی دیگر برای مسئولان سیاسی، نظامی و مدافعان ایرانی ایجاد فرصت نمود تا خود را برای دفاع بهتر در مقابل دشمن آماده سازند.

در اینجا مردم و قدرت دفاعی دو کشور مورد تجاوز عراق (ایران - خرمشهر در 31 شهریور 59 شمسی - و کشور کویت در 2 اوت 1990) را از جهت میزان مقاومت در برابر متجاوز مورد بررسی قرار می‌دهیم. هدف ما از این مقایسه این است که تاثیرگذاری مشروعیت یک نظام سیاسی در نزد افکار عمومی و اثر آن در میزان مقاومت و پایداری در برابر متجاوز را روشن سازیم.

مقاومت ایران در برابر تجاوز عراق

 در مورد ایران، به عنوان نمونه فقط مقاومت حماسی خرمشهر را در این مقایسه مدنظر قرار خواهیم داد.

 عراقیها برای اشغال خرمشهر در پائیز 59 که فقط صدها تن از بچه‌های بسیج، سپاه و مردم محلی و ارتشیان داوطلب با کمترین سلاح و مهمات در آن مقاومت می‌نمودند، «35 روز پشت دروازه‌های خرمشهر معطل شدند»(2)

این امر با توجه به میزان استعداد قوای متجاوز و قوای مدافع بسیار شگرف و قابل توجه به نظر می‌رسد. «از نظر مقایسه توان رزمی، استعداد نیروهای دشمن حدود 15 برابر نیروهای مدافع ایرانی در خرمشهر بود»(3)

عظمیت این دفاع حماسی که نقشه‌های متجاوزین را بر هم زد، چنان بود که رسانه‌های خبری جهان در مورد آن چنین تفسیر و تحلیل نمودند:

رادیو کلن آلمان در تاریخ 9/8/59 شمسی در این مورد طی تفسیری خبری چنین می‌گوید: «وابستگان نظامی غربی مقیم بغداد معتقدند که از نظر تئوری نظامی، یعنی با توجه به قدرت تهاجمی عراق و نیروی دفاعی ایران، بایستی شهرهای محاصره شده آبادان و خرمشهر روزها قبل به تصرف نیروهای عراق در آمده باشند. به این منظور لازم بود عراق، چترباز در آن جا پیاده‌اند و تانکهای بیشتری به جبهه اعزام دارد. معلوم است که تنها با آتش توپخانه و بدون پیاده نظام این منظور عملی نخواهد شد. البته در اعلامیه‌های رسمی فرماندهی ارتش عراق مرتب از پیشروی بدون وقفه سربازان عراق سخن می‌رود و در حالی که گزارشهایی که خبرنگاران خارجی ارسال می‌کنند، عکس این ادعا را ثابت می‌کند و حاکی از آن است که سربازان و سپاهیان ایرانی با شهامتی فوق تصور در مقابل دشمن که از لحاظ ساز و برگ نظامی بر آنها برتری دارد، می‌جنگد و حتی پاسداران انقلاب که اغلب فاقد آموزشهای نظامی کامل نیز هستند، با رشادتی قابل تحسین، بدون کوچکترین هراس از مرگ، در مقابل آتش توپخانه و تانکهای عراقی ایستادگی می‌کنند.»(4)

الکس افنای، خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز مشاهدات خود از خونین شهر را چنین بیان کرده است: «مدافعان ایرانی چنان مقاومت سرسختانه در اکتبر 1980 از خودشان نشان دادند که پس از سقوط شهر، ایران نام خرمشهر را به خونین شهر تغییر داد. بلافاصله پس از سقوط شهر خرمشهر، سرفرماندهی عراق برنامه‌ای برای بازدید خبرنگاران غربی ترتیب داد. خبرنگاران شدت وحدت نیروی را که صورت گرفته بود احساس کردند: در شهر یکصد و پنجاه هزار نفری به سختی می‌توان خانه‌ای را یافت که آثار خمپاره و گلوله بر دیوارهای اتاقهای آن نباشد و این حاکی بود که مدافعان ایرانی چگونه خانه به خانه از این شهر دفاع کردند. یک فرمانده ارشد عراقی در آن زمان اذعان کرد که ایرانیان که اغلب آنها جوانان عضو سپاه پاسداران و فاقد تجربه هستند، تا پای جان بر دفاع از خرمشهر پایداری کرده‌اند.»(5)

از سویی دیگر رزمندگان اسلام، خرمشهری را که 35 روز مهاجمین عراقی را تنها با حضور چند صد تن از مدافعان مومنی که به نظام خود ایمان داشتند، معطل کرده بود ظرف یک روز و نیم نبرد مستقیم آزاد نمودند. در حالیکه خرمشهر در آن زمان مملو از سربازان عراقی بوده و ده‌ها هزار سرباز عراقی در پشت موانع و مواضع مستحکم و مجهز به پیشرفته‌ترین سلاحها از آن حفاظت می‌نمودند. اما چه شد که آن همه سرباز و سلاح، کارآیی خود را از دست داد؟ از نیروهای عراقی مدافع خرمشهر «16000 نفر از آنها کشته و زخمی و 19000 نفر از آنان، اسیر رزمندگان اسلام شدند»(6)

مقاومت کویت در برابر تجاوز عراق

عراقیها در اشغال کویت فقط چند ساعت وقت لازم داشتند که از نقطه صفر مرزی (مرزالرمیله) تا پایتخت کویت را توسط تانکهایشان بپیمایند و کویت را تصرف کنند. مگر مردم کویت با مردم خرمشهر چه تفاوتی داشتند که اینگونه سریع تسلیم عراقیها شدند؟! کویتی که در هنگام تجاوز «700 هزار شهروند کویتی‌الاصل داشت و جمعیت مهاجر ساکن آن بالغ بر 000/200/1» (7) نفر می‌شدند» و مساحت آن صدها بار به مراتب بیشتر از خرمشهر بود و سربازان «ارتش حرفه‌ای 25 هزار نفری» (8) و تسلیحاتی به مراتب بیشتر و پیشرفته‌تر از مدافعان خرمشهری داشت. اما این کشور با این اوصاف نتوانست به اندازه یک شهر ایرانی (خرمشهر) در مقابل تجاوز عراق ایستادگی کند.

آمار و ارقام و اطلاعات زیر که از کتب مختلف استخراج شده است، بیانگر میزان اقتدار ملی کویت در برابر متجاوز است، توجه کنید:

کتاب پرونده محرمانه جنگ خلیج فارس - نوشته پیر سالینجر - اریک لوران: «ساعت 30/1 بامداد به وقت کویت» نیروهای عراقی از مرزهای کویت در منطقه الرمیله عبور کردند. ساعت 4 بامداد 2 اوت 1990 در پایگاه اصلی کویت بدون مقاومت قابل توجهی اشغال شدند. در همین اثناء فرودگاه بین‌المللی کویت توسط تانکهای عراقی محاصره و اشغال شد. ساعت 4 صبح با شنیدن صدای شلیک تانکهای عراق در پایتخت کویت، برای امیر کویت و خاندان آل صباح سقوط کویت محرز شد و خاندان سلطنتی سراسیمه به سفارت آمریکا پناه بردند. ساعت 45/4 بامداد، امیر کویت و تنی چند از خاندان آل صباح سوار بر هلی‌کوپتر آمریکایی به سوی مرز عربستان که حدود 50 کیلومتر فاصله داشت پرواز کردند. بطور کلی مقاومت کویتیها در برابر نیروهای عراق اندک و پراکنده بود و تا ظهر همان روز اول اشغال، مقاومتها و تیراندازیهای پراکنده نیز به کلی قطع شد.»

کتاب صدام حسین و بحران خلیج فارس نوشته: جودیت میلر - از روزنامه نیویورک تایمزلوری میلروی استاد دانشگاه هاروارد

 «ساعت 2 صبح روز دوم اوت 90 میلادی، عراقی‌ها از مرزهای کویت عبور کردند و در ظرف مدت 6 ساعت کویت را تصرف و به خاک خود ضمیمه کردند.»

 کتاب صاعقه در صحرا نوشته جیمز بلک ول: «از زمان حمله نیروهای عراقی تا سقوط کویت بیش از 6 ساعت طول نکشید و کویت در مقابل هجوم دشمن عملا نتوانست هیچ اقدامی انجام دهد» این غافلگیری در حالی رخ داد که کویتی‌ها از هفته‌های قبل از تهدیدات عراق مبنی بر حمله نظامی به کویت در صورت عدم تمکین بر خواسته‌های این کشور آگاه بودند و علاوه بر آن، کویتی‌ها سریعا از حمله عراق به مرزهای کشورشان توسط رادارهای پیشرفته، مطلع شدند.. «کویتی‌ها در مورد این حمله تا حدودی هشدار سریع دریافت داشتند. اما یک بالن فضایی (ایستگاه آئینه ویژه مخابرات. Heliastat) را از یک شرکت آمریکایی خریداری کرده بودند تا دیدبانی و مراقبت از فضای اطراف این پادشاهی کوچک را انجام دهند. این نوع از رادار توانست حمله زمینی عراقی‌ها و نزدیک شدن هلی‌کوپترهای عراقی به شهر کویت را به مقامات پایتخت کویت اطلاع دهد و برای حکومت یک فرصت چند ساعته به وجود آوردند. این امر به آنان امکان داد تا نیروهای مسلح را به حال آماده‌باش در آورند و به امیر و خاندان سلطنتی نیز فرصت داد تا فرار کنند...»

در همان ابتدای تجاوز دشمن «از ارتش 25 هزار نفری کویت حدود هفت هزار سرباز نیروی زمینی به همراه چهل دستگاه تانک دست به فرار (به سوی عربستان) زدند.

 کتاب مزبور در مورد مقاومتهای پراکنده کویتیها و مقدار زمانی که آخرین مقاومتها به طول انجامید، می‌نویسد: «نیروهای هوای کویت از پایگاهی در جنوب کویت، تا 1 روز مقاومت کرد، اما با رسیدن عراقیها به این پایگاه در روز سوم اوت، خلبانان کویتی به عربستان سعودی فرار کردند. نبرد کوتاهی نیز در داخل شهر کویت (پایتخت) در نزدیکی پادگان نیروی زمینی در منطقه شوویخ رخ داد، لکن عراقی‌ها به سرعت بر گروه کوچکی از مدافعان کویتی تحت رهبری سرهنگ احمدالصباح غلبه کردند. در منطقه سلمویه نیز چند ساعتی بین گروه کوچکی از کویتی‌ها و عراقی‌ها درگیری رخ داد که به سرعت پایان یافت.» نویسنده کتاب با توضیح چنین مقاومت‌هایی و از سر لطف به کویتیها، چند ساعتی بر زمان مقاومت کویتی‌ها در مقابل عراقیها اضافه می‌کند و ضمن آبروداری بر کویتی‌ها، نهایتا می‌نویسد:

«اما پس از 36 ساعت، تمام مقاومتها به پایان رسید.»

نام:
ایمیل:
نظر: