صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۰۱۹

على رئوفى
زمانی که نسیم بیداری اسلامی یمن را فراگرفت و پایه های حکومت عبدالله صالح را به لرزه درآورد و حکام عربستان خود را در نوبت بعدی نسیم بیداری اسلامی دیدند، حکام خلیج فارس را برای مقابله با این نسیم از طریق نجات عبدالله صالح فراخواندند. آنها در میانه راه وقتی فشار سنگین مردم علیه عبدالله صالح را دیدند، از حفظ وی ناامید شدند، اما حکام عربستان برای حفظ خود دست از تلاش برنداشتند و تقریباً از دو حربه استفاده کردند. یکی اینکه با فراهم آوردن اسباب کناره گیری برخوردار از مصونیت برای عبدالله صالح با فریب مردم یمن وی را از مهلکه رهاندند و منصور هادی، معاون وی را به جای او نشاندند و دیگر اینکه به محض مشاهده آثار اعتراض در مردم عربستان با سر دادن شعار اصلاحات که در نهایت هم هیچ نشانی از آن دیده نشد، برای فرونشاندن اعتراضاتی که در شرف خطرساز شدن بودند، میلیاردها دلار پول در بین مردم توزیع کردند. این اقدام مزورانه هر چند توانست موقتاً صدا و اعتراض برخی را ساکت کند، اما اوضاع در مناطق شیعه نشین شرق عربستان متفاوت تر از آن بود که با وعده و وعید مطابق میل حکام مستبد ریاض تغییر کند. مطالبات به حق شیعیان منطقه شرق عربستان از جنس حقوق مسلم شهروندی به دور از هر گونه تبعیض، دوگانگی و برخورد استبدادی بود.
ادای این مطالبات اگر چه می توانست تا حدی شیعیان را راضی کند، اما تهدیدی برای ارکان حکومت استبدادی آل سعود محسوب می شد؛ چرا که باید در همین راستا حقوق شهروندی شهروندان سایر مناطق عربستان را به رسمیت می شناخت و رعایت می کرد و این به معنای محدودیت دربار آل‌سعود در همه زمینه ها و چه بسا به خطر افتادن جدی حکومت بود؛ از این رو آنها به زعم خود برای جلوگیری از رسیدن کار به آن مرحله خطرناک که می توانست برای آنها سرنوشت بن علی، حسنی مبارک، قذافی و عبدالله صالح را در پی داشته باشد، راه سرکوب و خفقان را در پیش گرفتند.
پیش زمینه هایی مانند رفتار مستبدانه و تبعیض گرایانه حکام عربستان از گذشته های دور در حق شیعیان، در زندان بودن بیش از سی هزار زندانی سیاسی بدون مشخص شدن جرم آنها، حرکت بیداری اسلامی در چند کشور مسلمان و به ثمر رسیدن نسبی آن و ... موجب شد تا سرکوب و خفقان نیروهای امنیتی عربستان نتواند آتش اعتراض شیعیان شرق عربستان را خاموش کند و با وجود مشقات و خطرات فراوان، آنها همچنان به اعتراض ادامه دادند، حضور شیعیان در شرق عربستان که اصلی ترین منطقه نفتی این کشور محسوب می شود و بیشتر تأسیسات نفتی عربستان در این منطقه قرار دارد. آمریکایی ها را نسبت به اعتراضات شیعیان بسیار حساس کرد و به نظر می رسد اقدامات امنیتی عربستان در خصوص اعتراضات مردم در این منطقه با نظر مشورتی آمریکایی ها انجام می شود.
ظاهراً آمریکایی ها و مقامات عربستانی به این نتیجه رسیدند که دست برنداشتن شیعیان از اعتراضات علنی به سبب وجود روحانی های شجاعی است که آنها را تحریک می کنند؛ با چنین تحلیلی برای متوقف کردن قطعی اعتراضات، چند روز پیش تروریست وار به آیت الله شیخ «نمر باقرالنمر» روحانی سرشناس و مبارز شیعه، حمله مسلحانه کردند و پس از مجروح کردنش وی را ربودند و برخلاف انتظار آنها مناطق مختلف شرق عربستان به این آدم ربایی تروریستی واکنش اعتراضی تند و یکپارچه نشان داد.
گستردگی و شدت اعتراضات به حدی بود که چهار نفر شهید و ده ها نفر دستگیر شدند و دامنه اعتراضات به مدینه کشیده شد و ارتش عربستان هزاران نیروی ویژه را برای مسلط شدن به اوضاع به منطقه شرق عربستان گسیل داشت. تاریخ بارها نشان داده که تصمیم دیکتاتورها همیشه به نفع آنها نبوده و بلکه مسیر را درست برخلاف میل و خواست آنها امتداد بخشیده است. باید منتظر بود و دید آیا این تصمیم مستبدان آل سعود نیز از آن تصمیم ها است و یا اینکه برای رسیدن به آن نوع تصمیم، باز هم باید انتظار کشید؟!

نام:
ایمیل:
نظر: