صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۴۴۸۵

رضا گرمابدری
یکی از مباحث مهمی که پس از انقلاب در لابه لای مسائل کلان و ضروری و لحظه ای انقلاب باقی و مغفول ماند و با وجود اهمیتش نتوانست چندان خودی نشان دهد، نحوه زندگی در نظام اسلامی است. از این منظر دو شکل کلی زندگی وجود دارد که منطبق بر عرصه واقعی جامعه است:
1- زندگی به سبک گذشته؛ این زندگی به نوبه خود به دو شکل تقسیم می شود: الف- زندگی بدون دغدغه دینی؛ پیش از انقلاب بخش قابل توجهی از مردم که در ایران زندگی می کردند ارتباطی با دین نداشتند و تنها نشانه مسلمان بودن آنها شناسنامه شان بود برخی از این مسلمانان آنچنان از امور دینی فاصله گرفته بودند که حتی متوجه آمد و شد مناسبت های مهم و پر سرو صدای دینی مانند ماه محرم و ماه رمضان هم نبودند و اگر هم متوجه می شدند به آن اعتنا نمی کردند و راه خودشان را که مغایر با این مناسبت ها بود، می رفتند. پس از انقلاب هم اگر چه با سپری شدن ایام، آدم های گذشته رفتند و افراد جدید آمدند، اما برخی آن رویه را پی گرفتند و به تدریج هم بر تعدادشان افزوده شد و در حال حاضر هم در مناطق مختلف این کشور زندگی می کنند و آزادانه هم به برخی رفتار مغایر با دین شان ادامه می دهند.
 ب- زندگی با دغدغه دینی؛ پیش از انقلاب در مقابل گروه اول بخش زیادی از مردم بودند که با وجود حاکمیت حکومت سکولار و در مواردی کاملاً ضد دین، دغدغه زندگی دینی داشتند و سعی می کردند خود را از حریم های حکومتی که غالباً آلوده به امور خلاف شئونات دینی بود، دور نگه دارند. حداکثر سعی این گروه عمل به وظایف دینی فردی و بعضاً و تا آنجایی که زمینه فراهم بود، فعالیت های محدود اجتماعی مرضی دین بود. این گروه پیکر اصلی جریان تاریخی دینداران را تشکیل می دهند که پس از انقلاب هم به آن روش زندگی ادامه دادند، اما به سبب برخورداری از امکانات و آزادی بیشتر تا حدود زیادی میدان فعالیت های خودش را با حفظ همان شاخص های پیش از انقلاب، توسعه دادند.
2- زندگی دیندارانه انقلابی؛ پیش از انقلاب در بین دو گروه فوق گروه سومی هم وجود داشتند که زندگی شان با دو گروه دیگر تفاوت داشت. آنها اساساً با زندگی گروه اول به سبب دور بودن شان از دین و یا ضددینی زندگی کردن، مخالف بودند و بسیاری از ناهنجاری های جامعه ایران را ناشی از حضور و سبک زندگی آنها می دانستند و به زندگی گروه دوم هم منتقد بودند؛ زیرا آن را دینداری سطحی رفاه زده و بی دردسر و بی تناسب با دینداری مسئولانه و یا دینداری حداقلی می دانستند که محور آن خود فرد با انجام اعمال فردی و محیطی بسیار کوچک و فاقد تأثیرگذاری بود.
به اعتقاد این گروه، دینداری سطحی و بی دردسر که حاضر بود با هر وضعیتی بسازد و کنار آید، در بردارنده آموزه های عمیق دینی نبود و نمی توانست با تغییر وضع موجود، احکام اصیل دینی را حاکم بر جامعه کند. این گروه خواهان دین حداکثری بودند که تمام شئونات زندگی انسان را در عمل در برگیرد. افراد همین گروه با چنین نگاهی اعتراض به نظام گذشته را آغاز و مبارزه انقلابی و رهایی بخش را شروع کردند و تعداد زیادی از افراد گروه دوم را نیز با خودشان همراه کردند تا در نهایت جامعه یکپارچه به حرکت درآمد و انقلاب پیروز شد. چند سال پس از انقلاب، برخی در داخل و از خارج تلاش کردند، چینش اجتماعی گذشته را احیا کنند و کم و بیش تا حدودی هم موفق شدند، اما در حال حاضر غلبه همچنان با کسانی است که زندگی دیندارانه انقلابی را ترجیح می دهند. برای این گروه آموزه های دینی در ارتباط با دیگران و جامعه معنا می یابد. فردی ترین اعمال دینی در نزد آنها برای آن است که بتوانند در ارتباط با جامعه و مسلمانان خدمت بیشتر و بهتری کنند.
برخلاف برخی از متنسکان جاهل فرا رسیدن ماه رمضان، آنها را به کنج انزوا و عبادت برای خودشان سوق نمی دهد، آنها در ماه ضیافت الهی لحظات را عالمانه، عارفانه و عابدانه سپری می کنند تا با رسیدن به مراتب بالاتر در عرصه معنویت مسئولانه تر و قدرتمندتر بتوانند برای دفاع از مظلومان در برابر زورگویان و مستکبران بایستند. آنها ماه رمضان را کلاس فشرده ارتقای معنویت می دانند و تلاش می کنند تا تمام دستاوردهای این مجاهده عظیم را پشتوانه مجاهده در میدان ستیز با دشمنان اسلام قرار دهند.
آنها نیک دریافته اند که دینداری واقعی در زمان حاکمیت نظام اسلامی با دینداری در زمان حاکمیت نظام غیر اسلامی تفاوت بسیار دارد و حال که توفیق زندگی در زیر پرچم نظام اسلامی نصیب شان شده است، می کوشند با استقامت و تحمل سختی ها از موانع متعددی که دشمن در مسیرشان ایجاد می کند، به سلامت عبور کنند تا به وظیفه شان عمل کرده باشند. اگر افراد این گروه از دینداران که خیل عظیمی از مردم کشور را تشکیل می دهند، با لحاظ کردن مسائل امروز مصرانه تر و معتقدتر از گذشته ماه رمضان را فرصتی الهی برای بازسازی و بازخوانی وظایف و بازشناسی ظرفیت ها و توانمندی ها و از همه مهم تر قرب به آستان حق و بهره گیری از قدرت لایتناهی آن برای غلبه بر توطئه های دشمنان اسلام بدانند، دشمن به زودی زود طعم تلخ شکست را خواهد چشید. باید از ماه رمضان دینداری مجاهدانه را آموخت. اگر راه یافتگان به این ضیافت برای این کارگاه دینداری شاگردان کوشا و با هوشی باشند، میزبان راه های غلبه بر دشمنان را به خوبی به آنان خواهد آموخت. ان شاء الله

نام:
ایمیل:
نظر: