صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۶۲۶۳
اتحاد در هم شکسته سلفی‌ها

پایگاه بصیرت: زمانی که مردم همراه فرزندان بسیجی و سپاهی‌شان پا در عرصه امدادرسانی به هموطنان زلزله‌زده آذربایجانی گذاشته بودند، بخشی از پیاده‌نظام مجازی دشمن در فضای رسانه مشغول جنگ با اجلاس عدم‌تعهد، میانمار و غزه، لبنان و فلسطین بود! مشتاقانه به نام «وطن» و «خطه آذربایجان» بر طبل بی‌مرامی دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران می‌کوفتند با شعارهای به غایت ضایعی مثل «آذربایجان می‌سوزد و داروها به میانمار می‌رود!»، «نه غزه نه لبنان جانم فدای آذربایجان!» یک عده دیگر پا را از این هم فراتر گذاشتند و با ضربدر زدن بر کبوتر صلح اجلاس نم مخالفتشان را به نام جنبش مرده سبز با برگزاری اجلاس عدم‌تعهد در تهران اعلام کردند. سوال ما از همه این فرهیختگان که از لندن، پاریس، مالزی و ترکیه تصمیم دارند در طول 5 روز برگزاری اجلاس، تهران را با زباله‌های مجازی‌شان «کثیف» کنند و احتمالا سطل آشغال واژگون کنند این است: «چرا»؟! کدام گفتمان سیاسی عقل‌گرایی خاکریز مبارزه کشور با بیگانگان یعنی غزه، لبنان و سوریه را تخریب می‌کند به این بهانه که هوادار «ایران» است؟! اندیشمندی(!) که نظریه عدم حمایت ایران از سوریه را به عنوان راهی برای حفظ سرمایه ملی در داخل کشور بیان می‌کند آیا تئوری‌ای برای دفاع از مرزهای کشور در حالی که دشمن همه مرزهای استراتژیک را یکی پس از دیگری درنوردیده، دارد؟! از اینها بگذریم! کدام سیاست نخوانده احمقی برگزاری اجلاسی با حضور 120 کشور جهان را تاییدکننده انزوای سیاسی- نظامی ایران قلمداد می‌کند که فلان مظهر جنبش از پاریس با 79 سال سن و ادعای رهبری(!) مردم را دعوت به نافرمانی مدنی می‌کند؟
واقعیت این است که ورشکستگان سیاسی قهوه‌ای تنها راه موفقیت ایران را در عقب‌نشینی از مرزهای سیاسی، نظامی و عقیدتی جمهوری‌ اسلامی ایران جست‌وجو می‌کنند؛ راهی که ابتدای ورود به آن غلاف کردن سلاح علم و اندیشه و انتهای آن ورود به باشگاه بازندگان جهانی است. لیبی زمان قذافی، عربستان دوره عبدالله، افغانستان کرزی، پاکستان گذشته، حال و احتمالا آینده قرار است الگوهای دوره عقب‌نشینی ایران باشند یا یونان ورشکسته که هنوز هم دست ‌گرم حمایت اتحادیه اروپایی را در پشت خود احساس می‌کند؟! بگذارید لندن‌نشینان تمدن ندیده و مزقون‌چی‌های استکبار در لس‌آنجلس سرهایشان را به علامت شکست نظام تکان دهند و برای باز ماندن حساب‌های جیره‌خواری‌شان به کنگره و مجمع ایرانیان سازشکار در تورنتو نامه بنویسند. صدای زنگ ورود ایران به باشگاه قدرت در جهان به اندازه‌ای بلند است که راهی جز انکار واقعیات تکان‌دهنده در منطقه برای بیچارگانی که سال‌هاست برای سقوط «نظام» کرونومتر را از نو صفر می‌کنند باقی نمانده است. در تل‌آویو برضد قمپز شروع جنگ که نخست‌وزیرشان اشتباهی بدون هماهنگی با واشنگتن در کرد، صدها صفحه «صلح با ایران» و «وی ‌لاو ایران»! مردمی توسط یهودیان خسته از مبارزه بی‌حاصل در شبکه‌های اجتماعی تشکیل شده است. عکس‌های شیراز و اصفهان را از نشنال‌جئوگرافی به اشتراک می‌گذارند و از علاقه قلبی‌شان به سیدحسن نصرالله بی‌محابا صحبت می‌کنند چون خوب فهمیده‌اند با دشمنی که نمی‌توانی پنجه در پنجه‌اش بیندازی بهتر است صلح کنی اما اگر این دشمن قوی‌بنیه هر روز دامنه محاصره را تنگ‌تر کند و شیران شرزه‌اش از جنگ روانی خسته نشوند، چه کنیم؟!
سایت‌های روزنامه‌های صهیونیستی پر شده از کامنت‌هایی که برای ایران هورا می‌کشند و از لایک دادن به سخنان احمدی‌نژاد یا امام خامنه‌ای ترسی ندارند! بی‌محابا برضد سخنان نتانیاهو درباره حمله به ایران راهپیمایی سراسری در پایتخت حکومت صهیون راه می‌اندازند و گمان نکنم حتی یک بار هم اسم بنی‌صدر، کدیور، سروش یا مهاجرانی را شنیده باشند. حتی متاسفانه هیچ امیدی هم به زنده شدن جنبش ندارند! چون برخلاف سرکردگان متوهم‌شان خوب فهمیده‌اند که جنس مبارزه دوستان ایران و ایرانیون با یاوران صهیونیسم و IDF خیلی فرق دارد. آنها با چشم خود دیدند که در جنگ 33 روزه برای مهار هر مجاهد حزب‌الله یک جت جنگنده اعزام می‌شد! این شگرد «المنار» است... برنامه‌های بزرگداشت سرداران شهید حزب‌الله را با زیرنویس عبری پخش می‌کند؛ ابتدا از خصوصیات اخلاقی مجاهد شهیدش می‌گوید، بعد صدماتی که به دشمن تحمیل کرده را مفصل با فهرست کردن مکان‌هایی که در آن درگیری‌ها رخ داده به تصویر می‌کشد. در پایان با افتخار در حضور خانواده شجاع فرمانده چریک اعلام می‌کند که یک فروند هواپیمای جنگنده مدل فلان در منطقه بهمان در روز سی و دوم جنگ موفق شد با موشک وی را در حالی که به تنهایی در یک جبهه چندین کیلومتری می‌جنگید شهید کند! الله‌اکبر! یهودیان اشغالگر که هیچ؛ خود شیمون پرز هم از ترس جنگ دوباره با چنین مردانی به گریه می‌افتد!
آن طرف نهایت شجاعت خصم در گردهمایی القاعده در سوریه به تصویر کشیده می‌شود... این عبدالرزاق طلاس است که می‌بینی! می‌گویند به راحتی سر یک کودک سوری را مقابل چشمان پدر و مادرش می‌برد! یک مسلمان متعصب وهابی است! اینها را سعودی با دلارهای سبز آمریکایی تربیت کرده تا خون شیعه را بی‌ملاحظه بریزند اما یک نقطه ضعف دارند... شب‌های ماه مبارک رمضان، زیر بارش گلوله ارتش بشار اسد مقابل صفحه اسکایپ می‌نشینند و از نقاط ضعف جنسی‌شان فیلم به اینجا و آنجا مخابره می‌کنند.می‌گویند گروه عبدالمالک ریگی هم به همین دلیل در داخل مرزهای ایران پا نگرفت! صبح تا شب تمرینات نظامی را زیر نظر ژنرال‌های آمریکایی می‌گذراندند و شب تا صبح میهمان دخترکان فروشی پاکستانی بودند! سلفی‌ها نه سنی هستند نه شیعه؛ هرچند در هر لباسی می‌خزند. سلفی‌ها از جنس صهیونیسم‌اند. ضدخدا شدن و شیطان‌خواهی نخستین مرام اندیشه نداشته‌شان‌ است.بگذار سلفی‌های سبز هم تلاش کنند تهران را از لندن و پاریس نازیبا کنند! بگذار زباله‌های اینترنتی‌شان را در همه جا پراکنده کنند. عرصه خالی از مرد جنگی مانده هموطن! استکبار دیگر شوالیه‌ای ندارد که به جنگ من و تو بفرستد! فراموش نکنیم همه سختگیری‌های اخلاقی رهبری و تذکرات پی در پی ایمانی به این جهت است که دشمن می‌داند نقطه قوت جبهه اسلام محمدی اخلاق است و عقیده مومنانه! پافشاری بر حق و ایستادگی توام با جهاد اکبر راز پیروزی‌های پی در پی در جنگ احزاب است. سلام ما بر ناصران حق از مجاهد کبیر قاسم سلیمانی تا آنها که در کوچه‌های حلب در راه خدا مقابل سفاکان بی‌اخلاق مقاومت می‌کنند. وطن امروز

نام:
ایمیل:
نظر: