صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۴۷۹۵۶
فیلم های دفاع مقدس، الگویی از سینمای منتقد اجتماعی و مخالف وضع موجود هستند. آثار اصیل دفاع مقدس، با ترسیم فضایی به نام جبهه دفاع از حق در مقابل باطل و بازنمایی رزمندگان این جبهه به عنوان انسان کامل یا انسان در جست وجوی تکامل، عالمی دیگر و آدمی دیگر را ترسیم می کنند.فیلم های حقیقتگرا و ...

اختصاصی بصیرت:نیاز امروز جامعه ما به سینمای دفاع مقدس چیست؟ آیا بالاترین کارکرد فیلم هایی که به این بخش از تاریخ ایران می پردازند، روایت ایثارگری ها و بزرگداشت آن مجاهدت ها است؟ یا این که سینمای دفاع مقدس یک ابزار تبلیغاتی است؟ نقش سینمای دفاع مقدس در بیداری اسلامی و عبور از پیچ تاریخی چیست؟
برای پاسخ دادن به این پرسش ها، یادآوری این نکته لازم است که معمولاً در کشورهای صاحب سینما دو گروه فیلم وجود دارد: یک دسته که بخش اصلی محسوب می شود، فیلم های عامه پسند و تفریحی هستند. دسته دوم هم، سینمای هنری یا روشنفکرانه است که اقلیت هستند. دسته اول مدافع وضع موجودند و دسته دوم مخالف آن. آثار عامه پسند اکثراً مخاطب را به رخوت و «بی هوشی» فردی و اجتماعی دعوت می کنند و فیلم های روشنفکر غالباً منادی تفکر و آگاهی هستند.این معادله در سینمای ایران کمی تفاوت دارد. حداقل سینمای 30 ساله پس از انقلاب، وضعیت کاملاً مغایری را با آنچه در سینمای سایر ملل صاحب این هنر- صنعت جریان دارد، رقم زده است.
سینمای گیشه ای و تجاری، به طبع و به طور غالب، مانند سایر نقاط جهان، مدافع وضع موجود بوده است. سینمای موسوم به روشنفکری هم، در ایران، کارکرد اجتماعی و فرهنگی متفاوتی با فیلم های تجاری نداشته است. چون اساساً این آثار نه برای مخاطب ملی و نه با اهدافی ملی ساخته می شوند. این آثار تابع سیاستگذاری های جشنواره های غربی هستند و هدف سازندگان آنها کسب جوایز و حمایت های آنها است. آنچه هم به عنوان جامعه و فرهنگ در این سنخ فیلم ها می بینیم، نگاهی تحریف شده و غیرواقعی از پدیده ها و موارد محیط اطراف فیلمسازند. به عبارتی، کارگردانان فیلم های جشنواره ای داخلی، واقعیات را نه دلسوزانه و نه بی طرفانه منعکس می کنند، بلکه آنها موافق با ذهنیت خود و مطابق با مسیری که جشنواره های خارجی، نشانی آن را می نویسند، هستند. به همین دلیل نیز، مایه های اجتماعی این گونه فیلم ها را نه انتقادی، بلکه «سیاه نمایی» می نامیم.تجربه 30 ساله انقلاب اسلامی در عرصه فرهنگ و هنر، موید آن است که پویایی سینمای ما، بستگی کاملی به حال و روز سینمای دفاع مقدس دارد. هر زمان که این گونه در شرایط بالندگی بوده، سینمای ایران رو به جلو حرکت کرده و هر موقع که به رکود رسیده، تمام ارگان های بدنه سینمای ما ضعف کر ده اند. حتی از نظر جذب مخاطب هم، اکثر فیلم های پرمخاطب ایرانی، جنگی و دفاع مقدسی هستند.
سینمای امروز ایران نیز، بیش از هر زمان به ژانر دفاع مقدس نیازمند است. این گزاره از آن جهت قابل تأیید است که این هنر- صنعت در حال حاضر، هدفی به نام ملی شدن دارد؛ تلاش برای دستیابی به مطلوب هایی چون سینمای فاخر، سینمای ملی، سینمای معناگرا و ... در چند سال اخیر در میان گفتارها و سخنرانی های مدیران فرهنگی و سینمایی کشورمان بسیار شنیده شده است. اصلی ترین بستر و جریانی که به محقق شدن این آرزوها کمک می کند، تقویت شکل اصیل سینمای دفاع مقدس است. به عبارتی، این گونه سینمایی، قلب تپنده سینمای ماست که هرچه بهتر کار کند، خون سینما بهتر حرکت می کند و اندام های آن با سرعت بیشتری رشد و تکامل می یابند.با توجه به این که سینمای دفاع مقدس، دارای خاصیت فراژانری یا کلان ژانری است، تنها قالبی است که قابلیت پوشش تمام نیازهای سینمای کشورمان را داراست. اما چون سینما و جامعه دارای رابطه متقابلی هستند؛ یعنی هم سینما بر جامعه تأثیر می گذارد و هم جامعه بر سینما، همان طور که سینما به توجه جامعه نیاز دارد تا زنده بماند، جامعه نیز محتاج این است که سینما به نیازها و ضروریاتش عنایت داشته باشد. سینمای دفاع مقدس زمانی می تواند پویاتر باشد که به نیازهای روز جامعه، گفتمان های جاری درآن و ابتلائات اجتماعی و سیاسی روز واکنش نشان دهد.
فیلم های دفاع مقدس، الگویی از سینمای منتقد اجتماعی و مخالف وضع موجود هستند. آثار اصیل دفاع مقدس، با ترسیم فضایی به نام جبهه دفاع از حق در مقابل باطل و بازنمایی رزمندگان این جبهه به عنوان انسان کامل یا انسان در جست وجوی تکامل، عالمی دیگر و آدمی دیگر را ترسیم می کنند.فیلم های حقیقتگرا و حق نمای دفاع مقدس، چه در گذشته و چه در حال، ترویج دهنده تسلیم ناپذیری در مقابل هرگونه رکود، واپسگرایی، بی عدالتی، غرب زدگی، استعمار و جنگ و تجاوز بوده اند. کافی است بار دیگر به نمونه های برجسته سینمای دفاع مقدس در 30 سال گذشته نگاه کنیم؛ «مهاجر»، «دیده بان»، «حماسه مجنون»، «سجاده آتش»، «از کرخه تا راین»، «هور در آتش»، «پرواز در شب»، «آژانس شیشه ای»، «میم مثل مادر»، «یگانه» و ... همگی، دارای ویژگی های مذکور هستند. فیلم های متأخر این ژانر نیز واجد همین رویکرد انقلابی- انتقادی هستند. فیلمی چون «به کبودی یاس» به کارگردانی جواد اردکانی را می توان یکی از معترض ترین آثار سینمایی ایران در چند سال اخیر دانست. در این فیلم می بینیم که با معرفی یک الگوی اسطوره ای به نام «عبدالحسین برونسی» چگونه به رفتارهایی چون تجمل گرایی و فاصله با مردم حمله می شود. همان طور که در فیلم نمایش داده می شود، شهید برونسی، سرداری بود که از راه بنایی تأمین معاش می کرد و هنگامی هم که از سوی مسئولان، یک فرش به او هدیه داده شد، آن را نپذیرفت و پس فرستاد. آیا ترسیم این منش، نوعی انتقاد از برخی سیاستمداران و مسئولان نیست؟ فیلم های دیگری هم مانند «ملکه»، «روزهای زندگی»، «شور شیرین» و ... نیز مضامینی تلنگرزننده دارند.
بنابراین، سینمای دفاع مقدس می تواند از داخل مرزها فراتر رفته و جهانی شود، به ویژه در این شرایط که بیداری اسلامی و قیام علیه سرمایه داری سرتاسر دنیا را در برگرفته است. سینمای دفاع مقدس، سینمای جنگ و نمایش پررنگ سلاح ها و کشت و کشتار نیست، بلکه سینمای ستایش انسان کامل و ژانر صلح طلبی و عدالت خواهی است و انسان امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه این نوع سینما است.
 

نام:
ایمیل:
نظر: