صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۹۶۲۳

پایگاه بصیرت: جنایات و اقدامات سازمان مجاهدین خلق از آغاز تا تاسیس رویدادی بود که حتی به خود دشمنان این فرقه تروریستی محدود نشد و با گذشت زمان جنایات این گروه تروریستی متوجه اعضای خود سازمان نیز نشد. با وجود این جنایات ایالات متحده آمریکا در اقدامی غیرمنتظره این سازمان را از لیست سیاه ترور این کشور خارج نمود. فارغ از هر اقدام سیاسی که در لابه لای این حرکت آمریکا باشد، تحلیل حقوقی این اقدام و بررسی ابعاد جنایات این سازمان در برهه های مختلف مسئله ای حقوقی و چارچوب های حقوقی بر آن مترتب است. این چارچوب ها از آن جهت مهم است که رده های بالای سازمانی این سازمان هنوز هم در راس رهبریت این سازمان قرار دارد.
سئوال هایی چون آیا مرور زمان می تواند مشمول غفلت از جنایات این سازمان شود؟ ابعاد حقوقی جنایات این سازمان با وجود حفظ رهبریت این سازمان چیست و مهمتر از همه مبنای حقوقی ایالات متحده در خارج نمودن این گروه تروریستی از لیست سیاه ترور آمریکا چیست؟
تحیلیل جنایات
برسی ابعاد حقوقی جنایات سازمان مجاهدین خلق از دو بعد قابل بررسی است بخش اول جنایت سازمان مجاهدین علیه ایرانیان و بخش دیگر جنایات سازمان مجاهدین خلق علیه غیر ایرانیان. در هر دو مورد سازمان مجاهدین خلق جنایاتی مرتکب شده که در چارچوب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت قابل ارزیابی است. هرچند که بسیاری از کارشناسان و حقوقدانان جنایات این سازمان در برخی از موارد بویژه کشتار کردهای عراقی را مصداق بارز جنایت نسل کشی می دانند . اما از آنجا که احراز جنایت نسل کشی نیازمند احراز شرایط عینی و ذهنی جنایات است ، به سختی می توان جنایات این سازمان را مصداق بارز نسل کشی قلمداد نمود. اما آنچه که محرز و مسلم است جنایات این سازمان مشمول جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی است. تفکیک جنایات علیه بشریت از جنایات جنگی با شمول بر روندهای جنگی و غیر جنگی نیز قابل ارزیابی است . به عبارت بهتر جنایت این سازمان علیه نیروهای ارتش، سپاه و بسیج در چارچوب جنایات جنگی در شرایط جنگی قابل بررسی و جنایات علیه بشریت که مشمول بر جنایات این سازمان مردم غیرنظامی است، جنایت علیه بشریت قلمداد می شود. با توجه به همین تفکیک می توان به تحلیل جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی و انطباق آن با عملکرد سازمان مجاهدین خلق پرداخت. هیمن‌طور احراز این جنایت علیه ایرانیان و غیر ایرانیان می تواند قابل تفکیک باشد.
جنایات جنگی
جنایات‌جنگی‌نقض‌قانون‌هاورسوم‌جنگی‌است که‌شامل‌برخوردناشایست‌ویااخراج‌اهالی‌مناطق‌اشغال ‌شده‌به‌منظورگماشتن‌به‌کارهای‌ برده‌واریا به‌هرمنظوردیگری،قتل‌ویابرخوردناشایست‌بااسرای‌ جنگی‌یااشخاص‌اسیرشده،کشتارگروگان‌ها،غارت مالکیت‌های‌شخصی، و یرانی‌عمدی‌شهرها و روستاها درصورتی که‌ نیازنظامی‌قابل‌توجیه‌وجودنداشته‌باشداست. دیدبان‌حقوق‌بشر «هدف‌قراردادن‌ عمدی‌
شهروندان‌غیرنظامی»رادرطی‌یک‌جنگ،جنایت‌ جنگی‌می داند.با توجه به جنگ هایی که سازمان مجاهدین خلق با مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران داشته است ، به صراحت می توان اثبات نمود. جنایات سازمان مجاهدین خلق جنایت جنگی بوده است. شاید عده ای ادعا نمایند که در شرایط جنگی و رویارویی نیروهای انقلابی و ضد انقلابی تحولاتی که در برخوردهای طرفین اتفاق می افتد، نوعی اقدام متقابل است . اما با استناد به گزارش ها و اقدامات سازمان مجاهدین خلق حداقل تا سال 1367 می توان به این رویارویی و تقابل نیروها استناد نمود . اما اتفاقی که در عملیات مرصاد یا به قول سازمان مجاهدین خلق " فروغ جاودان" اتفاق افتاد، به صراحت می توان اقدامات این سازمان را جنایت جنگی قلمداد نمود. بر اساس گزارش ها و نوشته هایی که از اهالی شهرستان اسلام آباد غرب در منطقه غرب کشور تهیه شده است. اقدامات سازمان مجاهدین خلق مصداق بارز جنایات جنگی است. بر اساس رویه های دیدبان حقوق بشر هدف قرار دادن عمدی شهروندان غیرنظامی در منطقه اسلام آباد در شرایط جنگی اتفاق افتاده است. به علاوه به اسارت بردن مردان ، قتل عمد به بهانه عدم همکاری، ویرانی روستاهای اطراف این شهر و تخریب بخش عظیمی از شهر اسلام آباد غرب نوعی جنایت جنگی محسوب می شود. گرچه سازمان مجاهدین خلق ادعا می کند که تخریب ها و غارت هایی که صورت گرفته از ناحیه نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی ایران بوده است. اما به صراحت می توان با استناد به موقعیت تدافعی ایران از یک سو و فشار صدام حسین بر رجوی ها مبنی بر انجام عملیات تهاجمی به ایران، اثبات این ادعا به کلی مردود است و تمامی اقدامات و جنایات این سازمان در عملیات مرصاد مصداق بارز جنایات جنگی است و نیازمند تعقیب قضائی است. جنایات‌جنگی‌توسط‌دیوان‌بین‌المللی‌کیفری،
کنوانسیون‌ژنو،وقوانین‌جنگی‌مربوط‌به‌حقوق‌بین‌الملل‌
کاملاتعریف‌شده‌اند و جنایات سازمان مجاهدین خلق مصداق بارزی از جنایات جنگی است . رویه های بین المللی در بحران های بین المللی بویژه در بحران کنونی دارفور و بحران سیرالئون گویای این واقعیت است که شورشیان مخالفان نظام سیاسی نیز می توانند مرتکب جنایات جنگی شوند. اقدامات سازمان مجاهدین خلق حتی در قالب تعریف سازمانی نیز مشمول جنایات جنگی است.
جنایت علیه بشریت:
ارتکاب‌به‌کشتار،نابودی‌گروهی،به‌بندگی‌گرفتن،
تبعیدودیگرکارهای‌غیربشری‌وخلاف‌هرگونهزندگی‌متمدن،قبل‌ویادرهنگام‌جنگ‌ویاآزارو
کشتارسیاسی،نژادی‌ویامذهبی‌ویاکشتارهای‌
داخلی‌سیاسی‌ودولتی‌وخارجی‌ازمردم‌همان‌
کشور،مشمول‌قانون‌جنایت‌علیه‌بشریت‌
شمرده‌می‌شوند. در رابطه با انطباق این تعریف با عملکرد سازمان مجاهدین خلق می توان به کشتار کردهای عراقی در فاجعه کرکوک و در همدستی با رژیم بعثی این کشور اشاره نمود. اثبات این جرم تاثیر زیادی در تروریست بودن این سازمان است. احزار این جنایت از آنجا مهم است که بهانه مجاهدین خلق در رویارویی با یک دولت ملت و مبارزه با نام یک سازمان آزادی بخش را با چالش روبه رو می نماید. در این جنایات دیگر سازمان مجاهدین برخلاف ادعای خود نمی تواند ادعای موضع تدافعی نماید.
مسئله ای که همچنانکه گفته شد .در قضیه عملیات مرصاد به تدافعی بودن استناد می نماید. اما در این جنایت سازمان مجاهدین خلق به وضوح مرتکب جنایت علیه بشریت شده است. از یک طرف در موضع تهاجمی بوده و از طرف دیگر با همدستی بعث علیه شهروندان یک کشور جنایات علیه بشریت انجام داده است. علاوه بر آن نگاه به آثار و نحوه وقوع جرم گویای روشن شدن و مسلم بودن احراز جنایت جنگی است. چرا که کشتار 183 هزار کرد عراقی در کرکوک با کمک این سازمان و صدام انجام گرفته و شواهد موجود نیز بیانگر این است که این سازمان از ترفندهای ویژه بویژه پوشش لباس کردی و سوءاستفاده از عکس ها و تصاویری از رهبران کردهای عراقی به طور مشخص جلال طالبانی و مسعود بارزانی استفاده نموده است. این ترفندها و شیوه هایی که سازمان مجاهدین خلق در عملیات های تروریستی تا سال 1367 انجام داد مرسوم بود. به عبارت دیگر نوع و شیوه عملیات فریبنده مختص این گروه بوده است. به طور مثال عملیات هایی که در اوایل دهه 1960 در قالب پوشش زنانه با پوشیدن چادرهای زنانه در تهران انجام گرفت شباهت زیادی با اقدامات این گروه تروریستی در کرکوک، دیاله و خانقین در شمال عراق دارد. کشتار کردهای عراقی، زنده به گورکردن کودکان، تبعیدهای اجباری و انتقال آنان به شهرهای جنوبی عراق و شکنجه و آزار کردهای این کشور با هدف تضعیف یک گروه قومی و در راستای تسلط قومی عربهای بعثی که متحد صدام حسین بوده اند، مصداق بارز تضعیف یک گروه قومی و جنایت علیه بشریت محسوب می شود. همچنین جنایت های این گروه تروریستی در شهرهای شیعه نشین بویژه شیعیان بغداد نمادی از تضعیف یک گروه مذهبی به طور مشخص تضعیف شیعیان در مقابل سنی ها محسوب می شود که از هر جهت جنایت علیه بشریت را می توان اثبات نمود.
نتیجه گیری
تعقیب قضائی سازمان مجاهدین خلق موضوعی است که می توان با استناد به رویه های
بین المللی تعقیب نمود و مشمول گذر زمان نخواهد بود. این جنایت با توجه به اینکه در دیوان دادگستری بین المللی به واسطه عدم دولت بودن قابل پیگیری نیست و در دیوان کیفری بین المللی به واسطه عدم دولت بودن این سازمان تروریستی و عدم انطباق جرم با قاعده عطف به ماسبق نشدن معاهدات
نمی تواند پیگیری قرار گیرد. اما از آنجا که این جرم در داخل خاک عراق اتفاق افتاده و دیوان قضائی در عراق نهادی مستقل است می توان با همکاری دولت عراق و رهبران اقلیم موضوع را پیگیری نمود. گرچه با خروج این سازمان از اردوگاه اشرف و انتقال آنان به اردوگاه لیبرتی و همچنین خروج آنان از لیست سیاه ترور اتحادیه اروپا و بعدا ایالات متحده امریکا به سختی می توان به تعقیب قضائی پرداخت اما تشکیل دادگاهی در عراق به عنوان دادگاه محل وقوع جرم و تعقیب قضائی سران این رژیم می تواند، اقدام اساسی در مقابل بازی های سیاسی اتحادیه اروپا و ایالات متحده باشد که این گروه را در لیست گروههای تروریستی خارج نموده اند. علاوه بر ان مساعدت قضائی ایران و عراق و بویژه همکاری قضائی رهبران اتحادیه میهنی کردستان عراق در افشای جنایت های این سازمان تروریستی می تواند ماهیت تروریستی این سازمان را به طور مشخص روشن نماید. تغییر شکلی رویکرد این سازمان تروریستی تاثیری در رفع اتهامات این سازمان و بی کیفری سران این سازمان نخواهد داشت. از آنجا که هرجنایتی مشمول مسئولیت بین المللی و متعاقب آن پرداخت خسارت را به دنبال دارد، بی توجهی و غفلت از موضع قربانیان جنایت های سازمان مجاهدین خلق موجب رویه ای به مراتب بدتر در تاریخ حقوق کیفری بین المللی خواهد بود که راه را برای جنایت های بعدی و بی کیفر ماندن جنایتکاران دیگر هموار خواهد نمود.

 

نام:
ایمیل:
نظر: