رضا اشرفى
نخست وزیر بریتانیا و وزیر اول منطقه اسکاتلند، روز 15 اکتبر نتیجه گفت وگوهایی را نهایی کردند که از ماه ها پیش آغاز شده بود. این مذاکرات بین دولت محلی در ادینبرا، مرکز اسکاتلند و دولت مرکزی در لندن انگلیس شکل گرفت که از چندین ماه پیش آغاز شده بود. موضوع آن نیز برگزاری همه پرسی در اسکاتلند برای استقلال یا الحاق این منطقه بود.
«دیوید کامرون» و «الکس سلموند» در این روز توافقنامه ای را امضا کردند که بنابر آن قرار است در پاییز 2014 همه پرسی مورد نظر برگزار شود.
انتخابات های مختلف در اوایل ماه می 2011 نتیجه های متفاوتی را برای انگلیس به دنبال داشت. این انتخابات شامل همه پرسی برای مشخص کردن روش انتخاب نمایندگان مجلس عوام، سه انتخابات محلی برای تعیین نمایندگان مجالس محلی در اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی و چندین انتخابات شورای شهر در مناطق گسترده از انگلیس است.
هر چند که در آن روز مردم انگلیس در این رفراندوم، بی میلی خود را به تغییر روش انتخاب نمایندگان مجلس عوام نشان دادند، اما نتیجه انتخابات مجلس محلی در اسکاتلند، برای ساکن خانه 10 در خیابان داونینگ، نخست وزیر انگلیس، نگران کننده بود. حزب ملی اسکاتلند، ( Scottish National Party (SNP) در آن انتخابات موفق شد برای نخستین بار اکثریت مطلق کرسی های مجلس را کسب کند و احزاب سنتی کارگر، محافظه کار و لیبرال دموکرات را به حاشیه براند.
شکست این احزاب به اندازه ای بود که رئیس حزب لیبرال دموکرات و رئیس حزب کارگر در منطقه اسکاتلند در فردای روز رأی گیری از مقام خود استعفا دادند، اما برای کامرون و حزب محافظه کارش، مشکل بسیار فراتر از شکست در یک انتخابات محلی است.
«آلکس سلموند»، رهبر حزب ملی اسکاتلند پیش از انتخابات، همه تمرکز خود را بر روی موضوع برگزاری رفراندوم استقلال از انگلیس گذاشت، بنابراین او و حزبش توانستند اکثریت مطلق کرسی های مجلس محلی را تصاحب کنند و با این پیروزی چشمگیر، راه را برای عملی شدن وعده های شان باز کنند. سلموند وعده داده بود در پایان دوره پنج ساله، مجلس محلی مسئله استقلال اسکاتلند را به همه پرسی خواهد گذاشت.
کامرون در آن زمان نمی توانست نگرانی هایش را از پیروزی سلموند پنهان کند. به همین دلیل با وجود تبریک گفتن به سلموند به او هشدار داد «تا آخرین نفس برای حفظ یکپارچگی پادشاهی متحد مبارزه می کند.» کامرون مبارزه خود را شروع کرد و در مرحله اول به ادینبورگ رفت تا مخالفتش را از نزدیک به وزیر اول جدید اسکاتلند اظهار کند.
در مقابل، سلموند نیز مستحکم بر موضع خود اصرار ورزید و اعلام کرد: «این یک همه پرسی است که در اسکاتلند اتفاق می افتد و در خدمت مردم اسکاتلند است.» از آن زمان بود که رهبر حزب ملی اسکاتلند و هم حزبی هایش فرایند رسیدن به توافق با دولت مرکزی برای انجام رفراندوم را آغاز کردند و یک سال بعد یعنی در ماه می سال جاری میلادی به صورت رسمی کمپین کسب استقلال از انگلیس را اعلام کردند.
در حال حاضر سلموند با توافق به دست آمده، مرحله نخست استقلال را پشت سر گذاشته، اما آیا این توافق می تواند استقلال اسکاتلند را در پاییز 2014 به ارمغان آورد؟ در هر صورت هنوز امیدهایی برای دولت مرکزی وجود دارد که اسکاتلند جدا نشود. «مایکل مور» به عنوان نماینده مذاکره کننده از سوی دولت انگلیس، از فرصتی سخن به میان آورده که دولت می تواند با استفاده از آن، مزیت های باقی ماندن در بریتانیا را برای اسکاتلندی ها تشریح کند.
«آلستر دارلینگ» از حزب کارگر اسکاتلند برای باقی ماندن در بریتانیا جریانی به نام «با هم بهتریم» را به راه انداخته است. از سوی دیگر، افراد پرطرفداری در اسکاتلند عزم خود را برای استقلال این منطقه جزم کرده اند. یکی از آنها «داگی مکلین»، چهره سرشناس موسیقی ملی اسکاتلند است که به دلیل ترانه ها و سروده های ملی اسکاتلندی شهرت جهانی پیدا کرده است.
این خواننده به خط مرزی اشاره می کند که رومی ها در دوره تاریخی نتوانستند از آن عبور کنند و معتقد است که این مرز، مشخصه تفاوت اسکاتلندی ها است و به دنبال آن است تا این تفاوت را با استقلال از انگلیس به دست آورد. میدان جنگ «بناکبرن» در حوالی منطقه استیرلینگ اسکاتلند است که با پیروزی مردم این منطقه در جنگ 1314 سبب استقلال چندین قرن آنها شد.
اکثر ساکنان این منطقه هنوز روحیه استقلال طلبی شان را حفظ کرده اند و حزب ملی اسکاتلند نیز حامیان زیادی دارد. «ارگس وود» شهردار این منطقه و عضو (SNP) است که در مورد همه پرسی می گوید: «من با بروکسل احساس تفاهم و همبستگی بیشتر می کنم تا مرزهای جنوبی خودمان. یک ملت زمانی ملت است که کنترل سرنوشت خودش را داشته باشد. اسکاتلندی ها بیشتر اروپایی هستند و زمانی که انگلستان با فرانسه و هلند و اسپانیا می جنگید، ما با آنها تجارت داشتیم. ما می خواهیم به آن هویت گذشته بازگردیم.»
به هر شکل، با توجه به اینکه اتحادیه اروپا و برخی از کشورهای حوزه اروپا دچار نگاه های تجزیه طلبی هستند، می توان منتظر بود که این منطقه با مشکلات تجزیه طلبی بیشتری روبه رو شود. اقتصاد بیمار و مشکلات مالی عمیق نیز می تواند این حس را تقویت کند؛ مسئله ای که بسیاری از دولت های اروپایی را نگران کرده است.