صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۵۱۴۷۳

رسول سنایى‌راد
سران رژیم صهیونیستی که عقده شکست در جنگ های 33 روزه و 22 روزه را داشته و مشکلات و چالش های داخلی نیز آنها را دچار شرایط پیچیده و بحرانی کرده است، برای خروج از این وضعیت شکننده و تضمین آرا در آستانه انتخابات مجلس خود، اقدام به تجاوز وحشیانه و در عین حال احمقانه به غزه کردند و با به راه انداختن حمام خون، تصور یک پیروزی راحت و کسب پرستیژ در داخل و اعاده قدرت در خارج را داشتند، اما برخلاف این تصور، مقاومت جانانه مردم غزه و برهم خوردن موازنه وحشت با به خطر افتادن عمق راهبردی رژیم صهیونیستی و تکرار شکست ارتش تروریستی آنها، بی اعتباری توان اطلاعاتی سران تل آویو هم برملا شد، چرا که این حمله وحشیانه و در عین حال ناشیانه موجب شد:
1- برای اولین بار، مقاومت در غزه با به کارگیری سامانه های جدید موشکی خود، اراضی اشغالی را تا عمق 58 کیلومتری مورد اصابت قرار داده و با اجرای آتش با حجم انبوه موشک، آرامش را از حدود پنج میلیون نفر از اشغالگران سلب کرده و موازنه وحشت را تغییر داده است.
2- برای اولین بار مقاومت توانسته همزمان با سلب امنیت از اشغالگران در عملیات مقابله به مثل و شلیک به شهرهای صهیونیست نشین، پرنده ها و ناوچه های جنگی صهیونیست ها را نیز هدف قرار داده و کارآیی امکانات دفاعی خود در دریا و هوا را نیز به اثبات برساند و اطمینان نظامیان صهیونیست از عملیات بی خطر یا کم هزینه را هم سلب کند.
3- رژیم صهیونیستی علی رغم فراخوان 57 هزار نفر از نیروهای ذخیره و تهدید به حمله زمینی علیه غزه، با توجه به خطرات چنین حماقتی و آمادگی رزمندگان مقاومت برای استقبال از چنین حمله ای و گرفتن تلفات سنگین در نبرد نظامی، از اجرای آن خودداری و البته ضعف خود و از دست رفتن اعتماد به نفس نیروهای مسلح خود را به نمایش گذاشت، چرا که آمادگی 05 هزار رزمنده و پنج هزار نیروی استشهادی مقاومت به معنای شکست قطعی حمله زمینی و بر جا ماندن تلفات سنگین این اقدام احمقانه به حساب می آمد.
از این رو سران تل آویو، علی رغم برخورداری از حمایت همه جانبه آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان و هماهنگی سران کشورهای وابسته به غرب در منطقه و داشتن دست باز در هرگونه وحشیگری و جنایت، پس از احساس خطر از ادامه عملیات نظامی علیه مقاومت در غزه برای آتش بس به دست و پا افتادند که این بار در عرصه سیاسی هم طعم تلخ شکست را چشیده و با درخواست های منطقی مقاومت یعنی تضمین بین المللی برای عدم حمله به غزه مواجه شدند و لذا برای تغییر شرایط با تمدید 42 ساعته حمله و تشدید وحشیگری تلاش بیهوده و آبروریزی بیشتری را مصروف داشتند که باز هم بی نتیجه ماند.
بنابراین هیچ تردیدی باقی نمی ماند که رژیم صهیونیستی پیش از شکست نظامی و سیاسی دچار یک حفره بزرگ امنیتی بوده که زمینه ساز ورود به این جنگ مفتضحانه شده است. تصور رژیم صهیونیستی از پیامدهای جنگ در سوریه و همراهی کشورهای قطر، عربستان و ترکیه با پروژه انحراف بیداری اسلامی و مهار مقاومت، شکاف هویتی در جریان اخوانی ها و آثار تحریم و فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران و ... موجب پدید آمدن اشتباه محاسباتی بزرگی شد که رژیم صهیونیستی و حامیان غربی و همراهان منطقه ای آن را به چنین عملیات پرهزینه ای واداشت.
حال آنکه این اشتباه مقدمه تحولات دیگری خواهد بود که به روند فروپاشی و اضمحلال رژیم صهیونیستی سرعت بخشیده و مقاومت را تقویت خواهد کرد، چرا که :
1- همزمان با مقاومت غزه، جوانان فلسطینی در کرانه باختری نیز انتفاضه جدیدی را برپا کرده و به تأیید و همراهی با مقاومت در غزه رو آورده و به نوعی در سنگر مقاومت قرار گرفته اند.
2- نتیجه بخش بودن مقاومت در غزه، نشان داد که «ایستادگی و مقاومت تنها راه نجات و غلبه بر دشمنان اسلام است» و گروهی کوچک، اما مقاوم می توانند چهارمین ارتش دنیا را علی رغم تمامی جنایت ها و حمایت های گسترده برخی دولت های غربی و بی تفاوتی یا جانبداری سران خائن برخی کشورهای اسلامی به شکست بکشانند و این الگویی برای تمامی جهان اسلام است.
3- دستیابی به عزت و امنیت در جهان نابرابر و متکی به فلسفه سیاسی هابز و ماکیاول تنها با گفتمان مقاومت و ایستادگی مقدور است و هرگونه سازش و مدارا بدون تغییر رویکرد در سیاست های متکی به فلسفه غرب وحشی به جز میوه تلخ حقارت و بردگی ثمره ای نخواهد داشت.
4- اثبات نقش محوری جمهوری اسلامی در مقاومت که اعلام علنی واقعیت های مربوط به آن از زبان دبیرکل شجاع حزب الله، دبیرکل جهاد اسلامی و فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، موقعیت راهبردی ایران اسلامی را برای دستیابی به عزت و اقتدار معلوم و ارزش دستیابی به علوم و فناوری های لازم برای تغییر موازنه ظالمانه مطلوب غرب و شکست سلطه ناعادلانه آنها را نشان داد.
بنابراین رژیم صهیونیستی که با تصور از بین بردن عقبه تسلیحاتی مقاومت و یا هشدار به عمق راهبردی آن یعنی جمهوری اسلامی پیش از حمله به غزه، به سودان حمله برده و با به راه انداختن جنگ روانی آن را مقدمه حمله به ایران اسلامی معرفی می کرد، امروز فهمیده است که در برابر سامانه فجر 5 چقدر آسیب پذیر است و جالب اینکه به کارگیری فناوری ایرانی تولید این موشک ها در غزه محاصره شده و تحت نفوذ دستگاه های امنیتی کشورهای خائن منطقه ای توانسته موازنه وحشت را به نفع مقاومت و علیه صهیونیست ها جابه جا کند. راستی چرا زمان حمله ها از 33 روز به 22 روز کاهش یافت و این بار به 11 روز هم نکشید؟ به نظر می رسد علاوه بر سران رژیم صهیونیستی، حامیان غربی و همراهان منطقه ای آنان هم به تجدید محاسبات راهبردی و تسلیم شدن در برابر واقعیت ها نیاز دارند.

نام:
ایمیل:
نظر: