صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۲۵۱۶۶۶

قاسم غفورى
آسیای غربی (خاورمیانه) در ماه های اخیر صحنه درگیری و تقابل تمام قد میان جبهه مقامت شامل جمهوری اسلامی ایران، سوریه، حزب الله لبنان و فلسطین دشمنان مقاومت با محوریت آمریکا، صهیونیست ها، اروپا و برخی از کشورهای مرتجع عربی و غیر عربی منطقه بوده است.
دشمنان مقاومت که پس از اوج گیری بیداری اسلامی، خود را بازنده تحولات منطقه می دیدند، مجموعه ای از تحرکات را به صورت زنجیره ای علیه ارکان مقاومت آغاز کردند در حالی که هدف نهایی آنها نابودسازی کل مقاومت بوده است. این نبرد در چهار حوزه قابل پردازش است.
مرحله اول: دشمنان مقاومت در عرصه نظامی ادعاهای بسیاری را مبنی بر حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران مطرح کردند. با توجه به اینکه کشورهای عربی و حتی ترکیه توان اقدام نظامی را نداشته اند، لذا لفاظی در این حوزه به آمریکا و رژیم صهیونیستی واگذار شد.
سران آمریکا و صهیونیست ها در فضای تبلیغاتی ادعاهای بسیاری را مبنی بر حمله به ایران مطرح کردند. با وجود تمام این فرافکنی ها، بازدارندگی دفاعی ایران عملاً آنها را از این توهم خارج ساخت چنانکه محافل نظامی و رسانه ای صهیونیست ها اعتراف کردند که در صورت شلیک یک موشک به سمت ایران، سران تل آویو حتی فرصت نوشیدن یک فنجان قهوه را نخواهند داشت چه رسد به پاسخگویی پاسخ های موشکی ایران.
مجموع توانایی هایی دفاعی ایران موجب شد تا صهیونیست ها و غرب عملاً ادعای نظامی را کنار گذارند در حالی که برای توجیه شکست خود ادعاهایی مانند تأکید بر اصل مذاکره و گفت وگو را مطرح کردند. این امر چنان بود که باراک وزیر جنگ صهیونیست ها با این ادعا که ایران، بخشی از اورانیوم غنی سازی شده خود را به پودر مبدل و در امور صلح آمیز استفاده کرده، از تعویق حمله به ایران سخن گفت.
مرحله دوم: در مرحله دوم ائتلاف ضدمقاومت تحرکات گسترده ای را علیه سوریه داشته اند. آمریکا، اروپا، ترکیه، صهیونیست ها و برخی کشورهای مرتجع عربی به ویژه عربستان و قطر تمام تلاش خود را به کار برده اند تا به صورت مسلحانه، سرنگونی نظام سوریه از ارکان اصلی مقاومت را اجرایی سازند.
آنها معتقدند که سرنگونی سوریه یعنی شکسته شدن حلقه وصل مقاومت که عملاً به تزلزل آن منجر می شود. آنها برای رسیدن به این مقصود حتی اتحاد با القاعده و گروه های تروریستی را اجرا کردند. جالب توجه آنکه کشورهای عربی که حاضر نشده اند یک فشنگ برای مردم فلسطین ارسال کنند، کشتی کشتی سلاح برای تروریست های سوریه ارسال کرده اند.
با توجه به حساسیت های موجود در برابر سوریه و تلاش صهیونیست ها و غرب برای پنهان سازی نقش خود در تحولات سوریه، محور امور به ترکیه و کشورهای عربی واگذار شد. آنها تصور می کردند که می توانند در مدت کوتاهی سوریه را سرنگون سازند در حالی که پس از گذشت 20 ماه نه تنها این امر محقق نشد، بلکه صحنه سوریه به رسوایی بزرگ برای آنها تبدل شد.
مرحله سوم: ائتلاف ضدمقاومت در مرحله دیگر تحرکات خود، اقدام نظامی علیه حزب الله لبنان در پیش گرفت. جنگ نیابتی علیه حزب الله با استفاده از جریان غرب گرای 14 مارس و گروه های سلفی اجرا شد. ترور مقامات اطلاعاتی و امنیتی، ایجاد آشوب های خیابانی، فعال سازی سلفی ها در صیدا و... از جمله این تحرکات بوده است.
در این فضا نیز صهیونیست ها و کشورهای عربی نظیر عربستان و قطر نقش بیشتری داشتند در حالی که اروپا و ترکیه با تحرکات دیپلماتیک به همپوشایی با این توطئه ها می پرداختند. در لبنان نیز تدابیر حزب الله در حفظ دولت به نخست وزیری میقاتی، مقابله با فضای ناآرامی، هشدارهای سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب الله مبنی بر پاسخگویی به هرگونه تجاوزی که به حزب الله صورت گیرد، پرواز پهپاد مقاومت به نام پهپاد ایوب و... موجب شکست توطئه علیه مقاومت شد.
مرحله چهارم: پس از شکست در سه حوزه در نهایت نوبت به نقش آفرینی مستقیم صهیونیست ها رسید. در حوزه غزه کشورهای عربی، ترکیه، اروپا و آمریکا نمی توانستند به صورت مستقیم وارد عرصه مقابله با مقاومت شوند. رژیم صهیونیستی بازیگری بود که توان اقدام نظامی مستقیم علیه مقاومت فلسطین را داشت که نتیجه آن نیز حملات گسترده این رژیم به غزه بود.
نکته قابل توجه آنکه پیش از حمله صهیونیست ها، سایر ارکان ضدمقاومت، زمینه سازی برای حمله صهیونیست ها را اجرا کرده بودند و آن، دور ساختن سایر ارکان مقاومت از مسئله فلسطین با مشغول سازی ایران، سوریه و لبنان به تحولات داخلی و منطقه ای بوده است.
آنها بر این خیال بوده اند که با این حربه می توانند میان ارکان مقاومت شکاف ایجاد کنند و جنگی سهل و آسان را برای صهیونیست ها رقم بزنند. در این چارچوب ترکیه، قطر، عربستان و حتی اروپایی ها رویکردهایی به حماس داشته و با وعده های متعدد از جمله سوق دادن حماس به برتری دادن گرایش های اخوانی به اصل مقاومت، تلاش داشته اند تا حماس را به سرنوشت فتح یا همان دوری از مقاومت مسلحانه سوق دهند.
با این زمینه سازی ها، صهیونیست ها حملات گسترده ای به غزه صورت دادند، اما آنچه رخ داد نتیجه ای مغایر با اهداف دشمنان مقاومت بود. مقاومت غزه توانست در جنگی هشت روزه شکستی سنگین به صهیونیست ها وارد سازد چنانکه در نهایت، نتانیاهو نخست وزیر این رژیم، رسماً خواستار آتش بس شد.
این شکست چنان بود که کشورهای غربی، عربی، ترکیه و حتی سازمان ملل برای کمک به صهیونیست ها به صحنه آمدند و برقراری آتش بس را خواستار شدند. عملکرد کشورهایی مانند ترکیه، اعراب و غربی ها هر چند در ظاهر با ادعای برقراری آتش بس بود، اما در اصل آنها به دنبال استفاده از ابزار دیپلماتیک برای فشار بر مقاومت فلسطین بودند چنانکه در شرایطی که غزه نیازمند سلاح بود آنها صرفاً ادعای دیپلماسی را سر دادند و از ارسال یک فشنگ برای غزه خودداری کردند.
با تمام این تفاسیر، مقاومت غزه توانست در این جنگ با بهره گیری از کمک های گسترده نظامی و معنوی سایر ارکان مقاومت شامل ایران، سوریه و حزب الله لبنان بر دشمن پیروز شود تا چهارمین شکستی باشد که دشمنان مقاومت در ماه های اخیر از جبهه مقاومت متحمل می شوند.
در نهایت در باب تحولات منطقه می توان گفت که غرب آسیا (خاورمیانه) صحنه چهار جنگ بزرگ میان مقاومت و دشمنانش بوده است که با حول و قوه الهی و وحدت و یکپارچگی موجود میان ارکان مقاومت، با شکست دشمنان مقاومت همراه شدند. تحولات منطقه نشان داد که وحدت و ایمان به پیروزی مقاومت رمز جاودانگی و موفقیت های گسترده تر برای مقاومت است. اصلی که هراس را بر دل دشمنان مقاومت جاری کرده و با هر حربه ای به دنبال شکست آن هستند که تاکنون نیز به نتیجه ای دست نیافته اند و همچنان با شکست عجین شده اند.

نام:
ایمیل:
نظر: