صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۹۱ - ۱۶:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۵۳۳۶۶
چهار سال حضور در سمت وزارت امور خارجه در حالی برای هیلاری کلینتون سپری شد کارنامه ای نه چندان موفق را از خود بر جای گذاشت که می تواند تأثیرات منفی بر آینده سیاسی وی به ویژه در تحقق رویای رسیدن به سمت ریاست جمهوری آمریکا داشته باشد.

 اختصاصی بصیرت:دور دوم ریاست جمهوری اوباما در حالی آغاز می شود که برخی از نزدیکان وی در حال کناره گیری از سمت های خود هستند. هر چند که اوباما تلاش دارد تا این تغییرات را گامی برای اجرای وعده های انتخاباتی عنوان کند، اما روند کناره گیری ها نشانگر ناامیدی اطرافیان او از آینده است. بسیاری با دوری از اوباما برآنند تا مهر شراکت در اقدامات را از پرونده خود پاک کنند تا در آینده بتوانند به حیات سیاسی خود ادامه دهند. از جمله این افراد هیلاری کلینتون است که پس از چهار سال حضور در سمت وزیر امور خارجه آمریکا رسماً از آن کناره گیری کرد.با ناکام ماندن طرح جانشینی سوزان رایس، نماینده آمریکا در سازمان ملل، سرانجام «جان کری» به عنوان جانشین کلینتون معرفی شد. هیلاری کلینتون در حالی از سمت خود کناره گیری کرد که چهار سال پیش در تدوین چارچوب کاری خود مسائل متعددی را مطرح کرده بود که طی این مدت در مسیر آنها گام برداشت. از جمله این مسائل روند صلح خاورمیانه و در اصل حمایت از طرح های رژیم صهیونیستی بوده است. هر چند کلینتون در چارچوب ابراز ارادت به صهیونیست ها از هیچ اقدامی فروگذار نکرده، اما در نهایت این سناریو چندان محقق نشد که نمود آن ناتوانی آمریکا در سرنگون سازی نظام سوریه و حزب الله، شکست صهیونیست ها در جنگ 8 روزه غزه، عضویت فلسطین در سازمان ملل، ناتوانی آمریکا در همراهی با صهیونیست ها برای حمله به ایران، عدم توانایی آمریکا در مهار بیداری اسلامی منطقه و ... است.
آمریکا تلاش بسیاری دارد تا خود را محور روند صلح خاورمیانه معرفی کند که در این عرصه نیز ناتوان ماند، به ویژه اینکه مصر پس از سرنگونی مبارک چندان در چارچوب خواسته های آمریکا گام برنداشته است. محور دیگر کاری کلینتون را مقابله با روند بیداری اسلامی تشکیل می داد. هر چند که غربی ها از جمله آمریکا با واژه سازی هایی نظیر بهار عربی تلاش کردند ماهیت اسلامی این تحولات را کم رنگ سازند، اما در نهایت چندان دستاوردی نداشته اند که نتیجه آن نیز تأکید مردم در بسیاری از این کشورها از جمله مصر، لیبی و تونس بر محور بودن شریعت اسلامی برای قانون اساسی کشورشان است.در افغانستان نیز هر چند که آمریکا توانست توافقنامه راهبردی برای حضور بلندمدت در آن کشور را با کابل امضا کند، اما همچنان با چالشی به نام طالبان و ناتوانی در کاهش هزینه ها مواجه است، به ویژه اینکه طرح آمریکا برای وارد ساختن پاکستان به این تحولات نیز موفقیت چندانی نداشته است.در عراق نیز هر چند آمریکا توانست از پرونده خروج نظامیانش در سال 2011 به عنوان مولفه ای برای تحقق اهداف خود بهره برداری کند، اما در نهایت در ایجاد دولتی دست نشانده ناکام ماند و در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت با محوریت العراقیه تحت حمایت آمریکا نتوانست کارکرد چندانی داشته باشد، هر چند که آمریکا همچنان از دخالت در عراق دست برنداشته و امیدوار به بازگشت و حضور گسترده در این کشور است.محور دیگر اقدامات آمریکا در غرب آسیا (خاورمیانه) را مقابله با قدرت ایران تشکیل می داد. هیلاری کلینتون در چهار سال گذشته با راهبرد تهدید و مذاکره به دنبال امتیاز گیری از ایران بوده است، در مقاطعی مانند فتنه 88 وی بیشترین کارکرد را علیه ایران داشته است. به رغم تمام تحرکات صورت گرفته، سرانجام وی اعتراف کرد که ایران بزرگ ترین مسئله آمریکا در دوران کاری اش بوده که لاینحل باقی مانده است.
بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند آمریکا در دوران هیلاری در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و هسته ای با ناکامی همراه شده و عملاً کلینتون نتوانسته کارکرد چندانی داشته باشد، چنانکه آمریکا بارها خود از معافیت کشورها از اجرای تحریم های نفتی در برابر ایران سخن گفته است. محور دیگر کارکردهای کلینتون روسیه بوده است. هر چند وی در دوران ریاست جمهوری مدودف تا حدودی توانسته بود امتیازاتی از روس ها کسب کند، اما با آمدن پوتین عملاً این رویه با دگرگونی های اساسی همراه شد که از نمودهای آن، عدم پذیرش خواسته های آمریکا درباره ایران، سوریه و ... است.در مجموع، در شرق آسیا هیلاری کارنامه به نسبت موفقی داشته که توسعه روابط آمریکا با آسه آن و ایجاد اختلاف میان همسایگان دریای چنین با پکن برای حضور نظامی آمریکا در منطقه از آن جمله است، اما این فرایند نیز در نهایت خواست آمریکا برای مهار چین و کره شمالی را محقق نساخت که آزمایش موشکی کره شمالی و هشدارهای مکرر پکن به واشنگتن نمودی از آن است. آمریکای لاتین محور دیگری بود که آمریکا تلاش بسیاری برای ورود به آن داشته است. به جز کودتا در هندوراس و پاراگوئه، آمریکا در مجموع در رسیدن به سیاست های خود دراین منطقه دستاورد چندانی نداشته است که پیروزی چاوز در انتخابات برگی از این ناکامی است.
در جمع بندی کلی از آنچه ذکر شد می توان گفت؛ هیلاری کلینتون در حالی از سمت وزیر امور خارجه آمریکا کناره گیری کرد که در کنار برخی موفقیت ها، ناتوانی در اجرای سیاست های کلان آمریکا در پرونده وی باقی ماند که می توان از آنها با عنوان داغ هایی که بر دل هیلاری کلینتون مانده، یاد کرد. چهار سال حضور در سمت وزارت امور خارجه در حالی برای کلینتون سپری شد کارنامه ای نه چندان موفق را از خود بر جای گذاشت که می تواند تأثیرات منفی بر آینده سیاسی وی به ویژه در تحقق رویای رسیدن به سمت ریاست جمهوری آمریکا داشته باشد

نام:
ایمیل:
نظر: