مترجم: لیلا چمنخواه
در جنگ 49- 1948 که میان اسرائیل و همسایههای عربش در گرفت، حدود هفتصد هزار عرب به درخواست دولتهای عربی و توسط ارتش اسرائیل به زور از خانه و کاشانه خود بیرون رانده شدند. همچنان که خالدالعزم که بعدا به نخستوزیری سوریه رسید، در سال 1973 و به هنگام بازخوانی خاطراتش گفت: «از سال 1948به این طرف ما درخواست کردهایم که آوارگان به خانههای خود برگردند، اما این خود ما بودیم که آنها را تشویق به ترک سرزمینشان کردیم.»
برای حل معضل پناهندگان، مجمع عمومی سازمان ملل برخلاف خواست ملل عرب قطعنامه 194را در دسامبر 1948 تصویب کرد. از عبارات به کار رفته در این قطعنامه نمیتوان چشم پوشید. این قطعنامه از واژه «اجازه» بازگشت به عوض«حق» بازگشت استفاده کرده است. مجمع عمومی چنین تصمیم گرفت که «بنا به درخواست پناهندگان برای بازگشت به خانه و زندگی صلح آمیز در کنار همسایگانشان، به آنها اجازه داده میشود تا در اولین فرصت به سرزمین مادری خود برگردند.» اباابان (Abba Eban)دراین خصوص نوشت: «این واقعیت که یک پناهنده به منظور بازگشت به خانه نیاز به اجازه دارد نشان میدهد که ما دراینجا نه تنها بر سر حق ذاتی هیچ پناهندهای معامله نمیکنیم، بلکه به طریق اولی با عمل برخاسته از حاکمیت به دست اسرائیل نیز معاملهای نخواهیم کرد.»
فقط بعد از جنگ شش روز سال 1967 بود که اهمیت این قطعنامه برای رهبران فلسطینی آشکار شد. تا آن زمان آنها چنین میاندیشیدند که براندازی دولت اسرائیل همه مسائل را فصله خواهد داد. متعاقباً، فلسطینیان به تلاشهای خود ادامه دادند تا جهانیان، نخبگان سیاسی اسرئیل و مطبوعات این کشور را متقاعد کنند که بر طبق قطعنامه 194 حق بازگشت به سرزمینشان را دارند. اگر امروز محافل فلسطینی و اسرائیلی که برای رسیدن به راه حل صلحآمیز تلاش میکنند از مفاد دقیق قطعنامه194 آگاه باشند معلوم نیست که در صورت حل نشدن این ابهام انها بتوانند اصلاً به صلح دست یابند. این ابهام از اختلاف میان حق ادعا شده بازگشت که توسط رهبران فلسطینی ابداع شده و متن اصلی قطعنامه که فقط از «اجازه» بازگشت صحبت میکند، بر میخیزد.
در مورد ابتکار ژنو باید گفت که «طرفهای درگیر میپذیرند که قطعنامه 194» با توجه به حق پناهندگان فلسطینی، مبنایی را برای حل مساله پناهدگان ارائه میکند. پیشنهاد پادشاه عربستان که در سال 2002 مطرح شد امروزه ابتکار صلح عربی نام دارد بر روی ابهام در معنای قطعنامه 194 قرار داشت . این متن در خواست راه حلی عادلانه در هماهنگی با قطعنامه 14 را برای حل وفصل پناهندگان دارد. اگرچه در پیشنهاد ملک عبدالله آمده بود که دراین خصوص همچنان راه بحث باز است.اما وزیر خارجه اسرائیل تزیپی لیونی درک کرد که این قطعنامه متضمن حق بازگشت میلیونها نفر به درون مرزهای اسرائیلی است و بنابراین غیر قابل قبول میباشد.
جالب است بگوییم که رهبران فلسطین و دولت سوریه کاملاً از معنای واقعی قطعنامه اصلی آگاه بودند. در جلسه اتحادیه عرب در 29 مارس2002، آنها در خواست کردند که علاوه براشاره به قطعنامه 194 ابتکار صلح عربی باید به قطعنامهنیز اشاره کند، مبنی بر اینکه قطعنامه 194باید طوری تفسیرشود گویی مستلزم شناسایی حق بازگشت پناهندگان است.
شلومو آوینریShlomo Avinery)) استاد علوم سیاسی دانشگاههای اسرائیل، در یک پیشنهاد توجیه کرد که وقتی ما از قطعنامه 194 صحبت میکنیم، در عمل این امر باید معنای حق بازگشت گرفته شود. تحت چنین شرایطی برای مذاکره کنندگان اسرئیلی غیر قابل قبول است که به این قطعنامه در آینده اشاره کنند. تنها راه حل دلخوش کردن خودمان به تعریف نکاتی است که در عین عدم اشاره به قطعنامه 194 برای حل و فصل پناهندگان نیز راحلی ارائه دهد.