رویكردهای پوپولیستی
پوپولیسم با همه تنوع در تاریخ اجتماعی معاصر، بر موج احساسات تودهای سوار شده و بدینگونه مشروعیت سیاسی خاصی را برای خود پی میریزد. وقتی راجع به پوپولیسم سخن گفته میشود، در واقع تودهمحور و مركز ایدئولوژی و اندیشه سیاسی قرار میگیرد. پوپولیسم، اندیشهای است كه آنچه را كه مربوط به توده مردم میشود و آنچه را كه تودهوار است، اصالت میدهد و برای آن اولویت قائل میشود. البته بسیاری از تحولات اجتماعی ـ سیاسی در طول تاریخ، با حمایت تودهها صورت گرفته است، از قیام اسپارتاكوس گرفته تا جنبشهای سیاسی جدید. این سخن به معنای عدم امكان ظهور و بروز جنبشهای غیر تودهوار نیست، لذا در تاریخ جنبشها، به برخی از جنبشهای سیاسیـ اجتماعی كه بیشتر جنبه نخبگی داشته هم برمیخوریم. مثلاً بهزعم بعضی اندیشمندان، اصولاً خود مدرنیسم، با حمایت توده مردم نبوده است، یا جنبشهای فرهنگی در اروپا از رنسانس به این طرف با پشتیبانی مردم صورت نگرفته است و اتفاقاً مردم در برابر آنها مقاومت هم كردهاند. برخلاف تصور ما ایرانیها كه فكر میكنیم چون آن تحولات فرهنگی از سنت غربیها پدید آمده، پس ناگزیر باید با موافقت مردم شكل گرفته باشند، اصلاً اینگونه نبوده است.(1)
در هر صورت، آنچه تاریخ به ما میآموزد، این است كه پیشداوریهای پوپولیستی، عموماً به تخریبهای گسترده فرهنگ و حتی جنگها، تنشها و قومكشیهای هراسناك مانند جنگ جهانی دوم منجر میشوند. پوپولیسم، همچون هر روند دیگری كه در راه تقلیلدهندگی اندیشه حركت میكند، به دلیل آنكه جهان ما جهانی است كه دائماً رو به سوی پیچیدگی بیشتر دارد، میتواند به همان میزان خطرناكتر شود، ضربات سختتری را از لحاظ فرهنگی بر یك كشور یا یك فرهنگ وارد كند.
در بحثهای نظری پیرامون پوپولیسم، دو نوع رویكرد وجود دارد: در یك نگاه پوپولیسم معادل مردمباوری قرار میگیرد و اعطای آزادیها و امتیازات دموكراتیك به مردم و شریك كردن آنان در ساختار قدرت است كه در عین حال، در مقابل نخبهگرایی و نخبهباوری قرار میگیرد و از بعد سیاسی و اجتماعی چندان مذموم نیست. از نگاه دیگر، پوپولیسم به معنای مردمداری است كه تزریق نوعی امید واهی به جامعه و تأكید بر عقاید فراموش شده توده جامعه است كه به بهرهبرداریهایی از جامعه منجر میشود.(2)
این نوع از پوپولیسم در طول تاریخ حیات خود، در عرصههای مختلف اجتماع ـ بهخصوص نحلههای فكری افراطی نظیر فاشیسم و نازیسم ـ بهصورت پنهان یا آشكار حضور و نفوذ داشته است. این طرز فكر، به دلیل داشتن وجوه اشتراك بسیار با افكار تندروانه و عوامپسندانه گروههای مختلف، توانایی تداخل و اشتراك فكری را با این گروهها دارد. تفكر پوپولیسم با نفوذ به ردههای بالای مدیریتی گروههای فكری، قدرت را به تدریج قبضه كرده و نیروی مردم را با شعارهای تهییجكننده خود ـ البته برای مدت زمانی كوتاه ـ در راه نیل به اهداف خود به كار میگیرد. در حقیقت عوامل زیادی موجب پیدایش پوپولیسم در جوامع امروز میگردد.(3) به عقیده پل تاگارت، پوپولیسم، واكنش به اندیشهها و روشهای نظامهای سیاسی مبتنی بر نمایندگی است و در مقابل احساس وقوع بحران، به تجلیل پنهان یا آشكار از كانون آرمانی خود میپردازد. با این همه، به دلیل فقدان ارزشهای بنیادی، از عوام بیشتر تأثیر میپذیرد و در هر محیطی ویژگیهای محیط پیرامون خود را میپذیرد و عملاً پدیدهای گذراست.(4)
به هر روی، پوپولیسم با توده مردم سروكار دارد و در حقیقت جنبشی تودهای است؛ اما به دلیل نداشتن تشكل منسجم و هدف مشخص و واقعی، این جنبشها منسجمتر و دارای تشكیلات منظم بعدی هستند كه در ادامه، منویات خود را اعمال میكنند. در نگرش پوپولیستی، جهتگیری افكار عامه، به منظور واداشتن حكومت به پذیرش منویات مردم، چشمگیر است. در پوپولیسم، اراده جهتدار توده مردم نسبت به عدالتخواهی، نقشی بارز دارد و مكانیسم این اراده جهتدار، مؤثرتر و برتر از مكانیسمهای سازمانهای مختلف است و حكومتها بهطور مستقیم و غیرمستقیم، تحت فشار و تأثیر خواست عامه مردم واقع میشوند.(5)
ویژگیهای پوپولیسم
اگرچه انديشههاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي كه در قالب «پوپوليسم» شناخته ميشوند، بسيار متفاوت بوده و در هر جامعه و كشوري شكل خاص خود را دارند، اما پوپولیسم كه در فارسی معادل واژههای تودهگرایی، عوامگرایی و مردمباوری استعمال شده است، دارای چند ویژگی كلی و عمومی است كه میتوان گفت در همه نوع پوپولیسم قابل ملاحظه است. در نهضتهای پوپولیستی، معمولاً ائتلافی آشكار یا ضمنی، میان طبقات مختلف با منافع متفاوت و گاه متعارض برقرار میشود. تداخل اقشار گوناگون در این نهضتها، بهطور عمده ناشی از عدم تشكل طبقاتی و عدم وجود مرزبندی روشن طبقاتی است. پوپولیسم دارای مشخصات عوامفریبی، تقدیس شخص رهبر فرهمند، تعصب، تكیه بر تودههای محروم، نداشتن ایدئولوژی مشخص، اصلاحطلبی، بورژوایی بودن و عناصری از ضدیت با امپریالیسم و ملیگرایی است. توسعهخواهی و پر و بال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادیهای سندیكایی و دموكراتیك از خصلتهای عمده دوران پوپولیسم است.(6)
علاوه بر موارد مذكور، سه ویژگی مهم پوپولیسم كه در واقع جزو اركان اساسی این آیین فكری و سنت سیاسی محسوب میشود، به شرح زیر است:
1- جلب پشتیبانی مردم با توسل به وعدههای كلی و مبهم نظير برابري، برادري، مساوات و...(7)، كه معمولاً با شعارهای ضدامپریالیستی و تحت كنترل رهبری فرهمند و كاریزماتیك به ظهور و بروز میرسد.
2- پیشبرد اهداف سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی و بسیج توده مردم به اعمال فشار مستقیم بر حكومت.
3- بزرگداشت و تقدیس مردم یا خلق، با اعتقاد به اینكه هدفهای سیاسی باید به اراده و نیروی مردم و جدا از احزاب یا سازمانهای سیاسی پیش برود. بنابراین از ویژگیهای پوپولیسم مخالفت با هرگونه تشكل و نهادهایی است كه تحت عنوان جامعه مدنی و تشكلهای حزبی(8) میخواهند به عنوان واسط میان مردم و دولت در راستای كسب و حفظ حقوق مردمی كار كنند.
بنابراين در اينگونه نظامها به جاي اينكه مشاركت سياسي افراد همراه با آگاهي و بينش كامل و به شكل نهادينه و نظاممند باشد، به مشاركت تودهاي و همراه با احساسات و هيجانات، تحتتأثير تبليغات سهمگين اكتفا ميشود و حكومت شيوهاي اقتدارطلب با ساخت قدرت يكجانبه پيدا ميكند.
پینوشتها در دفتر هفتهنامه موجود است.