دکتر یدالله جوانی
چندین سال پیش یکی از صاحبنظران اروپا در حوزه مسائل آمریکا، اعلام کرد: «من در تعجبم که چرا ایالات متحده با مجموعهای از مسائل که دارد، تا حالا فرونپاشیده است.» این کارشناس اروپایی، همانند بسیاری دیگر از صاحبنظران بینالمللی، معتقد است که آمریکا به عنوان یک امپراتور قدرتمند و تأثیرگذار بر مسائل جهانی در حال فروپاشی است. در سالهای اخیر نشانههای افول قدرت آمریکا یکی پس از دیگری ظاهر شده، اکنون این نشانهها بهویژه در حوزه بدهیهای دولت این کشور و کسری بودجه، بسیاری از دولتمردان آمریکا را بیش از پیش نگران ساخته است. شکستهای ایالات متحده در یک دهه اخیر ناشی از لشکرکشی به غرب آسیا و اشغال کشورهای عراق و افغانستان، ناتوانی آمریکا در پشتیبانی از رژیم صهیونیستی برای دور شدن از شکستهای فضاحتبار در سه جنگ معروف ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و هشت روزه، ناکارآمدی ایالات متحده در بحران سوریه و عقبنشینی اضطراری از مواضع جنگطلبانه، انفعال و عقبنشینی در برابر ملت ایران با تظاهر به پذیرش حقوق هستهای ایران و آمادگی برای تعامل با جمهوری اسلامی بر اساس احترام متقابل و بحران اقتصادی داخلی، از جمله نشانههایی هستند که نمایشگر افول این ابرقدرت هستند. در روزهای اخیر، بحران اقتصادی در آمریکا با آشکار شدن ناتوانی دولت در انجام امور دیوانی و پرداخت حقوق کارمندان وارد مرحله جدیدی شده، اختلافات میان دولت و جمهوریخواهان در مجلس، دولت این کشور را به مرحله نیمهتعطیلی کشانده است.
دولت آمریکا و بهتبع آن شهروندان آمریکا را بدهکارترین دولت و شهروندان در جهان میدانند. آمریکا کشوری است که لحظهبهلحظه بر بدهیهای آن افزوده میشود و هیچ دولتی تاکنون در دهههای اخیر نتوانسته روند پرشتاب افزایش بدهیهای دولت آمریکا را کنترل کند و از میزان بدهیها بکاهد. برای مشخص شدن روند بدهیهای دولت آمریکا از یک طرف و ناتوانی دولت در مهار این بدهیها، در صد سال گذشته، توجه به آمارها کفایت میکند. در سال ۱۹۱۰ میلادی بانک مرکزی این کشور یعنی «فدرال رزرو» با هدف کنترل سیستمها و بدهیها تشکیل شد. شعار این بانک «ایجاد یک سیستم جدید و قدرتمند اقتصادی» بود. اکنون که بیش از صد سال از تأسیس این سیستم اقتصادی گذشته، آمارها گویای ناکارآمدی آن است. یکی از وظایف این سیستم، کنترل تورم بوده، لکن آمارهای رسمی نشان میدهد دلار آمریکا از سال ۱۹۰۰ تاکنون، ۲/۹۶ درصد ارزش خود را از دست داده است. از دیگر وظایف این سیستم دولتی، کنترل بیکاری بوده، اکنون آمریکا از نظر جمعیت کل بیکاران در ردیف شصتوهشتم دنیا قرار دارد. از وظایف مهم سیستم فدرال رزرو کنترل و کاهشی بدهیهای آمریکا بوده، لکن در زمان تشکیل این سیستم، میزان بدهیهای آمریکا سه میلیارد دلار بود و اکنون با پنج هزار برابر افزایش به بیش از ۱۵ تریلیون دلار رسیده است. اکنون برخی از کارشناسان آمریکایی، متفقالقول میگویند ما میراث بزرگترین و تاریخیترین بدهی را برای فرزندانمان باقی میگذاریم. ساعتی بیش از ۱۵۰ میلیون دلار بر بدهیهای ملی آمریکا افزوده میشود. رقم ۱۵ تریلیون دلار یک رقم رسمی و اعلامی از بدهیهای ملی آمریکاست؛ لکن برآورد کارشناسان ارقام دیگری را نشان میدهد. مطالعات جدید دانشگاه کالیفرنیا نشان میدهد احتمالاً دولت آمریکا ۷۰ تریلیون دلار بدهی دارد و این رقم چند برابر آن رقمی است که اعلام شده است. بسیاری از کارشناسان آمریکایی، سیاستهای غلط اقتصادی دولت این کشور و هزینههای غیرضروری را از دلایل اصلی بدهیهای ایالات متحده میدانند.
اکنون دولت آمریکا به تعطیلی کشیده شده و اختلافات اوباما با جمهوریخواهان کنگره رو به افزایش است. اوباما خواستار تصویب بودجهای شده که از پیامدهای آن، افزایش میزان بدهیها خواهد بود. عدم تصویب این بودجه و ناتوانی دولت در پرداخت حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت فدرال، صدها هزار کارمند به تعطیلی اجباری رفتهاند.
نتایج جدیدترین نظرسنجی موسسه «گالوپ» که روز پنجشنبه گذشته منتشر شده، نشان میدهد که میزان رضایت مردم آمریکا از عملکرد دولتشان به پایینترین حد خود از سال ۱۹۷۱ میلادی تاکنون رسیده است. بر اساس این نظرسنجی، تنها ۱۸ درصد مردم آمریکا از روش اداره کشورشان رضایت دارند. این میزان در مقایسه با رضایت آمریکاییها در ماه گذشته و پیش از تعطیلی دولت، ۱۴ درصد کاهش داشته است.
بحران بدهیهای دولت و خالی شدن خزانه، موجب شده مراکز حساس آمریکا نیز به ناچار به سمت تعدیل کارمندان حرکت کنند. روزنامه آمریکایی «هافینگتون» طی گزارشی از قول «آلیسون مک فارلین» رئیس اداره سرپرستی نیروگاههای اتمی آمریکا که نظارت بر ۱۰۰ نیروگاه اتمی را برعهده دارد، اعلام کرد؛ قرار است ۳۶۰۰ نفر از کارمندان خود را به دلیل تمام شدن بودجه در پی تعطیلی دولت اخراج کند.
«ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در گفتوگویی با پایگاه خبری پیامهای تعطیلی دولت فدرال برای جامعه جهانی را در این موارد میداند:
۱ـ کشور آمریکا دچار دودستگی شده و این امر مطمئناً هر نوع جاذبهای را برای الگوی سیاسی آمریکا کاهش میدهد.
۲ـ کاهش اعتماد به آمریکا و قابل پیشبینی نبودن آن، یعنی عناصری که برای یک قدرت بزرگ تأثیرگذار حیاتی به شمار میآیند.
۳ـ نگرانی در کشورهایی که از کمکهای آمریکا برخوردارند.
۴ـ ضعیف شدن موضع آمریکا در مذاکرات مرتبط با سوریه.
۵ـ ضعیف شدن موضع آمریکا در مذاکرات مرتبط با ایران.
اختلافات دولت با کنگره بر سر موضوع تصویب بودجه و لایحه مورد نظر دولت، پردههایی را کنار زد و واقعیتّهای آمریکای در حال فروپاشی را به نمایش گذاشت. اکنون سوال اساسی در میان شهروندان آمریکایی و صاحبنظران این کشور این است که آیا دولت و کنگره میتوانند با رسیدن به یک توافق و راهحل منطقی، از ورشکستگی دولت جلوگیری نمایند یا خیر؟ بسیاری از صاحبنظران میگویند اگر توافقی هم بین دولت و کنگره صورت گیرد و بحران شکل گرفته در ظاهر کنترل گردد، لکن روند اقتصاد آمریکا به گونهای است که آمریکا را دچار فروپاشی خواهد کرد و این سرنوشت حتمی ایالات متحده است.