فراموشی خدا
اولین موردی که انسانها در مبارزات و زندگیشان گرفتار آن هستند، از دست دادن خداترسی و خدا فراموشی است، هرگاه و هر لحظه انسان دچار این آسیب شود انگیزه شیطانی جایگزین میشود و دیگر زندگی، حیات، مبارزه، فعالیت معنای دیگری پیدا میکند و حضرت امام راحل اعتقاد داشتند که «اگر انسان برای شهوات نفسانیه قیام بکند، برای خدا نباشد، این به جایی نمیرسد کارش، این بالاخره فشل میشود کارش. چیزی که برای خدا نیست دوام نمیتواند داشته باشد.» و مرتب به مخاطبان خود تذکر میدادند که:«همه عالم محضر خداست. هر چه واقع میشود در حضور خداست.»
«همیشه توجه داشته باشید که کارهایتان در محضر خداست، همه کارها، چشمهایی که به هم میخورد، در محضر خداست، زبانهایی که گفتوگو میکند. در محضر خداست و دستهایی که عمل میکند، در محضر خداست و فردا ما جواب باید بدهیم.» این خطمشی اصلی حضرت امام در زندگیشان بود که در سال ۱۳۱۷ متن و دستنوشتهای از ایشان به یادگار مانده که همین توصیه را دارند. برای مطالعه میتوانید به جلد اول صحیفه امام از صفحه ۱۴ تا ۱۹ رجوع کنید.
حب نفس
فراموشی خدا در امور زندگی اولین آسیب است که انسان انگیزه الهی را از دست میدهد. با از دست دادن این انگیزه الهی گرفتاری و معضلات فرهنگی، اجتماعی سردرمیآورد و انسانها در دام هوای نفس گرفتار میشوند که رهایی از آن بسیار سخت است. تأکید حضرت امام در رهنمودهایشان بر شیطان باطنی انسان بوده است و با صراحت اعلام کردند: «تمام فسادهایی که در بشریت پیدا شده است، از اولی که بشریت تحقق پیدا کرده است تاکنون، تا آخر، منشأش همین حب نفس است.»، و یا فرمودند: «آفت انسان هوای نفس انسان است.» و تأکید کردهاند: «از هواهای نفسانیه که میراث شیطان است، برحذر باشید.» در مباحث دیگری یادآور شدند: «در رأس همه خطاهایی که انسان میکند حب نفس است.» یا «آنچه که خطر برای هر انسانی و هر متصدی امری هست، حب نفس است.» «بالاترین گرفتاری ما همین گرفتاری حب نفس است.» این رهنمودها به خوبی نشان میدهد که اگر انگیزه الهی از دست برود چه انگیزههایی جایش را میگیرد و غیر از انگیزه الهی هر چه باشد آسیب و خطر است.
غرور و غفلت
از دست دادن انگیزه الهی موجب پیدایش غرور در انسانها میشود و فرد از امدادهای الهی و عنایات حقتعالی غافل میشود و در طول تاریخ اسلام از این ناحیه آسیبهای فراوانی متحمل شدهایم. وجود نیت خالص در اعمال و رفتار انسانها و در حفظ دستاوردها نقش اساسی دارد، اما همین که متکی شد به قدرت شخصی خودش و عوامل دیگری را لحاظ نکرد، قطعاً دچار شکست خواهد شد. در این رابطه حضرت امام مکرر از آفت غرور و غفلت از امدادهای غیبی سخن گفتهاند و در دیدار با هر قشری از جامعه آن را یادآور شدهاند و فرمودهاند: «غرور از پیروزیها آفت بزرگی است که شیطان باطنی در بندگان خدا به وجود میآورد تا آنان را از راه حق منحرف کند و در اثر آن خلق خدا را در کوشش برای مقصد الهی سست کند و اگر خدای نخواسته این حالت شیطانی در جبههها پیش آید، در پیروزیها وقفه حاصل، بلکه با مکر شیطانی ممکن است به شکست منتهی شود و زمانی این آفت وجدانکش پیش میآید که انسان از خود و خداوند غافل شود و قدرت پیروزی را از خود بداند.»
امدادهای الهی در ادوار مختلف انقلاب اسلامی شامل حال ملت ایران شده است و این تا هنگامی است که در کلیه امور با انگیزه الهی گوش به فرمان رهبر انقلاب باشیم و این موضوع از نکاتی است که امام راحل در وصیتشان مورد تأکید قرار دادهاند.
راز اختلاف و تفرقه
حضرت امام خمینی(رحمهالله علیه) در بیانات متعدد و در وصیتنامه سیاسی ـ الهیشان درباره آفت اختلاف و پرهیز از تفرقه و جدایی رهنمودهای فراوانی دادهاند. اساسیترین راز پیدایش کشمکشها و اختلافات هنگامی است که انگیزه الهی در کارها نباشد و راز اختلاف و تفرقه هنگامی است که انگیزه الهی از دست برود و هر کسی، هر گروهی، هر قشری، هر طایفهای، هر حزبی که سعی دارد مجموعه خودش را به رخ جامعه بکشد این آسیبزدگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را بهدنبال خواهد داشت، اما اگر فقط انگیزه خدایی و الهی بود هیچ مشکلی در جامعه ایجاد نخواهد شد و حضرت امام خمینی(ره) بسیار محکم فرمودند: «اختلاف همیشه ناشی از جهات نفسانی است. اگر همه انبیا الان در اینجا جمع بشوند، اختلاف ندارند، برای آنکه آن جهات نفسانی را ندارند. آن وقت که یک طرف جهت نفسانی دارد و یا هر دو طرف جهت نفسانی دارند، آن وقت اختلاف پیدا میشود. کوشش کنید که آن جهات نفسانی بازیتان ندهد که منشأ مناقشه و اختلاف شود... یک مملکتی که گرفتار است در مقابل اجانب و در معرض خطر است و باید با همت خود مردم این مملکت مستقر شود و اساسش درست شود، اگر اشخاص بخواهند با تفرقه و تشتت این مملکت را از باطن پوسیده کنند، قهراً به چنگ دیگران خواهد افتاد. همانطوری که ملاحظه کردید، مردم با هم مجتمع شدند و همه با هم فریاد «الله اکبر» زدند و این موانعی را که در مقابلشان بود همه را کنار زدند.»
حضرت امام خمینی(ره) اعتقاد داشتند که با شعار «الله اکبر» میتوان انگیزه الهی را در امور سیاسی ـ فرهنگی و اداره کشور حفظ کرد تا گرفتار آسیبهای اختلافانگیز نشویم که همه دستاوردها با آتش اختلافات میسوزد و از میان میرود و موجب سلطه خارجی میشود.
قانونگریزی
هنگامی که انگیزه الهی از دست داده شود، قطعاً جریان قانونگریزی حاکم میشود. هر کسی هر کاری دوست داشت انجام میدهد، حضرت امام(ره) از این وضعیت در رنج بودند. وقتی اخبار و گزارش رفتار غیراخلاقی برخی از دستگاهها به حضرت امام میرسید، خیلی تحتفشار قرار میگرفتند، بهطوری که به مسئولان نظام و قوا نهیب زدند و از قانونگریزی ابراز خستگی کردند و با لحن گلایه و شکایت فرمودند: «مسئله این است که باید همه جا قوانین اسلام باشد، اگر بنا باشد که هر جا آدم برود، میبیند که [دائماً] مردم دارند شکایت میکنند. زن و بچه مردم میآیند گریه میکنند. میآیند [التماس] میکنند. من هم خسته دارم میشوم. خدا میداند که من در آن رژیم سابق هیچ وقت از هیچ چیز خسته نمیشدم، هر فشاری میآوردند بر من خسته نمیشدم، حالا دارم از خودمان خسته میشوم.
آخر چرا باید این طور باشد. یک فکری بکنید، اگر دیر بجنبید اسلام را در خطر تضییع و رفتن آبرویش قرار دادهاید. مسئولیم همه ما... هر فردی که برخلاف موازین اسلام دارد عمل میکند، بزنند توی سرش، بیرونش کنند... معنی ندارد که ما بنشینیم و هر که هر کاری دلش میخواهد بکند و هر که هر غلطی میخواهد بکند. ما هم بنشینیم و تماشاگر مسئله باشیم.» این احساس مسئولیت و دردمندی حضرت امام نشان از انگیزه الهی بالا در وجودشان است، هنگامی که در افراد جامعه و متصدیان امور، مقامات و مسئولان این انگیزه نباشد، انقلاب آسیبپذیر میشود.
رفتارهای ریاکارانه و تشریفاتی
یکی دیگر از عناصر آسیبزدگی انقلاب اسلامی ناشی از دست دادن انگیزه الهی که در وصیتنامه امام مورد تأکید قرار گرفته است، پرهیز از رفتارهای ریاکارانه است و این هنگامی نمایان میشود که انگیزه الهی در خدمتگزاری به مردم از دست برود. آنچه مسلم است و خواسته امام راحل و مردم بوده و هست اینکه مسئولان نظام و مدیران جمهوری اسلامی الزاماً در چارچوب خدمت به مردم تلاش کنند و از هرگونه رفتار اشرافیگری و تجملگرایی و تشریفاتزدگی که همه آنها برای انقلاب اسلامی آسیب است پرهیز کنند و به زندگی و امور ساده بسنده کنند. قطعاً این جریان خطرناک هنگامی ظاهر میشود که انگیزه الهی از دست برود. حضرت امام(ره) یکی از عناصر مهم در تقویت مقاومت را سادهزیستی میدانند که خطاب به مسئولان نظام فرمودند: «اگر بخواهید بیخوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و از ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه آنان در روح شما اثرنگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمتهای بزرگ برای ملتهای خود کردهاند اکثراً سادهزیست و بیعلاقه به زخارف دنیا بودهاند. آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری میدهند و در مقابل زور و قدرتهای شیطانی خاضع و نسبت به تودههای ضعیف ستمکار و زورگو هستند، ولی وارستگان به خلاف آنانند، چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمیتوان ارزشهای انسانی ـ اسلامی را حفظ کرد.»
افرادی که دنبال امور دنیایی، قدرتطلبی، شهرتطلبی، پست و مقام تلاش میکنند و جایگاه روی روحیه آنها تأثیر گذاشته و میگذارد این جریان خطرناک از مسیر خط ولایت الهی خارج شده و برای نظام و انقلاب خطرناک است و نسبت به آسیبزدگی آنها باید اهتمام کرد.