صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۰۹۰
شهاب زمانى - اشاره: پس از بررسی پوپولیسم در آمریکا و روسیه، آشنایی با سیاست‌های پوپولیستی در آمریکای لاتین اهمیت نقش رهبری را نشان می‌دهد و شاید بیش از هر جنبش پوپولیستی در مناطق دیگر خصیصه ثابت امور سیاسی در این منطقه بوده است.

پوپولیسم در آمریکای لاتین

حضور پوپولیسم در منطقه آمریکای لاتین دارای دو مفهوم بوده است: نخست آنکه پوپولیسم ویژگی مجموعه‌ای از رژیم‌ها و سیاست‌هایی است که بخشی از تجربه آمریکای لاتین به شمار می‌روند. دوم از پوپولیسم برای توصیف اندیشه‌ها و تاریخچه فعالیت رهبرانی استفاده می‌شود که در این رژیم‌ها جایگاه سرنوشت‌سازی داشته‌اند. به معنای نخست، پوپولیسم آمریکای لاتین سبب پیدایش تعاریفی از پوپولیسم شده که مبتنی بر بستر رشد آن است. به عبارت دیگر، پوپولیسم به عنصر مشترک در مقوله‌های مفهومی تحلیلگران نظام‌های سیاسی آمریکای لاتین تبدیل شده است. به معنای دوم، یعنی در مفهوم فردیت‌یافته خود، پوپولیسم پیرامون افرادی شکل گرفته که برجسته‌ترین آنها «خوان پرون» در آرژانتین است. مطالعه پوپولیسم در آمریکای لاتین و خوان پرون به عنوان چهره برجسته آن فرصت نادری را در اختیارمان می‌گذارد تا پوپولیسم را فراتر از یک جنبش، در قالب یک رژیم سیاسی بررسی کنیم. 
اقتصاد و پوپولیسم آمریکای لاتین
تلقی پوپولیسم به‌عنوان ویژگی سیاست‌های آمریکای لاتین غالباً به معنای تأکید بر رابطه اقتصاد این منطقه با سایر بخش‌های اقتصاد بین‌المللی و نیز تأکید بر وابستگی شدید اقتصاد کشورهای آمریکای لاتین و نیز ویژگی بحران‌های اقتصادی در این منطقه است. به همین دلیل از نظر «جیمز مالوی» پوپولیسم «واکنش ویژه و محلی منطقه به بحرانی عمومی است که در نتیجه فرسایش مرحله خاصی از توسعه وابسته و به تعویق افتاده پدیدار می‌شود.»(۱) البته برقراری پیوند میان ظهور پوپولیسم با ماهیت توسعه اقتصادی در هنگام بررسی پوپولیسم در «جهان سوم» پدیده‌ای مرسوم است. بنابراین به اعتقاد مالوی، استقلال اقتصادی ملی، در هم شکستن ساختارهای شبه‌فئودالی و پیشبرد عدالت اجتماعی از اهداف پوپولیسم در آمریکای لاتین بوده، اما از آنجا که پوپولیسم به رهبری، مرکزیت، پول و امتیازات اتکا داشت عملاً به جای بازسازی به گسترش همین ویژگی‌های نظام انجامید.(۲)
آن دسته از تحلیل‌هایی که با تأکید بر عوامل اقتصادی، پوپولیسم آمریکای لاتین را ارزیابی می‌کنند در ماهیت خود ذاتاً تحلیل‌هایی بافتی هستند. ویژگی این گونه بررسی‌ها آن است که پوپولیسم را نتیجه موقعیت خاص آمریکای لاتین در اقتصاد جهانی می‌دانند. یکی دیگر از مشخصات این تحلیل‌ها این است که لحظه‌ای را مشخص می‌سازند که این جایگاه ساختاری در اقتصاد جهانی موجب شکل‌گیری پوپولیسم می‌شود. شاید این تحلیل‌ها برای توضیح جنبش‌ها و رژیم‌های پوپولیستی در آمریکای لاتین مفید باشند؛ اما برای درک رابطه این جنبش‌ها و رژیم‌ها با پدیده پوپولیسم در مناطق دیگر کارایی زیادی ندارند.
ایجاد ائتلاف‌های جدید در سطح محلی از طریق جلب آرای طردشدگان و مبارزه برای سر و سامان دادن و اصلاح دولت، تاکتیک شماری از سیاستمداران بود که در دهه ۱۹۲۰ در سیاست‌های محلی خود برای کسب قدرت در ریودوژانیروی برزیل مورد استفاده قرار دادند. هنگامی که «جتولیو وارگاس» در سال ۱۹۳۰ میلادی انقلاب کرد، بسیاری از این سیاستمداران را به قدرت رساند؛ اما رژیمی به وجود آمد که نیروهای عمده دیکتاتوری در اطراف او گرد آمدند. ارتش در سال ۱۹۴۵ وارگاس را سرنگون کرد. با این همه، هنگامی که بار دیگر در انتخابات سال ۱۹۵۰ شرکت کرد، با تمام وجود ردای پوپولیستی بر تن کرده بود. وارگاس مدعی بود که با اکراه تمام دوباره به صحنه سیاسی برگشته؛ زیرا وجود او مورد نیاز است و خود را به گونه‌ای به تصویر می‌کشید که گویی بر دوش مردم به سیاست برگشته است.(۳)
البته این ادعای همیشگی پوپولیست‌هاست که به‌گونه‌ای وانمود می‌کنند که با اکراه به صحنه سیاست وارد شده‌اند و تنها قصد مشکل‌گشایی از جامعه و مردم را دارند. با اینکه وارگاس به قدرت رسیده و اوضاع بد اقتصادی او را مغلوب کرد و در کودتای نظامی سال ۱۹۵۴ کشته شد، اما نمونه وی نشان داد که در نظام سیاسی برزیل پوپولیسم نفوذ قابل توجهی دارد. او قدرت را متمرکز کرد و تحت نفوذ شخصی خود درآورد و در سال‌های ریاست‌جمهوری اهمیت زیادی برای نهادهای دموکراتیک قائل نبود و قانون اساسی جدیدی وضع کرد که به او قدرت دیکتاتوری می‌داد.
«خوان پرون» و پرونیسم
اما نمونه مطالعاتی دیگر پوپولیسم آمریکای لاتین به آرژانتین دهه ۴۰ که با بحران اقتصادی دست به گریبان بود، برمی‌گردد. در دهه ۱۹۴۰ با آغاز جنگ جهانی دوم، مشکلات زیادی به وجود آمد که غالب آنها به دلیل دولت محافظه‌کاری بود که در سال ۱۹۳۰ قدرت را با کودتای نظامی تصاحب کرده بود. روابط آرژانتین و آمریکا در برهه زمانی جنگ دوم جهانی دستخوش بحران شد. گروهی از افسران ارتش از جمله «خوان پرون» در سال ۱۹۴۳ قدرت را به دست گرفتند. وی به سرعت نشان داد که مدیر سیاسی فعال و تزبینی است. البته ورود او به صحنه سیاسی در این سطح به هیچ‌وجه خودجوش نبود؛ چراکه از زمان جوانی بلندپروازی‌ها و راهبرد‌هایی داشت که در صدد تحقق آنها بود.
وی که از رده‌های بی‌اهمیت ارتش برخاسته بود، در کودتای نظامی سال ۱۹۳۰ نقش برجسته‌ای نداشت. پرون یا تأمل درباره رژیم بعدی به اهمیت کسب حمایت توده‌ای آگاهی یافت. در سال ۱۹۳۹ از طرف ارتش به ایتالیا فرستاده شد که در آنجا شاهد نمایش قدرت جنبش کارگری از طرف رژیم موسولینی بود.(۴) با وجودی که پرون و همکارانش در سال ۱۹۴۳ قدرت را تصاحب کردند، حفظ آن را از طریق ایجاد جنبش توده‌ای و حمایت جنبش کارگری میسر می‌دانست. لذا تلاش کرد با کمک خانم اویتا که بعدها همسر دومش شد، حمایت اتحادیه‌ها و تهیدستان را برای خود به عنوان رئیس دبیر خانه کار و تأمین اجتماعی به دست آورد. ارتقای شغلی پرون در سمت‌هایی چون وزیر جنگ، رئیس شورای جنگ و معاون نخست‌وزیر و نوع سیاست‌هایش باعث کشمکش وی و اعضای دولت شد، مخالفت با دولت نظامی افزایش پیدا کرد و سرانجام رهبران ارتش وی را در سال ۱۹۴۵ به زندان انداختند که با اعتراضات گسترده بخش کارگری وی آزاد و سال بعد در انتخابات آزاد به ریاست جمهوری آرژانتین برگزیده شد. در شماره بعد بیشتر با اقدامات وی و قدرت جذب پوپولیستی تفکر پرونیسم به عنوان شعبه‌ای از پوپولیسم در آمریکای لاتین آشنا خواهیم شد.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است. 

نام:
ایمیل:
نظر: