صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۴:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۴۹۵

قاسم غفوری
فرانسه از جمله کشورهایی است که همواره داعیه بازیگری فعال در صحنه جهانی را داشته است و در مقاطعی همچون زمان دوگل و شیراک، راه دوری از آمریکا را در پیش گرفت. در سال‌های اخیر فرانسه این رویه را کنار نهاده و با رویکرد به آمریکا و پیروی از آن، سعی کرده تا به این مهم دست یابد. بررسی کارنامه «اولاند» رئیس‌جمهور کنونی فرانسه نشان می‌دهد که وی پیش از بازیگری در صحنه، با چالشی بزرگ به‌نام عدم محبوبیت مردمی مواجه است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد میزان محبوبیت وی به 26 درصد رسیده است که حتی از محبوبیت سارکوزی با 46 درصد نیز پایین‌تر است. بخش عمده‌ای از این نارضایتی نیز برگرفته از ناتوانی‌های وی در حل بحران اقتصادی و نیز رویکردهای مطیعانه آن از آمریکا در صحنه جهانی است.
در این وضعیت مشاهده می‌شود که فرانسه سیاستی خاص را در دستور کار قرار داده و تلاش دارد تا با استفاده از این شرایط، راه خویش را برای باج‌گیری از جهان هموار سازد.
در این چارچوب، فرانسه در باب تحولات مهم جهانی نقشی منفی را در پیش گرفته و سعی دارد تا با ایجاد فضای بحرانی و به چالش کشاندن صلح و امنیت جهانی، اهداف خود را محقق سازد.
بخشی از این تحرکات را در قالب اتحادیه اروپا می‌توان مشاهده کرد. در حالی که اروپا با بحران‌های اقتصادی همراه است، فرانسه از جمله کشورهایی است که با طرح‌های اکثریت مخالفت کرده و همواره به دنبال ارائه طرحی جداگانه و مستقل از سایر کشورها است تا ضمن قدرت‌نمایی با ایجاد فضای بحرانی در اروپا به امتیازگیری از سایر اعضا بپردازد.
بخش دیگر تحرکات فرانسه را در حوزه آفریقا می‌توان مشاهده کرد. در حالی که قاره آفریقا نیازمند ثبات و آرامش است، فرانسه با ایجاد فضای بحرانی سیاسی در کشورها از جمله آنچه در لیبی و تونس روی می‌دهد و یا لشکرکشی به کشورها نظیر اشغال نظامی مالی و ساحل عاج و تحرک نظامی در سومالی به دنبال ایجاد فضای بحرانی در آفریقا است. فرانسه در لوای ادعاهای امنیتی و در اصل با تهدید امنیت آفریقا به دنبال تکرار دوران استعمار در این قاره است.
محور دیگر اقدامات فرانسه را در تحولات سوریه می‌توان مشاهده کرد. پاریس در طول نزدیک به سه سال، از تمام ابزارها برای بحران‌سازی در سوریه بهر‌ه گرفته و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نبوده است.
اکنون در حالی جهان به سمت راهکار سیاسی در قبال سوریه پیش می‌رود که فرانسه همچنان بر گزینه نظامی و سرنگونی نظام سوریه تأکید دارد. فرانسه رسماً در کنار عربستان و صهیونیست‌ها قرار گرفته است که صرفاً یک اندیشه دارند و آن، نابودسازی سوریه است.
فرانسه با حمایت‌ از گروه‌های تروریستی و نیز ممانعت از ورود معارضان به ژنو، فضایی بحرانی را بر سوریه حاکم ساخته است و حاضر به پذیرش خواست جهانی مبنی بر اجرای راهکار سیاسی نیست.
بعد مهم دیگر در نقش بحران‌ساز فرانسه را در قبال پرونده هسته‌ای ایران می‌توان مشاهده کرد. نشست ژنو در سطح وزرای خارجه ایران و گروه 1+5 در حالی برگزار شد که «فابیوس» وزیر امور خارجه فرانسه، با بیان ادعاهای زیاده‌خواهانه در باب حقوق هسته‌ای ملت ایران و حمایت‌ از مطالبات برخی کشورهای عربی و صهیونیست‌ها، به مولفه‌ای برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات مبدل شد. هر چند که سناریوی تبانی فرانسه و آمریکا برای ایفای نقش پلیس خوب و بد و نیز ترمیم چهره آمریکا در لوای تخریب چهره فرانسه مطرح است، اما به هر تقدیر، رفتار فرانسوی‌ها را می‌توان ادامه راه بحران‌سازی در صحنه جهانی برای باج‌گیری از جهان دانست. فرانسه با ایجاد فضای بی‌اعتمادی در روند مذاکرات تلاش کرده تا خواسته‌های خود را به ایران و جامعه جهانی تحمیل کند.
مجموع رفتارهای فرانسه نشان می‌دهد این کشور در قبال تحولات مهم جهانی، با رویکردی منفی وارد صحنه شده و مخالف با خواست و نظر همگان رفتار کرده است تا در لوای آن، از یک سو قدرتی مصنوعی از خود به نمایش گذارد و از سوی دیگر، با این حربه از جامعه جهانی باج بگیرد. البته فرانسه در این حوزه با چالشی بزرگ مواجه است و آن اینکه بر خلاف تصور فرانسه، جامعه جهانی این کشور را از قدرت‌های جهانی نمی‌داند و صرفاً به‌عنوان قدرتی درجه دوم به آن می‌نگرد؛ از این رو چندان در چارچوب اهداف آن حرکت نمی‌کند. بر این اساس، رویکردهای یک‌جانبه‌گرایانه و غیرمنطقی فرانسه نه‌تنها به ارتقای جایگاه این کشور منجر نخواهد شد، بلکه در نهایت، تضعیف بیشتر جایگاه جهانی آن را در پی دارد که پیامدهای آن بر عرصه داخلی فرانسه و به‌ویژه کاهش بیشتر محبوبیت اولاند تأثیر خواهد داشت.

نام:
ایمیل:
نظر: