روز8 و9 ماه جاری مسیحی (آوریل- سه شنبه و چهارشنبه گذشته) رایان کروکر سفیر و ژنرال پترائوس فرمانده نظامیان آمریکایی در عراق، براساس مصوبات کنگره آمریکا که موظف به ارائه گزارش خود بودند، طی دور روز در کنگره و کمیته نیروهای مسلح سنا حضور یافته و گزارش 6 ماهه دوم خود را از تحولات عراق بیان کردند. به جز کنگره که در حاکمیت نمایندگان دمکرات بود و سه کاندیدای ریاست جمهوری اوباما، کلینتون و مک کین نیز حضور داشتند، در کمیته سنا نیز انتقادهای فراوانی به گزارش مذکور مطرح شد. شاید بتوان مجموعه مطالب ارائه شده توسط کروکر و پترائوس را با همان قالب، سمت گیری ها و برخی محتواهای یکسان ارزیابی کرد که از محورهای تقریبا مشابهی نیز برخوردار بودند. در گزارش جدید نیز همانند گزارش شهریور ماه86، ضمن بررسی اوضاع امنیتی- نظامی، اقتصادی و سیاسی و ارائه آماری از مولفه های گوناگون، تصویر مثبت، رو به جلو و کارآمد از سیاست ها و نیروهای آمریکایی در عراق ارائه شده بود و در مقابل ناکارآمدی نیروهای حکومتی و معرفی القاعده و ایران به عنوان تهدید و خطر برای امنیت عراق و منافع منطقه ای آمریکا و موفق جلوه دادن سیاست افزایش نیروی 30هزار نفری که از ژانویه2007 توسط بوش دنبال شده بود، را در کارنامه اوضاع عراق مطرح کردند. سناریوی گزارش دهی کاملا روشن است که باید از یک سو منطق لازم جهت ادامه اشغالگری از طریق ارائه ناتوانی حکومت و یا بی ثباتی ناشی از عملکرد دیگر بازیگران به عنوان تهدید و خطر مورد توجه قرار گیرد و از سوی دیگر سیاست های بوش در عراق، موفق و به عنوان یک ضرورت جهت تامین منافع و امنیت ملی آمریکا معرفی شود که هرگونه اهمال و سستی و تردید در ادامه راه، موجب به خطر افتادن امنیت در سرزمین آمریکا خواهد شد. در این تصویر کارآمد از سیاست های آمریکایی، آمار تفصیلی از آموزش ها و شکل گیری نیروهای مسلح و پلیس عراق و یا سطح و میزان همکاری و رضایتمندی مردم عراق از آمریکا که در همکاری و مساعدت های امنیتی نماد پیدا می کند، مستندسازی شده و در بخش اقتصادی به جای ارائه تصویر واقعی از چگونگی غارت ثروت مالی و نفتی عراق، یک چشم انداز امیدوارکننده از شکوفایی اقتصادی ترسیم می شود. در بخش امنیتی برای نشان دادن یک منحنی فزاینده از کارکرد مثبت امنیتی، بعثی ها و برخی جریان های همسو با القاعده و تروریسم، مبدل به مجالس صحوه و شورای بیداری می شوند و امنیت در غرب و بخش های میانی و شمال غرب بغداد، پیشرفت ثبت را می کند و کارنامه 80 درصدی در مورد القاعده را ارائه می کنند ولی به واسطه تلاطم اوضاع که دلیلی هم برای آن ارائه نمی کنند، اوضاع را بی ثبات و قابل برگشت ارزیابی می کنند و نمونه آن را هم در حوادث بصره و درگیری با جیش المهدی می دانند. جالب است که در بخش سنی، سوریه را عامل بی ثباتی و در بخش شیعی ایران را متهم می کنند ولی از آمارهای موجود از زندانیان القاعده و بعثی و یا مجریان عملیاتی که از کشورهای عربستان، اردن، مصر و لیبی و حتی اروپایی هستند و با پول درآمدهای نفتی کشورهای عربی تغذیه می شوند، چشم پوشی می کنند. جالب تر اینکه هنوز هیچ کشور عربی، علی رغم تمامی وعده ها، سفارتخانه ای در عراق نداشته و حکومت مالکی را «حکومت شیعی»، «ایرانی» و مزدور می دانند، تا با این اتهام به حکومت عراق، آنان را منفعل کرده و امتیاز بگیرند، در فرایند سیاسی اشاره نمی شود. نقش کشورهای عربی و به ویژه خلیج فارس در «فتنه های مذهبی» و یا «ساخت جریان های انحرافی مذهبی» در بخش های شیعی عراق و حضور بعثی ها و نشست های مستمر آنان در اردن و یا فعالیت گسترده آنان در تمامی مجامع سیاسی، تبلیغاتی و کنفرانس های کشورهای حاشیه خلیج فارس را امری عادی تلقی می کنند و آن را اخلالگر و بی ثبات کننده روندهای سیاسی امنیتی به شمار نمی آورند. بدیهی است که همانند منطق اشغال عراق که با بهانه های بزرگ و دروغ آغاز شد، ادامه اشغال عراق نیز متکی بر فریب، دروغ و دشمن فرضی است. قبل از ورود به عناوین محورهای مطرح شده در گزارش کروکر- پترائوس باید ذکر شود که همزمان و قبل از ارائه این گزارش، بررسی هایی از سوی کردسمن، موسسه صلح و 17 سرویس اطلاعاتی آمریکا نیز تهیه شده که نوعی ارزیابی از اوضاع عراق و کارکرد نیروهای آمریکایی و برخی توصیه و تجویزهای اجرایی و چشم اندازهای آن را مطرح می کنند. کردسمن در بررسی خود معتقد است؛ «که اگر آمریکا در عراق بر القاعده نیز پیروز شود، سه عامل عشایر و میلیشیای سنی، منازعات احزاب کردی و ترکمن ها و اختلافات و رقابت های گروه های شیعی، عراق را به سوی جنگ داخلی پیش می برد که آمریکا را از پیروزی محروم می کند.» اگر کالبدشکافی دقیق کردسمن و رفتار آمریکایی ها را در حوزه های سه گانه یاد شده در کنار هم قرار دهیم، در واقع آنچه کردسمن بیان کرده، نوعی تجویز وارونه است که از سوی فرماندهان آمریکایی در عراق به خوبی به اجرا درمی آید و مسئولان آمریکایی از طریق شدت بخشیدن به شکاف ها و رقابت ها و منازعات در بین طوائف و مذاهب، منطبق مدیریت خود در عراق را پایه گذاری کرده و از هزینه های خود می کاهند و امکان و توجیه استمرار اشغال عراق را فراهم می کنند. موسسه صلح محور که پژوهش خود را بر مسئله عقب نشینی در عراق قرار داده و معتقد است؛ «که فرایند شکل گیری هر تحول سیاسی و مدیریت آن پنج تا ده سال به طول می انجامد و از سوی دیگر امنیت در عراق با افزایش نیروهای آمریکایی بهبود یافته و در این تحسن امنیتی نقش عشایر سنی در قبال القاعده جایگاه ویژه ای دارد، به این نتیجه رسیده که برای تکمیل فرایند تحول سیاسی و برای جلوگیری از نابودی دستاوردهای امنیتی، عقب نشینی از عراق به تعویق افتاده و حضور آمریکا در عراق، روند تکمیلی خود در دولت سازی و تامین صلح را سپری کند.» گزارش سرویس های اطلاعاتی آمریکا نیز در مورد عراق که بخش اعظم آن سری است و در جلسه پترائوس- کروکر در کنگره بررسی و مطرح شده، معتقد است؛ «اوضاع امنیتی در یک بهبود ملموس و غیرمتوازن در مناطق به سر می برد ولی حکومت عراق طی شش ماه تا یک سال آینده شاهد بی ثباتی بیشتری خواهد شد.» بیان این نکته نیز ضروری است که با وجود «پیشرفت ملموس امنیتی» که مورد ادعای این سرویس ها و گزارش های پترائوس- کروکر است، تنها در شرایطی حکومت عراق با بی ثباتی روبه رو خواهد بود که گروه های فشار کردی و سنی در کنار آمریکا برای تصویب قراردادها و پیمان های درازمدت به کارگیری شوند و یا برای فرایند مطلوب دولت سازی در عراق توسط آمریکا، فشار برای «مشاعی کردن حکومت» و یا مهندسی اجتماعی- امنیتی برای ورود به انتخابات شوراهای شهر و پارلمان عراق با مداخله و دست کاری های آمریکا مواجه شود. در چنین حالتی، این چشم انداز بی ثباتی برای حکومت عراق، تحت عنوان آشتی ملی و یا مشارکت دهی همه جریانها و طوائف در حکومت و تعیین استاندارهای رفتار سیاسی برای مشارکت در انتخابات ، شکل خواهد گرفت. کروکر و پترائوس در گزارشهای خود به کنگره و کمیته نیروهای مسلح سنا به محورهای زیر پرداخته اند: 1- قضاوتهای کلان: - اهداف آمریکا دست یافتنی است. - مسیر و روندهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی منحنی روبه بالا دارد. - در سه سال گذشته شیب بالا نداشته است. - استراتژی آمریکا در حال حرکت است. - طی 7 ماه گذشته احساس مثبتی در روند تحولات شکل گرفته و ضمن پیشرفت با سرعت کم، امکان بازگشت و بی ثباتی در عراق نیز وجود دارد. 2- آشتی ملی و نهادهای آن: - پارلمان عراق کارکرد خود را با تصویب قوانین مهمی نشان داده ولی کافی نیست. - شورای سیاست گذاری ( شورای ریاست جمهوری) در کارکرد خود، نگرانی از بروز جنگ داخلی را کاهش داده است. - روابط شیعه- سنی بهبود یافته است. - عشایر و مجالس صحوه نقش مهمی در برخورد با القاعده داشته اند. - روابط آمریکا با عراق آغاز شده است. - ائتلاف پنج گانه حکومتی از برنامه های آمریکا در عراق حمایت می کنند. - حضور آمریکا در عراق بخشی از حضور در 80 کشور جهان است. - قرارداد امنیتی با عراق آماده شده است ولی فاقد پایگاه نظامی است و سطح نظامی را مشخص نکرده و دست دولت بعدی آمریکا را نمی بندد. - سازمان ملل در عراق فعال شده و در روند آشتی ملی نقش دارد. 3- کابینه: - ترمیم کابینه ضروری است ولی باید توازن نیروها مراعات شود. - ارتباط حکومت و مردم افزایش یابد و از فساد گسترده و زیاد جلوگیری شود. - مشکلات و چالش های قانونی وجود دارد. - بازگشت آوارگان باید مدیریت شود. در این بخش شرایط را شکننده ارزیابی می کنند که همان دیدگاه سرویس های اطلاعاتی آمریکاست. 4 : مسائل اقتصادی و ظرفیت های ساخت: - رشد 7 درصدی اقتصاد - بودجه13 میلیاردی برای بازسازی - اختصاص بودجه 5 میلیاردی در زیرساختهای صادراتی عراق - برنامه های اقتصادی مؤثر در عراق - قرارداد فروش 40 فروند هواپیمای غیرنظامی از سوی آمریکا به عراق 5- داینامیک منطقه ای و بین المللی: - حرکت رو به جلو - ارتباط عراق و سازمان ملل پیشرفت دارد. - روند همکاری همسایگان شکل گرفته ( اشاره به ترکیه و کویت) - دومین اجلاس عراق تا 6 ماه دیگر در سوئد خواهد بود. - حضور فعال 5 عضو شورای امنیت سازمان ملل در بحث عراق - حضور فعال اتحادیه عرب در عراق - حضور فعال پارلمانهای عربی در اربیل - اقدامات مالکی در بصره در مقابل تندروها برای حمایت از اعراب منطقه بود. - نقش دو گانه سوریه و رفتار مزاجی آنها که ضمنا ورود شورشی ها از مرزهایشان کاهش دارد. - نقش ایران بشدت ویرانگر است! - ضرورت نابودی و ریشه کن کردن نیروی قدس در عراق در بخشهای امنیتی و سیاسی برآوردهای کروکر، شرایط شکننده ولی رو به پیشرفت می باشد که در برخی فرازها برامکان بازگشت آن به بی ثباتی تاکید می شود. آقای پترائوس نیز محورهای زیر را عنوان کرده اند: - پیشرفت امنیتی از بهار سال گذشته تاکنون ناپایدار بوده. - عقب نشینی از عراق پس از ماه ژولای باید متوقف و موکول به ارزیابی 45 روزه باشد. این کار برای حفظ دستاوردهای آمریکا در عراق ضروریست. - امنیت در برخی مناطق خشنودکننده نیست که به بصره اشاره گردید. - میزان نیروهای آمریکایی برای پس از ماه ژولای متناسب با ارزیابی از اوضاع خواهد بود. - آمریکا مقید به توافق صورت گرفته بین مالکی و صدر نمی باشد. - نقش ایران ویرانگر است که با حمایت از میلیشیای شیعه صورت می گیرد. - اقدام مالکی در بصره مستقل بود و بواسطه فقدان آمادگی موجب ناامیدی شد. - آمار تلفات از سپتامبر سال گذشته تاکنون روند کاهش داشته و مردم در کشف تسلیحات گروه ها همکاری کرده اند. - خشونت های طائفی کاهش داشته ولی جای نگرانی وجود دارد. - سوریه نقشی غیرشفاف دارد ولی تعداد مسلحین از مرزهای آن کاهش یافته است. - القاعده شدیدا سرکوب شده ولی کاملا شکست نخورده است. - آمار تعداد یگانهای پلیس و ارتش به حدی رسیده که می توان تا پایان سال همه مناطق را واگذار کرد. - تهدید اصلی از سوی القاعده و ایران است. در یک جمع بندی می توان گفت گزارش کروکر و پترائوس برای کسب اهداف زیر صورت گرفته است. 1- سیاست افزایش نیروی 30 هزار نفری در عراق موفق بوده است.2- جدول زمانبندی برای عقب نشینی را خطرناک می داند.3- ایجاد توجیه لازم برای استمرار حضور در عراق4- کشاندن مسئله عراق به دوره بعدی ریاستی در آمریکا5- خطر اصلی ایران است.6- زمینه شکل گیری توافقات استراتژیک با حکومت عراق را مهیا کند.7- حکومت عراق را ضعیف در تامین امنیت و بی ثبات نشان دهد. اگر چه کروکر و پترائوس در گزارش سپتامبر 2007 بر خروج نیروهای آمریکایی تا پایان 2008 تاکید کرده بودند ولی تلاش آنها برای باقیماندن در عراق و موکول کردن آن به ارزیابی از اوضاع، ناشی از نیاز آنان برای تکمیل فعالیت های جهت مهندسی سیاسی- اجتماعی و امنیتی و نهایی کردن قراردادهای امنیتی و نفتی با حکومت عراق است. در عین حال موضوع عقب نشینی 5 تیپ از 20 تیپ عملیاتی نیروهای آمریکایی در موعد ماه ژولای صورت خواهد پذیرفت و دوره خدمت نظامی در عراق از 15 ماه به 12 ماه کاهش خواهد یافت تا فشار اجتماعی و روانی ناشی از نارضایتی ها کاهش یابد. اعلام تعویق عقب نشینی های پس از ماه ژولای توسط بوش در روز 5 شنبه نشان داد تمامی انتقادها و اعتراض های نمایندگان و یا کاندیداهای دمکرات، صرفا برای ثبت در اسناد است و اولویت های دیگری دو حزب رقیب در آمریکا را به همزیستی وادار کرده است. پیش نویس توافق امنیتی آمریکا با حکومت عراق که ظاهرا برای خروج این کشور از مصوبات فصل هفتم منشور سازمان ملل است، در هفتم مارس 2008 نهایی شده و التزام نظامی نامحدود آمریکا نسبت به عراق را، در کنار آزادی علمیات نظامی و دستگیری افراد (با توجیه ضرورت های امنیتی) مورد تاکید قرارداده و ادامه حضور آمریکا در عراق را به قالب یک قرارداد دو جانبه تبدیل کرده است. اگر چه در این قرارداد اشاره ای به ایجاد پایگاه نظامی و یا شرایط قانونی فعالیت نیروهای آمریکایی و نوع سلاح آن نشده ولی با چاشنی، تامین منافع دو جانبه آمریکا و عراق و تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور در قبال تهدیدات خارجی از ابتدای سال 2009 عملی خواهد شد. در این قرارداد تاکید شده که از اراضی عراق برای حمله به دیگر کشورها استفاده نخواهد شد. با اینکه در گزارشهای کروکر و پترائوس تلاش ملموسی برای زیباسازی سیاستهای آمریکایی و توجیه امنیتی استمرار حضور در عراق صورت گرفته ولی پنهان کردن شکست استراتژیک بوش در عراق با وارونه کرن حقایق موجود و تلاش بی ثمر برای مهندسی اجتماعی و دولت سازی آمریکایی در عراق، آنچنان آشکار است که نیاز به استدلال چندانی ندارد. پل کندی استاد تاریخ بین الملل که نظریه وی دهه های متوالی در دانشگاه های سیاسی غرب تدریس شده در کتاب پیدایش و فروپاشی قدرتهای بزرگ که تاثیر استراتژی و اقتصاد بریکدیگر را بیان می کند، پیروزی و سقوط قدرتهای بزرگ را معلول جنگ طولانی نیروهای مسلح و متاثر از چگونگی کاربرد موثر منابع مولد اقتصادی در دوران جنگ می داند. وی معتقد است تاریخ رقابت بین المللی در پانصد سال اخیر نشان می دهد که امنیت نظامی به تنهایی کافی نیست و ممکن است در کوتاه مدت دول رقیب را مغلوب کند ولی توسعه طلبی های جغرافیایی که بخش بزرگی از اقتصاد و درآمد را برای حفظ امنیت به خود اختصاص دهد، آثار ناگواری بر قدرت، آن کشور خواهد داشت. تمامی مولفه های نظریه این اندیشمند غربی هم اکنون در مورد آمریکا صدق می کند و بحران اقتصادی بی نظیر طی50 سال گذشته و پیش بینی سقوط شدید اقتصادی که از سوی وزارت خزانه داری آمریکا صندوق بین المللی پول و بانک جهانی تایید شده، ناشی از سیاستهای امپراتوری مآبانه حکومتهای آمریکاست که با فرسایش نظامی و فرسایش قدرت این کشور در جهان و به ویژه در 8 سال اخیر در حکومت بوش حاصل شده است.بنا بر این تلاش آمریکا برای استمرار حضور در عراق و افغانستان، تلاش برای ادامه حضور در باتلاق و فاقد نتیجه است.