صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۳:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۵۹۴۳

دکتر یدالله جوانی

در این روزها، اظهارنظرهای برخی از چهره‌های سیاسی متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبان و بعضاً نزدیکان رئیس‌جمهور، نه‌تنها چالش‌هایی را در حوزه سیاسی رقم زده، بلکه خواسته یا ناخواسته می‌تواند دامی برای دولت یازدهم باشد. چندی پیش آقای سعید حجاریان از ضرورت اصلاح قانون اساسی و افزایش اختیارات رئیس‌جمهور تا حد قدرت انحلال مجلس سخن گفت.

پس از آن آقای دکتر سریع‌القلم، مشاور عالی رئیس‌جمهور در وصف مردم ایران، آنان را فاقد رشد عقلی دانست و با پوپولیستی دانستن بسیاری از رفتارهای مردم از صداوسیمای جمهوری اسلامی به‌دلیل دامن زدن و تقویت رفتار پوپولیستی در جامعه انتقاد کرد. وی در توضیح این نوع نگاه خود و اینکه صداوسیما چگونه به رفتارهای پوپولیستی دامن می‌زند، می‌گوید، مثلاً صداوسیما می‌رود و از آن لبوفروش سر چهارراه و یا راننده تاکسی درخصوص موضوع هسته‌ای نظرخواهی می‌کند. در ادامه این نوع اظهارنظرهای بسیار قابل تأمل، آقای اکبر ترکان، مشاور رئیس‌جمهور ۵/۴۹ درصدی از مردم را که در انتخابات ۲۴ خرداد به روحانی رأی ندادند حامی بی‌قانونی و قانون‌گریز معرفی می‌کند. آقای ترکان در مصاحبه با روزنامه اصلاح‌طلب آرمان می‌گوید: «شما فکر نکنید که یک نفر در مملکت وجود دارد که می‌گوید من قانون را قبول ندارم، بلکه این یک جریان مشخص بود که می‌گفتند ما قانون را قبول نداریم. اکنون ۵/۴۹ درصد آرا را شامل می‌شوند. این ۵/۴۹ درصد سکوت کردند و نگفتند که تو بی‌جهت فکر کردی که می‌توانی قانون را قبول نداشته باشی...» مهم‌ترین استدلال آقای ترکان مبنی بر اینکه ۵/۴۹ درصد از مردم قانون‌گریز و بی‌اعتقاد به قانون هستند، پدیده‌هایی چون بابک زنجانی و موضوع مرتضوی است. حال بر اساس کدام منطق می‌توان از این پدیده‌های ذکر شده به این نکته رسید که هر کس به آقای روحانی رأی نداده، طرفدار فساد و بی‌قانونی است، آن را خدا می‌داند. گویا یک جریانی در کشور، اساس منطق و استدلال را برای مرزبندی‌ها و خط‌کشی کردن‌ها و مشخص کردن «خوب» یا «بد»، «زشت» یا «زیبا» و «حق» یا «باطل»، نظریه «با ما» یا «علیه ما» می‌داند.
براساس این نظریه، معیار خوبی و بدی، درستی یا نادرستی، خود این جریان است در واقع طبق این نظریه هرکس که با ما باشد و به ما رأی دهد و خطوط فکری و دیدگاه‌های ما را قبول داشته باشد، خوب است و بقیه کسانی که به ما رأی نداده‌اند و دیدگاه‌های ما را قبول ندارند بد هستند! البته این نگاه بر گرفته از همان مکتب سکولاریزم در حوزه سیاسی است. سکولارها در حوزه سیاسی براساس اصل انسان‌محوری، خود انسان را و تشخیص انسان را، ملاک خوب و بد دانسته و خارج از انسان، معتقد به هیچ نوع ملاکی برای تشخیص خوب یا بد بودن یک چیز نیستند. برخی از جریان‌های سیاسی خود را ملاک تعیین خیر و شر قرار داده‌اند. هر که با ما است خوب و بقیه بد هستند. سخن آقای ترکان به‌عنوان مشاور آقای رئیس‌جمهور جز این، معنای دیگری ندارد. هر کس به آقای روحانی رأی داده قانونگرا و پایبند به قانون و طرفدار نظم و انضباط و حقوق ملت است و هر کس به آقای روحانی رأی نداده، حتی اگر یک جمعیت نزدیک به ۱۸ میلیون (آرای رئیس‌جمهور در انتخابات) هم باشد و ۵/۴۹ درصد از شرکت‌کنندگان در انتخابات را هم تشکیل دهند، اینها همگی قانون‌گریز هستند. با همین نوع استدلال و نگرش است که آقای حجاریان، چون رئیس‌جمهور را متعلق به جریان خود ارزیابی می‌کند، می‌گوید نه‌تنها اشکالی ندارد که او اختیار انحلال مجلس را داشته باشد، بلکه می‌گوید این یک ضرورت است و باید با اصلاح قانون اساسی چنین اختیاری را به رئیس‌جمهور داد.

به‌طور قطع اگر داستان برعکس بود و مجلس در اختیار جریان همفکر با سعید حجاریان قرار داشت، او نه‌تنها چنین حرفی را نمی‌زد، بلکه شاید اصلاح قانون اساسی و افزایش اختیارات مجلس بر مبنای نظام‌های پارلمانی و انتخاب دولت از طریق مجلس را خواستار می‌شد.

این نوع نگاه جریان‌ها، گروه‌ها و افراد سیاسی به مسائل کشور، بدون تردید جز خسارت برای کشور، نتیجه‌ای دیگر در بر ندارد. ملاک خوب و بد را نباید خود بدانیم. قانون اساسی و شرع مقدس اسلام ملاک‌ها را مشخص کرده‌اند. در حوزه سیاسی محوریت نظام، ولایت‌فقیه است. شاخص، ولایت است. کار خوب، خوب است از هر کسی سر بزند و کار بد، بد است از هر کس سر بزند. مردم خوبند چه به روحانی رأی داده باشند، چه رأی نداده باشند. در انتخابات، مردم براساس تشخیص و معیارها و ملاک‌های خود آزاد هستند به هر کس که با تأیید شورای نگهبان پا به عرصه رقابت‌ها گذاشته است، رأی بدهند. بدیهی است که در انتخابات آزاد، سالم و رقابتی از بین نامزدهای عرصه رقابت‌، یک نفر موفق به کسب رأی اکثریت می‌شود. آیا این درست است که فرد پیروز و یا هواداران و نزدیکان فرد پیروز، در مورد کسانی که به فرد پیروز رأی نداده‌اند، چنین قضاوتی را داشته باشند. آیا می‌توان چنین به مردم اهانت کرد و نزدیک ۱۸ میلیون نفر از مردم ایران را که در صحنه‌های مختلف دفاع از کشور و پیشبرد انقلاب حضور داشته‌اند، این چنین متهم به بی‌قانونی و قانون‌گریزی نمود؟ آیا درست است که با چنین خط‌کشی مردم را به راحتی به «مردم خوب» و «مردم بد» تقسیم کرد؟

نام:
ایمیل:
نظر: