علی موحد
دور جدید مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 برای رسیدن به گام نهایی بر اساس اصل اقدام مشترک، در حالی 29 بهمن آغاز خواهد شد که مقامات آمریکایی هجمههای سنگینی را که برگرفته از لفاظیهای زیادهخواهانه آنهاست، آغاز کردهاند. جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در چندین سخنرانی و گفتوگو از جمله گفتوگو با سیانان، از یکسو کشورها را تهدید کرده که نباید رویکرد اقتصادی به ایران داشته باشند و بر ادامه تحریمها تأکید کرده و از سوی دیگر، بر لزوم حذف آب سنگین اراک و فردو و هر آنچه که دستاورد هستهای ملت ایران است، تأکید میکند. «وندی شرمن»، نماینده آمریکا در گروه 1+5 نیز در کنگره آمریکا تندترین لفاظیها را علیه ایران به کار گرفته و با تأکید بر اصل بیاعتمادی به ایران در گفتاری زیادهخواهانه ادعا میکند که آمریکا تعیینکننده نتیجه نهایی مذاکرات است! وی همچنین تعطیلی آب سنگین اراک و فردو و استفاده نکردن ایران از سانتریفیوژهای جدید را مطرح میسازد. گستاخی وی به آنجا میرسد که بر بازگشایی مسئله موشکهای بالستیک و توان دفاعی ایران و مسئله حقوق بشر در ایران نیز تأکید میکند. وی برای تکمیل دخالتهای خود، به پایان حصر سران فتنه نیز اشاره کرده و تلاش میکند تا آمریکا را مجری پیگیری حقوق بشر در ایران معرفی کند.
ابعاد رفتاری آمریکا
این مواضع مقامات آمریکایی در حالی مطرح شده است که برخی محافل رسانهای غربی سعی دارند تا آن را برگرفته از تلاش آمریکا برای جلب رضایت فشار لابی صهیونیستی و عربی عنوان کنند و چنان وانمود سازند که آمریکا اقدامی مغایر با توافق ژنو صورت نداده و ایران باید به ادامه مذاکرات با غرب بپردازند و حتی برای تقویت موقعیت کاخ سفید و اوباما در برابر فشار لابیها، گامهایی از جمله در حوزه هستهای بردارد!
این فضاسازیها در حالی صورت میگیرد که در تحلیل رفتار غرب چند نکته مهم قابل توجه است. نخست آنکه بر اساس روح توافقنامه ژنو هر گونه اعمال تحریم و نیز به کار بردن ادبیاتی خارج از ادبیات گفتمان و مذاکره، برابر با نقض توافقنامه است چنانکه روسیه نیز رسم اعلام کرد تحریمهای جدید وضع شده علیه ایران مغایر با توافق ژنو است. بر این اساس، ادعای اعمال تحریمهای جدید و تشدید فشارها برای ماندن ایران پای میز مذاکره ادعایی واهی بوده و صرف برای توجیه خصومت آمریکا با ایران است.
دوم آنکه ادعاهای آمریکاییها در باب آب سنگین اراک، فردو و توان دفاعی ایران و نیز حمایت ایران از مقاومت و حتی طرح برخی سخنان مبنی بر لزوم به رسمیت شناختن رژیم جعلی صهیونیستی از سوی ایران، عبور از خطوط قرمز جمهوری اسلامی و ملت ایران است و بیانگر نیات واقعی آمریکا در گام نهایی است. آنها برآنند تا در نهایت، ضمن محرومسازی ایران از حقوق هستهای، در منطقه نیز ایران را به دوری از مقاومت و سازش با صهیونیستها وادار سازند که نتیجه نهایی آن، تحقق سناریوی انزوای جهانی ایران و تسلیم شدن آن در برابر زیادهخواهی غرب خواهد بود.
سوم آنکه مسائلی مانند حقوق بشر و لفاظیهایی مانند پایان حصر سران فتنه و مسئله انهدام موشکهای بالستیک ایران، بر اساس حق حاکمیت و استقلال کشورها و قوانین بینالمللی، دخالت آشکار در امور داخلی ایران است که به نوعی، اجرای سناریوی تحقیرسازی است.
نکته مهم در لفاظیهای غرب آن است که آنها با فرافکنیهای اقتصادی و سیاسی و بازگشایی پروندههای حاشیهای نظیر؛ مسئله حقوق بشر و تروریسم در کنار مذاکرات هستهای، از یک سو به دنبال گرفتارسازی ایران در پروندههای چندجانبه هستند بر مسئله هستهای تمرکز داشته باشد و از سوی دیگر، برآنند تا فضای داخلی ایران را در حوزه رسانهای و سیاسی به چند صدایی و عدم اجماع در برابر غرب هدایت کنند که بر اقتصاد کشور و نیز بر حمایتهای ملی از حقوق هستهای تأثیر منفی خواهد داشت.
هدف نهایی آمریکاییها آن است که تیم هستهای کشورمان را از حمایتهای مردمی و انسجام درونی محروم سازند تا به گمان خود در گام نهایی، زیادهخواهی خود را به تیم هستهای تحمیل کنند.
با این شرایط، در کنار لزوم وحدت و انسجام ملی در مقابله با این طراحیها و زیادهگوییهای آمریکا، دستگاه دیپلماسی کشور نیز وظیفه مهم دارد و آن، پاسخگویی قاطع و همهجانبه به گستاخیهای اخیر آمریکاییها است. واکنشهای منفعلانه در این شرایط نمیتواند دستاوردی جز گستاختر شدن بیشتر آمریکاییها به همراه داشته باشد چنانکه آنها ثابت کردهاند که هر گام به عقب برداشتن، برابر با خیز آنها برای برداشتن گامهای بیشتر برای تحمیل زیادهخواهیها به ایران بوده است.
پاسخ قاطع دستگاه دیپلماسی به حرافیهای آمریکاییها از یک سو تقویتکننده موقعیت و جایگاه دستگاه دیپلماسی در میان مردم است و از سوی دیگر آمریکا را از قاطعیت دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم در حفظ ارزشهای انقلابی، اسلامی و ملی در حوزههای هستهای و غیرهستهای آگاه خواهد کرد و اینکه هرگز حاضر به باجدهی به آمریکا نخواهد بود. این قاطعیت مسلم تقویتکننده موقعیت تیم هستهای در مذاکرات آتی خواهد بود؛ چراکه از یک طرف، حمایت مردمی از تیم هستهای همچون گذشته با ظرفیت حداکثری خواهد بود و از طرف دیگر آمریکا در مییابد که صحنه مذاکرات، صحنه باجخواهی نیست و تیم هستهای با حمایت قاطع ملت ایران، ذرهای از حقوق هستهای و ارزشهای انقلابی عدول نخواهد کرد.